
یکی از موثرترین و کمهزینهترین راهکارهای کاهش نارضایتیها، تنشها و اعتراضات جاری، تندادن مجموعه نظام کشور به گفتوگو و شنیدن صدای معترضان است. به هر میزانی که کلون ارتباطی شهروندانِ ناراضی با متولیان امر حکومت دچار انسداد یا اختلال باشد، به همان میزان برعمق و گسترش بحرانها افزوده خواهد شد.

نگارنده در دفاع از مردم کُردزبان در برابر اتهام تجزیهطلبی ضمن بیاساس خواندن آن، لازم میدانم بهصورت خلاصه به عوامل شکاف و چالش حکومت و مردم بپردازم. اندیشمندان عرصهی سیاست معتقدند که این بیعدالتی، تبعیض و دیدهنشدن اقلیتهای قومی و مذهبی است که رویکردهای واگرایی، چالش و گسست تولید میکند.

در شرایطی که ظرفیتهای اجتماعی مولوی عبدالحمید به اعتراضات مردمی، جانی تازه بخشیده و این رهبر اهلسنت ایران توانسته نقش بزرگی در مطالبه خواستههای مردم معترض داشته باشد، بیبیسی فارسی با انتشار گزارشی مفصل سعی کرده این چهره را مخدوش کند. بیبیسی با یادآوری مواضع پیشین مولوی و ادعای تناقض میان آن مواضع و سخنان این روزها، میکوشد رویه جمهوری اسلامی را در اعتبارزدایی از شخصیتهای محبوب مردم دنبال کند اما این تناقضات چقدر واقعی است؟

اعتراضات و حوادث در مناطق کردنشین ریشه در سالهای گذشته دارد. مقامات بالای نظام اگر پیام و حرفی مبنی بر رفع تبعیض در این مناطق و دادن آزادیهای سیاسی و اجتماعی نداشته باشند، به این زودی شاهد آرامش در این مناطق نخواهیم بود.

وقتی عدهای بدون رعایت اصول ادب، عدالت و بیطرفی که خصائلی مهم برای رسانه و نمایندگان مجلس هستند، هر سخن توهینآمیز و تخریبگرایانهای بر زبان و قلم میآورند، چگونه انتظار دارند عالیترین شخصیت مذهبی اهلسنت در میان مردم بلوچ، حمایت، اعتراض و تظلمخواهی نسبت به مردمش را به سکوت واگذار کند؟

هياتی كه گفته شده از طرف رهبری به زاهدان آمدہ و با مولانا عبدالحميد ديداری داشته و یا دیدارھایی در آیندہ داشته باشد، از طرف برخی دوستان احتمال نوعی سازش آنچه از آن بنام “جریان مسجد مكی” ياد میكنند، بر سر خون شهدای جمعههای خونين زاهدان و خاش را مطرح میكنند که قطعا اینگونه نیست. اينکه با هیچ هياتی ملاقاتی صورت نگیرد چندان با شرایط ملتهب استان همخوانی ندارد. چنین موضعی بهدور از واقعبينی است. مهم ايستادن بر سر مواضع حقطلبانه است و نه تابوسازی هر نوع ملاقات.

بیتردید آنچه اكنون بر فضای بیسابقه سیاسی و اجتماعی تنشآلود، ملتهب و چالشبرانگیز بلوچستان میگذرد قبل از هر چیز نخست ریشه در ضعف تحلیل درست و واقعبینانه شرایط موجود این منطقه دارد و سپس بر در پیش گرفتن رویكرد چالشآفرین و تنشزا بهجای راهكارهای سیاسی اثربخش برای برونرفت از بحران فعلی، نادیده انگاشتن سابقه و تجربه گذشته تاریخی و از همه مهمتر ناتوانی از درک منطقی مسائل پیش روی این برهه زمانی جملگی بر وضعیت بغرنج پیشآمده سیستانوبلوچستان از نظر دورمانده مترتب است و دخیل.

چندی پیش علیرضا کمیلی، فعال عرصه اجتماعی و تشکلی و عضو اتحادیه بینالمللی امت واحده، نامهای به شیخالاسلام مولانا عبدالحمید نوشت و در آن با اشاره به اتفاقات اخیر زاهدان، پارهای از سخنان ایشان را مورد انتقاد قرار داد. یکی از طلاب دارالعلوم زاهدان پاسخی بر نامه سرگشاده آقای کمیلی نوشته که متن آن را در ادامه میخوانید.

که اگر طرفداران حکومت تا به این حد به حقانیت و مشروعیت خود باور دارند، برای یکبار هم که شده تن به برگزاری رفراندوم نمیدهند تا مخالفان خود را روسیاه کنند و به جهان نشان بدهند که معترضان کمشمارند و عددی نیستند. وقتی چنین اتفاقی نمیافتد، مردم هم گمان میکنند شاید واقعا ترسی از این وجود دارد که نکند مدافعان نظام واقعا از اکثریت افتاده باشند.

این نوشتار میخواهد از نمایندگان مجلس و در راس آن محمدباقر قالیباف بپرسد، وقتی شما تحمل شنیدن نظرات یکی از همکاران خود در بهارستان را ندارید، چگونه میشود باور کرد که به راحتی صدای مخالف را میشنوید؟ به قول معروف بهتر است شما اول برادری خود را ثابت کنید تا بعد در مورد گفتوگو حرف بزنیم.