
حکمرانی کارآمد زمانی اهمیت مییابد که سیاستگذار میان ضرورتهای همزمان مانند ثبات، امنیت، توسعه اقتصادی و دسترسی به فناوری، تعادل برقرار کند. کیفیت سیاستگذاری، نه فقط منابع محدود، بلکه هزینههای اقتصادی را تعیین میکند. هماهنگی قدرت سیاسی، امنیتی و اقتصادی کلید تبدیل ظرفیتها به مزیت پایدار است.

بعضی کارشناسان معتقدند، اگر توافق مکه در ادامه به رزمایشهای مشترک، تبادل اطلاعات، همکاری پدافندی و تولید مشترک تسلیحات منجر شود، میتوان گفت هسته یک سازوکار امنیتی جدید در منطقه در حال شکلگیری است.

در بخشهایی از استانمان – سیستانوبلوچستان – مانند بسیاری از مناطق دیگر کشور، برخی رفتارهای مرتبط با مراسم ازدواج در سالهای اخیر با تجمل، چشموهمچشمی و گاه رفتارهای پرخطر همراه شده است. «تیراندازی با سلاح گرم» در مراسم عروسی یکی از همین موارد است. تیراندازی با سلاح گرم ممکن است در گذشته، در برخی مراسم بهصورت محدود وجود داشته باشد، اما آنچه امروز در بعضی مناطق مشاهده میشود، یک معضل اجتماعی و انسانیِ رو به گسترش است.

جایگاه مولانا عبدالحمید در چند دهه فعالیت دینی و اجتماعی را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک عالم دینی، امام جمعه یا مدیر حوزه علمیه تعریف کرد. ایشان در طول سالها، بهتدریج از یک چهره مذهبی و منطقهای به شخصیتی با دامنه اثرگذاری ملی تبدیل شدهاند؛ مسیری که در آن، دایره مطالبات مطرحشده از مسائل مذهبی و حقوق اقلیتهای دینی فراتر رفته و به موضوعاتی همچون عدالت، آزادی، رفاه عمومی، امنیت، وحدت ملی و حقوق همه شهروندان ایران رسیده است.

مدیران مدارس، طوایف مختلف، نخبگان، دانشجویان، تحصیلکردگان و فعالان سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در بیانیههایی جداگانه، ضمن محکومکردن اظهارات تفرقهآمیز یکی از مسئول استانی در سیستانوبلوچستان، حمایت قاطع خود را از مولانا عبدالحمید و مواضع و دیدگاههای دلسوزانه و حکیمانهٔ ایشان اعلام کردند.

بخشی از سخنان دیروز (9 مرداد 1405) مولانا عبدالحمید در خطبههای جمعه از جنس هشدار و فریاد جامعهای نگران از فروریختن احساس امنیت بود. وقتی امامجمعۀ اهلسنت زاهدان با صراحت از گسترش گروگانگیری، باجخواهی و احساس رهاشدگی منطقه سخن میگوید، در واقع از بحرانی میگوید که فراتر از یک دغدغۀ محلی، به یکی از اساسیترین وظایف دولت بازمیگردد.

آموزش، صرفاً مجموعهای از کتاب، کلاس و امتحان نیست؛ بلکه نظامیست که بر پایه عدالت، امنیتِ روانی، فرصتِ برابر و اعتماد عمومی استوار است. از همین رو، هرگاه جامعه در معرض بحرانی فراگیر همچون جنگ قرار گیرد، پرسش اساسی دیگر این نیست که چگونه تقویم آموزشی بدون کمترین تغییر اجرا شود، بلکه این است که چگونه میتوان ضمن حفظ روند آموزش، عدالت در سنجش و آرامش روانی دانشآموزان را نیز پاس داشت!

نسخه درمانی مولانا عبدالحمید، بر اساس مدل اسپریگنز، گذار از یک ساختار مونوپولیستی (انحصارگرا) به یک ساختار پلورالیستی (کثرتگرا) را ترسیم مینماید. ایشان بر این باور ژرف استوارند که بقا و استمرار ایران معاصر، در گرو پذیرش تکثر و تنوع قومی، مذهبی و سیاسی است و راه عبور از بحران کنونی، در بهرسمیتشناختن «دیگری» و بازگشت راستین به مردم و اراده جمعی نهفته است. در این مسیر، نشانههایی از همگرایی تدریجی بخشهایی از بدنه حاکمیت با این منطق اصلاحی، بهویژه در موضوع «توافق عادلانه» و بازنگری در سیاستهای داخلی و خارجی، در تحولات اخیر به چشم میخورد که خود، گواهی بر ژرفا و کارآمدی این گفتمان در افق آینده ایران است.

نگاهی به سیر رویدادها نشان میدهد مواضع ایشان پیرامون «ضرورت توافق عادلانه»، «مذاکرۀ مستقیم» و «اولویت منافع ملی و رفاه مردم بر سیاستهای منطقهای»، گرچه در ابتدا با هجمهها و انتقادهای تند رسانهها و محافل نزدیک به جریانهای رسمی مواجه شد، اما در نهایت، ادبیات دیپلماتیک و رفتارهای عملی تصمیمگیران کلان کشور در مسیر همان اصولی حرکت کرد که ایشان پیشتر در توییتها و خطبههایش بر آنها پای میفشرد.

جانمایۀ دیدگاههای مولانا عبدالحمید را میتوان در یک گزاره خلاصه کرد: ایران برای عبور از چالشهای پیچیده و درهمتنیدۀ کنونی، بیش از هر زمان دیگری به تغییر رویکرد از «تقابل» به «تعامل» نیاز دارد؛ تعاملی که هم در عرصه داخلی میان حاکمیت و جامعه و هم در عرصه خارجی میان ایران و جهان شکل گیرد.
تحولات اخیر نیز نشان میدهد بسیاری از راهحلهایی که در گذشته با تردید یا مخالفت مواجه بودند، امروز بیش از پیش در دستور کار قرار گرفتهاند. از این منظر، بازخوانی دیدگاههای شخصیتهایی که سالها بر ضرورت گفتوگو، همگرایی ملی و واقعبینی سیاسی تأکید کردهاند، میتواند به فهم بهتر مسیر پیش رو و اتخاذ تصمیمهای کارآمدتر برای آینده کشور کمک کند.