
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (14 مهرماه 1402) در مراسم نماز جمعه زاهدان، با اشاره به نقش مستقیم مردم در برقراری و حفظ امنیت در سیستانوبلوچستان، تصریح کردند که هیچ قدرت و دولتی نمیتواند «با توسل به زور» و «بدون همراهی مردم» امنیت را در این استان حفظ کند.

شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (14 مهرماه 1402) در مراسم نماز جمعه زاهدان، با اشاره به نقش مستقیم مردم در برقراری و حفظ امنیت در سیستانوبلوچستان، تصریح کردند که هیچ قدرت و دولتی نمیتواند «با توسل به زور» و «بدون همراهی مردم» امنیت را در این استان حفظ کند.

او صحبتهایش را اینگونه آغاز کرد: چند مدت است به دلايل مختلف، کار ما یعنی صید حال و روز مناسبی ندارد. ما کار صید با قایق انجام میدهیم که به آبهای عمیق دریا برای صید نمیرویم و در سواحل نزدیک صیادی میکنیم،اما متأسفانه به دلایل مختلف زیستگاههای ماهیان ما در دریا از بین رفته است که یکی از مهمترین دلایل تخریب و ازبینرفتن آن وجود کشتیهای صید ترال یا کفروب است. این نوع صید نهتنها زیستگاه صید ما بلکه محیط زیست گیاهان دریایی و مرجانها که منابع تغذیه گونههای مختلف دریایی است را نیز از بین برده و در نتیجه سفرههای ما صیادان بلوچ چابهاری از رونق سابق افتاده است؛ مثلا ماهی ۴۰ هزار تومانی شده کیلویی ۲۰۰ هزار تومان و نه معیشتمان مثل قبل است نه صیدمان!!

خیلی از زبان مسئولان شنیدهایم که ما را به هوشیاری در مقابل توطئههای دشمن پیدا و پنهان توصیه میکنند. توصیۀ بجایی است؛ هوشیاری مردم برای حفظ امنیت لازم و ضروری است، اما هوشیاری مسئولان امر نیز که همه چیز دستشان است و با یک امضا میتوانند چندهزار نیرو بسیج کنند، برای حفظ امنیت و آرامش مردم خیلی لازم و ضروی است. امید آن داریم که در این اوضاع مسئولان هم هوشیارانهتر و حسابشدهتر عمل کنند.

استاد گلدیقلیچ آخوند همانند پدرِ بزرگوارش، در هالهٔ نوری از گمنامی و سکوت و بهدور از هیاهو و جنجال جانانه مشغول تدریس و تربیت و تبلیغ بود. با وجود کهولت سن با جماعتتبلیغ همراه میشد. در کمال سادگی شبهای جمعه را با طلاب تشکیل میشد و برای تربیت طلاب به مساجد نزدیک شهر میرفت و شب را همانجا اعتکاف میماند. عموما شبهای شنبه را در مرکز جماعتتبلیغ سیمینشهر اعتکاف مینشست. همین عشق و علاقهٔ خالصانه و راستین به دانش و دین و تبلیغ، سبب شد که در واپسین روزهای زندگیاش، نمازجمعهٔ ۷ مهرماه ۱۴۰۲ را خودش پیشنماز شود، در اعمال شب شنبه جماعتتبلیغی شرکت کند، دعایش را بدرقهٔ راه یاران و شاگردانش نماید و روز شنبه ۸ مهرماه پساز ادای نماز جماعت در مسجد، کتاب ریاضالصالحین امام نووی و تفسیر جلالین را تدریس کند و در کلاس درس در حوزهٔ علمیه، سبکبال از این جهان فانی بهسوی دیار باقی پر بکشد. خدایش در صف نیکان کند محشور.

نام اصلی او «شریفحسین» است؛ اما بیشتر با نام مستعارِ «نسیم حجازی» شناخته میشود. وی قبل از تجزیهی هند در سال 1914 در ناحیهی گورداسپور پنجاب به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در روستای خود فرا گرفت و سپس در مقطع دبیرستان به ادامه تحصیل پرداخت. در سال 1932 از دانشگاه «اسلامیهٔ لاهور» مدرک لیسانس گرفت. نسیم حجازی زمانی آغاز به نوشتن نمود که که زمزمهی آزادی از زیر یوغ استعمار پیر در هندوستان طنینانداز شده بود. ایشان که فراز و نشیبهای زیادی در زندگی دید و در راه اندیشهٔ اسلامی سختیها و مصائب بسیاری را متحمل شد، سعی میکرد با نوشتههای خود امت خفته را بیدار کند. در زمان استقلال از سلطه انگلیس، خانوادهاش به پاکستان مهاجرت کرد و او بقیه عمر خود را در پاکستان گذراند.

در عصر رسانه و فضای مجازی میتوان هر موضوعی را رسانهای کرد، ولی باید نگران رسانه ملی بود که اکثریت ملت بیننده و شنوندۀ آن نیستند. رسانه ملی با عملکردی نادرست صدها شبکه بیگانه را با اهداف گوناگون ناخواسته وارد خانههای مردم نموده است و در یک رقابت رسانهای واقعا عقب مانده است.

مولوی حمیدالله فاروقی و مهدی خداشناس، دو تن کارکنان مسجد جامع مکی زاهدان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

در این روزها که به نام «هفته وحدت» نامگذاری شده، فرصتیست تا بر بخشی از شکافها غلبه یافت. ارائه بستهای حاکمیتی و مبنی بر ابتکار عملی اساسی که هم مجازات متخلفین را در پی داشته باشد، هم گذشت و عفو، و هم رسیدگی به وضعیت مجروحین و خانوادههای داغدار را در خود داشته باشد و هم ابتکاری در ارائه خدمات جدی به شهروندان زاهدانی و استان محروم سیستانوبلوچستان مانند ارائه برنامه پنجساله توسعه استانی در ذیل برنامه هفتم توسعه، میتواند شکافهای ایجادشده را مهار کند و زمینه همگرایی و همبستگی ملی را ارتقا دهد.

خطیبان جمعه اهلسنت بعضی از شهرستانهای کشور در مراسم نماز جمعه (7 مهر 1402) با اشاره به گذشت یک سال از فاجعۀ جمعه خونین زاهدان، بار دیگر بر مجازات عاملان و آمران جمعههای خونین زاهدان و خاش تأکید کردند.