
اینک با وقوع درگیری در خاش، قبل از تندترشدن فضا و بسط ناآرامیها در نقاط دیگر استان، لازم است هرچه سریعتر، تدبیری در سطح ملی مبنی بر رسیدگی مدبرانه و دقیق به حوادث و احقاق حقوق مردم و آسیبدیدگان اتخاذ شود. تدبیری شفاف و فیصلهبخش که مورد پذیرش دو سوی ماجرا باشد و همه خود را ملزم به تبعیت از آن بدانند.

امروز مردم از زاهدان تا شیراز از شخصیتها و گروههای سیاسی، اجتماعی و مذهبی انتظار دارند عاملین دو جنایت مصلای زاهدان و شاهچراغ را محکوم و رسانه ملی در پوشش خبری چنین حوادثی رسالت ملی خود را بهخوبی ایفا نماید و حاکمیت عوامل، آمرین این دو جنایت را مجازات نماید و امنیت مکانهای مذهبی و عبادی را برقرار نماید.

جامعه مدنی ایران، فرهیختگان، روزنامهنگاران و رسانهها! حرمت قلم را محفوظ بدارید، واقعیتهای جامعه و مصلای خونین جمعه هشتم مهرماه ۱۴۰۱ را بیان کنید و گزارشتان را برای نگارش در تاریخ درج کنید؛ باشد از تکرار حوادث همانند جلوگیری شود و خون ناحقی ریخته نشود.

زاهدان یا همان دزآپ، شهریست که روزی مسجد، گودواره و میخانه در آن همه در یک کوچه بودند؛ بلوچ، سیستانی، فارس شیعه، سنی، سیک و… همه با هم زندگی مسالمتآمیزی داشتند؛ از افراط و تفریط و خشونت و تفاوتهای قومی و مذهبی در آن خبر زیادی نبود. اما امروز متأسفانه بعد از انقلاب اسلامی، سیستانوبلوچستان و مرکز آن زاهدان هر از چندگاهی شاهد خشونت و خونریزی است. خشونت و خونریزیهایی که بیش از هر چیزی، ریشه در بیعدالتی و تبعیض دارد.

بدون هیچ تردیدی باید گفت صداوسیمای ما که این روزها بیش از گذشته منفور عموم ایرانیان و بهویژه مردم ما در سیستانوبلوچستان شده، از عوامل تأثیرگذار بحران اخیر در کشور بهشمار میآید. باید هشدار داد که بزرگان نظام اگر این رسانه را از چنگ مسئولان کنونی آن خارج نکنند و این سازمان عریض و طویل با همین فرمان پیش برود، بیگمان خسارتهای جبرانناپذیری به کشور و نظام وارد خواهد کرد.

باید یک فکر اساسی به حال سنندج و کوردستان نمود و هرچیزی را از منظر توهم توطئه تحلیل نکرد؛ نه «تجزیهطلبی» در کار است و نه حضور «گروهکها»، زیرا بهطور قطع جوانانی که در این روزها فدا شدند هیچ تعلق خاطری به گروهکها نداشتهاند. حاکمیت باید نگاهش را نسبت به کوردستان و سنندج تغییر دهد. هیچ حکومتی با فشار و نظامیگری نمیتواند قضایا را حلوفصل نماید.

امنیت و احساس آرامش نشانه یک جامعه اسلامی و توسعه یافته است. از این جهت دولتها باید به این دو موضوع توجه فراوانی مبذول دارند. دولت درشرایط فعلی باید با استفاده از نظرکارشناسان و افراد خبره و متخصص، مواضع مختلف شهروندان را در موضوعات گوناگون بررسی و شناسایی کنند و از دیدگاههای مختلف رضایت مردم را مورد بررسی قرار دهند و از مسیرهای مختلف به امنیت و آرامش نگریسته و ساحتهای مختلف امنیت و آرامش را در جامعه پیادهسازی کنند.

برای نجات کشتی جهان اسلام از طوفانهای موّاج و سهمگین میطلبد که بیش از پیش برای تقویت ایمان و باورهای بنیادین مردم چارهاندیشی شود، هدایتگران غیور بهپا خیزند و هر فردی در قلمرو و محدودۀ مسئولیتش تلاش نماید و برای همدلی و هماندیشی در سطح وسیع برنامهریزی و فعالیت صورت گیرد و با یأس و ناامیدی و بینظمی و بیبرنامگی و روزمرگی مبارزه شود.

وقتی صحبت از فقر اقتصادی میکنیم در حقیقت فکرمان به سمت یک ویرانی و آنارشی در جامعه کشیده میشود و درخواهیم یافت که فقر در یک جامعه باعث میشود که انسانها بیاختیار و بر خلاف تمایلشان پای روی یکسری قوانین و اصول انسانی بگذارند و از عرف و مسیر صحیح اخلاقی جامعه خارج شوند.

نیروی انسانی به عنوان پیشران توسعه همه جانبه دارای اهمیت است که این مهم در آموزش و پرورش با توجه به نقش آن در تعلیم و تربیت نسلهای آینده از اهمیت مضاعفی برخوردار است.