
جنید جمشید پس از آنکه با نور معنویت آشنا گردید و فروزندگی و درخشش حقیقت روح و روان وی را مسخر و نورانی کرد، صورت و سیرتش رنگی دیگر به خود گرفت و رهروِ راه سنت و شریعت و دلدادهی اصلاحگری و خیرخواهی گردید.

کتابت و نگارش زبان بلوچی در دهههای اخیر آغاز شده است. طبیعی است زبانی که تازه بر ریل کتابت و نگارش قرار گرفته است با مشکلات عدیدهای در رابطه با گزینش رسمالخط و نحوهی نگارش مواجه میشود.

یــک نویســنده خــوب قبــل از هــر چیــز بایــد یــک خواننــدهی حرفــهای باشــد. بدانــد چــه و چگونــه بخوانــد. هــر طــور دلتــان میخواهــد بنویســید. تعبیرهــای تــازه ایجاد کنیــد اما به قواعد دســتور زبــان و ویراســتاری پایبنــد باشــید. نوشــته شــما بــدون دســتور زبــان و ویرایش لازم ماننــد غذای خوشــمزهای اســت کــه بــا بیســلیقگی تمــام جلــوی مهمــان بگذارند.

کمی که آن طرفتر رفتیم. چشمهایش را به آسمان دوخت و در همین لحظه شنیدم که میگفت: «خدایا! چیزی در بساط ندارم، این اشکها را بپذیر. خدایا! دلم به حال همه اینهایی که مشکل دارند و من نمیتوانم برایشان کاری بکنم، میسوزد.»

بسیاری خبر میگرفتند که اوضاعتان چطور است؟ مشکل خاصی که ندارید؟! از اینکه اهلسنت در تهران مسجد ندارند ابراز تعجب میکردند و آنانیکه از قضیه اطلاع داشتند سرِ تأسف تکان میدادند.

مولوی صلاحالدین موحد امامجمعه محبوب نیمروز، پیر و مرشد جوانان و دلسوز آحاد جامعه بود. درد و رنج و محرومیت مردم نیمروز او را واداشت تا مردانه به میدان عدالتخواهی قدم بردارد و تا پای جان با غیرت و شجاعت بایستد.

در کنار علمائی دلسوز، دعوتگر و اندیشمند همچون مولانا مفتی قاسمی که بدون نیاز لب به سخن نمیگشایند و فقط همنشینان را به یاد الله میاندازند، نکتههای فراوان میتوان فراگرفت.

چهار روزی که با اهالی رسانه و قشر روزنامهخوان و خبربین در پایتخت سروکار داشتم، متوجه شدم اکثرا اطلاع ندارند ناقصآوردن نام استان سیستانوبلوچستان چه بازتابی ممکن است در داخل استان ما داشته باشد و باعث ایجاد سوءتفاهمهایی بشود.

هدف از سفر دیدن از بیستودومین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاریها در مصلای امام خمینی تهران بود. مفتی قاسمی، بهعنوان سردبیر مجلهی وزین ندای اسلام از سوی ادارهی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی دعوت شده بود. بههمین دلیل از فرودگاه مستقیم به نمایشگاه رفتیم.

صحبتهای کاک حسن آنقدر دلنشین بودند که ناخودآگاه نوشتن را از یاد میبرم و سعی میکنم هرچه بیشتر صحبتهای حکیمانهاش را گوش دهم و در آخر میفهمم چرا عوام و خواص مردم کردستان، وی را پدر معنوی کردستان مینامند.