
روند حضور نمایندگان در دولت در دورههای گذشته نیز ادامه داشته و چیز جدیدی نیست. هرچند به نظر میرسد به طور قانونی اساسا نیازی به طرح استعفا در مجلس نبوده و همانطور که نمایندگانی از مجلس به وزارت رسیدند و خودکار از مجلس کنار رفتند، برای حسینزاده نیز در مقام معاونت رئیسجمهور همین رویه تکرار شود.

هفته وحدت از ابتدای انقلاب در تقویم ایران قرار گرفت و همهساله درباره آن گفتوگو شده و بیانیههایی هم طبق معمول صادر شده است. چشمانداز وحدت اسلامی بسیار زیبا و امیدبخش است. ولی واقعیات موجود نشاندهنده چند نکته ناامیدکننده است.

با درنظرداشتن انتصابات دولت چهاردهم، هرچند گماردن یک «وزیر زن» و دو نیروی اهل سنت در مناصب معاون رئیسجمهور و معاون وزیر، گام مثبتی پنداشته میشود، «زنان» و «اهل سنت» که جزء «شالوده وجودی» این مرزوبوم هستند، به خشکاندن زخم دیرینه تبعیض و بیعدالتی مصرانه تأکید دارند.

اولین مسئولیت رییسجمهور و وزیر کشور محترم این است که در انتخاب استانداران، فرمانداران و مدیرانکل استانها به خصوص برای شرق کشور بسیار حساس باشند و به انتخاب شایستهترین و توانمندترین افراد با عنایت به جوانب مختلف بهویژه جلب اعتماد اجتماعی نسبت به آنها اهتمام ورزند.

چنین انتصاباتی به شرط ادامهدار بودن و پایدار بودنش، موجب میشود که همه خود را برای پیشرفت ایران سهیم بدانند و از هیچ تلاشی برای هموارکردن مسیر پیشرفت دریغ نکنند.

انتخاب هیأت دولت چهاردهم، حتی با مطالبات مردمی که بدان رأی دادهاند نیز همخوانی ندارد. با آنکه برچسب محوری آن «وفاق ملی» بوده است، شیوهی غالب آن، تکرار بیاعتنایی به گروههای مختلف جامعه همچون زنان و اهل سنت و اقوام است.

انصاف و عدالت اقتضا میکرد اعضای تحریریۀ روزنامۀ جمهوری اسلامی قبل از قلمبرداشتن، نظری به مواضع شیخالاسلام مولانا عبدالحمید میانداختند که ایشان بارها مخالفت خودشان را با خشونت و خونریزی اعلام کردهاند و کشتن انسانهای بیگناه را از هر دین و مذهب و قومیت و نژادی که باشند محکوم کردهاند.

تظاهرات و تجمعات مسالمتآمیزی که هماکنون در «گوادر» و دیگر شهرها درحال برگزاریست و ملت بلوچ از درگاه صحیح خواهان حقوق خود هستند، تجمعیست که هیچ مورد غیرقانونی در آن وجود ندارد و لازم است دولت پاکستان طبق قانون، حقوق مردم بلوچ را پرداخت کند.

هنوز از چندوچون ترور اسماعیل هنیه خبری در دست نیست، اما این نشان میدهد که اسرائیل هیچ خط قرمزی را نمیشناسد؛ نه خطوط قرمز و قوانین انساندوستانه با کشتار بیرحمانه دهها هزار زن و کودک، نه خطوط قرمز نظامی و سیاسی و دیپلماتیک با ترور مهمان رسمی یک کشور در داخل خاک آن.

رییسجمهور پزشکیان (به درستی) اعتقاد دارد نمیشود با روند فعلی مملکت را اداره کرد و برای رسیدن به توسعه واقعی میبایست «تصمیمات سخت» گرفته شود. آیا رئیس جمهور در مورد تصمیمات سخت، به همان چیزی میاندیشد که جامعه به آن فکر میکند؛ یا اینکه تصمیمات سخت از نگاه ایشان با آنچه در لایههای جامعه در جریان است متفاوت است؟