
ماه شعبان مثل همیشه همراه با نسیم ملایم خیر و برکت وزیدن گرفته است. تو گویی به قدوم فرخندهٔ ماه خجستۀ رمضان نوید میدهد و بندگان الهی را به حُسن استفاده از خود و رمضان فرامیخوانَد. بهرهمندی نیکو از فرصتها جز با پیروی از سنتهای رسولالله صلیاللهعلیهوسلم امکانپذیر نیست. چنانکه خدای متعال میفرماید: «واگر از او پیروی كنيد، هدايت مىيابيد»(نور:۵۴).

خواهرانی که به فریضۀ امربهمعروف و نهیازمنکر اهتمام میورزند در واقع سهمی از آیۀ «کنتم خیر أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکر» برای خودشان برگرفتهاند. در پرتو این آیه، معیار برتری این امت در امربهمعرف و نهیازمنکر است. اگر این امت، فریضۀ امربهمعروف را ترک کند، هیچ برتریای بر امتها و ادیان گذشته ندارد. در جوامعی که فریضۀ امربه معروف ادا نمیشود یا بدون حکمت و اصول و قواعد اجرا میشود، حرمتها از بین رفته است، بیحیایی و فحشا حاکم شده است، سرقت و ناامنی امانِ مردم را بریده است.

عدالت اجتماعی یکی از اصول اساسی اسلام است که در تمامی مجامع اسلامی باید رعایت شود. عدالت اجتماعی بهمعنای تساوی حقوق بین اعضای جامعه است و در اسلام، این مفهوم بهعنوان یکی از مهمترین اصول حاکمیت در نظام سیاسی مطرح شده است. از طرفی، یکی از مهمترین عوامل تضمین عدالت اجتماعی در مجامع اسلامی، حکومت اسلامی است. در حکومت اسلامی، همه اعضای جامعه باید به مساوات حقوقی برسند و تفاوتهای اجتماعی و اقتصادی باید باتوجهبه شریعت اسلامی برطرف شوند.

سیمایی جذاب، شخصیتی باوقار، و هیئتی برازنده و دوستداشتنی داشت. از دور که ظاهر میشد گویی موکبی باشکوه در حال حرکت است و میطلبد که حاضران دمی به احترام بایستند و به تماشا بنشینند… دنیادیده، پرتجربه، آدمشناش، جامعهشناس، محقّق، و شخصیت علمی و فکری و عرفانی بسیار برجستهای بود

همانگونه که قبلا ذکر شد پیامبر اسلام ﷺ رهبر و فرمانروایی جامعالصفات بود که با ویژگیها و اوصاف منحصربهفرد خویش در تمام زمینهها تعالیم و آموزههای بیشماری را به امت اسلامی آموخته است. از اینجهت در این مبحث سعی خواهیم کرد مواردی از آموزههای ایشان پیرامون رهبری و قیادت امور جامعه اسلامی و اینکه یک رهبر چه ویژگیهایی میبایست داشته باشد، بیان نماییم.

سیره پیامبر اسلام ﷺ در زمینه سیاست و رهبری، سیره شخصیتی بینظیر و بیمثال است که میتواند درسها و تعلیمات وزینی برای جهانیان داشته باشد؛ چراکه وی توانست در عصری که جهان از قوانین بینالمللی و دیپلماتیک چیزی نمیدانست، بهروزترین و کارآمدترین ضوابط و قوانین سیاسی، مدنی و نظامی را آموزش داده و در این راه نمونههای نوینی را عرضه کند. جهان اسلام نیز که بهعنوان رهبران و پیروان ایشان بهحساب میآیند از این سرمایۀ گرانبها برخوردار هستند و میتوانند با الگو قراردادن این فرامین سیاسی و رهبری، نمونهای جدید از حکومتداری را به عرصه وجود بیاورند.

در دنیای امروز راجعبه رابطۀ اسلام و سیاست، دو نظریه و رویکرد متضاد شکل گرفته که هر دو مصداق افراط و تفریطاند. نظریه و رویکرد اول متعلق به اندیشۀ مبتنی بر سکولاریسم است که اسلام را مانند سایر ادیان و آیینها امری ذاتی و فردی و محدود به مسائل شخصی در زندگی خصوصی میداند. رویکرد دوم را که مصداق افراط و زیادهروی است، کسانی اختیار کردند که با شدت تمام به نقد و رد سکولاریزم پرداختند و سیاست را هدف و مقصود اصلی اسلام قرار دادند.

فواید و منافع سخنرانی متعدی و فراگیر است. سخنوری درواقع اسحلۀ یک دعوتگر و عالِم است که با قدرت زبانش چهبسا میتواند سبب انقلاب و تحول در جامعه بشود. سخنرانی واقعی آن است که بر دل بنشیند و در قلب اثر بگذارد. صحابهای میفرماید: «وعَظَنَا رسولُ اللهِ -صلى الله عليه وسلم- مَوْعِظَةً وجِلَتْ منها القلوبُ، وذَرَفَتْ منها العيونُ»؛ آنحضرت صلیاللهعلیهوسلم چنان سخنرانی میکرد که دلها را میترساند (بر قلبها اثر میگذاشت) و اشکها را جاری میساخت.

استاد گلدیقلیچ آخوند همانند پدرِ بزرگوارش، در هالهٔ نوری از گمنامی و سکوت و بهدور از هیاهو و جنجال جانانه مشغول تدریس و تربیت و تبلیغ بود. با وجود کهولت سن با جماعتتبلیغ همراه میشد. در کمال سادگی شبهای جمعه را با طلاب تشکیل میشد و برای تربیت طلاب به مساجد نزدیک شهر میرفت و شب را همانجا اعتکاف میماند. عموما شبهای شنبه را در مرکز جماعتتبلیغ سیمینشهر اعتکاف مینشست. همین عشق و علاقهٔ خالصانه و راستین به دانش و دین و تبلیغ، سبب شد که در واپسین روزهای زندگیاش، نمازجمعهٔ ۷ مهرماه ۱۴۰۲ را خودش پیشنماز شود، در اعمال شب شنبه جماعتتبلیغی شرکت کند، دعایش را بدرقهٔ راه یاران و شاگردانش نماید و روز شنبه ۸ مهرماه پساز ادای نماز جماعت در مسجد، کتاب ریاضالصالحین امام نووی و تفسیر جلالین را تدریس کند و در کلاس درس در حوزهٔ علمیه، سبکبال از این جهان فانی بهسوی دیار باقی پر بکشد. خدایش در صف نیکان کند محشور.

نام اصلی او «شریفحسین» است؛ اما بیشتر با نام مستعارِ «نسیم حجازی» شناخته میشود. وی قبل از تجزیهی هند در سال 1914 در ناحیهی گورداسپور پنجاب به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در روستای خود فرا گرفت و سپس در مقطع دبیرستان به ادامه تحصیل پرداخت. در سال 1932 از دانشگاه «اسلامیهٔ لاهور» مدرک لیسانس گرفت. نسیم حجازی زمانی آغاز به نوشتن نمود که که زمزمهی آزادی از زیر یوغ استعمار پیر در هندوستان طنینانداز شده بود. ایشان که فراز و نشیبهای زیادی در زندگی دید و در راه اندیشهٔ اسلامی سختیها و مصائب بسیاری را متحمل شد، سعی میکرد با نوشتههای خود امت خفته را بیدار کند. در زمان استقلال از سلطه انگلیس، خانوادهاش به پاکستان مهاجرت کرد و او بقیه عمر خود را در پاکستان گذراند.