امروز :دوشنبه, ۱۵ آذر , ۱۴۰۰

فداکاری برای دین و پاسداری از اسلام

فداکاری برای دین و پاسداری از اسلام
Imageاسلام را همواره انسان هایی یاری کرده اند که با جرأت و بصیرت و ایمان مستحکم پا در رکاب اسلام نهاده و هرگز در ایمان و اعتقاد استوارشان خاری نخلیده و سستی بدان راه نیافته است، مردان بیداردلی که دنیا را جز به اندازه قفس ندیدند و جز رضای خداوند به چیز دیگری نمی اندیشیدند.

——————————————————————————–

مطالعه واقع بینانه تاریخ اسلام این حقیقت را برای ما ثابت می کند که هرگاه نیروی ایمانی مسلمانان رو به ضعف گراییده و جلوه دینی شان کمرنگ گشته و از تعالیم ارزشمند اسلام فاصله گرفته اند، روز روشن زندگی شان بسیار زود به شامگاه غروب رسیده و شبی تاریک بر آنان سایه افکنده است، و انگهی عزت و شوکت شان برباد رفته، به سیه روزی و نگون بختی نشسته اند.
اما هرگاه از لحاظ ایمانی قوی بوده، به معنویت ها ارج نهاده اند و بجای لذت و راحت به آخرت اندیشیده، به دستورات خدا و رسول صلی‌الله‌علیه‌وسلم
 ازدل و جان ایمان داشته به آن گردن نهاده اند و به منظور پاسداری از حریم اسلام سر به کف و آماده بوده اند، توانسته اند مستکبران جهان را به زانو در آورده، باعزت و استقلال پیش بروند و اسلام را در پهنای گیتی گسترش دهند.
اسلام را همواره انسان هایی یاری کرده اند که با جرأت و بصیرت و ایمان مستحکم پا در رکاب اسلام نهاده و هرگز در ایمان و اعتقاد استوارشان خاری نخلیده و سستی بدان راه نیافته است، مردان بیداردلی که دنیا را جز به اندازه قفس ندیدند و جز رضای خداوند به چیز دیگری نمی اندیشیدند.
مردانی که دنیا با تمام ظرافت ها و زیبایی هایش نتوانست آنان را از عروج به سوی معنویت ها باز دارد وبا خود مشغول سازد.
بر همین اساس بسیاری از اصحاب کرام رضوان الله علیهم اجمعین خانه و کاشانه خود را ترک گفته در راه خدا حرکت کردند و در زمینه های مختلف به فعالیت های گسترده ای دست زدند، از قبیل جهاد در راه خدا، رسانیدن پیام اسلام و دعوت به سوی آن، تبلیغ دستورات دینی و غیره … و بر اثر فعالیت های پیگیر و تلاشهای جانانه همان ستارگان دانش و تقوا بود که اسلام در جهان گسترش یافت و انسان ها با این نعمت بزرگ و والا آشنا شدند.
و همواره فداکاری برای دین در میان مردان حق جایگاه ویژه  و قابل ملاحظه ای داشته است.
در باره حضرت عقبه بن نافع در روایات آمده است که پس از فتح مغرب هنگامی که به دریای سیاه رسید و ساحل این دریا را مشاهده کرد، فرمود:
«یا رب! لو لا هذا البحر، لمضیت فی البلاد مجاهدا فی سبیلک، مقاتلاً من کفر بک» (ابن اثیر، الکامل فی التاریخ 4-106، الضعف المعنوی از دکتر سحیبانی ص 44) ترجمه: پروردگارا ! اگ راین دریا نمی بود، در شهر ها رفته در راه تو به جهاد ادامه می دادم و با کافران به نبرد می پرداختم.
یکی دیگر از این فرماندهان مخلص عقبه بن حجاج سلولی می باشد، ایشان همواره بر جهاد کردن استوار بود و شهرها را فتح می کرد و هرگاه اسیری به دستش می افتاد، اسلام را بر او عرضه می کرد و عیب های دنیش را برای او بر می شمرد. لذا دو هزار نفر توسط او به اسلام گرویدند. مورخان نوشته اند: هنگامی که ایشان درباره ولایت آفریقا و اندلس اختیار داده شد، اندلس را انتخاب کرده، فرمود: من جهاد را می پسندم، چون اندلس موضع جهاد است. (همان منبع)
واقعیت آنست که ایمان راستین و اعتقاد و بارو درست آدمی را برای هرگونه فداکاری آماده می کند، زیرا عقیده نیرویی بس قوی است که در درون آدمی را گرم کرده به حرکت وا می دارد. و همین عقیده اگر دچار ضعف و سستی باشد، هیچ گاه نمی تواند نیرو بخش باشد.
این چنین ایمان و عقیده ای مستحکم نه تنها به خود این بزرگواران اراده و عزمی راستین و آهنین بخشیده بود، بلکه در دیگران نیز تأثیر قابل ملاحظه ای گذاشته بود.
سرور از پیشرفت های اصحاب کرام رضی الله عنهم اجمعین در میدان های نبرد و در مصاف با دشمنان تا دندان مسلح و نیرومند نیز همین ایمان واقعی شان شود. خداوند عزوجل نیز فرموده است: «وانتم الاعلون ان کنتم مومنین» شرط اعتلا و پیروزی در این آیه همان ایمان است، یعنی بارو صحیح داشتن به خدا و رسول و وعده های آنها. ایمانی که از هر لذت و حلاوتی فراتر است. و هرگاه ملت اسلام از این گوهر گران بها بهره وافر داشته باشد و بر بلندی های ایمان قدم بگذارد، می تواند از پس هر آزمایشی پیروزمندانه بر آید و هیچ گاه شکست او را به عقب نشینی وادار نمی کند زیرا نیروی درونی او همواره فعال است و به او قدرت و همت می دهد و او رابرای حرکت آماده می سازد، بر همین اساس اصحاب کرام رضی الله عنهم اجمعین همواره به پیش می تاختند و حتی در هنگامی که به شدت مجروح شده رمق زندگی باقی نمی ماند، می فرمودند: {فزت و رب الکعبه} به پروردگار کعبه سوگند یاد می کنم که پیروز و کامیاب شدم.
این اظهار مسرت نیز بر خواسته از همان عقیده و ایمان شان نسبت به خداوند و وعده های او بود و مرگ را در واقع زندگی نوین و بسیار با ارزش تر از زندگی دنیوی می پنداشتند چنان که مولانا جلال الدین رومی می‌گویند:

آزمودم مرگ من در زندگی است        چون رهم زین زندگی پایندگیست
اقتلونی اقتلونی یا ثقات             ان فی قتلی حیات فی حیات

هرگاه چنین باور و اعتقادی در میان توده مردم تقویت گردد و مسلمانان به ارزش و جایگاه واقعی خویش در پرتو ایمان و کلمه طیبه چی ببرند در فرایند درک و فهمی می توانند نقش ارزنده و فعالی در عرصه جهان داشته، جایگاه واقعی خویش را دریابند و رنه سرگردان و پریشان خواهند بود.
پس ایمان واقعی برای سر فروشی و فداکاری برای اهداف دینی آماده می سازد.
روایت شده است که نعمان بن عبدالله بن نعمان حضرمی از کسانی بود که همراه حضرت طارق بن زیاد به اندلس داخل گردید، سپس بنزد خلیفه اموی سلیمان بن عبدالملک حضور یافت تا خبر فتح را بخ سمع ایشان برساند، و محمد بن حبیب معافری نیز با او همراه بود.
سلیمان خطاب به این دو نف رگفت: نیازهای تان را برشمارید تا آن را بر آورده نمایم؟
معافری نیازهایش را گفت و بر آورده شدند. اما نعمان فرمود: {حاجتی ان تردنی الی ثغری و لا تسألنی عن شئ} نیاز من آنست که مرا به رزمگاه من برگردانی و از هیچ چیز دیگر نپرسی. سلیمان به او اجازه بازگشت داد، او نیز به محل مورد نظر خود باز گشت و به جهاد در راه خدا ادامه داد، تا آنگاه که در منتهای مرزهای اندلس به درجه رفیع شهادت بایل گردید. (جذوة المقتبی ص 358، تاریخ علماء الاندلس ص 369 الضعف المعنوی و اثره فی سقوط الامم ص57)
آنان با چنین ایمان مستحکمی توانستند پرچم اسلام را در دورترین مناطق جهان به اهتزاز در آوردند و جهانیان را با اسلام و قرآن آشنا سازند و به همین علت نام پر افتخارشان همواره بر ناحیه تاریخ می درخشد.
همچنین مورخان ذکر کرده اند که چهار نفر از والیان و حاکمان اندلس د رمیدان جنگ بامسیحیان به شهادت رسیدند. این چهار نفر عبارتند از: سمع به مالک خولانی که در جنوب فرانسه شهید شد، عنبسه بن سحیم چکبی که در شعبان سال 107هجری در جنوب فرانسه شهید شد، عبدالرحمن بن عبدالله غافقی که د ر رمضان سال 114هجری  در جنگ «بلاط الشهداء» شهید شد و عقبه بن حجاج سلولی که در پشت کوه های برتات شهید شد. (الضعف المعنوی، پاورقی ص 56)
شهادت این والیان فداکار و مومن این واقعیت را ثابت می کند که آنان دارای ایمان مستحکم و استواری بودند که با وجود والی و حاکم بودن باز هم جنگیدن در راه خدا و به منظور دفاع از کیان اسلام و اعلاء کلمة الله برای آنان از هر چیز دیگر محبوب تر بود. و هیچ گاه موقعیت مطلوب شان در دنیا و حصول اسباب راحت و اسایش آنان را از فداکاری در راه دین باز نداشت و با چنین رویکردی از مرگ هیچگونه هراسی نداشتند.
یکی از لشکریان طلیحه بن خویلد اسدی که حریف هزار شهسوار شمرده می شد هنگامی که شکست پی در پی یارانش را در برابر مسلمانان مشاهده کرد پرسید. وای بر شما! چه چیزی باعث شکست شما شده است؟ مردین زان میان به او پاسخ داد: من تو را از علت شکست مان آگاه می سازم. هر نفری از ما چنان است که می خواهد برادر او جلوتر از خودش بمیرد. ولی ما با گروهی مواجه هستیم که هر کدام شان می خواهد پیشتر از برادرش بمیرد. (محمد یوسف کاندهلوی حیاة الصحابه 4-642 )
اصحاب کرام و لشکریان اسلام هیچ گاه باتبلیغات گفتار چنین ادعایی نداشتند، بلکه عملکردشان در میدان کار زار و فداکاری شان این واقعیت را حتی برای دشمنان نیز ثابت کرده بود و انان نیز به این امر گواهی می دادند، زیرا با چشمان خود مشاهده می کردند که چگونه این جان برکفان در میدان جنگ فدا کاری می کنند، زیرا شهادت برای آنان آرزوی دیرینه بود.

دعای حضرت نعمان بن مقرن در نهاوند

نهاوند شهری است در جنوب همدان که در سال 642میلادی لشکر مسلمانان با فرماندهی حضرت نعمان بن مقرن مزنی بر ایرانیان پیروز گردید و خود حضرت نعمان فرمانده لشکر مسلمانان بود نیز دراین معرکه به درجه رفیع شهادت نایل گردید.
قبل از آغاز نبرد نهاوند این فرمانده باایمان  چنین دعا کرد.
اللهم! اعزز دینک، وانصرعبادک، واجعل النعمان اول شهید الیوم… اللهم! إنی اسألک ان تقر عینی الیوم بفتح یکون فیه عزالإسلام، امّنوا یرحمکم الله. (شوقی ابوخلیل، الإسقاط فی مناهج المستشرقین ص 182دارالفکر)
خداوندا ! دینت را غالب گردان و بندگانت را پیروزی و یاری ده و امروز نعمان را نخستین شهید قرارده…. خداوندا ! من از تو مسئلت دارم که امروز دیده گانم را خنک گردانی بافتح و پیروزی که باعث عزت اسلام گردد. همه آمین گویید، خداوند برشما رحم فرماید.
این واقعه و مانند آن نمونه های بارزی هستند که ایمان و فداکاری اصحاب کرام را به تصویر می کشند، ایمانی که آنان را برای هر نوع فداکاری و از خود گذشتگی آماده می سازد و به یقین می توان گفت، که تربیت حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وسلم
 در تکوین چنین ایمان مستحکمی نقش عمده و قابل ملاحظه ای داشته است، و این شاگردان مکتب حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وسلم
 در دامان انسان ساز مربی نمونه و الگوی شان به چنین گوهر گران بهایی دست یافته بودند که تاریخ جهان نظایر آن را کمتر به خود دیده است.
حضرت علامه سید ابولحسن علی ندوی رحمه الله چه زیبا در این باره فرموده است:
اگر تمامی ادیبان جهان در یک جا گرد هم آمده بخواهند بالاترین نمونه انسانی را عرضه کنند، به واقعیتی که در زندگی تریبت یافتگان دامان حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وسلم
 و فارغ التحصیلان مدرسه ایشان مشهور بود گمان شان هم نخواهد رسید.(سیدابوالحسن علی ندوی،النبوة و الانبیاء فی ضوء القرآن ص 98دارالقلم)
همین امر سبب گردید که مسلمانان صدر اسلام هرکجا رخ می کردند با فتح و پیروزی همراه بودند و خداوند عزوجل نیز آنان نصرت می کرد.


دیدگاههای کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بخوانید