
در روزهای گذشته پس از انتشار خبر دیدار برخی از نخبگان و علمای اهل سنت کشور با رئیسجمهور و شرکت در ضیافت افطار ایشان، برخی از فعالان واکنشی منفی به این دیدار نشان دادند و بر لزوم پشت کردن به دولت تأکید کردند. در همین زمینه نکاتی چند قابل ذکر است.

آمریکا یک سال قبل از برجام خارج شد و امروز دیگر از ۵+۱ اثری نمانده و برجام به ۴+۱ تبدیل شده؛ واقعیتی که خاورمیانه و حتی جهان را به بنبستی سیاسی در حوزه روابط بینالملل کشانده است.

این مسئله بهطور حتم باعث تضعیف جایگاه مجلس میان عامه مردم میشود و به هیچ عنوان نیز افزایش کیفیت قوه مقننه را به دنبال نخواهد داشت.

در چنین شرایطی، دستاندرکاران و مدیران اجرایی و تصمیمگیران کلان سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در کشور باید راهبردهایی اجرایی، عملیاتی و اعتمادآفرین را در دستور کار قرار دهند.

سقوط ارزش لیر و وضعیت بد اقتصادی در چند ماه گذشته را میتوان یکی از دلایل اصلی ریزش آرای خاکستری و ورود آنها به صندوق مخالفان ازجمله حزب جمهوریخواه خلق در انتخابات ۱۱ فروردین دانست.

طرح ترور علامه عثمانی را باید در اتاقهای فکری جستجو کرد که از پیشرفت و بالندگی دین برحق الهی هراس دارند و تحمل پویایی و تازگی شریعت غرای محمدی را ندارند.

سؤال اینجاست که چرا این اتفاقات مسلمانان را بیدار نمیکند؟ چرا این اوضاع اسفناک آنها را تحریک نمیکند؟ چرا یورش دشمنان و دسیسههای آنها مسلمانان را متحد نمیسازد؟ مگر زنان بیوه و یتیمان رنجدیده آنها را به فریاد نمیخوانند؟ مگر پیرزنان و بیماران آنان را به کمک نمیخواهند؟ آیا خونهای در محراب ریخته مسلمانان را فرانمیخوانند؟

واکنش به حوادث تروریستی بیش از اینکه به تعداد قربانیان یا نحوۀ کشتار آنان بستگی داشته باشد، تحت تاثیر نژاد، ملیت و دین ضاربین و قربانیان است.

نوشتههای روی خشابها و اسلحهای که عامل کشتار با آن مسلمانان مظلوم را هدف قرار داد، خبر از آن میدهد که عمق فاجعۀ شهر کرایست چرچ نیوزیلند بیش از آن چیزی است که ما تصور میکنیم.

اینکه در سه شهرستان اهلسنتنشینِ؛ تالش، رضوانشهر و آستارا، با هشت بخش، تنها یک معاونِ فرماندارِ اهلسنت وجود داشته باشد، چیزی بیشتر از «احساس»، و یک واقعیت تلخ است.