دادههای تورمی تیرماه، مرزهای سابق را پشت سر گذاشته و به نقطه هشدار رسیده است؛ «مردم»، عامهی مردم و بهخصوص کارگران و بازنشستگانی که درآمدشان در حدود دستمزد مصوب شورایعالی کار است، در خرید سادهترین نیازهای زندگی با مشکلات جدی مواجهاند؛ مسکن، آموزش کیفی و درمان مناسب، مدتهاست ازدسترس خارج شده است؛ حالا حتی خوراکیها هم قابل دستیابی نیستند؛ هزینهی سبد خوراکیهای یک خانواده متوسط بسیار بالاتر از سقف درآمد خانوادههای کارگریست و این نابرابری، یک درد بزرگ است.
دادههای رسمی مرکز آمار ایران، گویای یک واقعیت مسلم است؛ خوراکیها در عرض یک سال، تبدیل به کالاهایی فوق لاکچری و طبقاتی شدهاند؛ گوشت، مرغ، تخم مرغ، حبوبات، برنج و حتی «نان» از نردبان تورم صعود کردهاند و برای عامهی مردم که مزدبگیران با حقوق ثابت هستند، به یک دغدغهی جدی تبدیل شدهاند. امروز «مردم» آرزوی یک سفرهی گرم و پررونق دارند؛ همان سفرهای که در روزگارانِ نهچندان دور، طبقاتی و لاکچری نبود و تقریباً همه مردم، دور آن مینشستند.
«فرامرز توفیقی»، فعال کارگری که محاسبات مستقل سبد معیشت خانوارهای کارگری را براساس دادههای مرکز آمار ایران و سبد غذایی انستیتو تغذیه انجام میدهد، صعود هزینههای زندگی را «بیسابقه» توصیف میکند.
به گفته این فعال کارگری، محاسبات سبد معیشت و اعداد و ارقام به وضوح نشان میدهد که کارگران در گرداب هزینههای نجومی زندگی به سختی دستوپا میزنند و با وجود کار تماموقت، دستمزدی که میگیرند برای ده روز ماه هم کافی نیست. اینجا این سوال پیش میآید که چه کسی مسئول این وضعیت است؟
امروز یک خانواده کارگری باید ماهی ۹۰ میلیون درآمد داشته باشد تا بتواند سر پا بایستد و از پس خرج و مخارج زندگی بربیاید، اما اکثریت طبقهی کارگر و مزدبگیر حتی نصف این رقم هم درآمد ماهانه ندارند. قطار تورم با شتاب بسیار به پیش میتازد و زندگی مزدبگیران، دچار یک عقبگرد تاریخی شده است. در این وانفسا با یکی دو درصد کاهش نرخ تورم، مشکلات حاد معیشتی حقوقبگیران حل نمیشود؛ باید پرسید چرا وظایف حاکمیتی در قبال فرودستان به فراموشی سپرده شده است؟
منبع: ایلنا

دیدگاههای کاربران