نوستالژی خرید مدرسه همیشه برای ما یادآور خاطرات شیرین درس و کلاس و نیمکتهای چوبی قدیمی است؛ روزهایی که هنوز با صدای زنگ اول مهر گره خورده است. همه به صف میشدیم و بعد از کلاسبندی وارد کلاس درسمان میشدیم. با چه شوق و ذوقی نوشتافزارها و کیف و کفش جدیدمان را به یکدیگر نشان میدادیم، اما دهه پنجاه و شصت هم دانشآموزانی بودند که چیزی برای گفتن و نشاندادن نداشتند و با کیف و کفشهای ازرنگوروافتاده به مدرسه میآمدند!
آنوقتها ما که به قولی دستمان به دهانمان میرسید، درکی از شرایط ایندسته از همکلاسیها نداشتیم… بچه بودیم دیگر؛ متوجه نداری و فقر نبودیم. معنای نگاههای حسرتبار و اشتیاقهای سرکوبشده را نمیفهمیدیم؛ اینکه دوستمان نمیتواند هر روز با خود خوراکی بیاورد تا ساعتها گرسنه نماند، از دایره درک و احساسمان خارج بود… بچه بودیم دیگر! و اما امروز دقیقا حدود چهار دهه بعد؛ تکرار همان نوستالژی تلخی که پایان ندارد.
مهر ۱۴۰۵؛ بوی ماه مهر نمیدهد/ بچهها سرشار از «شوق» و پدران سرشار از «شرم»!
بعضی از خانوادهها در تبوتاب و تکاپوی خرید مهرماه و عدهای هم که تعدادشان کم نیست! شرمندۀ روی فرزندانشان هستند.
بوی ماه مهر امسال؛ بوی شرمندگی پدر، فقر و نداری دارد! پدر باید دودوتا چهارتا کند تا بتواند دخل و خرج را با توجه به خرید مهرماه تنظیم نماید. وقتی قیمت یک کیف و هزینه دفتر و چند مداد و… از سقف حقوق پدر بالاتر می رود، خانواده ناچار است رو به بساطیها و دستفروشان بیاورد، اما چشمان معصوم کودکان بر روی ویترینهای شیک و پر زرقوبرق فروشگاههای لوازمالتحریر ثابت مانده است!
اسباب و عوامل تورم اقتصادی تحصیل
وقتی از تورم اقتصادی تحصیلی دانشآموزی صحبت میکنیم، صحبت از یک بحران ساده نیست، از عدالت و تقسیم ثروت میگوییم، از توانمندکردن خانوادهها.
در تحلیل این روند، چند عامل نقش دارند: وابستگی مواد اولیه به واردات؛ نوسانات شدید نرخ ارز بهخصوص در سالهای اخیر که قیمت برای مصرفکننده را به شدت بالا برده است؛ پایینبودن دستمزدها نسبت به تورم؛ تشویق به فرزندآوری بدون توجه به زیرساختهای معیشتی و بدون در نظر گرفتن راههای تامین نیازهای ابتدایی و حداقلی در طول تحصیل تا کاریابی.
و اما پیامدهای اجتماعیِ پیش رو
اگر یک گام فراتر از این بحث برویم، قصۀ پرغصۀ جاماندگان از تحصیل بخاطر نداشتن امکانات و… فصلی دیگر از یک ساختار معیوبیست که اصلاحنشده باقی مانده است. انباشت بلاتکلیفیهایی که باعث هدر رفتن سرمایههای آیندۀ این مرز و بوم است که خود، پروندهای دیگر برای بررسی میطلبد.
وجود ۱۲هزار دانشآموز جامانده از تحصیل، افزایش شکاف طبقاتی در حوزه آموزش، بیکاری، رویآوردن نوجوانان و جوانان به کارهایی که پیشرفت چندانی نمیتوان برای آن متصور بود، اعتیاد و بسیاری از آسیبهای اجتماعی دیگر.
در نتیجه، نظام آموزشوپرورش کشور باید از شروع تحصیل که با خرید تجهیزات و ملزومات تحصیلی آغاز میشود، تا روانهکردن آنها به بازار کار و تحصیلات عالی، عدالت آموزشی را بهطور یکسان برای همه فراهم و برای تسهیل این روند چارهاندیشی کند.
به نقل از: پایگاه خبری «نبض شهر»

دیدگاههای کاربران