
آنچه مولانا عبدالحمید در مورد حقوق ایرانیان فارغ از افکار و باورها و اعتقاداتشان بیان داشتهاند، چیزی جز تأکید بر حقوق طبیعی هر انسان نیست. شایسته نیست عدهای به خاطر اختلافات سیاسی فرافکنی بکنند، حقایق را وارونه جلوه بدهند و عدالت را زیر پا بگذارند.

اگر بخواهیم یکجانبه و حداقلی به مسائل نگاه کنیم و همهچیز را در مشکلات اقتصادی خلاصه کنیم چندان نتیجه مطلوب و مناسبی هم نخواهیم گرفت. اما مساله این است که اینگونه نیست و در برخی حوزهها با چالشهایی مواجه هستیم که باید با یک دید همهجانبهنگر با آن مواجه شد.

روزنامه «ایران» که ارگان دولت است، مولوی عبدالحمید را به «بازی در زمین تجزیهطلبان» متهم کرده است و خواسته سهم خود را از پروژه بیآبروکردن مولوی عبدالحمید ادا کند تا مبادا از سفره انقلاب بیبهره بماند. گزارش سراسر دروغ این روزنامه اینطور عنوان میکند که «تنها خطابههای یک امام جماعت است که در ماههای اخیر و بیش از گذشته مورد حمایت رسانههای بیگانه و مخالف نظام قرار گرفته است و به تیتر نخستشان تبدیل شده». خب اینکه جای تعجب ندارد. وقتی اغلب ائمه جمعه و حتی مراجع تقلید شیعه در برابر آنچه بر سر مردم میآید، سکوت کردهاند، معلوم است که تنها صدایی که از سمت جامعه مذهبی کشور به سود کشور و ملت بلند میشود، بهشدت شنیده میشود.

بولتننویسان بنگاه دروغپراکنی فارس که در بولتنهای افشاشده خبر از پروژه بیآبروکردن مولوی عبدالحمید داده بودند، ظاهرا خودشان هم پیمانکاری این پروژه را بر عهده گرفتهاند و سخت مشغول پیشبرد آن هستند اما چون چنتهشان خالی است و مواضع شفاف و صریح مولوی در هفتههای گذشته همه نقشههایشان را نقش بر آب کرده است، به دروغپردازی متوسل شدهاند و چنان دروغهای شاخداری میسازند که هر صاحب عقلی را به خنده وامیدارد.

قطر قهرمان واقعی جام جهانی ۲۰۲۲ لقب گرفت؛ زمانی که با اهدای عبا و لباسشان به محبوبترین چهره ورزشی چند سال اخیر جهان؛ «لیونل مسی» تبلیغ آیین و فرهنگ غنیشان را کرده باشند، تا حتی بعد از گذشت نسلها تصویر این قاب دیدنی بیانگر و یادآور قطر و تمام خدمات ارزندهاش باشد.

حضور رسانههای حرفهای و پرمخاطب بیش از آنکه ارتباط مستقیم به خبرنگاران، روزنامهنگاران، یادداشتنویسان و اهالی رسانه داشته باشد، ریشه در سیاستگذاری و رفتار صاحبان قدرت دارد.

شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، در مواضع و مناسبتهای مختلفی، با حکمت و فراست و درایت و بلندنظری خاص خودشان، موضعگیریها و تصمیمهایی اتخاذ کردهاند که پس از گذشت مدت اندکی، صواب و حکیمانهبودن آنان برای بسیاری واضح شده است و حتی افرادی که در ابتدا مخالف تصمیم ایشان بودهاند، به صحت موضعگیری ایشان اذعان کردهاند.

سوال اینجاست: بهواقع نقش و جایگاه پارلمان ایران در وقایع این روزهای کشور کجاست؟ اجازه دهید این سوال را سادهتر بپرسم: دقیقا این روزها نمایندگان مجلس بهجز کارهای روتین و اداری و ایضا خوشوبش با یکدیگر و تعریف خاطره چه میکنند؟

پرداختن به بیان حقوق زنان در سخنرانیها، توصیۀ مکرر به رؤسای جمهور ایران دربارۀ استفاده از زنان توانمند در کابینۀ دولتهای خود، حمایت از کاندیداهای شایستۀ زن در انتخابات شوراهای شهر و روستا، تأکید و تلاش همیشگی ایشان بر راهاندازی مکاتب خواهران در نقاط مختلف و نیز تأکید ایشان بر ضرورت بازگشایی مدارس دخترانۀ افغانستان در نامه به رهبر امارت اسلامی، فقط چند گواه روشن برای اثبات ادعای توجه ویژۀ شیخالاسلام مولانا عبدالحمید به حقوق و جایگاه زنان است.

مسلما هر مدیری معتقد است که شیوه مدیریت وی بینقص بوده و قوانین موجود ظرفیت کافی برای انجام وظایف حاکمیتی را داشته است، اما صاحبان مملکت، مردم این کشور هستند که باید از آنان پرسید که آیا قانون اساسی دچار خلأ و ضعف هست یا خیر؟ بدون تردید پاسخ به این پرسشها میتواند تصویری دقیق از چیستی و چگونگی اصلاحات ساختاری ارائه دهد.