جهان در ابتدای هزاره سوم میلادی، در یكی از بدترین و بحرانیترین مراحل تاریخ بشر به سر میبرد. سرعت سرسامآور در رقابتهای تسلیحاتی، امنیت را از كره زمین سلب نموده است و هر لحظه آن را به انفجار اتمی هولناكی نزدیك میكند. تلاش ابرقدرتها و ایادیشان جهت تحقق و تحكیم نظام تكقطبی در جهان و كشاندن سرنوشت انسانها در مسیر و بستر غیرفطری و ناموزون نظام سلطه و استبداد، آزادی و حریت را از آزادگان جهان سلب كرده است.
—————————————-
عبدالحكیم عثمانی
جهان در ابتدای هزاره سوم میلادی، در یكی از بدترین و بحرانیترین مراحل تاریخ بشر به سر میبرد. سرعت سرسامآور در رقابتهای تسلیحاتی، امنیت را از كره زمین سلب نموده است و هر لحظه آن را به انفجار اتمی هولناكی نزدیك میكند. تلاش ابرقدرتها و ایادیشان جهت تحقق و تحكیم نظام تكقطبی در جهان و كشاندن سرنوشت انسانها در مسیر و بستر غیرفطری و ناموزون نظام سلطه و استبداد، آزادی و حریت را از آزادگان جهان سلب كرده است.
فزونطلبی و زراندوزی غیرمعقول اهل طمع و آز، فاصله طبقاتی فقرا و ثروتمندان را افزایش داده و زندگی را بر تنگدستان غیرقابل تحمل نموده است. پرستش مادیات و تجملگرایی فرصت فكر كردن و اندیشیدن را از انسانها گرفته است. شهوتپرستی و بیبندوباری انسانها را از مقصد اصلی زندگیشان منحرف گردانیده است. بیعدالتی و تبعیض، جاهطلبی و اقتدارگرایی، حس خیرخواهی و غمخواری را از حكام و زمامداران دنیا سلب نموده است. تودههای سرگردان و جماعتهای درمانده، قربانی هوسها و تمایلات عده معدودی گردیدهاند و در كورههای جنگ و لشكركشی و سیاستهای عقیم و ناپخته، طعم تلخ فقر و محرومیت را با سختی و بدبختی تجربه میكنند.
انسانها در گوشه و كنار جهان چه شرقی و چه غربی، آسیایی و اروپایی، سفید و سیاه، در كشورهای پیشرفته و عقبمانده، از ناملایمات زندگی و روند خطرناك سیاست حاكم بر جوامعشان همواره اظهار رنج و تنفر مینمایند و از زندگی طاقتفرسا و سخت موجود در عین وفور نعمت و ترقی بیشتر، به ستوه آمدهاند.
انبیا حاملان كلیدهای اسرار
پیامبران الهی و ادیان آسمانی كه پیامآور دستورات و قوانین آفریننده هستی و راهنمای انسانها در مسیر زندگی هستند، به عنوان حاملان وحی و واسطه بین خالق و مخلوق و ریسمانی بین آسمان و زمین، همواره در تاریخ زندگی بشر منشأ تحول و دگرگونی و منبع خیر و بركت و روزنه امید و دلبستگی بودهاند. انسانهای خسته و ناامید، رنجدیده و پریشان، سرخورده و گرفتار، كسانی كه از وحشت تنهایی و بیكسی در دنیای مملو از آدمنماها آرزوی مرگ داشتند و آخرین رمقها را زیر چكمههای سنگین همنوعان خودشان به سختی سپری میكردند، با ظهور نبی وقت و فریاد آشنای انسان كامل و دم مسیحای منجی زمان، پروانهوار خودشان را به شمع رسالت میرساندند و عاشقانه میسوختند. كسانی كه از پرستش معبودان باطل و ساختگی خسته و درمانده شده بودند و از بیهویتی و سردرگمی در زندگی بیابتدا و بیانتها رنج میبردند و از تفسیر آفرینش و هدف خلقت بیخبر بودند و این معما به حیرت و سردرگمیشان افزوده بود، با شنیدن ندای توحید، بلافاصله پردههای ظلمت و تاریكی و لایههای شرك و كفر را كنار میزدند و از عذاب پوچی و واماندگی ضلالت و گمراهی خودشان را نجات میدادند.
انسانهای غرق در منجلاب فساد و فحشا، كسانی كه تعفن بیبندوباری و حیوانیت مسمومشان گردانیده بود و از صداقت گفتار و كرامت كردار و معاشرت موزون انسانی و اخلاق شایسته و پیراسته بشری محروم بودند و از رذایل اخلاقی و تعامل ناسالم خود و دیگران به ستوه آمده بودند، با یافتن الگوی اخلاق و رسیدن به انسان كامل كه زندگیش سراسر درس و آموزه است، و تكتك رفتار و كردارش پیام و الگوست، و نه تنها شیوه زندگی صحیح و فطری و زیبا و جذاب را میآموزد، بلكه از آموزش بهترین مردن و بهترین رفتن نیز فرو گذار نكرده است، برخی بلافاصله و بدون تأمل و برخی نیز با ملاحظه و تأنی از گمشده درون خویش و آرزوی دیرینه خود به گرمی استقبال میكردند.
ایمان و عمل صالح مهمترین دستاورد انبیا علیهمالسلام
انبیا علیهمالسلام با فراخواندن انسانها به سوی ایمان و عمل صالح نوید رستگاری و كامیابی دو جهان را به مخاطبانشان اعلام میداشتند. آنها از ارتباط انسان با خالق خویش و شناخت وی از آفریدگار جهان و اذعان به اینكه نظام هستی و چرخش كائنات، تدبیر و تصرف در جهان، پدیدآمدن شب و روز، حركت ستارهها و سیارهها، پرتوافشانی خورشید و مهتاب، فراهم نمودن ابرها و بارانها، فرستادن طوفانها و سیلابها، برافراشتن كوهها و تپهها، جنبش دریاها و اقیانوسها، گسترانیدن سبزهها و جنگلها، آفرینش تمام هستی و آفرینش انسان كه خود جهانی مرموز و پیچیده است، به اذن و اراده الهی است. چنانكه ذرهای در جهان هستی بدون إذن وی تكان نمیخورد و موجودی بدون اراده وی نه پدید میآید و نه نابود میشود. انبیا از این حقیقت به ایمان تعبیر میكردند و تحقق این موضوع و نشر این واقعیت را مهمترین هدف خویش قرار داده بودند و در راستای ابلاغ و رساندن آن از هیچگونه تلاشی دریغ نمیكردند.
عمل صالح كه ركن دوم و اساسی دعوت انبیا را تشكیل میدهد، در صورت تحقق، مهمترین عامل در ایجاد بزرگترین و عمیقترین انقلاب در حیات انسانهاست. زیرا منظور از عمل صالح، تمسك به فضیلت و ترك رذیلت، اجرای فرامین و دستورات الهی اعم از فرایض و فضایل و حقوق بندگان خدا است و به تعبیری عمل صالح عبارت است از: ادای حقوق الله و حقوق مردم.
ایمان و عمل صالح از آنجایی كه مستلزم یكدیگرند و ایمان بدون عمل باوریست تهی از هر نوع أثر، و شناختی است خالی از رنگ و بو، و از جانب دیگر عمل بدون ایمان حركتی است بدون روح و تصرفی است منهای باور، به اهمیت پیوستگی و لزوم این دو ركن اساسی در دعوت انبیا پی میبریم.
انبیا علیهمالسلام به كمك وحی الهی بخوبی دریافته بودند كه اگر انسانها به شناخت لازم نسبت به خالق یكتا برسند و بر حضور و تصرف باریتعالی در كائنات یقین داشته باشند، و خودشان را ملزم به اجرای فرامین الهی بدانند و در انجام هر عملی چه خوب و چه بد به پاداش متناسب آن باور داشته و محاسبه دقیق و عادلانه الهی را نسبت به اعمال ریز و درشت خود در نظر داشته باشند، آن وقت است كه انسانها در مسیر درست زندگی قرار میگیرند و معنای واقعی حیات طیبه را درك میكنند و دنیا را به عنوان گذرگاهی جهت رسیدن به آخرت انتخاب میكنند، كه ایمان و عمل صالح در آن مهمترین عامل موفقیت و دست یافتن به نعمتهای أخروی است.
كتابها و صحیفههای آسمانی در ادوار مختلف ضمن بیان حكایات و ماجراهای اقوام و ملتهای گذشته بر این نكته به كثرت تأكید داشتند كه ملتهای مؤمن و صالح، عدالتپیشه و درستكار، انسانهای نیك و خیرخواه، باعث تحولات نیكو، گسترش امنیت و آسایش، فلاح و رستگاری، عمران و آبادانی، و عدالت و خیرخواهی بودهاند و بعكس انسانهای كافر و بیبندوبار، جاهل و ستمپیشه، دنیاپرست و خوشگذران، منشأ بیثباتی و تنش، ظلم و بیداد، تباهی و ویرانی، فساد و فتنه بودهاند. كتابهای آسمانی با بیان چنین حقایقی مخاطبین خویش را به الگو قرار دادن انبیا و اتباع كامل از آن انسانهای پاك و وارسته دعوت داده، و به اجتناب و دوری نمودن از كسانی كه منبع ناهنجاریها و زشتیها در جهان هستند فراخواندهاند.
رسولخدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم آخرین خشت بنای نبوت
با توجه به آنچه كه در باب عموم انبیا و رسالاتشان بیان شد و با در نظر داشتن نیاز مبرم جامعه بشری در ابعاد مختلف زندگی به سفیران هدایت و منجیان انسانیت و لزوم تداوم و استمرار ارتباط انسانها با خالقشان و كسب شناخت لازم و معارف الهی از طریق نبوت، اهمیت و جایگاه رسالت خاتمالنبیین محمد بن عبدالله صلیاللهعلیهوآلهوسلم و ضرورت تكمیل بنای نبوت و اتمام عمارت رسالت و گذاشتن آخرین خشت این ایوان كه مكمل و متمم تمام زیباییها و ارزشهاست، به وضوح نمایان میشود.
حضرت جابر رضیاللهعنه روایت میكند كه رسولخدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودند:
«مثلی و مثل الأنبیاء كمثل رجل بنی داراً فأتمها و أكملها الا موضع لبنه فجعل الناس یدخلونها و یتعجبون منها و یقولون لولا موضع اللبنه. قال رسولالله صلیاللهعلیهوآلهوسلم: فأنا موضع اللبنه، جئت فختمت الأنبیاء»(1)؛ مثال من و سایر انبیا علیهمالسلام مانند شخصی است كه منزلی ساخته است و جز جای گذاشتن یك خشت، تمام آن را تكمیل نموده است. مردم وارد این منزل میشوند و از زیبایی و جذابیتش شگفتزده میشوند و میگویند كه ای كاش جای آن یك خشت خالی نمیبود (و بنا تكمیل میگردید). رسولخدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودند: من آن خشت تمامكننده هستم؛ من آمدم و سلسله نبوت با آمدن من پایان یافته است.
تشبیه جالبی است؛ زیرا در ساختار یك منزل مصالح و امكانات مختلفی به كار برده میشود كه ناگزیر در اتمام و زیبایی بنا و كارایی آن نقش بسزایی دارند و رسولخدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم در تكمیل عمارت نبوت نقش آن خشت اساسی را دارند كه به عنوان آخرین خشت، عطش و آرزوی هر بیننده و زایری را برطرف میگردانند. این نكته خود تلویحاً اشارهای است به آرزوی انسانیت و انتظار سراسر حسرت و اشتیاق بشریت در قرن ششم میلادی، تا انقلابی عمیق و پرگستره كه تا به حال مصلحان و معلمان اخلاق، فیلسوفان و دعوتگران، شعرا و سیاستمداران، توان قیام جهت تحقق آن را نداشتند، پدید آید.
بعثت پیامبر اسلام و پدیدآمدن بزرگترین تحول در دنیا
پیام رسولخدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم و هدفی كه ایشان به منظور تحقق آن مبعوث شده بودند، خیلی بالاتر و عمیقتر از آن بود كه بتوان با دیدی سطحی و مطالعهای گذرا در مورد وضعیت جهان آن روز، آن را تحلیل نمود؛ زیرا تغییر یك پدیده اجتماعی، اخلاقی، عقیدتی و یا ایجاد تحول و دگرگونی در عادات و اخلاق یك ملت، امری نیست كه بتواند مبنای بعثت و هدف انتخاب رسولخدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم از جانب خداوند متعال قرار گیرد.
اندیشمند و سیرتنگار برجسته علامه سید ابوالحسن ندوی ـ رحمهالله ـ مینویسد: مسئله مهم این بود كه انسانی جدید ساخته شود كه از هر نظر با انسان گذشته متفاوت باشد؛ انسانی كه تازه به دنیا آمده و میخواهد از نو زندگی كند: «أ و من كان میتاً فأحییناه و جعلنا له نوراً یمشی به فی الناس كمن مثله فی الظلمات لیس بخارج منها»[انعام: 122]؛ آیا كسی كه مردهای بوده است و ما او را زنده كردهایم و نوری فرا راه او قرار دادهایم تا در پرتو آن میان مردم راه برود، مانند كسی است كه در تاریكیها فرو رفته است و از آن تاریكیها نمیتواند بیرون بیاید.
علامه ندوی در ادامه میافزاید: مسئله اصلی رهایی بخشیدن انسانیت بود كه كاملاً خود را برای خودكشی و سقوط در جهنم دنیا و آخرت آماده كرده بود، و قرار دادن وی به شاهراه سعادت و خوشبختی تا در این دنیا به حیات طیبهای كه نصیب بندگان برگزیده میشود نایل آید، و در آخرت به بهشت جاودان كه موعود متقیان است، راه یابد. مسئله اصلی ریشهكن ساختن جرثومه فساد و بتپرستی بود، تا چنان از بیخ كنده شود كه اثری از آن باقی نماند و به جای آن عقیده توحید خالص در اعماق دل و جان چنان غرس گردد كه بالاتر از آن در تصور نگنجد. انسانی ساخته شود كه در درون او حس خداجویی و پرستش الله و خدمت به نوع انسانی و حقطلبی بر هر خواهش دیگر غالب شود.(2)
بنابراین روشن گردید كه تولد انسان جدید و تحول همهجانبه در زندگی و ایجاد ارتباط انسان با خالقش و تقویت این رابطه و رهنمون نمودن انسان به سوی هدف اصلی آفرینش و از همه مهمتر نجات انسانیت، نجات از سقوط و هلاكت، نجات از زبونی و پستی، نجات از حیوانیت و وحشیگری، و سرانجام نجات از جهنم و عذاب آخرت، بزرگترین تحولی بود كه بعثت رسولاكرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم آن را در پی داشت.
حضرت جابر روایت میكند كه رسولالله صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود: «مثلی و مثلكم كمثل رجل أوقد ناراً فجعل الجنادب و الفراش یقعن فیها و هو یذبهن و أنا آخذ بحجزكم عن النار و أنتم تفلتون من یدی»؛ مثال من و شما مانند شخصی است كه آتشی افروخته است و پروانهها و سایر حشرات در آن میافتند و او آنها را از آنجا میراند تا در آتش نیفتند؛ و من نیز دستم را به كمربند و لنگ دور كمرتان میاندازم و شما را از افتادن در آتش باز میدارم و شما از دستم رها میشوید.(3)
در روایت فوق انسانهای ناآگاه به پروانهها و حشراتی تشبیه شدهاند كه از ماهیت آتش بیخبرند و به شوق پرتوگیری از روشنایی و نور ظاهری آن، خودشان را به هلاكت میاندازند؛ اما انسان دلسوز و خیرخواهی كه در آنجا حضور دارد و از حقیقت آتش آگاه است، از هیچ تلاشی برای دور كردن و نجات آنها از آتش دریغ نمیورزد.
زندگی رسولخدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم و رسالت وی بهترین گواه بر این حقیقت است كه انسانهای گمراه و ناآگاه بر لبه جهنم قرار داشتند و هر آن احتمال سقوطشان میرفت و داشتند در ظلمتكده زندگی فنا و به عذاب اخروی گرفتار میشدند، كه مشمول لطف الهی و شفقت رسول گرامی قرار گرفتند و به بركت رسالت آن بزرگوار از سقوط حتمی نجات پیدا كردند. نه تنها خودشان نجات یافتند، بلكه با تأسی به رسولخدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم و نشر رسالت وی در جهان، سبب نجات تودههای انبوهی غیر از خودشان نیز گردیدند.
هزاره سوم و نیاز مبرم انسانیت به رهنمودهای خاتمالنبیین
انسانهای واقعیتگرا و افراد حقیقتجو، كسانی كه قضیه نجات انسانیت و نجات خودشان فكرشان را به خود مشغول نموده است و سیر خطرناك انسانیت را به سوی نابودی و هلاكت، و سرعت سرسامآور مراكز قدرت و ثروت جهانی را به سوی خودكشی و تباهی مشاهده مینمایند و خیرخواهانه و مشتاقانه به بررسی و كندوكاو اوضاع جهان میپردازند و چالشها و راهكارها و مشكلات و راهحلها را ارزیابی مینمایند و به تحقیق و تطبیق در تاریخ ادیان و مذاهب و حكومتها و مكاتب فكری میپردازند، اگر از انصاف و عدالت و واقعنگری و حقیقتجویی بهرهمند باشند، شكی نیست كه رسالت خاتمالنبیین و فرامین ارزنده اسلام و زندگی سراسر درس و الگوی رسولخدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم را در ابعاد مختلف زندگی در جنگ و صلح، سیاست و اقتصاد، اخلاق و اجتماع، تنها راه نجات و تنها مسیر رهایی میدانند.
راهروان این مسیر و هدایتیافتگان مكتب نبوی در طول تاریخ با عشق و علاقه غیرقابل وصف خود در تحكیم و اجرای آرمانها و اهداف رسول بزرگوار اسلام، حقانیت و ضرورت گسترش رسالت نبیاكرم را جهت نجات بشریت از نابسامانیهای دنیا و عذاب آخرت ثابت كردند.
تاریخ گواه است كه شاگردان و دلباختگان رسولخدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم علیرغم تلاشهای مذبوحانه دشمنان اسلام، تودههای زیادی از انسانها را به شاهراه هدایت رهنمون كردند، و آنها با چشیدن لذت ایمان و بهرهمند شدن از حیات طیبهای كه رسولخدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم به ارمغان آورده بود، بهترین نقش را در دنیا ایفا كردند، و به بركت رسالت رسولخدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم و اجرای شیوه نبوی در زندگی فردی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی خود، شیرینترین لحظات و بهترین دوران حیات خود را سپری كردند.
در شرایط كنونی كه ابرقدرتها بیم انزوا و تمام شدن تاریخ مصرفشان را حتمی میدانند و مكاتب غیردینی و لائیك به ناكامی و شكست خویش اذعان دارند و از آن طرف بیداری اسلامی و اسلامخواهی از رشد قابل ملاحظهای برخوردار گردیده است، چارهای جز تحریف اسلام و روا داشتن تهمتهای نادرست بر پیكره دین و ترسیم چهرهای خشن و افراطی از رسولخدا و مسلمانان ندارند. آنها با در دست داشتن رسانههای تبلیغاتی جهانی و بنگاههای خبری هر روز با كمال وقاحت و بیشرمی به اهانت به رسولخدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم میپردازند و از این طریق میخواهند قداست و حرمت ساحت رسول اسلام را بشكنند و باب حمله و تهاجم علیه انبیا را بگشایند و جرأت توهین و دایره آن را گسترش دهند. لاجرم آنان در برابر رشد اسلامخواهی و ازدیاد شیفتگان رسولخدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم و فراگیر شدن دامنه تحقیق و كنجكاوی پیرامون زندگی پیامبر اسلام و سیرت مبارك وی چارهای جز به كارگیری تلاشها و حركتهای غیراخلاقی و غیرانسانی ندارند.
این در حالیست كه شیفتگان پیامبر، كسانی كه به عظمت و قداست وی ایمان دارند و دفاع از رسولخدا را مایه افتخار و سعادت و اتباع از ایشان را سبب نجات خویش میدانند، در برابر چنین بیحرمتیها و قداستشكنیهایی، شعله ایمان و محبتشان تیزتر و لهیب غیرت و حمیتشان افروختهتر میگردد.
دفاع از حبیب وظیفه هر مسلمان
زمانی كه سردسته منافقان با غرور و تكبر گفت: هرگاه به مدینه بازگشتیم، عزیزان ذلیلان را بیرون خواهند نمود، ذات باریتعالی به دفاع از نبیش فرمود: «و لله العزه و لرسوله و للمؤمنین»؛ عزت از آن خدا و رسول و مؤمنین است.
فرزند عبدالله بن ابی كاسه صبرش لبریز شد و قبل از اینكه كسی دیگر به دفاع از رسولخدا قد علم نماید، در مقابل پدرش شمشیر كشید و تا رسولخدا مداخله ننمود، از ورود پدرش به مدینه جلوگیری كرد.
فقها و اندیشمندان اسلامی بر جواز قتل كسی كه به رسولخدا اهانت نماید اتفاقنظر دارند. اگر آن فرد مسلمان باشد، مباحالدم و اگر ذمی باشد، عهدشكن محسوب میشود. مسلمان از آنجایی كه ایمانش بدون محبت رسولخدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم كامل نیست و محبت رسولخدا شرط وجود ایمان است، تحمل چنین حركات نادرست برایش خیلی طاقتفرسا و سخت میباشد.
خداوند متعال میفرماید: «قل ان كان آباؤكم و أبناءكم و اخوانكم و أزواجكم و عشیرتكم و أموال اقترفتموها و تجاره تخشون كسادها و مساكن ترضونها أحب الیكم من الله و رسوله و جهاد فی سبیله فتربصوا حتی یأتی الله بأمره و الله لایهدی القوم الفاسقین»[توبه: 24]؛ بگو: اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و قوم و قبیله شما و اموالی كه آنها را به دست آوردهاید و تجارتی كه از كسادیش میترسید و منازلی كه مورد علاقه شماست، در نزد شما از خدا و رسولش و جهاد كردن در راه الله محبوبتر باشند، پس در انتظار باشید تا خداوند حكمش را در میان آورد. و خداوند گروه نافرمانان را هدایت نمیكند.
در مكتب شیفتگان رسالت، جان و مال، اهل و عیال، خانه و كاشانه، و زن و فرزند فدای رسول خداست. به همین دلیل است كه با مشاهده اقدامات غیرانسانی غربیها به خصوص اقدام چندی پیش روزنامههای دانماركی در قضیه اهانت به رسول خدا، مسلمانان در سطح جهان با چنان شور و شعفی به ابراز عشق و محبت با رسول خدا پرداختند و بر خلاف تصور عاملان این اقدام مذبوحانه كه فكر میكردند شاید از این طریق بتوانند الگوشكنی كنند و با تنقید از مظهر هدایت و اسوه بشریت، مسلمانان را بیهویت گردانند، هزاران جوان و نوجوان، زن و مرد، كوچك و بزرگ با زمزمه ترانهها و قصیدههایی در وصف رسول خدا به ابراز علاقه و محبت پرداختند. در بررسی ابعاد مختلف زندگی رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم، هزاران مقاله و خطابه و سروده ارائه، صدها سایت اینترنتی ایجاد، و دهها سمینار و كنگره برگزار گردید.
در تظاهراتی در استانبول، نیم میلیون نفر همصدا و هماهنگ در حركتی بیسابقه و غیرقابل وصف سرود «طلع البدر علینا …» را با چشمانی اشكبار و احساساتی پاك چنان سرودند كه قلب هر بیننده و شنوندهای را تكان میداد، و جملات «فداك أبی و أمی یا رسول الله» به ابتكار جوانان مسلمان و با هك كردن بسیاری از سایتهای یهودی و مسیحی بر صفحه اول سایتهای آنان ظاهر گردید.
«لاتحسبوه شراً لكم بل هو خیر لكم»[نور: 11]؛ این [قبیل اقدامات مذبوحانه] را برای خود شر مپندارید. بلكه آن برایتان [سبب] خیر است.
هر چند حركت مزبور بسیار وقیحانه و جسورانه بود، اما سبب بیداری و آگاهی مسلمانان، و باعث تجدید عهد و میثاق با نبیاكرم و تجدید عمل به سنت و روش آن بزرگوار گردید.
در شرایط كنونی و فضای پیش آمده آنچه جهت دفاع از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم باید مورد توجه قرار گیرد، شیوه دفاع و برنامهریزی دقیق و گسترده برای آن است و اینكه مسلمانان باید در زندگی فردی و اجتماعی خویش، حیات طیبه رسول خدا و تمسك به سنن و روش ایشان و فهمیدن زوایا و ابعاد مختلف زندگی رسول گرامی را مدنظر قرار دهند.
ذیلاً به برخی از برنامهها و اعمال در راستای دفاع از حبیب صلیاللهعلیهوآلهوسلم در سطوح مختلف اشاره میشود.
در سطح زندگی فردی
1ـ استحضار محبت رسول خدا با توجه به كرم، اخلاق، صفات جلیله و منت و احسان سرور عالم بر انسانیت.
2ـ استحضار ثواب و اجر زیاد برای كسی كه با رسول خدا محبت دارد و اینكه بنابر فرموده پیامبر گرامی همراهی و مصاحبت ایشان در جنت نصیبش میشود: «أنت مع من أحببت»؛ تو در قیامت با كسی هستی كه او را دوست داری!
3ـ التزام به دستور الهی جهت رعایت ادب و احترام رسول خدا و سنتهای آن بزرگوار: «یاأیها الذین آمنوا لاترفعوا أصواتكم فوق صوت النبی و لاتجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض أن تحبط أعمالكم و أنتم لاتشعرون»[حجرات: 2]؛ ای كسانی كه ایمان آوردهاید، صدای خود را از صدای پیامبر بلندتر مكنید، و چنانچه با یكدیگر سخن میگوید، با او به آواز بلند سخنی مگویید، تا نادانسته اعمالتان بیاجر و ثواب و ضایع نشود.
4ـ نسبت دادن خیر دنیا و آخرت به رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم كه منبع هدایت و اصلاح انسانیت میباشد.
5ـ اجتناب از هرگونه استهزاء و تحقیر سنن و عادات رسول اكرم.
6ـ محبت با اهلبیت و یاران رسول خدا كه بیانگر محبت با رسول خدا است و اجتناب از هرگونه بیاحترامی و اهانت به اهلبیت و یاران آن بزرگوار كه نوعی بیاحترامی به آن معلم بزرگوار میباشد.
در سطح خانواده و زندگی اجتماعی
1ـ تربیت فرزندان بر اساس محبت رسول خدا و غرس عشق و محبت آن بزرگوار در اعماق قلوب نونهالان.
2ـ فراهم نمودن كتابهای سیرت، نوارها و خطابههای صوتی در این باب تا همواره در دسترس فرزندان باشد.
3ـ اختصاص درسهایی از سیرت در خانه و مسجد و ملزم نمودن خانواده به شركت در این جلسات و طرح سؤالات و جوابهای آموزنده و كمكی جهت حفظ وقایع سیرت.
4ـ تشویق نمودن فرزندان برای حفظ اذكار نبوی و دعاهای مأثوره و تأكید بر حفظ احادیث نبوی.
5ـ الگو قرار دادن رسول خدا در زندگی زناشویی و خانوادگی.
در سطح مدارس و مراكز آموزشی
1ـ غرس محبت رسول خدا در قلوب طلاب و دانشآموزان در سطوح مختلف.
2ـ ترتیب دادن جلسات و محافل در خصوص تبیین و توضیح زوایای مختلف زندگی پیامبر اسلام.
3ـ افزودن و تدریس ماده سیرت در سطوح مختلف آموزشی توسط اساتید ماهر و متخصص.
4ـ اختصاص فایلها و كمدهای مخصوص كتابهای سیرت و تشویق دانشآموزان جهت استفاده از آنها.
در سطح أئمه و دعوتگران
1ـ بیان صفات اخلاقی، خلقی و شمایل رسول خدا به صورت موضوعی و تحقیقی.
2ـ بیان فضایل یاران، اهلبیت و خصایص امت محمدی و تبیین جایگاه رسول خدا و نقش آن بزرگوار در تربیت یاران و شاگردانش كه حاملان دین و رسالت رسول خدا در جهان بودند.
3ـ بیان شیوه زندگی روزانه رسول خدا و تعامل وی با همسران و خانواده خویش.
4ـ تشویق مردم برای مطالعه سیرت رسول خدا از مصادر و منابع معتبر.
5ـ ردّ شبهات و اشكالات دشمنان اسلام در خصوص شخصیت رسول اكرم.
6ـ برگزاری مسابقات علمی و پژوهشی در باب سیرت و توزیع جوایز بین برندگان.
اجرای برنامههای فوق در سطوح مختلف توسط اهل علم و قلم، مدیران مدارس و آموزشگاهها، ائمه و خطیبان مساجد، و اولیای و مربیان قطعاً اثرات عمیقی در جامعه اسلامی به جای خواهد گذاشت و نسیم محبت و عطر دلانگیز نبوی در كالبد غفلتزده مسلمانان جان و روح تازهای خواهد دمید و كوچه و برزن، مسجد و مدرسه، و هر محفل و انجمنی را با نام محمد مصطفی صلیاللهعلیهوآلهوسلم عطرآگین، و سنتش زینتبخش زندگیها قرار خواهد گرفت.
ای ظهور تو شباب زندگی/ جلوهات تعبیر خواب زندگی/ ای زمین از بارگاهت ارجمند/ آسمان از بوسه بامت بلند/ شش جهت روشن ز تاب روی تو/ ترك و تاجیك و عرب و هندوی تو/ از تو بالا پایه این كائنات/ فقر تو سرمایه این كائنات/ در جهان شمع حیات افروختی/ بندگان را خواجگی آموختی/ تا مرا افتاد بر رویت نظر/ از أب و أم گشتهیی محبوبتر. (اقبال لاهوری)

دیدگاههای کاربران