
انتخابات عمومی اخیر در پاکستان که سوم مرداد برگزار شد، یکی از عجیبترین و پرمناقشهترین انتخابات تاریخ این کشور اسلامی بود. دو ایالت «خیبرپختونخوا» و «بلوچستان» از پایگاههای اجتماعی قدرتمند احزاب مذهبی و در عین حال زادگاه احزاب ملیگرای بلوچ و پشتون در پاکستان محسوب میشوند، اما در سالهای اخیر اقبال مردم در این ایالتها به احزاب غیرمذهبی و مرکزگرا بیشتر شده است.

پیروزی چشمگیر عمرانخان برای پاکستانیها غافلگیرکننده نبود؛ او از نظر موافقانش مرد اصلاحات است که با فساد اداری و مالی مبارزه میکند و برای رفاه مردم تلاش دارد.

اصل 15 قانون اساسی به صراحت از «آزادی استفاده از زبانهای محلی و تدریس ادبیات آنها در کنار زبان فارسی» سخن گفته است. ظرف انقلاب و مطالبات انباشته مردم ایران در قبل از آن، بسی گشادهتر بود از آنچه امروز برخی آن را خطر و خط قرمز تلقی میکنند.

25 جولای/سوم مرداد روز سرنوشتسازی برای بیش از دویست میلیون پاکستانی است. در این انتخابات تکلیف دولتهای محلی در چهار ایالت بلوچستان، پنجاب، سِند و خیبرپختونخوا نیز مشخص خواهد شد.

باوجود حمایت تام و تمام اهلسنت از حسن روحانی و همراهی مولوی عبدالحمید با وی، آنطور که شایسته و بایسته بود پس از انتخابات با هموطنان اهلسنت رفتار نشد…

سبک زندگی طایفهای و عشیرهای مردم استان و رقابتها، اختلافات و برتریجوییهای ناشی از آن، نگهداری و بکارگیری اسلحه را در برخی طوایف رایج کرده و رواج «سلاح» بجای وفور «قلم» باعث ترويج داشتن اسلحه شده و بهعنوان یک ارزش تلقی شود.

متأسفانه مسئله ساخت مسجد اهلسنت در تهران با توجه به ساختار تکمذهبی حاکمیت و به ظاهر نگرانی از برجستهشدن هویت پیروان مذاهب دیگر، به یک مسئله سیاسی- امنیتی تبدیل شده است؛ درحالیکه حداقل انتظار از یک حاکمیت ولو با ساختار یک مذهب خاص، فراهم کردن بسترهای لازم برای اقامه اولین رکن دین اسلام یعنی «نماز» برای پیروان همه مذاهب است.

جامعه اهلسنت همصدا با رهبران فکری خود، خواهان اجرای بند قانون اساسی است و نه بیشتر، زیرا داشتن مسجد، حق ماست و ما جز حقمان برای برگزاری آزاد مراسم عبادی و برگزاری نمازهای عید، چیز بیشتر و خارج از قانون نخواستهایم.

محمدحسین رجبی دوانی، که عنوان «استاد دانشگاه و پژوهشگر تاریخ اسلام» را با نام خودش یدک میکشد، با بهکار بردن جملاتی سخیف علیه صحابه پیامبر اکرم و اتهام آنان به «خیانت» و اهانت آشکار و بیپرده به مقدسات اهلسنت، عملاً فتوای مقام معظم رهبری را نادیده گرفت و آن را زیر پا گذاشت.

دیدار و «ضیافت افطاری» علما و فرهیختگان اهلسنت کشور با روحانی فرصتی را فراهم کرده بود تا علما و دلسوزان جامعۀ اهلسنت که پس از تشکیل دولت دوازدهم علیرغم تلاشهای زیاد موفق به دیدار با رئیسجمهور نشده بودند، اینبار از نزدیک و بدون واسطههای بعضاً غیرموثق و مزاحم، بتوانند با دکتر حسن روحانی دیدار و مشکلات و دغدغههای اکثریت دوم جمعیت ایران را به گوش رئیسجمهور این کشور برسانند.