امروز :سه شنبه, ۳۰ آبان , ۱۳۹۶

آن قدح بشکست و آن ساقی نماند؛

یادداشتی به مناسبت رحلت استاد و مربی بزرگم، شیخ‌الحدیث مولانا محمدیوسف حسین‌پور رحمه‌الله
آن قدح بشکست و آن ساقی نماند؛

▫️امروز چهارشنبه 27 محرم 1439 است؛ هفته گذشته در همین روز در رسانه‌ها غوغایی برپا بود و خبر مهمی رد‌و‌بدل می‌شد. جاده‌های استان شاهد ترافیکی سنگین بودند که قبلا به‌خود ندیده بودند، با زبان حال می‌پرسیدند: این خودروها به کجا چنین شتابان؟ آیا قیامت برپا شده و این جمعیت به سوی میدان محشر می‌روند؟! گفته‌اند در آن روز خودرو و هیچ‌گونه سواری دیگری نخواهد بود، پس این جمعیت سراسیمه به کجا می‌روند؟ ناگاه صدایی شنیدند که: آری! محشری کوچک در سرزمینی به نام «گشت» برپا شده است. آن‌جا سلطان عشق، سفری طولانی در پیش دارد، این جمعیت برای بدرقه آن سلطان سفرکرده می‌روند.
▫️به‌طور طبیعی وقتی یک انسان، از جمع خانواده، دوستان و آشنایان خود رخت سفر می‌بندد و از دنیا می‌رود، همه از جدایی او غمگین و ناراحت می‌شوند. هر شخص به اندازه ارتباطش با مرحوم، متاثر می‌شود. همسر و فرزندان، نزدیک‌ترین افراد انسان هستند که نخستین ضربه به آنان وارد می‌شود، سپس دوستان و همراهانی که در سفر و حضر با او بوده‌اند؛ اما گاه اتفاق افتاده که دوستان صمیمی و ارادتمندان خاص یک مربی دلسوز و استاد مهربان و رفیق صمیمی و یار غار از جدایی استاد و رفیق دیرین خود، از خویشاوندان او هم بیشتر دچار صدمه روحی شده و حتی مدت‌ها تعادل خود را از دست داده‌اند.

▫️وقتی که سرور دو عالم صلی‌الله‌علیه‌وسلم رحلت فرمود، اهل‌بیت و یاران جان‌نثار آن‌حضرت به شدت دچار صدمه شدند. حضرت علی رضی‌الله‌عنه هنگام غسل و تجهیز پیامبر فرمود: «ای رسول خدا، اگر امر به شکیبایی و نهی از ناله و فریاد و فغان نفرموده بودی، در فراق تو سرچشمه‌های اشک چشم را با گریه بسیار، خشک می‌کردیم و درد و غم پیوسته و حزن و اندوه همیشه باقی بود» {نهج‌البلاغه با ترجمه فیض‌الاسلام، سخن شماره 226}
▫️از این‌جا می‌توان به عمق صدمه‌ی روحی اصحاب و اهل‌بیت حضرت رسول پی برد، اما در آن میان اندوه ابوبکر رضی‌الله‌عنه عالمی دیگر داشت، زیرا او نخستین یاور و رفیق سفر و حضر و یار غار رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم بود و می‌فرمود: ای رسول خدا! یکی از محبوب‌ترین آرزوهایم در دنیا مشاهده جمال جهان‌آرای تو است. (النظر الی وجهک)اما ایشان نیز در آن آشوب غم باوجود آنکه کوه غمی در دل داشت، به‌ظاهر بسیار صبور و شکیبا بود و به کسانی که منکر رحلت پیامبر بودند، فرمود: «هر که محمد {صلی‌الله‌علیه‌وسلم} را می‌پرستید بداند که او از دنیا رحلت کرد…»

▫️در ماجرای رحلت علامه حسین‌پور، همه خویشان، شاگردان و ارادتمندان صدمه دیدند؛ اما در این میان فردی که ابوبکر‌وار از آغاز نهضت شریک بوده، بیشترین صدمه را دید. آری! والد مکرم؛ مولانا محمد دهقان حفظه‌الله‌تعالی کسی است که شیخ‌الحدیث هیچ‌گاه بدون او به سفر نمی‌رفت و هیچ کاری بدون مشورت با او انجام نمی‌داد، گویا لازم و ملزوم بودند. آخرین همراهی‌شان سفر حج امسال بود.
حتی به یاد دارم یک‌بار استادی از شاگردان پرسیده بود که «صاحبین» چه کسانی هستند؟ یکی از شاگردان در پاسخ گفته بود: «مولانا محمد و مولانا محمدیوسف». این طالب ساده گمان می‌کرده که امام محمد و امام ابویوسف که در اصطلاح فقه «صاحبین» نامیده می‌شوند، ایشان هستند. حقا که آن دو، «صاحبین» زمان ما بودند.

▫️از این جاست که سزاوار بود سیل تسلیت‌ها به سوی این بزرگمرد و صاحب غم روانه می‌شد که کوهی از غم در دل دارد و در خلوت نشسته است و دم بر نمی‌آورد. کسی نمی‌داند که در دل غمگین او چه می‌گذرد، می‌سوزد و می‌سازد و با زبان حال می‌گوید:

من از همه عشاق تو مغموم‌ترم * و ز جمله شهیدان تو مظلوم‌ترم

فریاد که من از همه دیدار تو را * مشتاق‌ترم و ز همه محروم‌ترم

می‌توان ایشان را از مظلومان عشق دانست که باید بیشتر مورد تفقد قرار گیرد.
عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق *** گوشه‌گیران را ز آسایش طمع باید برید


دیدگاههای کاربران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بخوانید