امروز :پنجشنبه, ۱۴ خرداد , ۱۴۰۵

نه روز در روسیه

نه روز در روسیه

Imageبازگشت به مسکو
نماز صبح را در قطار خواندیم. قطار قبل از وقت طلوع آفتاب، وارد ایستگاه مسکو شد. جناب هارون که یکی از تجار پاکستانی ساکن مسکو و اهل مظفرنگر است و در همکاری و خدمت‌رسانی به جماعت دعوت و تبلیغ پیش‌قدم است و در روزهای اول اقامت ما در مسکو میزبان ما بود، به استقبال ما آمده بود و از آنجا به خانه ایشان رفتیم. وی صبحانه مفصلی با شیوه پاکستانی آماده کرده بود. خداوند متعال به ایشان و خانواده‌اش این توفیق را داده است که نه تنها از میهمان‌های خصوصی بلکه از تمامی مسافرینی که به منزلشان می‌آیند، به گرمی استقبال نموده و با تمام وجود از آنان پذیرایی می‌کنند.
مفتی اعظم روسیه جناب مفتی عین‌الدین که ویزا و برنامه سفرمان به وسیله ایشان تنظیم شده بود، و پیش از این در سفر بودند، دو روز قبل از سفر بازگشته بودند.
 ساعت سه بعدازظهر با ایشان در محل کارشان قرار ملاقات داشتیم. بنابراین چند ساعت وقت ما خالی بود. میزبانانمان تصمیم گرفته بودند ما را به بازدید بعضی محله‌ها و جاهای دیدنی مسکو ببرند. قبل از همه به دیدن محله تاریخی و باشکوه کرملین رفتیم.
مسکو یکی از کلان‌شهرهای دنیا است که تقریباً پانزده میلیون نفر جمعیت دارد. با این حال خیابان‌های شهر عریض و بزرگ‌اند. ساختمان‌های شهر مسکو زیبایی خاصی دارند. در دوران سلطه کمونیست‌ها در مجموع فضای عمومی شهر ساده بود و مانند بازارهای کشورهای دارای نظام سرمایه‌داری، رونق نداشتند. اما بعد از سقوط حکومت کمونیستی، آنها به تقلید تمام عیار از شهرهای نظام سرمایه‌داری پرداختند. هیچ یک از کارخانه‌ها، مؤسسات و شرکت‌های بین‌المللی تا قبل از فروپاشی نظام کمونیستی حاضر به سرمایه‌گذاری در روسیه نبودند، اما امروزه با تمام توان وارد بازارهای روسیه شده‌اند. در آن دوران هیچ اثری از تبلیغات شرکت‌های خصوصی در این کشور وجود نداشت، اما در حال ‌حاضر وجب به وجب خیابان‌های شهر، پر از تابلوهای پر زرق و برق تبلیغاتی شده است.
بعد از عبور از بخش‌های مختلف شهر به منطقه کرملین رسیدیم. کرملین در اصطلاح روسی به قسمت قدیمی و تاریخی شهر که در قلعه‌ای محصور است، گفته می‌شود؛ چنانکه در تمام شهرهای بزرگ روسیه به چنین محله‌هایی کرملین گفته می‌شود. کرملین مسکو از این جهت در روسیه ممتاز است، که در پایتخت این کشور پهناور واقع شده است.
در آنجا قلعه‌ای بی‌نهایت باشکوه و قدیمی بنا شده است که محل سکونت پادشاهان قدیم بوده است. رنگ قلعه، بنا و ساختمان‌های اطرافش قرمز است. در کنار آن میدان وسیع و بزرگی قرار دارد که به نام «میدان سرخ» یا «رید اسکوائر» (Red Sguare) شهرت دارد. این همان میدانی است که لنین و استالین برای هزاران نفر در آنجا سخنرانی می‌کردند. جسد لنین بعد از مرگ مومیایی شده و در یکی از ساختمانهای قرمز Imageرنگ در رید اسکوائر نگهداری می‌شود. در دوران سلطه کمونیست‌ها این مکان مانند عبادتگاهی مورد احترام بود، و در مواقع خاصی به پاس احترامش چند گلوله توپ شلیک می‌شد. گرچه در حال‌حاضر این محل احترام و اهمیت گذشته‌اش را ندارد، ولی به علت اهمیت تاریخی‌اش از آن محفاظت می‌شود. البته این شایعه در مورد جسد لنین وجود دارد که دولت فعلی می‌خواهد آن را به موزه‌ای بفروشد. این شایعه صحت داشته باشد یا نه، اما حاوی نکته‌ای عبرت‌آموز است و آن اینکه شخصی که با جبر و استبداد بر میلیون‌ها انسان حکومت می‌کرد، امروز نیازمند ترحم دولت‌های بعد از خودش است. مردم کشورش نیز از او بخوبی یاد نمی‌کنند و حتی اسم شهر «لینن‌گراد» را که به وی منتسب شده بود تغییر دادند. او زندگی پس از مرگ را افسانه‌ای بیش نمی‌دانست! اما امروز که راهی آن زندگی شده است خدا می‌داند که چه حال و وضعی دارد؟
در پشت این ساختمان و در کنار دیوار قلعه، قبر استالین و بسیاری از سران نظام کمونیستی قرار داشت. یک قسمت از قلعه به موزه تبدیل شده است. در قسمت دیگر رید اسکوائر مغازه‌های پر زرق و برقی ساخته شده است که محل ازدحام و رفت و آمد سیاحان و جهانگردان است.
نماز ظهر را باید در مسجد تاریخی مسکو ادا می‌کردیم. چنانکه با راهنمایی جناب عبدالسلام به نزدیک‌ترین ایستگاه مترو رفته و سوار مترو شدیم. مترو مسکو بسیار پیشرفته و عالی بود. بعد از گذشت ده دقیقه به مقصدمان رسیدیم. وارد قدیمی‌ترین مسجد مسکو شدیم. این مسجد در سال 1782م. ساخته شده و در سال 1823م. تجدید بنا شده است و به همین جهت به آن مسجد تاریخی گفته می‌‌شود.
نماز ظهر را در آنجا ادا کردیم. جناب جاوید هزاروی و عرفان می‌گفتند که ما چند سال قبل به همراه گروهی از برادران جماعت دعوت و تبلیغ به این مسجد آمدیم، اما به ما اجازه اقامت در مسجد داده نشد و ما به مدت بیست و پنج روز، در شرایط بسیار سخت آب و هوای مسکو، در بیرون مسجد به فعالیت پرداختیم. خداوند متعال در نتیجه تلاشها و از خودگذشتگی آنان، کار جماعت دعوت و تبلیغ را در آنجا ترقی داده بود، و آنان در زمینه جذب مردم به سوی دین کارنامه درخشانی داشتند.
ساعت سه باید در دفتر مفتی عین‌الدین می‌بودیم، بنابراین به وسیله ماشین به سوی مسجد پراسپکت میرا، محلی که روز اول سفر در آن سخنرانی کردم، به راه افتادیم. همانگونه که قبلاً به آن اشاره شد، دفتر مرکزی «الادارةالدینیه» در این مسجد قرار داشت. رئیس این اداره جناب مفتی عین‌الدین (غین‌الدین با تلفظ مردم روسیه) است که در تاشکند تحصیل کرده است، به زبان عربی تسلط دارد و مفتی اعظم روسیه است و در تمام کشور ناظر بر امور دینی می‌باشد. گفته می‌شود که ایشان با پوتین روابط خوبی دارند به همین جهت حل بسیاری از مشکلات مسلمانان از سوی ایشان به آسانی صورت می‌گیرد. در روسیه تنها اداره‌ای که برای انجام امور دینی مورد اعتماد دولت است، همین اداره است. بنابراین با وجود برخی کمبودها در این اداره، برای انجام هرگونه فعالیت دینی جلب اعتماد مسئولان اداره الزامی است.
مفتی عین‌الدین با گرمی زایدالوصفی از ما استقبال کردند، در دفتر باشکو‌هشان که همچون دفتر وزراء بود، برای این ملاقات تدارک خاصی دیده بودند. ایشان به معرفی اداره و فعالیت‌های آن بعد از استقلال پرداختند. طبق گفته ایشان در دوران حکومت کمونیستی در سرتاسر اتحاد جماهیر شوروی سابق، فقط صد مسجد باقی مانده بود و اکثر آنها خالی از نمازگزار بودند.
پس از فروپاشی حکومت در سال 1991 به سرعت مساجد تعمیر و بنا شدند. در حال‌حاضر به فضل رب‌العالمین در تمام کشور بیش از شش‌هزار مسجد وجود دارد. از وقتی که این شهر پا به عرصه وجود گذاشته است، مسلمانان در آن ساکن بودند. بنابراین تاریخ مسلمانان در اینجا هزار سال قدمت دارد و در حال ‌حاضر تعداد آنان بالغ بر یک میلیون نفر است. شهر مسکو فقط دارای پنج مسجد است که برای انجام امور دینی مسلمانان کفایت نمی‌‌کند، اما برنامه توسعه مساجد قدیمی و ساخت مساجد جدید در دست بررسی است. ایشان در ادامه افزودند: طبق سرشماری انجام گرفته، اسلام بعد از مسیحیت بزرگ‌ترین دین در روسیه است. در هر مسجد برنامه‌ای برای تعلیم فرزندان مسلمانان با نظارت الادارةالدینیه در حال اجرا است. علاوه بر آن رابطه الادارةالدینیه با کشورهای اسلامی برقرار است. کشورهایی همچون عربستان، کویت و کشورهای دیگر اسلامی برای بر طرف ساختن نیازهای مسلمانان این مناطق همکاری می‌کنند.
 ما به مفتی پیشنهاد دادیم که برای خدمت به مسلمانان حاضریم کتاب و مبلغ بفرستیم؛ همچنین طلاب می‌توانند بعد از انجام مراحل قانونی برای تحصیل به مدرسه ما (دارالعلوم کراچی) بیایند. اما برای این کارها نیاز به همکاری ایشان است. اگر ایشان برای کسانی که می‌خواهند به این کشور بیایند ویزا، و برای کسانی که قصد تحصیل (دارالعلوم کراچی) را دارند، NOC فراهم ‌کنند، این همکاری رشد بیشتری خواهد داشت. جناب مفتی برای انجام هرگونه همکاری که در توان ایشان باشد، اعلام آمادگی کردند و گفتند که ایشان برای برادران جماعت دعوت و تبلیغ ویزا تهیه می‌کنند و در آینده هم این برنامه ادامه خواهد داشت.   
الحمدلله این ملاقات مفید واقع شد. تمامی دوستان ساکن در اینجا بر این نظر متفق بودند که گرچه شیوه فعالیت مفتیان این مناطق با روش ما تفاوت دارد، اما برای پیشبرد اهداف دینی در کشور ارتباط با آنها الزامی است، و بدون این ارتباط انجام هرگونه کار مفید بسیار دشوار است. از این نظر این ملاقات باعث خوشحالی و اطمینان این دوستان قرار گرفت.
نماز مغرب را در اقامتگاهمان خواندیم. بعد از عشا میزبان ما جناب هارون با دعوت از تنی چند از دوستان دیگر تدارک شام مفصلی را دیده بودند. بیشتر حضار سؤالاتی داشتند که بعضی از آنها به طور عمومی پرسیده شد و برخی از دوستان دوست داشتند سؤالاتشان را خصوصی بپرسند، و بدین ترتیب به همه سؤالات جواب داده شد و تا نیمه‌های شب این برنامه ادامه پیدا کرد.
روز بعد آخرین روز حضورمان در مسکو بود. مغرب همان روز باید روسیه را ترک می‌کردیم. دو شب قبل وقتی در قطار بودم از سوی دبیر دوم سفارت‌ پاکستان در مسکو جناب آفتاب حسین‌خان تلفن آمد و ایشان خواهش کردند در طول دوران اقامتم در مسکو برای ملاقات با ایشان به سفارت‌خانه بروم. ایشان دوران کودکی‌شان را در کنار دارالعلوم کراچی گذرانده‌اند، بنابراین با شنیدن خبر آمدن من به روسیه در تلاش بودند تا ملاقاتی با من داشته باشند. برای انجام کارهای دینی در آینده وساطت سفارت‌خانه ضروری بود؛ حتی که مفتی‌های این منطقه اظهار داشتند بهترین راه رساندن کتاب به اینجا از طریق سفارت است، بنابراین امروز رفتن به سفارت را در برنامه داشتیم. دوستان در طول مسیر رفتن به سفارت‌خانه، چندین نقطه مشهور دیگر مسکو را به ما نشان دادند. مثلاً محلی که بعد از جنگ جهانی دوم به صورت نمادین ساخته شده است و در آن محل ارتش روسیه ارتش نازی‌ها را شکست داده است، برای یادبود این پیروزی پارک بزرگی در آنجا ساخته‌اند و در آن تانک و ابزارآلات جنگی دیگری به نمایش گذاشته‌اند. بعد از فروپاشی حکومت کمونیستی، دولت جدید برای آن که نشان دهد حامی دیدگاه‌های سکولار است، با هزینه خود عبادتگاه‌هایی برای مسلمانان، مسیحیان و یهودیان ساخته است؛ چنانکه مسجدی زیبا در اینجا ساخته شده است. روبروی پارک، بنای باشکوه بزرگ‌ترین دانشگاه روسیه قرار دارد که دانشجویان از سراسر دنیا در آن مشغول به تحصیل هستند.
بعد از عبور از بزرگ‌ترین و زیباترین خیابان در تمامی روسیه، بنام «کوتوزوسیکی پراسپکت»، به سفارت پاکستان رسیدیم. جناب آفتاب حسین به گرمی از ما استقبال کردند. علاوه بر صحبت‌های دیگر در خصوص ارسال کتاب و همکاری با طلابی که خواستار تحصیل در دارالعلوم کراچی هستند گفت‌وگو شد. نماز ظهر را در سفارت‌خانه ادا کردیم و از همان جا برای بازگشت به پاکستان به فرودگاه رفتیم و از مسیر دبی صبح روز بعد به کراچی بازگشتیم.

 

دست‌آوردهای سفر
این اولین سفر من به روسیه بود و برای اولین بار این موقعیت فراهم شد تا از نزدیک از کشوری که در مورد اوضاع و احوال آن چیزهای بسیاری از دور ‌می‌شنیدم، دیدن کنم. گرچه این سفر به علت فشردگی برنامه‌های آن خسته‌کننده بود، اما باعث افزایش اصلاعات من در مورد روسیه شد و از زوایای مختلف مفید واقع شد. اگر با چشم نمی‌دیدم شاید باور این مطلب مشکل بود که در این کشور تعداد بسیار زیادی از مسلمانان زندگی می‌کنند که برای اثبات ماهیت و شاخصه‌های دینی خود همواره در تلاش هستند.
وقتی غوغای نظریات سوسیالیستی در دنیا برپا شده بود و از تمامی گوشه و کنار دنیا این اعتراض به گوش می‌رسید که مسلمانان در کشورهایی که دارای نظام سوسیالیستی است، تحت ظلم و ستم حکمرانان کمونیست قرار دارند، گروه‌های طرفدار این نظام در کشور ما (پاکستان) آن را تبلیغات آمریکا می‌دانستند.
وقتی اوضاع مسلمانان را در آن دوران از زبان خود آنان شنیدم، متوجه شدم وقایعی که از ظلم و ستم در آن دوران می‌شنیدم، حتی به یک دهم واقعیت‌‌های آن دوران نمی‌رسد.
این سفر زمانی اتفاق افتاد که حکومت کمونیستی بعد از هفتاد و چهار سال از بین رفته بود، و هفده سال از نظام جدید جمهوری در این کشور می‌گذشت. به همین جهت می‌شد مردمی را که هر دو زمان را تجربه کرده‌اند، دید. آنها هر دو زمان را می‌توانستند مقایسه کنند. این موقعیت برای آنان فراهم بود تا از تجربه و مشاهدات خود کمک گرفته و راه درست را انتخاب کنند. آنان تغییراتی را که در نتیجه انقلاب جدید به وجود آمده بود، مشاهده می‌کردند.
روسیه در دوران حکومت کمونیست‌ها با وجود پیشرفت‌هایی که در تکنولوژی داشت، کشوری معمولی به حساب می‌آمد که رونق کشورهای دارای نظام سرمایه‌داری را نداشت. اما پس از سقوط حکومت کمونیستی، به تقلید تمام عیار از کشورهای اروپایی پرداخته شد، تمام شرکت‌ها و کمپانی‌های بین‌المللی که هیچ‌ فعالیتی در مسکو نداشتند، امروزه فعالیت‌های تجاری خود را چنان در آنجا گسترش داده‌اند که گویا این کشور همواره دارای نظام سرمایه‌داری بوده است. روزگاری مردم روسیه نامهای آمریکایی را همچون دشنام ناپسند می‌دانستند، اما امروزه این نامها باعث افتخار جوانان شده است.
جایی که تا دیروز نامی از تبلیغات تجاری وجود نداشت، امروزه در قدم ‌قدم آن تابلوی‌های بزرگ تبلیغاتی به چشم می‌خورد. بدون راهنمایی گرفتن از وحی الهی، آدمی در دریای پرتلاطم افراط و تفریط غرق می‌شود، این مطلب را می‌توان در عاقبت عبرت‌انگیز انقلاب‌های روسیه مشاهده کرد. در مقابل ظلم و ستمی که سرمایه‌داران و زمین‌داران در زمان روسیه تزار نسبت به فقرا انجام دادند، حکومت کمونیستی به وجود آمد که بدون عاقبت‌اندیشی به مبارزه با هرگونه آزادی‌های شخصی پرداخته و ارزشها را زیر پا گذاشتند؛ آنان کشور را به زندانی بزرگ تبدیل کردند. بیشتر از هفتاد سال مردم فریب ندای عدالت و برابری را خورده و در فضای تاریک جبر و استبداد زندگی بسر می‌کردند. اما وقتی طلسم این فریب شکست و مردم از فضای زندگی در جبر و استبداد خود را رها یافتند، بار دیگر تمامی مرزهای معقول را شکستند و خود را در آزادی بدون مرز دیدند.
یکی از جنبه‌های مثبت دولت کمونیست‌ها این بود که مردم در رقابت کورکورانه پول نبودند، اما در حال ‌حاضر بسیاری با زیر پا گذاشتن ارزش‌های مذهبی و اخلاقی، برای به دست آوردن پول، افسار گسیخته‌اند. فاصله طبقاتی میان مردم عمیق شده است و آثار آن در زندگی‌شان نمایان است، در نتیجه رشوه رشد چشمگیری یافته است. با تمام مفاسدی که حکومت کمونیست‌ها داشت، با عریانی و فحشا مبارزه کرد و مسائلی از این قبیل از خود مرز معینی داشت، اما در حال‌حاضر این سد از میان برداشته شده و مانند کشورهای غربی، دیگر عفریت عریانی و فحشا در کوچه و بازار سایه ‌شوم خود را گسترانده است. به هر حال با سرعتی که این کشور اولین تجربه‌گاه نظام اشتراکی قرار گرفت،  نظام سرمایه‌داری با سرعتی بیش از آن با تمام فتنه‌انگیزی‌هایش این سرزمین را مورد تاخت و تاز قرار داده است. من از مردم مختلفی این سؤال را پرسیدم که آیا مردم دوران حکومت کمونیست‌ها را بیشتر می‌پسندند یا دولت فعلی را؟ تقریباً جواب همه آنان یکی بود و آن اینکه: آنهایی که عمری از آنها گذشته و مسن‌تر هستند، حکومت کمونیستی را بیشتر می‌پسندند؛ به این علت که ماهانه دارای حقوق معینی بودند و در حال ‌حاضر برای به دست آوردن پول باید به رقابت با دیگران بپردازند. اما نسل جدید، حکومت فعلی را می‌پسندد؛ چرا که آزادی و زرق و برق نظام جدید بیشتر است و دروازه‌‌های آزادی‌های شهوانی باز شده و این موقعیت پیش آمده که سرمایه بیشتری داشته باشند. این نسل به هیچ وجه حاضر به بازگشت به نظام سابق نیست.
اما مسلمانان از این حیث خوشحالند که سختی‌ها و فشارهایی که در زمان کمونیست‌ها وجود داشت، در حال‌ حاضر از آن نجات پیدا کرده‌اند. به همین علت مساجد تعمیر و مورد استقبال نمازگزاران واقع شده است. امکان باز شدن مدارس دینی مهیا شده است و این موقعیت فراهم شده تا با دنیای اسلام در ارتباط باشند. البته به علت مبارزات مسلمانان چچن که مبارزان آن دارای ریش و محاسن هستند، هر مسلمانی که دارای ریش باشد، به شدت تحت‌نظر سازمان‌های اطلاعاتی روسیه قرار می‌گیرد و با کمترین بهانه با مشکلات عدیده مواجه می‌شود. در حال‌ حاضر برای ادامه حیات تبلیغ و آموزش دین در میان مردم، لازم است که اعتماد مفتیان مورد تأیید دولت جلب شود. یکی از دلایل این سفر نیز استوار نمودن روابط با این مفتیان بود تا به کمک آنان هر آن چه می‌شود برای پیشرفت تعلیم و تبلیغ دین انجام گیرد و از آن دریغ نشود.  الحمدلله این اهداف در سطح خوبی پیگیری شد و بشدت این احساس در من زنده شد که دنیای اسلام باید توجه خاصی به این خطه از جهان داشته باشد. دنیای اسلام از نیازها و اخبار این کشور تا حد وسیعی بی‌خبر است. حتی مردم این را هم نمی‌دانند که آمار مسلمانان طبق اعداد و ارقام اعلام شده از سوی دولت به بیش از پانزده‌ میلیون نفر می‌رسد و واقعیت این است که تعداد آنان بیش از این است و هیج منطقه‌ای در این سرزمین پهناور که از فنلاند تا ژاپن امتداد یافته وجود ندارد مگر اینکه  تعداد چشمگیری از مسلمانان در آن زندگی می‌کنند. در دوران حکومت کمونیست‌ها برقراری ارتباط با مسلمانان مشکل بود، ولی این مشکل در حال حاضر رفع شده است. مسلمانان آنجا محتاج تبلیغ، تعلیم و تربیت دینی هستند و همانگونه که در کشورهای اروپایی و آمریکایی در این زمینه فعالیت شده است، چند برابر آن در اینجا نیاز است. این کشور احتیاج دارد تا جماعت دعوت و  تبلیغ حضور پررنگ‌تری در آن داشته باشد. مراکز آموزشی فعال شوند. کتاب و مجله به زبان روسی انتشار یابد و طلاب آن در مدارس دینی و دانشگاه‌های اسلامی کشورهای اسلامی آموزش ببینند. در حال حاضر کتابهای دینی به زبان روسی با کمبود شدید مواجه است که باید این کمبود به سرعت جبران شود. یکی از علمای تاتارشناس که در رائ‌وند پاکستان تحصیل کرده است، کتابهای متعددی را از زبان اردو به روسی ترجمه کرده که از آن جمله می‌توان به تعلیم‌الاسلام و بهشتی زیور اشاره داشت. بعضی از کتابهای من را نیز ترجمه کرده است و در حال حاضر قصد دارد تا منتخبی از «اصلاحی خطبات» بنده را ترجمه کند. اما نیاز است که این کارها در حد وسیع‌تری انجام گیرد.
هدف از نوشتن این سفرنامه نیز این بود که دوستانی که از اوضاع روسیه اطلاعی ندارند، به وضعیت آنجا و نیازهای مسلمانان روسیه پی ‌ببرند و در هر زمینه‌ای که برایشان مقدور است، فعالیت کنند و از هیچ کوششی در این زمینه دریغ نورزند. خداوند به ما در ادای مسئولیتمان در قبال مسلمانان روسیه توفیق عنایت کند؛ آمین.      
     

 


دیدگاههای کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بخوانید