امروز :یکشنبه, ۱۲ تیر , ۱۴۰۱

جامعه اهل سنت، اقوام و انتخابات

جامعه اهل سنت، اقوام و انتخابات
Imageایران کشوری است با تاریخ و تمدن ده هزار ساله که از اقوام مختلف تشکیل شده است و همچنان که تنوع جغرافیایی آن باعث زیبایی و شکوه خاص آن گردیده، ترکیب و تنوع قومی و مذهبی نیز زیبایی و عظمت خاصی به آن بخشیده است. در حال حاضر در بیشتر مناطق مرزی کشور اقوام مختلفی مانند: بلوچ، کرد، ترک، لر، ترکمن و عرب حضور دارند که مقتدرانه و غیرتمندانه از مرزهای میهن عزیز پاسداری می کنند.

دشمنان وحدت ملی و تمامیت ارضی ایران، در ادوار مختلف تلاش های فراوانی مبذول داشتند تا از طریق این اقوام زمینه حضور خویش را در کشور فراهم نموده و سپس تجزیه آن را اجرایی کنند که با تودهنی محکم از سوی این مرزداران غیور مواجه گردیدند، نمونه بارز این قضیه ناکامی پرتغالیها در چهار قرن پیش و انگلیسیها در یک قرن پیش در بلوچستان است. قله غرورآفرین، آتشفشان خاموش تفتان شاهد زنده ای بر این مدعا است که استخوانهای پوسیده سربازان انگلیسی را هنوز به عنوان سند غیرتمندی و میهن دوستی مرزداران این خطه در دامنه خویش نگه داشته و پیوسته با غرّش تکان دهنده خویش توطئه ها و دسیسه های بیگانگان را خنثی نموده است.

بدون تردید، انقلاب اسلامی نعمتی بزرگ و غیرمترقبه ای برای تمام ایرانیان بود که هدف از آن برچیدن نظام سلطه و بیدادگری و حاکمیت قرآن و اسلام عزیز بود تا در سایه پر مهر و محبت آن، شهروندان این مرز و بوم از هر قوم و مذهبی که باشند از نعمتها و مزایای این سرزمین پهناور و غنی به طور یکسان بهره مند شوند. به همین منظور در رفراندم دوازدهم فرودین 1358 با اکثریت قریب به اتفاق به "نظام جمهوری اسلامی" رأی "آری" دادند و حاکمیت این نظام را رسماً پذیرفتند سپس نمایندگانی را تحت عنوان "خبرگان قانون اساسی" برگزیدند تا قانون اساسی این ملت و این نظام را تهیه و تصویب نمایند.
حقیقتاً قانون اساسی کشور ما از پیشرفته ترین قوانین حکومتهای فعلی جهان است گرچه هنوز کاستی هایی در آن وجود دارد که می بایست برطرف شود.
این قانون به عنوان منشور انقلاب و میثاق ملی تصویب گردید و در اختیار دولتمردان قرار گرفت تا در دایره آن پیوند ناگسستنی ملت را با دولت و نظام جمهوری اسلامی برقرار سازند. ولی متاسفانه با گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی اصول زیادی از این قانون و با بی توجهی و بی مهری مجریان مواجه گردید و ملت شریف ایران نتوانست از عدالت و برابری ای که در قانون برایش پیش بینی شده بود، بهره مند گردد. بویژه اصولی که با اقوام و جامعه اهل سنت که دومین اکثریت مذهبی کشور را تشکیل می دهند، مرتبط است مانند اصول:12 ـ 19 ـ 20 ـ 3ـ15ـ13 …
در حالیکه رهبر فقید انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) و نیز قانون اساسی ما هر گونه تبعیض و نابرابری را میان شهروندان ایرانی مردود دانسته و برای همگان حقوق و امتیازات یکسانی قائل شده است چنانکه اصل 19 و 20 به آن تصریح دارند.
در اصل بیستم قانون اساسی چنین آمده است:
«همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند».
نیز حضرت امام خمینی (ره) بارها تاکیدات و توجهات ویژه ای به این موضوع داشتند که تمام اقوام و مذاهب در این کشور باید از حقوق و مزایای مساوی برخوردار باشند و هیچ قوم و مذهبی بر دیگر اقوام و مذاهب ترجیح و برتری داده نشور چنانکه می فرمایند:
«اقلیت های مذهبی نه تنها آزادند بلکه دولت اسلامی موظف است از حقوق آنها دفاع کند و دیگر اینکه هر ایرانی حق دارد که مانند همه افراد از حقوق اجتماعی برخوردار باشضد. مسلمان یا مسیحی و یا یهودی و یا مذاهب دیگر فرقی ندارد». (صحیفه3/159)
«تمام اقلیت های مذهبی در ایران برای اجرای آداب دینی و اجتماعی خود آزادند و حکومت اسلامی خود را موظف می داند تا از حقوق و امنیت آنان دفاع کند و آنان هم مثل سایر مردم مسلمان ایران، ایرانی و محترم هستند».
«این مملکت مال همه ما است، مال همه ما، مال اقلیت های مذهبی، مال مذهبیون ما، مال برادران اهل سنت ما، همه ما با هم هستیم، ما پیوستگی خودمان را به اقلیت های مذهبی اعلام می کینم . ما برادری خودمان را به برادران اهل سنت اعلام می کنیم» (صحیفه 5/37)
این نمونه ای از دیدگاه و خط مشی بنیانگزار جمهوری اسلامی و رهبر کبیر انقلاب بود که برای نظام و دولتهای آن و آیندگان این ملت ترسیم نمودند.
حالا با دیده انصاف بنگریم که برادران و خواهران اهل سنت کشور در طول سه دهه انقلاب چقدر از این پیوستگی، برادری و برابری برخوردار بوده اند؟ در حالی که در تمام صحنه های دفاعی، سیاسی، سازندگی و اجتماعی حضور پرشور و با نشاطی داشته اند و در مقابل دشمنان اسلام و ایران شجاعانه ایستادگی نموده اند.
باید نگریست که آیا به عنوان شهروندان درجه یک از حقوق مساوی و مشروع خویش برخوردارند؟ آیا قانون اساسی که بالاترین سند میثاق ملی است در مورد آنان مراعات گردیده؟

نگاهی گذرا به اوضاع و احوال اهل سنت کشور
باید به این حقیقت اعتراف نمود که به طور کلی اوضاع و احوال اهل سنت در زمینه های مختلف نسبت به قبل از انقلاب مانند سایرین به مراتب بهتر شده است. بحث ما این است که چه کارهایی صورت گرفته؟ و چه کارهایی می توانست بهتر از آن صورت گیرد؟.
اهل سنت ایران حدود بیست درصد جمعیت کل کشور را تشکیل می دهد و در شانزده استان ذیل یا اکثریت را تشکیل می دهند و یا جمعیت قابل توجهی دارند و یا به گونه ای در آن مناطق حضور دارند:
1ـ سیستان و بلوچستان
2ـ خراسان جنوبی
3ـ خراسان رضوی
4ـ خراسان شمالی
5ـ گلستان
6ـ گیلان
7ـ اردبیل
8ـ آذربایجان غربی
9ـ کردستان
10ـ کرمانشاه
11ـ خوزستان
12ـ فارس
13ـ بوشهر
14ـ هرمزگان
15ـ کرمان
16ـ تهران
مجموع جمعیت اهل سنت حدود پانزده میلیون است که نزدیک به یک میلیون در تهران و حومه زندگی می کنند.

وضعیت سیاسی:
به جز رئیس قوه مجریه (رییس جمهور) که در قانون اساسی تصریح شده که رییس جمهور باید دارای مذهب شیعه باشد. در هیچ کجای قانون اساسی ممنوعیت و یا محدودیتی برای حضور اهل سنت در مدیریت کلان و یا منطقه ای بیان نشده است.
با این وصف متاسفانه در طول سه دهه انقلاب هیچگاه یک نفر اهل سنت در کابینه حضور نداشته است. حتی به عنوان معاون وزیر، استاندار، سفیر و یا فرماندهی رده های بالای نظامی و انتظامی از آنان استفاده نشده است.
و هنگامی که به این امر اعتراض می کنند با این پاسخ مواجه می شوند که ملاک شایسته سالاری است که مفهوم آن چنین است که فرد و یا افراد شایسته ای در میان قوم بلوچ، قوم ترکمن، قوم کُرد و غیره برای تصدی این امور وجود ندارد در حالی که واقعیت عینی و خارجی آن این موضوع را تکذیب می کند. چگونه در عراق یک کُرد می تواند رییس جمهور باشد، وزیر باشد، استاندار باشد و کشور را به خوبی اداره کند؟ چگونه در همجواری برادران ترکمن، ترکمنها کشوری را به نام ترکمنستان دارند اداره می کنند؟ و چگونه در افغانستان یک فرد بلوچ می تواند وزیر و استاندار باشد؟ و بالاتر از آن در پاکستان ریسس جمهوری فعلی آن یک فرد بلوچ اهل ایالت سند است و یا در گذشته فاروق لغاری یک فرد بلوچ اهل پنجاب مقام ریاست جمهوری را کسب کرده بود و همه این اقوام در خارج ایران شایسته و مدیر و مدبراند ولی در داخل شایستگی ندارند!!

آزادی مذهبی:
در بُعد مذهبی هم با اعمال سلیقه ها و محدودیتهای خاصی مواجه هستند. از بدو انقلاب خواهان صدور مجوزی برای احداث مسجد و یا مساجدی در تهران بوده اند که تا به حال متاسفانه این اجازه داده نشده است. با توجه به این تفاوت که از دیدگاه فقه اهل سنت اقامه نماز با جماعت پنج بار در روز واجب است نیز اقامه نماز جمعه واجب است ولی در فقه شیعه هر دوی آن مستحب است. نه تنها در تهران حتی در شهرهای بزرگی مانند مشهد اجازه ساخت مسجد داده نمی شود و مردم اهل سنت در مسجد کوچک و قدیمی در خیابان و معابر عمومی نماز جمعه می خوانند. پس از پی گیریهای زیاد در شیراز اجازه ساخت مسجد داده شده و مسجد ساخته شده ولی اجازه ساخت مناره داده نمی شود مگر مناره یک مسجد چه خطر و زیانی را برای کشور در بر دارد؟ این در حالی است که اقلیت های دینی در تهران، اصفهان و دیگر شهرها کلیسا و معابد دارند و باید داشته باشند زیرا اسلام این آزادی را تضمین نموده است ولی چرا برادران اهل سنت از این حق خویش محروم باشند؟
در حالی که در کشورهای همسایه می بینیم که برادران شیعه از آزادی کاملی برخوردارند. مثلاً در کابل پایتخت افغانسان، مساجد، حسینیه و حوزه علمیه دارند در مزار شریف در هرات و غیره نیز چنین است. هفت وزیر در کابینه افغانستان دارند. یکی از معاونین رییس جمهور نیز شیعه است وضعیت عراق را ببینیم حتی در عربستان سعودی در شهر مدینه منوره که مسجد النبی قرار دارد به شیعیان آنجا اجازه ساخت مسجد و حسینیه داده شده است و حالا آنان مسجد و حسینیه دارند.
در امور آموزشی حوزه های علمیه اهل سنت دخالتهای غیر قانونی و سلیقه ای اعمال می شود بگونه ای که سلب آزادی در این زمینه احساس می شود.
در دیگر ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی نیز اوضاع چنین است. هدف از طرح این مطالب این است که مسوولان و دولتمردان نظام جمهوری اسلامی توجهات خاصی به این مسایل مبذول دارند و هم چنان که مقام معظم رهبری در سفر اخیرشان برادران و خواهران اهل سنت را در کردستان مورد تفقد و لطف قرار دادند و دستور دادند تا اذان اهل سنت از صدا و سیمای محلی پخش شود که جای تقدیر و تشکر فراوان دارد، سایرین را در دیگر مناطق نیز مورد لطف قرار دهند و دستور دهند تا اذان اهل سنت حداقل در استان های سیستان و بلوچستان، هرمزگان و گلستان نیز از صدا و سیمای محلی پخش شود.
همچنین دولتمردان با اقوام و اهل سنت به گونه ای برخورد کنند که الگوی مناسبی برای جهان اسلام بلکه برای جهان غرب نیز باشند تا امریکای جنایتکار مدعی آوردن دموکراسی به کشورهای منطقه نباشد و هم چنان که کشور های منطقه با منطق و تعامل دارند مشکل اقوام و اقلیت های مذهبی خویش را حل می کنند و با نگاه جدید، توسعه سیاسی و ترسیم استراتژی جدید متناسب با واقعیتهای منطقه را در صدر امور خویش قرار داده اند، اقوام، مذاهب و ملت شریف ایران بیش از این شایسته توجه، رعایت حقوق، برخورداری از حقوق و مزایای مساوی و شکل گیری یک جامعه مدنی اسلامی و ایرانی هستند.

انتخابات:
بدون تردید، انتخابات یکی از فرصت های بسیار مغتنمی است که فراروی ملت ایران قرار دارد و مخالفان و استکبار جهانی همیشه به دنبال این بوده و هستند که میزان شرکت مردم در انتخابات بسیار پایین باشد. این امر بر همگان واضح است که اگر ما خواهان احقاق حقوق تضییع شده خویش هستیم فقط از طریق شرکت پر شور در انتخابات می توانیم از کاندیدای مورد نظر خویش و از رییس جمهور آینده خواهان احقاق حقوق تضییع شده خویش باشیم.
از طریق شرکت در انتخابات می توانیم از کاندیدای مورد نظر خویش و از رییس جمهور آینده خواهان اجرا نمودن اصول معطل مانده قانون اساسی باشیم.
هر چند در مناطق اقوام نشین و سنی نشین میزان مشارکت بالا باشد به همان نسبت توان و قدرت قانونی مطالبات و خواسته ها افزایش پیدا می کند.
بنابراین، به عنوان یک طلبه و یک شهروند ایرانی بلوچ و اهل سنت از تمام اقوام بویژه از برادران و خواهران اهل سنت استدعا می شود در انتخابات حضور و مشارکت پرشور و بالایی داشته باشند تا بهتر بتوانند به حقوق و مطالبات خویش برسند.
[مولوی] عبدالمجید مرادزهی


دیدگاههای کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین بخوانید