
نگاهی به سیر رویدادها نشان میدهد مواضع ایشان پیرامون «ضرورت توافق عادلانه»، «مذاکرۀ مستقیم» و «اولویت منافع ملی و رفاه مردم بر سیاستهای منطقهای»، گرچه در ابتدا با هجمهها و انتقادهای تند رسانهها و محافل نزدیک به جریانهای رسمی مواجه شد، اما در نهایت، ادبیات دیپلماتیک و رفتارهای عملی تصمیمگیران کلان کشور در مسیر همان اصولی حرکت کرد که ایشان پیشتر در توییتها و خطبههایش بر آنها پای میفشرد.

جانمایۀ دیدگاههای مولانا عبدالحمید را میتوان در یک گزاره خلاصه کرد: ایران برای عبور از چالشهای پیچیده و درهمتنیدۀ کنونی، بیش از هر زمان دیگری به تغییر رویکرد از «تقابل» به «تعامل» نیاز دارد؛ تعاملی که هم در عرصه داخلی میان حاکمیت و جامعه و هم در عرصه خارجی میان ایران و جهان شکل گیرد.
تحولات اخیر نیز نشان میدهد بسیاری از راهحلهایی که در گذشته با تردید یا مخالفت مواجه بودند، امروز بیش از پیش در دستور کار قرار گرفتهاند. از این منظر، بازخوانی دیدگاههای شخصیتهایی که سالها بر ضرورت گفتوگو، همگرایی ملی و واقعبینی سیاسی تأکید کردهاند، میتواند به فهم بهتر مسیر پیش رو و اتخاذ تصمیمهای کارآمدتر برای آینده کشور کمک کند.

آغاز هر سال، فرصت ارزشمندی برای محاسبۀ نفس و بازنگری در عملکرد گذشته است. بزرگان ما همواره سفارش کردهاند که انسان در چنین روزهایی کارنامۀ یک سال گذشتۀ خود را مرور کند؛ بیندیشد که تا چه اندازه به تصمیمها و برنامههای خود عمل کرده و در انجام وظایف دینی، اخلاقی و اجتماعیاش موفق بوده است. سال جدید، فرصتی دوباره برای جبران کوتاهیها و آغاز مسیری پردستاورد خواهد بود. در عین حال، نباید از وضعیت دردناک مظلومان غافل باشیم. استمرار ظلم و جنایت علیه مسلمانان مسئولیت همۀ ما را سنگینتر میکند.

در این میان، اظهارنظر اخیر یک ورزشکار که اعدام انسان را همسنگ سوزاندن قرآن دانسته، قیاسی نادرست، احساسی و از نظر منطقی مخدوش است. اعدام- در هر کشوری- پدیدهای حقوقی و سیاسی است که میتوان دربارهی آن بحث کرد، آن را نقد نمود یا حتی بهطور کامل با آن مخالفت داشت. اما قرآن، موضوع ایمان و باور و اعتقاد است. مقایسهی این دو، نادیدهگرفتن تفاوت بنیادین میان «نظام حقوقی» و «باور اعتقادی» است و نتیجهای جز تشدید شکافهای اجتماعی ندارد.

بهترین و موثرترین ابزاری که علمای مسلمان در طول تاریخ برای دفع شبهات و اثبات باورهای دینی از آن استفاده کردهاند «علم کلام» است. متکلمان مسلمان توانستهاند با استدلالهای عقلی و منطقی، از شکگرایی دینی جلوگیری نمایند.

چرا ما وقتی هر روز سر کار میرویم و کار میکنیم؛ اما همچنان فقیریم؟ چرا روز به روز فقیرتر میشویم؟ به این پدیده، «شاغلان فقیر» میگویند.

مظلومستان غزه، اکنون نه فقط قتلگاه کودکان و زنان بیگناه، بلکه مسلخ انسانیت و قربانگاه اخلاق، حقوق، تمدن و نمایشگاه اهریمن مجهز به فناوری نیز شده است! عمق، حجم و نوع جنایات هولناکی که باند اهریمنی راستگرایان تندرو اسرائیلی در غزه و بر ضد اهالی بیپناه و فروکوفتۀ آن انجام میدهد، در تاریخ بشر بیسابقه است و دشوار بتوان در دوران باستان و قرون وسطی نیز، نمونهای برای آن یافت؛ چه رسد به تاریخ معاصر و عصر تمدن، توسعه و پیشرفت!

پوشیده نیست که حملات اخیر به غزه با موافقت ترامپ صورت گرفته است؛ موافقتی که پس از حملات به یمن، رساندن منطقه به لبه پرتگاه جنگی منطقهای را دنبال میکند تا فشار حداکثری را بر تهران برای تحقق «صلحی از موضع قدرت» به حد اعلای خود برساند. البته رساندن اوضاع به لبه پرتگاه جنگ لزوما به معنای ورود به آن نیست؛ اما شنهای روان و سوزان منطقه با سرعت در حرکتاند و فعلا نقطه توقف آنها روشن نیست.

چالشهای اقتصادی در کشور ما بهگونهای است که اگر بررسیهایی انجام دهیم دیده میشود که سیاست خارجی میتواند به کمک بیاید و این نشان میدهد که برای بهبود اقتصاد میتوان نگاه دیگری به گفتوگو و تعامل داشت.

جامعه امروز تشنه یک نشانه مثبت است؛ نشانهای که نشان دهد گوش شنوایی برای خواستههای مردم وجود دارد و برای برونرفت از وضعیت نابسامان فعلی، برنامهریزی جدی شده است.