امروز :سه‌شنبه, ۲ تیر , ۱۴۰۵

زنان بیوه و مسئولیت‌های اجتماعی

زنان بیوه و مسئولیت‌های اجتماعی

وضعیت زنان بیوه در دوران قبل از اسلام
پیش از اسلام، زن بیوه قربانی محرومیت بود و هیچ عزتی نداشت به‌طوریکه پس از وفات شوهرش، باقی عمر خود را در نهایت سختی و مصیبت سپری می‌کرد.
در میان یهودیان، زن بیوه به مالکیت برادر شوهرش درمی‌آمد و او هر طور که می‌خواست با وی رفتار می‌کرد و کسی نمی‌توانست به داد او برسد. دین مسیحیت نیز هیچ دستورالعمل مثبتی برای زنان بیوه ارائه نکرده است. در آیین هندو، زن بیوه پس از مرگ شوهرش حق زندگی نداشت و با زنده سوختن در تخت آتش شوهرش، اجرای رسم “سَتی” (رسم زنده سوزاندن زن به همراه جسد شوهر) را وظیفه دینی خود می‌دانست. اگر هم زنده می‌ماند، تمام عمر را در سوگ شوهرش سپری می‌کرد و حق هیچ‌گونه آرایش و بهره‌مندی از لذت‌های دنیوی را نداشت.
در میان اعراب نیز با بیوه‌زنان رفتار خوبی نمی‌شد؛ پس از وفات شوهر، زن بیوه به مالکیت ورثه شوهر درمی‌آمد و آنها هر طور که می‌خواستند با او رفتار می‌کردند. او را مجبور به بخشیدن مهریه‌اش می‌کردند، به روش‌های مختلف آزارش می‌دادند و اجازه نمی‌دادند به میل خود ازدواج مجدد کند.

ظهور اسلام و حفظ حرمت زنان بیوه
هنگامی که پیامبر آخرالزمان؛ حضرت محمد مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم مبعوث شد، روزهای سخت بیوه‌زنان به روزهای خوب تبدیل شد؛ آنحضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم نه‌تنها به زنان بیوه جایگاهی عزتمند در جامعه بخشید و بر خوش‌رفتاری با آنها تأکید کرد، بلکه با عمل خویش چنان شأن و عظمتی به بیوه‌زنان عطا کرد که تصور آن نیز در میان اعراب ممکن نبود.
رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم در بیست‌وپنج سالگی [و در اولین ازدواج] با یک زن بیوه (حضرت خدیجه رضی‌الله‌عنها) ازدواج کرد، درحالی‌که زیباترین زنان با کمال میل درخواست ازدواج ایشان را قبول می‌کردند. آن‌حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم با ازدواج با یک بیوۀ چهل‌ساله، گامی عملی علیه رسوم جاهلانه برداشت، آن‌هم در سنی که هر فردی تمایل دارد با زنی جوان‌تر ازدواج کند. سپس به مدت بیست‌وپنج سال به گونه‌ای با حضرت خدیجه زندگی کرد که در این مدت هیچ ازدواج دیگری نکرد. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم پس از وفات حضرت خدیجه رضی‌الله‌عنها، با ده زن دیگر ازدواج کرد: حضرت عایشه دختر حضرت ابو‌بکر، حضرت سوده دختر زمعه، حضرت حفصه دختر حضرت عمر، حضرت زینب دختر خزیمه، حضرت ام‌سلمه دختر ابو‌امیه، حضرت زینب دختر جحش، حضرت جویریه دختر حارث، حضرت ام‌حبیبه دختر ابو‌سفیان، حضرت صفیه دخترحُیَیّ و حضرت میمونه دختر حارث (رضی‌الله‌عنهن). از تمام این ده زن، به‌جز حضرت عایشه رضی‌الله‌عنها، سایر زنان، بیوه بودند.

صحابه و توجه به زنان بیوه
بسیاری از صحابه رضی‌الله‌عنهم نیز با تکفل نفقۀ زنان بیوه و یا ازدواج با آنها تلاش داشتند تا زنان بیوه را مورد توجه قرار دهند تا حرمت و عزت و جایگاه‌شان در جامعه حفظ شود. به‌عنوان مثال در روایت آمده است که بعد از شهادت حضرت جعفر طیار رضی‌الله‌عنه در غزوه موته، حضرت ابوبکر صدیق رضی‌الله‌عنه با همسر ایشان؛ حضرت اسماء بنت عُمیس رضی‌الله‌عنها ازدواج کرد. همچنین بعد از شهادت حضرت عبدالله‌بن‌ابو‌بکر رضی‌الله‌عنه، حضرت عمر فاروق رضی‌الله‌عنه با همسر ایشان؛ حضرت عاتکه رضی‌الله‌عنها ازدواج نمود.
پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم و صحابه بار مسئولیت نفقه تمام زنان بیوۀ تحت تکفل خویش را بر دوش کشیدند و به آنان فرصت ورود دوبارۀ باعزت و آبرومندانه را به جامعه دادند.
همان‌طور که یک کودک یتیم با وفات پدرش بی‌سرپرست می‌شود، یک زن نیز با وفات شوهرش بی‌تکیه‌گاه می‌گردد. مصیبت‌ها و نگرانی‌های هر دو یکسان است. از این رو، همان‌طور که اسلام برای سرپرستی یتیم مژده بهشت داده، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم درباره کسی که مشکلات زنان بیوه را حل می‌کند نیز فرموده است: «کسی که برای (امور) زنان بیوه و مسکین تلاش می‌کند، مانند کسی است که در راه خدا جهاد می‌کند و روزها را روزه می‌گیرد و شب‌ها را به نماز می‌ایستد.» (صحیح بخاری، مسلم، موطا امام مالک)

حقوق زنان بیوه‌
۱. اولین حق زن بیوه آن است که سهم مقرر او از میراث شوهرش به او داده شود. اگر شوهر فرزند داشته باشد، یک‌هشتم میراث و اگر فرزندی نداشته باشد، یک‌چهارم میراث به همسرش تعلق می‌گیرد. اگر شوهر پیش از مرگ، مهریۀ همسرش را نپرداخته باشد، ابتدا باید مهریۀ زن از مال میراث پرداخت شود. همچنین اگر شوهر برای همسرش وصیتی کرده باشد، تا یک‌سوم از کل دارایی، وصیت او باید اجرا شود.
۲. حق دوم زن بیوه آن است که فوراً برای کفالت (سرپرستی و تأمین هزینه) او برنامه‌ریزی شود. اگر حکومت اسلامی برقرار باشد، هزینه‌ها و کفالت او بر عهده حکومت است. و در غیر این‌صورت، جامعه مسلمان باید با او نهایت همدردی را داشته باشد، نیازهایش را در نظر بگیرد و تا زمانی که ازدواج مجدد نکرده، به بهترین شکل کفالت او را بر عهده گیرد.
حضرت زیدبن‌اسلم از پدرش روایت می‌کند که می‌فرمود: یک مرتبه همراه حضرت عمر رضی‌الله‌عنه به سوی بازار می‌رفتم. زنی را دیدم که به حضرت عمر گفت: ای امیرالمؤمنین، شوهرم از دنیا رفته و فرزندان کوچکی از خود به جای گذاشته است. به خدا قسم، حتی یک پاچه بز هم ندارند که بپزند. نه کِشت و کاری دارند و نه حیوانی شیرده، می‌ترسم که قحطی آنها را هلاک کند. من دختر خفاف بن ایماء هستم. پدرم در حدیبیه همراه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم بود. حضرت عمر رضی‌الله‌عنه ایستاد و جلوتر نرفت و فرمود: نسب تو به نسب من نزدیک است. سپس به سوی شتری قوی که در خانه بسته شده بود رفت، دو کیسۀ پر از غلات بر پشت شتر انداخت و میان آنها پول نقد و لباس هم گذاشت، سپس افسار شتر را به دست زن داد و فرمود: این را ببر! قبل از تمام‌شدن‌شان خداوند بهتر از این را به تو عطا خواهد کرد. مردی (با دیدن این صحنه) گفت: ای امیرالمؤمنین! شما به این زن خیلی زیاد دادید. حضرت عمر رضی‌الله‌عنه فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! به خدا قسم، من پدر و برادرش را دیدم که مدتی طولانی قلعه‌ای را محاصره کردند تا آن را فتح نمودند.» (صحیح بخاری)
۳. حق سوم زن بیوه آن است که پس از پایان عده، از سوگ و ماتم رهایی یابد. برای فراموش‌کردن غم و اندوه او باید بهترین راه‌ها در پیش گرفته شود. باید به او حق آرایش و زینت در حدود شرعی داده شود.
۴. حق چهارم زن بیوه آن است که پس از پایان عده، برای ازدواج مجدد او رنامه‌ریزی شود. امروزه در جامعه ما ازدواج با بیوه‌زن، عیب محسوب می‌شود، درحالی‌که این نیز یک سنت مهم است که مسلمانان باید به آن توجه کنند. در صدر اسلام، ازدواج با زنان بیوه اقدام پسندیده و دارای اجر و پاداش بزرگ اخروی تلقی می‌شد و جامعه اسلامی را از دچارشدن به بسیاری از مشکلات باز می‌داشت. ازدواج با یک بیوه و بر عهده گرفتن کفالت او و فرزندانش، نیکی بزرگی است که هر مسلمانی باید برای به دست آوردن آن احساس سعادت کند و یا اینکه حداقل زمینۀ ازدواج اون با فردی مناسب را فراهم کرده و ازاین طریق دستور الهی را بجا بیاورد و یا هر خدمتی که در این زمینه می‌تواند انجام دهد. در قرآن کریم آمده است: «وَأَنكِحُوا الْأَيَامَىٰ مِنكُمْ» (نور: ۳۲) یعنی «مردان و زنان بی‌همسر خود را همسر دهید».
۵. حق پنجم زن بیوه آن است که برای ازدواج مجدد، اختیار کامل داشته باشد و خانواده پدری یا خانوادۀ شوهرش نمی‌توانند او را به ازدواج‌کردن یا نکردن مجبور کنند. البته می‌توانند به او مشورت بدهند. زن بیوه کاملاً آزاد است که با چه کسی ازدواج کند. حتی از دیدگاه فقها و علما که اجازۀ ولی و سرپرست را برای ازدواج دختر باکره، ضروری می‌دانند، برای زن بیوه نیازی به این اجازه نیست. بیوه بر اساس تعالیم اسلامی در مورد ازدواج خود کاملاً مختار است.
البته اگر زن بیوه فرزندان خردسالی دارد و به خاطر پرورش آنها ازدواج مجدد نمی‌کند و معتقد است که ازدواج دوم به پرورش این کودکان آسیب می‌زند و برای پرورش و تربیت آنها تلاش می‌کند، این عملش دارای اجر و ثوابی بزرگ است. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم فضیلت این دسته از زنان بیوه را در قالب یک واقعه چنین بیان فرموده است: «روز قیامت من اولین کسی خواهم بود که درِ بهشت را باز می‌کنم، آنگاه می‌بینم زنی می‌خواهد پیش از من وارد بهشت شود. می‌پرسم: تو کیستی؟ او می‌گوید: من زنی بیوه هستم که چند فرزند یتیم خردسال داشتم.» (مسند ابویعلی به نقل از سیرةالنبی، سید سلیمان ندوی) آنحضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم همچنین فرمودند: «من و زنی که به خاطر تلاش و سختی برای فرزندانش چهره‌اش تیره شده، در بهشت مانند این دو انگشت (انگشت سبابه و وسطا) به هم نزدیک خواهیم بود؛ آن زن زیبا و با عزت و دارای مقام که پس از مرگ شوهرش بیوه شده، اما به خاطر فرزندان یتیم و خردسالش خود را (از ازدواج) باز داشته تا اینکه فرزندانش از او جدا شوند (بزرگ شوند) یا وفات کنند.» (سنن ابوداود)
لذا لازم است که رسیدگی به امور زنان بیوه و کودکان یتیم را وظیفۀ خود بدانیم. خداوند متعال به امت مسلمان توفیق عمل به احکام قرآن و سنت را عطا فرماید.


دیدگاههای کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بخوانید