نشست بعدازظهر پنجشنبه
پس از ادای نماز ظهر و صرف نهار که تلاش میزبانان را به تصویر میکشید، و جلوهای از خدمت خالصانه و مهماننوازی اسلامی بود. از ساعت 2 بعدازظهر برنامههای همایش ادامه یافت. پس از تلاوت قرآن، مولوی علی خیری از علمای جوان تربتجام به ایراد سخن پرداخت. وی با اشاره به وضعیت مسلمانان در جهان امروز بزرگترین عامل عقبماندگیشان را به فراموشی سپردن رسالت اصلیشان دانست. وی ناکام ماندن توطئههای مستمر دشمنان اسلام را در همدلی، محبت و اتحاد صفوف مسلمین دانست و عدم تحقق این مهم را با استدلال به آیه «ان لاتفعلوه تکن فتنة فی الأرض و فساد کبیر»، باعث فتنه و فساد بزرگ در جهان دانست.
سپس مولانا محمدحسین گرگیج، امام جمعه آزادشهر و مدیر مدرسه گالیکش استان گلستان، در موضوع تهاجم فرهنگی سخنرانی کرد. وی گفت: همواره در طول تاریخ ابتدا تهاجم فرهنگی صورت گرفته و پس از آن تهاجم نظامی شروع شده است. وی تهاجم فکری و فرهنگی دشمنان اسلام را در پنج مورد خلاصه کرد: 1ـ دور کردن مسلمانان از عقیده اسلامی، 2ـ دور کردن تودههای مسلمان از فهم صحیح اسلام، 3ـ ایجاد نزاع و اختلاف در بین حکام و سلاطین به خاطر کسب قدرت بیشتر، 4ـ جلوه دادن زرق و برق دنیا در نظر مسلمانها و سوق دادن آنها به طرف مادیگرایی، 5ـ زدودن یقین از دلهای مسلمانان.
وی به سه حرکت مهم غربیها در مقابل اسلام اشاره کرد و گفت: استعمار، تبشیر (تبلیغ مسیحیت) و استشراق (خاورشناسی)، سه حرکت عمده غربیها بر علیه مسلمانها هستند.
سخنران دیگر این نشست، مولانا عبدالغفور حیدری نماینده پارلمان ملی و عضو برجسته حزب جمعیت علمای اسلام پاکستان بود. وی با بیان جایگاه ویژه مدارس و مراکز اسلامی، این جایگاه را علت رجوع و توجه مسلمانان به این مراکز دانست و افزود: حتی غیرمسلمانان به این حقیقت معترفند که مدارس دینی انسانهای وارسته به جامعه تحویل میدهند. وی با ابراز خوشحالی از وضعیت دینی در کشور ایران، آنرا نتیجه فعالیتهای دینی دانست. وی در مقایسه این وضعیت با کشور ترکیه گفت: چند سال قبل طی سفری که به درخواست رجب طیب اردوغان به ترکیه داشته است تغییرات کلی نسبت به سالهای گذشته در آنجا مشاهده نموده است. وی سپس با بیان مقام علما به عنوان وارثان پیامبران، این درجه پرافتخار را بزرگترین انگیزه برای اقدام در اصلاح جامعه و مقابله با چالشهایی که از سوی بیگانگان دامن زده میشود دانست و افزود: دشمنان اسلام میخواهند اسلامی را که دین امنیت و صلح و صفا و پیام خوشبختی است، دین وحشت، ارهاب، وحشیگری و ترور معرفی کنند، در حالی که تمام جرایم و اقدامات وحشیگرانه در جهان که به کشتار هزاران انسان بیگناه انجامیده است، توسط همین مدعیان صلح و امنیت و آزادی، انجام میگیرد. ولی آنان با کمال بیشرمی کشتار و ترور را توجیه کرده و جنایات خود را در راستای ترویج دمکراسی و حقوق بشر در جهان جلوه میدهند.
وی در پایان ضمن محکوم کردن جنایت حکومت مشرف در قضیه مسجد لال و جامعه حفصه، اقدام آنان را اقدامی وحشیانه دانست و گفت: تاریخ، این جنایت بیسابقه و قتلعام 1500 دختر و زن مسلمان را فراموش نخواهد کرد.
این نشست پس از اعطای جوایز به حافظان قرآن و ادای نماز عصر به پایان رسید. جمعیت حاضر در فرصت موجود تا آغاز نشست بعدی به بخش نمایشگاه و بازاری که به مناسبت برگزاری این همایش در محوطه بیرونی مصلا دایر شده بود روی آوردند. ناشران کتاب و عرضهکنندگان محصولات فرهنگی اهلسنت در نمایشگاه حضور فعالی داشتند. بانگ صداهای ایمانافروز و بیدارگر علمای ربانی و دلسوز از هر سو به گوش میرسید. کتابهای دینی و نمادهای اسلامی همچون انواع و اقسام کلاههای سفید سنتی، جانمازها، تسبیحها، عطرها و مسواکهای سنتی بازدیدکنندگان را به سوی خویش فرا میخواندند. و فضایی ایمانی و آرامبخش بر جو نمایشگاه حاکم بود.
برخاستن صدای مؤذن از گلدستههای مصلا، همه را برای ادای نماز مغرب به صحن مصلا کشید. جمعیت از هر سو موج میزد. صفها بسته شد و همه به نماز ایستادند. قرائت زیبای امام در فضا طنینافکن شد و سکوتی روحانی همه جا را فرا گرفت. گویا فرشتگان آسمان برای استماع قرآن و پیوستن به صفوف نمازگزاران و ثبت اعمال آنان، از زمین تا آسمان در گرداگرد این گردهمایی بزرگ حلقه زده بودند.
آغاز نشست شبانه همایش با سخنرانی مولانا سیدعبدالمجید ندیم
پس از ادای نماز مغرب بار دیگر نوای روحبخش و جانفزای وحی الهی توسط میهمان سوری الشیخ المقری محمدماهر، استاد دانشگاه الفتح دمشق، طلیعهگر نشست معنوی دیگری بود.
اولین سخنران این نشست، مولانا سیدعبدالمجید ندیم، از خطیبان و سخنوران برجسته و مشهور پاکستان بود. وی سفرهای تبلیغی بسیاری به کشورهای اسلامی و اروپایی داشته و به خاطر تاثیر سخنش شهره آفاق شده است. ایشان با خطبهای زیبا و لحنی روحانی و موثر و تلاوت آیاتی، سکوت مطلق را بر فضای قریب به یکصدوپنجاه هزار نفری همایش حاکم کرد.
وی با ذکر آیاتی در شأن و عظمت قرآن مجید، آن را پندی شیرین، موعظهای از جانب الله و شفای کامل برای تمام امراض قلبی بشر عنوان کرد. وی با اشاره به مقام و مرتبه قلب بشری که در حقیقت وجه تمایز انسان با بقیه موجودات است، حب دنیا را بزرگترین مرض قلب و رأس تمام گناهان دانست و حبالله را بزرگترین ثمره و لذت قلبی عنوان کرد. وی در ادامه گفت: دنیا به اندازه ضرورت و نیاز جائز است، و باید دانست که دنیا مطلوب است، ولی محبوب نیست. محبوب فقط الله ذوالجلال است.
این خطیب توانا با بیان خفّت و اندکی ارزش دنیا به امتحان الهی درباره همسران رسولالله صلی الله علیه وسلم اشاره کرده گفت: همسران رسول الله صلی الله علیه وسلم اکثراً از خانوادههای مرفه و ثروتمند بودند و با آمدن به خانه رسولالله صلی الله علیه وسلم با فقر و فاقه و تنگدستی دست و پنجه نرم میکردند و گاهی خاطراتی از دوران ترفه و ثروت به یادشان میآمد. الله تعالی به آنها خطاب کرد و فرمود: ای همسران پیامبر! یا الله و رسول و زندگی آخرت را برگزینید، یا زندگی و مال و منال دنیا را، حق انتخاب با شماست. آنجا بود که همه آنها یک صدا گفتند: ما خدا و رسولش را انتخاب کردیم.
ایشان به بیان گوشههایی از سیرت حضرت امالمؤمنین خدیجه کبری رضیاللهعنها پرداخت و با لهجهای بسیار شیرین و پرتاثیر از جانفشانیها و مجاهدتهای ایشان به خاطر رسولالله صلیالله علیه وسلم یاد کرد و از زبان امالمؤمنین خدیجه رضیاللهعنها، در جواب رسولالله صلیالله علیه وسلم که فرموده بود: ای خدیجه! تو به خاطر من مشکلات فراوانی را تحمل کردی و از ثروت و ناز نعمت، به سختی و مشکلات و فقر و تنگدستی گرفتار شدی. با به تصویر کشیدن این حالت اشکبار؛ حضرت خدیجه کبری گفت: ای رسول خدا! هر چه من در این راه تحمل کردهام، فدای قدمهایتان باد. من افسوس زمانی را میخورم که بدون شما و در ناز و نعمت بودم. ای کاش همه زندگیام در اختیار شما میبود.
ناله از بهر رهایی نکند مرغ سحر/ خورد افسوس زمانی که گرفتار نشد
مولانا ندیم در ادامه سخنرانیاش این اشعار را در وصف رسولالله صلیالله علیه وسلم از زبان خدیجه کبری رضیاللهعنها با ترنمی زیبا و دلکش خواند و شور و حال عجیبی بر فضای همایش حاکم کرد:
هزار صبح بهار، از نگاه میچکدش/ جنون، ز سایه زلف سیاه میچکدش
نفس نفس گل و نسرین ز عکس رخ ریزد/ سبد سبد گل خندان، ز راه میچکدش
به پیشگاه جمالش، جلال سر به سجود/ چه خنده و چه تبسم، که جاه میچکدش
صد آفتاب به زیر گلیم میرخشد/ ز دلق فقر چه گویم که ماه میچکدش
نظر کنید به بخت بلند بیوهزنی/ که از کنار غریبش، چه ماه میچکدش
این خطیب برجسته، پس از خواندن این چکامه عاشقانه، از حضرت عائشه صدیقه رضیاللهعنها که عاشق جمال عالمآرای رسول عربی صلیالله علیه وسلم بودند، یاد کرد و به نقل از ایشان گفت: زنان مصری با دیدن چهره زیبای حضرت یوسف علیهالسلام مبهوت شدند و انگشتانشان را بریدند اما به ایشان ایمان نیاورند، اما شاهدان جمال محبوب من صلیاللهعلیهوسلم با دیدن ایشان ابتدا ایمان آوردند و سپس سرهایشان را به فرمان آنحضرت و در راه دین تقدیم کردند. سپس این شعر را زمزمه کرد:
حسن یوسف دم عیسی ید بیضا داری/ آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری
این میهمان گرامی در ادامه خطاب به خواهران و زنان حاضر در همایش، که از صحن مسجد جامع مکی پیگیر برنامههای همایش بودند، با اشاره به اهمیت حجاب در فرهنگ اسلامی و ذکر عظمت فاطمه زهرا رضیاللهعنها، زنان مسلمان را به پیروی از الگوهای صدر اول اسلام فراخواند و حجاب را نشانه حیا و عفت و علامت ارزش و بزرگی عنوان کرد.
وی در پایان سخنانش به اوضاع رقتبار جهان اسلام و جنون سران آمریکا و کشورهای غربی پرداخت و مسلمانان را به همبستگی و وحدت به عنوان تنها راهحل رهایی از این وضعیت نابسامان دعوت کرد.
اجرای سرود توسط گروه سرود حسان بن ثابت فاصله بین سخنرانی مولانا سید عبدالمجید ندیم و استاد فریدون سپری را پر کرد. استاد سپری با تلاوت مکرر آیات قرآن کریم به بیان اعجاز بلاغی و علمی قرآن اشاره کرد و مسلمانها را برترین قوم عالم و غنیترین گروه بشری از نظر فرهنگ و تمدن و علم و دانش معرفی نمود. وی ضمن بیان این نکته که قرآن کتاب فیزیک و شیمی و علمتجربی نیست، این کتاب عظیم را منبع تمام علوم، خیرات و روحانیات دانست و سبب افتخار مسلمانها برشمرد. وی افزود: قرآن دو کانال برای خودشناسی معرفی میکند؛ یکی کانال تفکر در مخلوقات عالم هستی و دیگری خودشناسی: «سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتی یتبین لهم أنه الحق».
وی افزود: علمای راستین در زمینه آیات آفاقی و انفسی برای ارتباط جهان با خدا حرکت کردهاند.
استاد سپری صاحب قرآن را صاحب جداکننده حق از باطل و دارای بزرگترین مکتب دانست و تصریح کرد: اگر قرار باشد ما به اسم و مکتبی گرایش داشته باشیم، آن فقط قرآن است. و خطاب به جوانان گفت: دانشگاهها را تسخیر کنید و علم را به دست آورید. تا به کی ما نیازمند غرب و غربیان باشیم.
شیخ عدنان درویش استاد معهد الفتح الاسلامی دمشق آخرین سخنران این نشست بود. وی سخنانش را در باب فضایل اخوت و محبت و وحدت اسلامی آغاز نمود و خاطرنشان کرد: تمام این نعمتها به اعتقاد درست بر میگردد. اعتقاد درست منبع قوت و قدرت ماست. به همین دلیل دشمنان اسلام از شرق و غرب و یهودی و صلیبی، همه و همه بزرگترین و آخرین هدفشان از بین بردن عقیده به لاإلهإلا الله و محمدرسولالله است.
این استاد دانشگاه الفتح دمشق تنها راهحل نجات از این مهلکه را بازگشت صادقانه به اسلام و اقتدا به اسلاف و نیاکان که اسلام را پیش بردند، معرفی کرد. ایشان به عنوان مثال به دو شخصیت بزرگ که توانستند کشتی اسلام را از مهلکه و برخورد با امواج سهمگین کفر دوران به ساحل نجات و پیروزی برسانند، اشاره کرد؛ یکی صلاحالدین ایوبی کردی و دیگری ألب ارسلان سلجوقی. این مهمان سوری رمز موفقیت مؤسس دولت سلجوقی ألب ارسلان را انتخاب وزیری دانشمند و حکیم به نام نظامالملک طوسی دانست. این وزیر برای مقابله با دشمنان رومی پیشنهاد کرد که علاوه بر تربیت مجاهدان باید مراکزی برای تربیت عالمان و دینداران تاسیس شود. طوری که وقتی ملکشاه، فرزند الب ارسلان، از او پرسید: چرا اموال بیتالمال را در این راه صرف میکنی؟ جواب داد: من در این مدارس مردان و سربازانی تربیت میکنم که تیرهایشان هرگز به خطا نمیرود، آنان شبها برمیخیزند و سحرگاهان اشک میریزند و برای پیروزی سپاه اسلام دعا میکنند.
وی سلطان صلاحالدین را نمونه دیگر یک مجاهد و فرمانده موفق معرفی کرد و گفت: قبل از صلاحالدین، نورالدین محمود زنگی دایی ایشان وحدت بین مسلمانان را به وجود آورد. با تاسیس مدارس دینی، اسلام وحدت آفرین را در دلهای مسلمین جای داد که در نتیجه آن سلطان صلاحالدین توانست با جهاد خویش بیتالمقدس را آزاد کند.
او در بیان اوصاف صلاحالدین گفت: سلطان هر گاه از جهاد برمیگشت، غبار لباس و عمامهاش را در کیسهای جمع میکرد و به فرزندش توصیه میکرد: «این غبار را پس از وفات زیر سرم بگذارید تا هنگام سؤال در قبر بگویم که این غبارهای جهاد فی سبیل الله است و باعث بخشش و مغفرتم شود».
پایانبخش این نشست معنوی شبانه، دعاهای پرسوز شیخ عدنان درویش به زبان عربی بود که طنین دعاهای شبهای ماه رمضان در حرمین شریفین را داشت.
جلوههای زیبایی از آخرین شب همایش در صحن مصلا و سخنرانی مولوی خیرشاهی در صبحگاه
آن شب تا به صبح همه نور و سرور در دلهای مؤمنان حاضر در همایش بود و میشد جلوههای زیبا و منحصر به فردی از صفا و صمیمیت، محبت و ایثار، خدمت و خیرخواهی، ذکر و دعا، و تلاوت و نماز را در میان آن خلق عظیم، از کوچک و بزرگ، نوجوان و جوان، میانسال و پیر، شهری و روستایی، فارس و بلوچ، ترک و ترکمن، کرد و تالشی، عرب و غیرعرب، جنوبی و شمالی، تهرانی و زنجانی، تاجیک و افغان، با لباسها و تیپهای مختلف شاهد بود.
این شب جمعه نورانی این گونه به صبح رسید و همه به نماز صبح ایستادند. پس از نماز صبح خطیب جوان و پرتلاش اهلسنت از سرزمین خراسان، مولوی عبدالعلی خیرشاهی، در مورد مقام اصحاب رسولالله صلیاللهعلیهوسلم به ایراد سخن پرداخت. وی در آغاز صحبتش ضمن اشاره به اهمیت موضوع و مقام و شأن صحابه خاطرنشان کرد: امروزه در موضوعهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و غیره در کتب و نشریات بحث میشود، اما موضوع صحابه زیاد مورد توجه قرار نگرفته است. وی پس از ذکر آیات و احادیث متعدد در بیان فضایل اصحاب گرامی رسول الله صلیاللهعلیهوسلم، معیار قبولیت ایمان هر مسلمان را، ایمان نسل اول مسلمانان یعنی صحابه و یاران جاننثار آنحضرت صلیالله علیه وسلم عنوان کرد و همه امت را مدیون زحمتها، رشادتها و جانفداییهای آنان دانست.
وی در ادامه سخنانش عدم مطالعه و آشنایی اقشار مختلف با سیرت صحابه، نبود برنامههای آموزشی مناسب برای معرفی صحابه در نظام آموزشی کشور، با وجود ضمیمههای اهلسنت در مقاطع مختلف تحصیلی، پرداختن اندک ائمه جمعه و جماعات به بیان مقام صحابه در پرتو آیات و احادیث را از عوامل ضعف در شناخت صحابه دانست.
وی به مردم توصیه کرد که برای شناخت خود و فرزندانشان با صحابه و یاران پیامبر اسلام صلیالله علیه وسلم برنامهریزی کنند و با نامگذاری فرزندانشان به نامهای صحابه یاد آنها را زنده نگه دارند.

دیدگاههای کاربران