سنیآنلاین| نان روزگاری نماد برکت و قناعت بود؛ اگر لقمهای روی زمین میافتاد، با احترام برداشته میشد تا حرمت رزق پایمال نشود. در خانهای که نان بود، انگار همهچیز بود و نبودنش دلها را پریشان میکرد، چون همه میدانستند برکت واقعی از دل همین لقمهها میآید، اما امروز داستان نان تغییر کرده است. فراوانی آن، ارزشش را کمرنگ کرده است. بیدقتی در پخت، استفاده از آرد بیکیفیت و تبانی برخی نانواییها با گاوداریها باعث شده نان خام، سوخته یا نیمپز از تنور بیرون بیاید و پیش از رسیدن روی سفرۀ مردم بار وانتها شود و در دامداریها با قیمت بالاتر فروخته شود؛ مسئلهای که نهتنها کیفیت نان را پایین آورده، بلکه حرمت این نعمت الهی را نیز خدشهدار کرده است. پایگاه اطلاعرسانی «سنیآنلاین» این موضوع را بهصورت میدانی و همچنین در گفتوگو با یکی از کارشناسان دینی مورد بررسی قرار داده است.
نان فقط وقتی که داغ است، قابل خوردن است
مسلم، یکی از شهروندان زاهدانی، دو قرص نان در دست دارد که هنوز گرمای تنور از آنها بلند میشود. او میگوید: «این روزها فقط بهاندازۀ یک روز نان میخرم. اگر بیشتر بخرم، نصفش دور ریز میشود، چون این روزها ماندگاری نان خیلی پایین آمده است و وقتی خنک شود، دیگر قابل خوردن نیست.»
او مکثی میکند و ادامه میدهد: «یکی میگوید شاطر خمیر را خوب استراحت نمیدهد، دیگری از آرد بیکیفیت مینالد. هرچه هست، نانی که باید برکت سفره باشد، بیشتر مایۀ دلزدگی شده.»
مسلم آهی میکشد و زیر لب میگوید: «دلم میخواهم نان دوباره، بوی صبح، زحمت و مهربانی بدهد.»
عثمان دلیل کیفیت پایین نانها را بیدقتی در پخت میداند و میگوید: «خمیر باید آرام ور بیاید و با عشق و حوصله پخته شود، نه با عجله و جوششیرین. حالا بعضی نانواها دستگاه را روی حالت تند میگذارند تا زودتر نان را به مشتری بدهند و پختشان را سریع تمام کنند.»
او با ناراحتی ادامه میدهد: «این روزها نانها دیگر بوی نان نمیدهند. هر بار که میخورم، معدهام میسوزد و درد میگیرد. اما وقتی به شهر خودمان میروم، همین مقدار نان میخورم و هیچ مشکلی ندارم. آنجا نان هنوز طعم زندگی دارد، نه درد.»
وقتی کیفیت نان قربانی سود میشود
خالد، گرانی خوراک دام را علت بیکیفیتشدن نان میداند و میگوید: «با افزایش قیمتها در جامعه، قیمت لبنیات و گوشت چندان بالا نرفته، اما خوراک دام بهشدت گران شده است. گاودار برای حفظ دامهایش چارهای ندارد جز اینکه به سراغ خوراک ارزانتر برود. نان سوخته، نیمپز یا حتی نان تازه، ارزانترین گزینه است.»
او با تأسف ادامه میدهد: «این وضعیت باعث شده برخی نانواییها و گاوداریها تبانی کنند. نانواها برای راحتی و سود بیشتر، نان را نیمپز یا سوخته از تنور بیرون میآورند تا سریع سهم گاوداریها را تحویل دهند و بعد کرکره نانوایی را بکشند پایین و بروند سراغ زندگیشان.»
خالد در پایان میگوید: «نان، که باید برکت سفرۀ مردم باشد، حالا در آخور گاوها ریخته میشود و این وضعیت باعث شده، برکت از زندگیها دود شود و برود هوا.»
اسماعیل در تأیید حرفهای خالد، از مشاهدات خود دربارۀ تبانی نانواییها و گاوداریها میگوید: «روزی در صف نانوایی بودم که نانوا نانهای سوخته و بعضاً تازه را کنار میگذاشت. از خودم پرسیدم: چرا این نانها را کنار میگذارد؟
هنوز در همین فکر بودم که مردی با وانتی فرسوده آمد، چند کارت بانکی روی پیشخوان گذاشت. نانوا مشغول کارتکشیدن شد. رانندۀ وانت تمام نانهای کنارگذاشته را بار زد و رفت. کنجکاو شدم و از نانوا پرسیدم: “این همه نان برای کجاست؟” نانوا نگاهی گذرا کرد و با خونسردی گفت: “برای گاوداری.”»
هر روز نان تازه راهی گاوداریها میشود
احمد روایت متفاوتی از خرید و فروش نان برای گاوداریها ارائه میکند: «در حاشیۀ شهر، هر روز پیرزنهایی را میبینم که با چند کارت بانکی به نانواییها میروند و تعداد زیادی نان میخرند. آنها را داخل گاری میگذارند و تا غروب، گاریها پر از نان میشوند. شب که به خانه برمیگردند، نانها را روی طناب یا حصیر پهن میکنند تا خشک شوند. فردا همین نانها به گاوداریها فروخته میشوند و پولش خرج زندگیشان میشود. حالا این کار برای بسیاری، به شغل روزانه تبدیل شده است.»
او ادامه میدهد: «در این میان، قشر فقیر جامعه بیشترین آسیب را میبیند. کسانی که نان قُوْت اصلیشان است، مجبورند همین نانهای بیکیفیت را بخورند؛ نانهایی که طعم خمیر و سوختگی میدهند و به جای سیرکردن شکم، بیماری معده و دلدرد بهجا میگذارند.»
بیاحترامی به نان، زوال نعمت را رقم میزند
مولانا عبدالحکیم عثمانی، کارشناس مسائل دینی، در گفتوگو با سنیآنلاین به جایگاه ویژۀ نان در فرهنگ مسلمانان اشاره میکند و میگوید: نان برای ایرانیان و جامعۀ اهل ایمان همواره نماد «رزق» و «برکت» بوده است. با اینکه رزق مفهوم گستردهتری دارد، اما در باور عمومی، نانِ گندم برجستهترین جلوۀ آن به شمار میرفته است. در بسیاری از مناطق، بهویژه میان عشایر و کشاورزان، سفرهای بدون نان نه «شام» محسوب میشد و نه «ناهار» اگر فقط نان بر سفره بود، آن را غذای کامل میدانستند.
ایشان به سخنانش اضافه میکند: ارزش نان در گذشته چنان بالا بود که مردم به آن قسم میخوردند و برداشتن تکهای نان برای سوگند، نشانۀ صداقت و جدیت فرد تلقی میشد. پرتاب نان یا بیاحترامی به آن عملی زشت و توهین به روزی بهشمار میآمد. در برخی مناطق اگر کسی نانی روی زمین میدید آن را برمیداشت، میبوسید و روی چشم میگذاشت. در منابع دینی نیز روایت «أکرموا الخبز» بر احترام به نان تأکید دارد.
مولانا عثمانی با اشاره به اهمیت گندم در امنیت غذایی میگوید: گندم در همۀ کشورها کالایی راهبردی است و در ایران نیز دولت آن را مستقیماً از کشاورز خریداری میکند تا نان بهعنوان کالای اساسی همیشه در سفرۀ مردم باشد. احترام به نان در باور دینی و عرفی، نشانۀ جلب رضایت الهی و افزایش رزق است و بیتوجهی به آن نوعی ناشکری و موجب زوال نعمت دانسته میشود.
ایشان به تناقض موجود در وضعیت امروز نان اشاره میکند و توضیح میدهد: بسیاری از نانواییها با وجود دریافت امتیاز و یارانه، نانی بیکیفیت، خام یا سوخته تولید میکنند. از سوی دیگر، به دلیل گرانی علوفه و شرایط نابسامان بازار، بخش زیادی از نانها به خوراک دامها و حتی سگها تبدیل شده است؛ نانی که بدون دقت پخته و توسط واسطهها خریداری و به گاوداریها منتقل میشود. این رفتار از نگاه شرعی و فرهنگی نوعی بیاحترامی به رزق است.
کارشناس مسائل دینی همچنین به وضعیت کشاورزان اشاره میکند و میگوید: دولت گندم را با قیمتی پایین، کمتر از ۲۰ هزار تومان، از کشاورز خریداری میکند؛ هرچند برای سال آینده نرخ بالاتری تعیین شده، اما با هزینههای سنگین سم، کود، آب و سختی کار، این قیمتها همچنان به زیان کشاورز است. این در حالی است که همین گندم هنگام واردات با بهای سنگین وارد کشور میشود.
مولانا عبدالحکیم عثمانی در پایان تأکید میکند: نانی که با چنین زحمتی به دست میآید، باید نانی شایسته سفرۀ مردم باشد؛ نانی گرم و خوشبو که با احترام مصرف شود. نه نانی که بیارزش شمرده و زیر پای دامها له شود. احترام به نان، احترام به رزق الهی است و بیاحترامی به آن آغاز زوال نعمت. امید است دستگاههای نظارتی برای حفظ حرمت نان و جایگاه آن در زندگی مردم، چارهای جدی بیندیشند.
وقتی نان بوی مهربانی میگیرد
در دل خیابانهای شلوغ، جایی میان بوی دود و نان نیمسوخته، تصویری تلخ جان میگیرد؛ گاریهای پیرزنها، وانتهای پر از نان و لقمههایی که به جای سفره، راهی آخور میشوند. نان که روزی نماد رزق و مهربانی بود، حالا نشانی از بیانصافی و سود کوتاهمدت به دوش میکشد.
با اینهمه احوال هنوز، در گوشهای از همین شهر، نانواهایی هستند که خمیر را با عشق ورز میدهند، نه با بیتفاوتی. دستانشان با گرمای تنور، بوی زندگی را به نان بازمیگردانند. همان لحظهای که کودک گرسنه، نان داغ را لمس میکند، زمان برای لحظهای از حرکت میایستد.
این تصویر یادآور حقیقتی ساده و عمیق است؛ برکت در احترام به نان است. اگر قدرش را بدانیم، نان فقط خوراک نیست، بلکه نشانۀ حیات و مهربانی است. شاید روزی دوباره، نان بوی صبح بگیرد، سفرهها پر شوند و دلها گرم. آنگاه، قطعاً زمزمهای به سوی آسمان بلند میشود: «خدایا، هیچ سفرهای را بینان مگذار و هیچ شکمی را گرسنه.»

دیدگاههای کاربران