امروز :چهارشنبه, ۱۳ خرداد , ۱۴۰۵

باور کنید که مولانا عبدالحمید یک مصلح و خیرخواه است

پاسخی به نامه علیرضا کمیلی که سخنان شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید را «غیرمنصفانه» عنوان کرد
باور کنید که مولانا عبدالحمید یک مصلح و خیرخواه است

چندی پیش علیرضا کمیلی، فعال عرصه اجتماعی و تشکلی و عضو اتحادیه بین‌المللی امت واحده، نامه‌ای به شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید نوشت و در آن با اشاره به اتفاقات اخیر زاهدان، پاره‌ای از سخنان ایشان را مورد انتقاد قرار داد. یکی از طلاب دارالعلوم زاهدان پاسخی بر نامه سرگشاده آقای کمیلی نوشته که متن آن را در ادامه می‌خوانید.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

جناب آقای علیرضا کمیلی

سلام علیکم

نامۀ سرگشادۀ شما به مولانا عبدالحمید، امام جمعۀ اهل‌سنت زاهدان را به‌دقت مطالعه کردم. سخنان انتقادی شما از این نظر که سعی کرده بودید مؤدبانه بنویسید، قابل تحسین است، اما باتوجه به اینکه شما بخشی از مواضع و سخنان امام جمعۀ اهل‌سنت زاهدان را در خطبه‌های جمعه 6 آبان 1401 «ناروا» خوانده‌اید، بنده بر خود لازم دانستم نکاتی را به جناب‌عالی یادآور شوم تا متوجه شوید که خود شما در رقیمه‌تان اظهاراتی غیرمنصفانه و «ناروا» خطاب به امام جمعۀ اهل‌سنت زاهدان مرقوم داشته‌اید:

۱. جناب کمیلی، شما نامه‌تان را  با بحث دربارۀ «بیانیۀ شورای تأمین استان» آغاز کرده‌اید. آن را «گامی مهم» دانسته‌اید که علما بدان توجه نکرده‌اند. این نظر شما غیرمنصفانه است؛ مولانا عبدالحمید در خطبه‌های جمعه 6 آبان 1401دربارۀ این بیانیه گفت: «ما در بیانیه‌های قبلی شورای تأمین نکته مثبتی ندیدیم و این، گلایه ما از شورای تأمین بود، اما در این بیانیه نکات مثبتی هم موجود است، اگرچه برای ما هنوز قانع‌کننده نیست. در این بیانیه، شورای تأمین گفته که مردم زاهدان در مصلی بی‌گناه کشته شده‌اند و گویا دولت به این مسئله اقرار کرده است که مردم را به ناحق به قتل رسانده‌اند. نکته دیگر آنکه شورای تأمین گفته که کسانی که مردم را به قتل رسانده‌اند باید محاکمه شوند و عده‌ای را هم عزل کرده‌اند؛ گرچه این‌هایی که عزل شده‌اند در سطح بالایی نیستند. خواسته ما شفاف‌سازی موضوع و محاکمه عوامل پشت پرده است.» جناب کمیلی، شما این سخنان را توجه به حساب نمی‌آورید؟ مراد شما از کلمۀ «توجه» چیست؟ به نظر می‌رسد شما انتظار داشته‌اید این بیانیه بدون هیچ چون‌وچرایی کلمه‌به‌کلمه پذیرفته می‌شد! این انتظار شما بجا نبوده و نیست.
شما در همین بخش از نامه‌تان خطاب به مولانا عبدالحمید آورده‌اید که «… با عنایت به حمله برخی افراد به پاسگاه و حمل کلت دارای تیر جنگی و جمعیت بالای مهاجمین – که شما هم این بخش را قبول دارید ـ …» جناب کمیلی، براساس کدام سخنِ مولانا عبدالحمید شما در جملۀ معترضه نوشته‌اید که ایشان این ادعا را قبول دارد. آنچه شما گفته‌اید ادعای مسئولان استانی بوده که مولانا عبدالحمید در سخنان خود آن را رد کرده است .

۲.  شما در بخش دیگری از نامه‌تان به وضعیت استان ما پرداخته‌اید و  پرسیده‌اید: «…اندک مقایسۀ وضعیت کنونی استان سیستان‌وبلوچستان در شاخص‌های مختلف با قبل انقلاب ما را به چه نتیجه‌ای می‌رساند؟ و …» برادر! مقایسۀ نظام جمهوری اسلامی با نظام طاغوت یا با پاکستان، افغانستان و کشورهای دیگری که نام برده‌اید، قیاس مع‌الفارق است. توسعۀ این استان را با استان‌های خود کشور باید مقایسه کرد. نیازی به بررسی شاخص‌های توسعه در محیط علمی هم نیست. کافی است با یک تحقیق میدانی ساده پرده از این راز برداریم. هر شهروندی از سیستان‌وبلوچستان وقتی از استان خارج می‌شود، متوجهِ تفاوت‌های عمیق بین سیستان‌وبلوچستان و استان‌های دیگر می‌شود.
شما در ادامۀ بحث توسعه خطاب به مولانا عبدالحمید نوشته‌اید: «بخشی به نگاه سنتی خود شما برمی‌گردد…» جناب کمیلی، نگاه‌های سنت‌گرایانه و درک درستی از توسعه نداشتن و هر چیز دیگری که شما اسمش را بگذارید، مانع تحول و توسعه نیست. توسعۀ همه‌جانبه عزم ملی و ارادۀ همگانی دولت و ملت را می‌خواهد و رویکرد افراد نمی‌تواند جلوی پیشرفت را بگیرد؛ البته اگر دولت‌ها خواهان تحول و توسعه واقعی باشند.

از «حضور مسئولان بومی» گفته‌اید. بر اساس مستندات مرکز آمار سهم استان در  مقامات ارشد درصد ناچیزی است . در مورد واگذاری مسئولیت و مشارکت اهل‌سنت در مدیریت کلان اولین قدم اعتمادسازی است. متاسفانه دولت‌ها در اعتمادسازی عملکرد قابل قبولی نداشته و ندارند. این موضوع در مورد استان ما و خصوصا در شهرهای زابل و زاهدان نیز قابل بررسی است. باید دید چند مدیرکل استانی بلوچ و اهل‌سنت در سیستان‌وبلوچستان داریم؟ در ادارات مختلف چه سهمی داریم؟
در بعضی از ادارات مانند اداراۀ کل آموزش‌وپرورش و ادارات آموزش‌وپرورش نواحی زاهدان، سهم بلوچ و اهل‌سنت بیست درصد هم نیست! حالا ادارات بماند، حتی در مدارس زاهدان مدیران بلوچ بسیار کم و انگشت‌شمار هستند و در مورد مدارس خاص مانند تیزهوشان، نمونه  و… در زاهدان نمی‌توان یا به ندرت می‌توان یک بلوچ را مشاهده کرد. اگر این تبعیض نیست چه نام دیگری برایش قابل انتخاب است؟ تحقیق کنید چند تن از رؤسای دانشگاه‌های زاهدان و زابل بلوچ هستند؟ چند بار در این چند دهه، استاندار بلوچ و اهل‌سنت داشته‌ایم؟ چند فرماندار و بخشدار بلوچ در زاهدان و زابل داریم؟

3. برادر گرامی، جناب کمیلی! ظاهرا شنیدن گزاره‌های تلخی چون «این فریادها نتیجۀ تحریک خارجی‌ها نیست، مردم گرسنه‌اند!»، «پخش اعترافات اجباری جامعه را ملتهب‌تر می‌کند»، «رفراندومی فوری برگزار کنید و به خواست جمهور تن دهید» از زبان مولانا عبدالحمید شما را ناراحت کرده است. اما چاره چیست؟ آیا باید چشم بر روی واقعیت‌ها ببندیم، آیا واقعاً وضعیت ایران سفید سفید است؟ آیا واقعاً به‌جای همدردی با مردم، باید به مردم بگوییم خفه بشوید شما گرسنه نیستید، وضعیت معیشتی شما خوب است؟
جالب است که شما هم با جمله‌هایی چون «ایران اسلامی امروز جزو برترین‌های جهان در بسیاری از عرصه‌هاست»،  «کشور پس از اعمال سنگین‌ترین تحریم‌ها سر پا ایستاده و وضعیت اقتصادی خود را تحت کنترل قرار داده» و… در مقام دفاع از دولت کنونی برآمده‌اید.
برادر، این ادبیات شما ادبیات حکومتی و ادبیات دولتمردان است. گفتمان دیکته‌شده، اقناع‌سازی افکاری عمومی را فراهم نمی‌کند. لطفا این بحث را بگذارید برای کارشناسان. امروز به قول مولانا بلخی «صدای طبل افلاس» مردم ایران در بسیاری از عرصه‌ها به آسمان هفتم رسیده و شما خبر ندارید؟!  این بد واقعه‌ای است.
طبل افلاسم به چرخ سابعه / رفت و تو نشنیده‌ای، بد واقعه!
شما اگر واقعاً از انجام اعترافات اجباری، از زندانی‌کردن فعالان سیاسی و اجتماعی و علما، از نبود آزادی‌های قانونی، آزادی بیان، فرار مغزها و از وضعیت بسیار بد معیشتی مردم خبر ندارید، انکارش نکنید. در باب توسعه‌ مهم‌ترین بحث توسعۀ انسانی است. اگر بخواهیم به وضعیت توسعۀ انسانی در ایران امروز پی ببریم، نیازی نیست که جای دوری برویم. یکشنبۀ هفته گذشته در مجلس شورای اسلامی، یک نمایندۀ قانونی مجلس از حق قانونی‌اش با قطع صحبت‌هایش محروم می‌شود. این است توسعۀ انسانی ما!. تو خود قیاس کن ز گلستان من بهار مرا!

برادرِ من، اینکه ایران را با چهل سال قبل مقایسه بکنیم و بگوییم پیشرفت‌هایی اتفاق افتاده، کاری خطاست. این‌ پیشرفت‌ها حاصل گذر زمان است. شما هیچ کشوری را در جهان نمی‌توانید پیدا کنید که نسبت به چهل سال قبل، پسرفت و واپس‌گرایی داشته باشد، حتی در شاخ آفریقا و در عقب‌مانده‌ترین کشورهای خاورمیانه!
ما بهتر است کشورمان را با برخی دیگر از کشورهای منطقه مقایسه کنیم. کشور ما در زمان طاغوت کجا بود و آن کشورها کجا بودند. اکنون ایرانِ امروز را با همین کشورها مقایسه کنیم تا ببینیم آنها پیشرفت کرده‌اند یا ما! زمانی پیشرفت در حد ایران آرزوی دست‌نیافتنی بسیاری از کشورهای جهان بود که اکنون شاید بتوان گفت صد سال از آنان عقبیم. پیشرفت فقط پیشرفت نظامی نیست. آسایش و رفاه و نداشتن دغدغه برای نیازهای اولیۀ زندگی جایش کجاست؟ امنیت روانی چه می‌شود؟ اکنون با خط فقر هجده میلیون تومانی حتی کارمندان دولت نیز به زیر خط فقر رسیده‌اند، کارگران بیچاره که دیگر زیرِ زیر خط فلاکت هستند!

جناب کمیلی! بله، یک حاکم عادل تکنوکراتِ بی‌نماز اما بی‌طرف به‌مراتب بهتر از یک حاکم ظالم مسلمان است که مأمورانش به جان ملت بیفتند و مثل آب خوردن جواب سنگ را با گلوله ‌بدهند و به هیچ‌کس هم پاسخ‌گو نباشند.
بدانید که مولانا عبدالحمید همیشه به صبر و تحمل و گفت‌وگو توصیه کرده است. پیشنهاد دعوت ایشان از ناظران بین‌المللی به‌خاطر سلب اعتماد مردم از دولت‌مردانی است که بزرگترین دستاوردشان تنگ‌کردن حلقه و تقسیم مردم ایران به خودی و غیرخودی است. حتی اگر در میان خودی‌ها عده‌ای بر خلاف شان بگویند یا بیندیشند به‌زور از قطار پیاده و از گردونه حذف می‌شوند.

سخن از رفراندوم به خودی خود موجه و منطقی است. رفراندوم نشان می‌دهد چند درصد مردم از این حکومت راضی هستند و آن را می‌خواهند. رفراندوم نشان می‌دهد حکومت چقدر در دل مردم جای دارد و چقدر در اعماق وجودشان ریشه دوانده است. اگر این را باور داریم که بخش اعظم مردم از این حکومت که هم جمهوری است و هم اسلامی، رضایت دارند- همان‌طور که رسانۀ ملی این را تبلیغ می‌کند- پس چه ترس و واهمه‌ای از رفراندوم هست؟
بزرگترین هدف از انقلاب «استقلال» و «آزادی» بود. در مورد آزادی های مشروع  در قانون اساسی عملکرد مسئولین قابل دفاع نیست. آنچه امروز  (بر اساس اصل ۲۷ تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها بدون حمل سلاح آزاد است) در کف خیابان‌های کشور شاهد آن هستیم، نتیجه برخورد تحقیرآمیز برخی مسئولان متعصب و متحجر با مردمی است که خواستۀ اصلی‌شان عزت و احترام و آزادی است.
آیا اقوام و مذاهب به همان آزادی‌هایی که در اصول متعدد قانون اساسی به آن تاکید شده دسترسی دارند؟
امروز در کشور به‌جای تکثرگرایی گفتمان واحد و تک‌نظری حاکم است و معیار حق با ما و یا علیه ما بودن است.
در زندان‌های سیستان‌وبلوچستان نوجوانانی که به سن قانونی نرسیده‌اند وجود دارند. آنان را تا سن قانونی در زندان نگه می‌دارند و بعد از آن علیه آنان حکم صادر می‌کنند. اینجا سیستان‌وبلوچستان است؛ جایی که متولیان قانون چند قدم از قانون جلوتر هستند. در تهران جواب کوکتل مولوتوف مردم تیر مشقی است و در استان ما جواب سنگ، تیر جنگی تک‌تیراندزان! تک‌تیراندازها مردم را در نماز جمعه طوری هدف قرار می‌دهند انگار برای شکار خرگوش آمده‌اند. اینجا جان انسان‌ها ارزشی ندارد، انتقاد جایگاهی ندارد، با انتقاد کردن، وهابی و جدایی‌طلب می‌شوی. اینجا باید بمیری و دم برنیاوری!

جناب کمیلی، شما به مظلومیت زن بلوچ اشاره کرده‌اید و در ادامه از مولانا عبدالحمید پرسیده‌اید که چه شده شما به یک‌باره مدافع حقوق زنان شده‌اید؟
برادر! اینکه مظلومیت زن در بلوچستان به چه کسانی برمی‌گردد، بحث جداگانه‌ای است. مولانا عبدالحمید هم همواره به آن پرداخته و باید بپردازد. ولی آیا این دلیل می‌شود که برای مولوی عبدالحمید اجازه قائل نباشیم که دربارۀ حقوق زنان ایران، افغانستان و جهان صحبت کند. مولانا عبدالحمید متعلق به قوم بلوچ نیست که تنها از حقوق بلوچ دفاع کند، حق دارد که متعلق به همه باشد و برای همه خیرخواهی کند.

در پایان دوستانه انتظار دارم حداقل شما و دوستان شما که به اتحادیه بین‌المللی امت واحده  منسوب هستید، این بحث‌ها را کنار بگذارید و نهراسید. بگذارید مولانا عبدالحمید صحبت کند، از درد مردم بگوید. این به نفع شما و این نظام است. بگذارید از آزادی‌های قانونی بگوید. از حرمت زنان بگوید. ایشان بارها گفته که ما یک سر مو هم از قانون و مطالبات قانونی فراتر نمی‌رویم. خیال شما هم راحت باشد که ایشان برانداز و ضد نظام نیست. باور کنید که مولانا عبدالحمید مصلح و خیرخواه است.


دیدگاههای کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بخوانید