امروز :شنبه, ۷ شهریور , ۱۴۰۵

تراژدی یک معضل خطرناک در مراسم عروسی؛ وقتی شلیک برای شادی، جان یک کودک را می‌گیرد!

تراژدی یک معضل خطرناک در مراسم عروسی؛ وقتی شلیک برای شادی، جان یک کودک را می‌گیرد!

هیچ جامعه‌ای مجموعه‌ای یک‌دست از رسوم درست یا نادرست نیست. قدیمی‌بودن یا رواج یک رفتار اجتماعی، به‌تنهایی دلیل درستیِ آن نیست و هر جامعه‌ای باید بتواند عادت‌هایی را که با کرامت انسان، موازین شرعی یا قانون ناسازگارند، اصلاح کند.

در بخش‌هایی از استان‌مان – سیستان‌وبلوچستان – مانند بسیاری از مناطق دیگر کشور، برخی رفتارهای مرتبط با مراسم ازدواج در سال‌های اخیر با تجمل، چشم‌وهم‌چشمی و گاه رفتارهای پرخطر همراه شده است. «تیراندازی با سلاح گرم» در مراسم عروسی یکی از همین موارد است. تیراندازی با سلاح گرم ممکن است در گذشته، در برخی مراسم به‌صورت محدود وجود داشته باشد، اما آن‌چه امروز در بعضی مناطق مشاهده می‌شود، یک معضل اجتماعی و انسانیِ رو به گسترش است.

مشکل فقط شلیک گلوله نیست؛ بلکه معنایی‌ست که به آن داده می‌شود. وقتی تیراندازی نشانه شادی، شجاعت، مردانگی یا جایگاه اجتماعی تلقی شود، سلاح به نماد منزلت تبدیل می‌شود و فشار اجتماعی نیز افراد را به تکرار آن سوق می‌دهد. از سوی دیگر، تصور «تیر هوایی» یا «شلیک برای شادی» یک خطای خطرناک است؛ زیرا گلوله پس از شلیک تابع نیّتِ تیرانداز نیست!

در این میان باید میان «وضعیت قانونی سلاح» و «نحوه استفاده از آن» تفکیک کرد. به‌ویژه در مناطق شهری و حومه شهرها، بسیاری از سلاح‌های مورد استفاده ممکن است دارای مجوز باشند و در اختیار افرادی قرار گیرند که به دلایل شغلی یا سازمانی سلاح دارند؛ هرچند وضعیت در برخی مناطق روستایی می‌تواند متفاوت باشد. بنابراین موضوع اصلی صرفاً غیرمجازبودن خودِ سلاح نیست؛ استفاده از سلاح، حتی سلاح مجاز، در شرایطی که قانوناً مجاز نیست و جان دیگران را به خطر می‌اندازد، می‌تواند مسئولیت کیفری ایجاد کند.

لازم به تذکر است که این خطر دیگر یک احتمال فرضی نیست؛ طی سال‌های اخیر، موارد متعددی از مرگ و جراحت در جریان تیراندازی مراسم عروسی در استان گزارش شده است. ازجمله کشته‌شدن «جاوید بهتک» در منطقه دشتیاری، مرگ جوانی ۲۳ ساله در منطقه سیادک شهرستان زاهدان، و مجروح‌شدن چند جوان در منطقه راسک و گزارش کشته و زخمی‌شدن دو زن در ایرانشهر!

در سطح کشور نیز معاون اجتماعی و فرهنگی فراجا در مرداد ۱۴۰۳ اعلام کرد که از سال ۱۴۰۱ تاکنون، ۳۵ نفر در نتیجه تیراندازی‌های نامتعارف در مراسم عزا و عروسی جان باخته و ده‌ها نفر دچار نقص عضو شده‌اند!

بر اساس آمار منتشرشده از سوی یکی از منابع حقوقی درباره بلوچستان نیز، از سال ۱۴۰۰ تا پایان خرداد ۱۴۰۵ دست‌کم ۱۹ شهروند بلوچ در نتیجه تیراندازی در مراسم عروسی جان باخته و ۱۰ نفر مجروح شده‌اند؛ آماری که تنها موارد گزارش‌شده را دربرمی‌گیرد، و ممکن است تعداد قربانیان بیش از این نیز باشد!

در تازه‌ترین مورد، مرگ کودک پنج‌ساله‌ای به نام «محمد چاکری» در روستای بیرمین منطقه فنوج، در جریان مراسم عروسی و بر اثر اصابت گلوله، بار دیگر نشان داد که هزینه یک شلیک می‌تواند جان بی‌گناه‌ترین افراد را بگیرد.

از نظر حقوق کیفری، وضعیت سلاح و نحوه استفاده از آن دو موضوع جداگانه‌اند. اگر سلاح فاقد مجوز قانونی باشد، حمل یا نگهداری آن می‌تواند مستقلاً مسئولیت کیفری داشته باشد؛ اما مجوز داشتن سلاح نیز مجوز تیراندازی در میان جمعیت و مراسم نیست.

در صورت وقوع حادثه، باید وضعیت سلاح، حدود مجوز، نحوه شلیک، شرایط محیط، قابلیت پیش‌بینی خطر و رابطه سببیت بررسی شود. ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی در شرایطی، رفتار عمدیِ نوعاً موجب جنایت را در قلمرو جنایت عمدی قرار می‌دهد و در صورت احرازنشدن شرایط آن، حسب مورد عناوین شبه‌عمد یا خطای محض مطرح می‌شود. ماده ۶۱۶ نیز برای قتل غیرعمد ناشی از بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی، عدم مهارت یا عدم رعایت نظامات، ضمانت اجرای تعزیری پیش‌بینی کرده است.

بنابراین، دفاعی مانند «قصد کشتن نداشتم» به‌تنهایی تعیین‌کننده نیست؛ همان‌گونه که مطالبه عدالت نیز نباید به صدور حکم پیش از رسیدگی قضایی منجر شود؛ حق حیات قربانی و اصل دادرسی منصفانه، هر دو باید محترم باشند.

با همهٔ این مهم؛ حل این معضل فقط با برخورد کیفری ممکن نیست و قوانین، تنها بازدارنده نخواهند بود، بلکه می بایستی امکان تیراندازی و نیز مشروعیت اجتماعیِ آن کاهش یابد.

در این زمینه نقش علما، معتمدان، بزرگان، فعالان اجتماعی و رسانه‌ها اساسی‌ست. باید روشن شود که تیراندازی نه نشانه مردانگی و شجاعت، بلکه رفتاری پرخطر و مسئولیت‌زا است. از منظر شرعی نیز حرمت نفس و قاعده «لا ضرر و لا ضرار» با تحمیل خطر قابل پیشگیری بر دیگران سازگار نیست.

خانواده‌ها نیز می‌توانند پیش از مراسم، ورود و استفاده از سلاح را ممنوع کنند و این تصمیم را با حمایت بزرگان خانواده و جامعه محلی به یک هنجار تبدیل نمایند.

در عین حال، نباید این معضل را به «فرهنگ بلوچ» نسبت داد. تیراندازی در مراسم عروسی منحصر به این منطقه یا این ملت نیست و در نقاط مختلف ایران نیز سابقه دارد. درواقع این اصلا فرهنگ نیست که بخواهیم آن را فرهنگ بلوچ یا غیر بلوچ تلقی کنیم! هر رفتاری که در میان بخشی از مردم رخ می‌دهد، الزاماً فرهنگ آن مردم نیست.

اگر فخر و عزت را معیار قرار دهیم، افتخار در تعداد گلوله‌ها یا نمایش سلاح نیست؛ در حفظ جان مهمانان، آرامش کودکان، رعایت حق همسایه و برگزاری مراسمی است که همه حاضران سالم به خانه بازگردند. باید مردانگی را از توانایی شلیک به توانایی کنترل قدرت، و افتخار را از نمایش سلاح به حفاظت از انسان تغییر دهیم.

امروز دیگر مسئله کمبود هشدار نیست؛ مسئله تصمیم است. گلوله‌ای که برای شادی شلیک می‌شود، نمی‌داند کودک است یا بزرگسال، مهمان است یا رهگذر؛ اما انسان می‌داند، و همین دانستن، مسئولیت اوست.

عروسی باید آغاز یک زندگی باشد، نه آزمونی برای شانس زنده‌ماندن حاضران! و چه افتخاری بالاتر از اینکه از یک مراسم عروسی، نه صدای گلوله، بلکه خاطره یک شادی پاک و انسان‌هایی سالم و خندان به یادگار بماند؟


دیدگاههای کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بخوانید