برخی جریانات سیاسی و بعضاً تندرو که به شدت معتقد به تقسیمبندیهای سیاسی خودی و غیرخودی در بدنه حاکمیت هستند، و چهبسا در چهار دههی اخیر با این اعتقاد بسیاری از همراهان همکیش خود را حتی از صحنه حذف کردهاند، مسلماً این نوع نگاه مقام معظم رهبری به اهلسنت را برنمیتابند؛ که این اقلیت مهجور مذهبی، با استناد به نامهی مولانا «فرزندان رهبری و نظام» تلقی شوند، که آنها را بهعنوان برادران و خواهران ناتنی حتی نمیپذیرند! کما اینکه هنوز اتفاقی نیفتاده، بر طبل اختلافات میکوبند و نامهی رهبری را طوری تحلیل میکنند که سخن تازهای نیست و وضعیت همان است که در چهل سال گذشته حاکم بوده است!
پاسخ رهبر معظم به نامهی مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی و نیز محتوای هر دو نامه، پیش از هر چیزی شاید بیانگر دغدغهها از وضعیت نامساعد مسلمانان در جهان امروز است و صدالبته وضعیت رنجآور اهلسنت متأثر از نگاههای امنیتی، سلیقهای و تبعیضها در ایران؛ که این نگرانی را ایجاد کرده است. با همهی ارادتی که بنا بر دلایل متقن و آنچه در نامهی مولانا آمده است، به نظام و رهبری در بین اهل سنت وجود دارد؛ تا جایی که بزرگترین پیشوای اهلسنت ایران این اقلیت مذهبی را «فرزندان نظام و رهبری» میخواند. پاسخ رهبر در این مقطع حساس و بحرانی جهان اسلام میتواند باعث امیدواری در تغییر نگاهها به اهلسنت در ایران باشد.
از سوی دیگر دکتر حسن روحانی رئیسجمهوری، با اعتقاد به این بیمهریها، اخیراً در سخنانی با قاطعیت از حقوق اقلیتها سخن گفته است. روحانی در اوایل شهریورماه در یک سخنرانی گفت: اگر اقلیتهای مذهبی حقوق برابر با شیعیان ندارند، نباید مانند آنان «تکلیف» داشته باشند، ازجمله نباید مالیات بپردازند و به سربازی بروند. رئیسجمهوری بر حضور جوانان، زنان، اقوام و مذاهب مختلف در مدیریت کشور تأکید دارد و نباید همه مدیران کشور تنها از یک مذهب باشند. روحانی میافزاید: «مگر مذاهب دیگر جزو ملت ایران نیستند؟ پس از آنها مالیات نگیریم و آنها را به سربازی نبریم. اگر قرار باشد تکلیف آنها مثل همه باشد، پس حقوقشان باید مثل همه باشد». دکتر روحانی تأکید کرد: «چطور همه را در موقع انتخابات پای صندوق دعوت میکنیم ولی منصب مدیریتی به آنها نمیدهیم. اگر به آنها منصب نمیدهیم، بگوییم فقط یک گروه به پای صندوقهای رأی بیاید».
وقتی این سخنان رئیسجمهوری را در کنار فرمایشات مقام معظم رهبری میگذاریم، به نگرانیها، دغدغهها و حُسن نظر مقامات ارشد کشور نسبت به وضعیت اهلسنت بیشتر پی میبریم. رهبری در پاسخ به مولوی فرمودهاند: «همه ارکان جمهوری اسلامی موظفاند بر اساس معارف دینی و قانون اساسی هیچگونه تبعیض و نابرابری بین ایرانیان از هر قوم و نژاد و مذهبی روا ندارند. ما هم به جد معتقدیم همه باید با هم در کنار هم و در صفوف فشرده و واحدی به سربلندی و عزت ایران اسلامی بیندیشند و در راه آن تلاش کنند و اجازه ندهند دشمنان این مرز و بوم و خناسان وابسته به این و آن در این صف واحد تفرقه افکنده و کارشکنی کنند».
در گذشته نیز رهبر معظم فتوا دادهاند که «اهانت به نمادهای برادران اهلسنت ازجمله اتهامزنی به همسر پیامبر اسلام [عایشه] حرام است»؛ با وجود این، و همهی دیدگاهها و حُسن نظرها، همانطور که در ابتدا به آن اشاره رفت، برخی جریانهای سیاسی در کشور فرمایشات حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب را سخن تازهای نمیدانند و استناد میکنند که «پاسخ معظم له برخاسته از معارف دینی و قانون اساسی کشور، و سیاست همیشگی جمهوری اسلامی از ابتدا تا به امروز بوده است و چیز جدیدی نیست»؛ این جریان در ادامه به قانون اساسی و فرمایشات بنیانگذار جمهوری اسلامی اشاره میکند که متفقالقول حقوق اهلسنت را محترم شمردهاند. درحالیکه اهل سنت معتقد است در چهل سال گذشته بسیاری از حقوق آنها به رسمیت شناخته نشده و علیرغم نگاه مثبت مقامات عالیرتبه، بعضاً از سوی برخی ارکان و مسئولین پاییندستی به شدت مورد بیمهری، تبعیض و نابرابری قرار گرفتهاند.
علیکلحال آنچه جای نگرانی دارد پرداختن به مسائل اینچنینی درست در زمانی است که همه تحلیلگران نگاه بلند رهبری را تمجید میکنند و اهلسنت با خوشحالی در فضاهای مجازی فرمایشات معظمله را به اشتراک میگذارند؛ از سوی دیگر گویی کسانی هستند که این شادی اندک اهلسنت را تاب نمیآورند و با تحلیلهای اینچنینی از اتفاقی که میتواند باعث وحدت، مودت، برادری و صمیمیت بیشتر بین برادران شیعه و سنی شود، به رنجشها دامن میزنند. و بدتر اینکه برخی این نوع تحلیلها را با عنوان یک خبر فوری بهسرعت در فضای مجازی مناطق سنینشین به اشتراک میگذارند؛ با هدف القای این موضوع که سخنان رهبری سخن تازهای نیست، و قرار نیست وضعیت اهلسنت از آنچه هست، بهتر شود؛ یعنی وضعیت همان است که از اول انقلاب تاکنون بوده است و این نامهنگاریها چیزی را عوض نخواهد کرد.
شاید همهی پاسخهایمان از همینجا میگیریم که چرا حقوق اهلسنت که از اول انقلاب هم در قانون و هم در معارف دینی و هم در فرمایشات مقامات عالیرتبه آمده است، هیچگاه فرصت اجرا نیافته است تا جایی که پس از گذشت چهل سال بهعنوان یکی از اساسیترین دغدغهی بزرگترین پیشوای مذهبی اهلسنت قرار میگیرد و ناگزیر میشود برای احقاق حقوق قانونی اهلسنت به رهبر جمهوری اسلامی نامه بنویسد.
ایرج اعتمادی/ روزنامه ندای هرمزگان

دیدگاههای کاربران