امروز :پنجشنبه, ۳۱ خرداد , ۱۴۰۳

میراث پیامبر- صلی الله علیه وسلم- رجال است نه اموال

میراث پیامبر- صلی الله علیه وسلم- رجال است نه اموال

 پس از آنکه خداوند متعال آیه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا» نازل فرمود و با نزول این آیه پروندۀ شریعت اسلام در قالب مجموعه ای مملو از فرامین الهی به بشریت تقدیم شد، پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم دارفانی را وداع گفت، و ملت محمدی- علی صاحبها الصلاة و السلام- به کمال نهایی عزت و مجد رسید.

رسول خدا صلی الله علیه وسلم مردانی را تربیت فرمود که هر کدام از آنها تا قیام قیامت پیشوا و رهبر امت قرار گرفتند. از میان آنها می توان خلفای راشدین، ائمه هدایت یافته، ستارگان فقه و فقاهت، بزرگان تفسیر، فرماندهان جهاد و اکابر زهد و عرفان را نام برد.
پیامبر صلی الله علیه وسلم صحابه رضوان الله علیهم اجمعین را آموزش داد و در راستای تربیت آنها از هیچ کوششی دریغ نورزید. آنها فاتحان بی نظیر، رهبران مجد و بیداری اسلامی و الگو و اسوه برای طیف‏های مختلف در طول تاریخ درخشان اسلام قرار گرفتند.
آری؛ زمانی که پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم وفات نمود، زرۀ مبارکش نزد یک یهودی به خاطر 30 صاع جو رهن بود. نه دیناری و نه درهمی به ارث گذاشت، و نه دخترانش از او ارث بردند و نه خویشاوندان نزدیکش. چرا که خودش فرموده بود: «ما گروه انبیاء مال و منال به ارث نمی گذاریم، هرچیزی که از ما باقی بماند صدقه است.» در خانه ای از خشت وفات نمود و در همان خانه آرمید. منزل و کاخ و برجی از او به جا نماند. نه باغی بزرگ و نه گنجی به ارث گذاشت، بلکه همانطور که به دنیا پا نهاده بود همانگونه از این دنیا رخت بربست. اما منهجی ربانی، عقیده ای بزرگ و بی نظیر، سنتی پاک و بی آلایش و دولتی اسلامی برگفته از عدل و داد، امتی با ایمان راسخ و محکم و پیامی ربانی و محمدی به ارمغان گذاشت که زمانه نمی تواند آن را مدفون کند و نه طوفانهای سهمگین قادرند که آن را از بین ببرند و نه آبهای تند و جاری می توانند آثارش را محو کنند و نه روزگار می تواند فراموشش کند.
ایشان خلیفه اول و جانشین بر حق، حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه؛ آن رادمردی که نشانۀ کامل صدق و صفا، ایمان و جانفشانی بود را تربیت نمود. حضرت عمر رضی الله عنه؛ آن مرد عدل و داد، امام قاطع و فاروق اسلام را تعلیم داد. عثمان بن عفان رضی الله عنه؛ آن رادمرد ربانی، حامل و جامع قرآن و نمونه سخاوت و جود را تحویل جامعه داد، و تمرین عشق و شجاعت را به حضرت علی رضی الله عنه؛ آن شمشیر برّان و دریای علم و دانش و رادمرد میدان رزم داد. او همچنین حضرت عبدالله ابن عباس رضی الله عنه مفسر و ترجمان قرآن و دانشمند امت، و اُبی بن کعب رضی الله عنه سردار قاریان قرآن، معاذبن جبل؛ رهنما و الگوی علما به سوی بهشت برین، ابوذرغفاری رضی الله عنه و سعد بن معاذ شخصیتی که عرش الهی به خاطرش به لرزه افتاد، خالد بن ولید رضی الله عنه؛ آن شمشیر از غلاف کشیده خدا، خالدی که در هیچ جنگی شکست را تجربه نکرد و همیشه پیروز و قهرمان میدان بود، و هزاران تن دیگر از صحابه؛ آن مشعل داران نور و ایمان که سینه هایشان دیوان صداقت، عدالت، ایستادگی، برادری، شجاعت، سخاوت، غمخواری، اصلاح و تربیت بود را پرورش داده و به جهان بشری تحویل داد.
به خاطر تربیت صحیح این افراد بود که تمدن نوین اسلام، تمدنی به جا مانده و دست نخورده و پیشرفته در طول تاریخ درخشانش بوده و خواهد بود. زیرا افکار صحیح و شیوه های عملی دقیق و روشن زندگی، اخلاق نیکو را به ارمغان آورده و صفات پسندیده و تعالیم زیبای روح و روان را فراروی بشریت می گذارد. بر خلاف تمدنهایی که زور، ظلم و ستم، تن پروری و غوطه ور شدن در شهوات و نزوات شعار اساسی آنها بوده، چنانچه امپراطورهای روم و ایران (قیصر و کسری) از خود ایوان، کاخ و کوخ، باغ، ناقوس و بوق به ارمغان آوردند و رفتند، اما خبری از اخلاق، عدل و عدالت محوری، صداقت و راستی، حیا و عفت نبوده که با ظهور اسلام لشکریان جانفشان اسلام (صحابه) این دو ابرقدرت را شکست دادند. بشنویم از پادشاهان مصر، فراعنه که اهرام سه گانه و مجسمه های سنگی بی روح از آنها به ثبت رسید. اما علم سودمند، عمل نیک، مساوات و برابری و عدل و داد با تاریخشان در تضاد بود.
نور اسلام با آمدن پیامبر صلی الله علیه وسلم تابیدن گرفت و فرش عدالت اسلامی گسترانیده شد و آثار عمارتهای برگرفته از خاک دوباره در دل زمین فرو رفت، در حالی که اسلام به بنا، مرمت و بازسازی تاکید می کند اما ابتدا ساختمان روح و روان و بنای نفس و جان، تزکیه و اصلاح قلب و پاکی درون و وجدان را می سازد. سپس بر شهرسازی، صنعت و تکنولوژی و فناوریهای نوین تاکید می کند. چنان که در زندگی رسول اکرم صلی الله علیه وسلم نمونۀ بارزی از آن مشهود است. در خانه ای کوچک و ساخته شده از خشت و گل زندگی می کرد. نور هدایت بشریت از همین خانه کوچک درخشیدن گرفت و خورشید عدالتش بر جهان تابیدن گرفت و شعاع نور ایمان در دنیا پخش شد. در همین خانه گِلی و خشتی جبرئیل علیه السلام فرود آمد و قرآن حکیم و منهج ربانی و راه راست را بر نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وسلم نازل فرمود. در همین خانه دولت اسلامی تشکیل شد و منشور عدالت گونه اش، ظلم و ستم، استبداد و بی بند و باری و جهل و بی سوادی را در نطفه خفه کرد.
زمانی که رسول خدا صلی الله علیه وسلم به پیامبری رسید مردم نیاز مبرم به خانه های مستحکم و راههای مواصلاتی، مزارع  پیشرفته و نیاز به راه اندازی کارخانه های بافندگی و ریسندگی و آهن آلات و… داشتند، اما رسول اکرم صلی الله علیه وسلم ابتدا از خود انسانها شروع نموده به تربیت و پرورش آنها پرداخت. نور ایمان و تعالیم گهربار اسلام را در دلهایشان جا داد. زیرا انسان زمانی که به رشد، اصلاح و تکامل برسد قلبش مملو از نور ایمان و محبت الهی می شود و افکارش روشن و شفاف می گردد و همتش اوج می گیرد. در این هنگام به پیشرفت زندگی و اصلاح دین و دنیای خود می پردازد. چه فایده ای از راه اندازی اَبَرکارخانه ها و شرکتها و تفریحگاهها و باغات به انسان می رسد زمانی که نور ایمان در دلش نباشد. انسانهای گنهکار، بدبخت و سست فطرت و رهبران ظلم و جور چند روزی از آنها استفاده می کنند و با دستان خود به تخریب عمارتها روی می آورند. فساد و فحشا را در شهرها به راه می اندازند و تمام آبادانی دنیا را به ویرانه ای تبدیل می کنند، اما روزی که اصلاح شوند و تربیت صحیح حاصل کنند، به سوی ایمان، عدل، مهربانی، آزادگی، امنیت، اخلاق و سربلندی رهنمون می شوند و تمدن زیبای اسلامی را زنده می کنند و بشریت را خط می دهند و دین و دنیای خود را با هوشیاری آباد می گردانند.
به همین علت بود که پیامبر صلی الله علیه وسلم نسل اولی (صحابه) را چنین تربیت کرد و مدت مدیدی نگذشته بود که نور تمدن اسلامی در اروپا تابید و خورشیدش دشتهای هند و سند را منوّر ساخت و با قافله علما و فقها و مصلحین و داعیان بر حق جنگل های آفریقا و دشتهای تاشکند و نهاوند را فتح نمود و اگر ملتی بخواهد تمدن و ثقافت اسلامی و رهاورد ایمانی علم و معرفت را که اسلام آورده، از عقول اهل ایمان بزداید هرگز نخواهد توانست. خداوند متعال می فرماید: «یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون»

نویسنده: دکترعائض القرنی
 ترجمه: ذبیح‌الله براهویی


دیدگاههای کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بخوانید