قرآن مجید به مراعات هر آنچه كه موجب احترام و تكریم انبیا است، دستور میدهد؛ از هر آنچه كه احترام و منزلت و عزّت و عظمت آنها را تقلیل دهد بهشدّت منع میكند، و از هرگونه اسائة ادب و جسارتِ به آنان بازمیدارد
ترجمه: محمّدقاسم بنیكمال (قاسمی)
دعوت قرآن به اطاعت از انبیا، و تشویق به تقلید از آنان
قرآن مجید به اطاعت از انبیا و اختیار نمودن سیره و روش آنان در زندگی فرامیخواند و به تشبّه با آنان در حدّ امكان تشویق میكند: «لقد كان لكم فی رسولالله أسوة حسنة لمن كان یرجوا الله و الیوم الآخر و ذكر الله كثیراً»[احزاب: 21]؛ بهراستی برای شما، برای كسی كه [پاداش] خداوند و روز قیامت را امید میدارد و خداوند را بسیار یاد میكند، در رسول خدا سرمشقی نیكوست. قرآن مجید به مؤمنان دستور میدهد كه مدام اینگونه دعا كنند: «إهدنا الصراط المستقیم صراط الّذین أنعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین»[فاتحه]؛ ما را به راه راست رهنما؛ راه كسانی كه به آنان انعام كردهای، نه آنان كه مورد خشم قرار گرفتهاند و نه گمراهان. بدون شك پیامبران الهی در رأس این بندگان منعمعلیهم، سعادتمند و سربلند قرار دارند. این دعا در صلب و متن نماز قرار گرفته است، و به هر مقدار كه انسان پیرو سنّت انبیا باشد و با آنان در سیرت و صورت مشابهت اختیار نماید، به همان نسبت با الله نزدیك میشود و در بارگاه الهی منزلت مییابد.
محبّت قلبی با انبیا و احترام به آنان
قرآن مجید همچنین به احترام و گرامیداشت و تكریم انبیا كه از اعماق قلب برخاسته باشد، فرامیخواند، و تنها به اطاعت ظاهری كه خالی از عاطفه و تعظیم و محبّت باشد، بسنده نمیكند. آری! قرآن مجید به این اكتفا نمیكند كه اطاعت و ارتباط با پیامبران الهی فقط در این حدّ باشد كه رعایا با حكّام، و اعضای یك حزب و ارتش با رهبر سیاسی و فرماندهشان دارند، و نه این ارتباط از آن جنس است كه همچون نظامهای حكومتی فقط مالیات پرداخت و به قانون گردن نهاده شود؛ چنانكه بهصراحت میفرماید: «لتؤمنوا بالله و رسوله و تعزّروه و توقّروه»[فتح: 9]؛ تا [شما ای مردم] به خدا و رسول او ایمان آورید و [دین] او (خدای) را یاری دهید و او را به بزرگی باور دارید. «فالّذین آمنوا به و عزّروه و نصروه و اتّبعوا النّور الّذی أنزل معه أولئك هم المفلحون»[اعراف: 157]؛ پس آنان كه به او (پیامبر) ایمان آوردند و او را گرامی داشتند و او را یاری دادند و از نوری (قرآن) كه با او فروفرستاده شده است پیروی كردند، آناناند كه رستگاراند.
بر همین اساس، قرآن مجید به مراعات هر آنچه كه موجب احترام و تكریم انبیا است، دستور میدهد؛ از هر آنچه كه احترام و منزلت و عزّت و عظمت آنها را تقلیل دهد بهشدّت منع میكند، و از هرگونه اسائة ادب و جسارتِ به آنان بازمیدارد: «یاأیها الّذین آمنوا لاترفعوا أصواتكم فوق صوت النّبی و لاتجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض أن تحبط أعمالكم و أنتم لاتشعرون إنّ الّذین یغضّون أصواتهم عند رسولالله أولئك الّذین امتحن الله قلوبهم للتّقوی لهم مغفرة و أجر عظیم»[حجرات: 2ـ3]؛ ای مؤمنان، صدای خود را بلندتر از صدای پیامبر مكنید، و مانند بلند سخن گفتن با همدیگر با او سخن نگویید، كه مبادا درحالیكه شما نمیدانید اعمالتان از بین برود. كسانی كه صدای خود را در نزد رسول خدا فرومیكاهند، ایناناند كه خداوند دلهایشان را برای تقوا پرورده است. آنان آمرزش و پاداش بزرگی دارند.
«لاتجعلوا دعآء الرّسول بینكم كدعآء بعضكم بعضاً»[نور:63]؛ فراخواندن رسول [خدا] را در میان خود همچون فراخواندن همدیگر نشمارید.
آری! بر همین اساس نیز خداوند متعال ازدواج با همسران پیامبر اسلام را بعد از رحلت ایشان برای امّت حرام كرده است: «و ما كان لكم أن تؤذوا رسول الله و لا أن تنكحوا أزواجه من بعده أبداً إنّ ذالكم كان عند الله عظیماً»[احزاب: 53]؛ و شما را نسزد كه رسول خدا را برنجانید و نه آنكه زنانش را پس از او ـ هرگز ـ به زنی بگیرید كه این [كار] نزد خداوند [گناه] بزرگ است.
علاوهبر اینها نصوص و عبارات صریحی وجود دارد مبنی بر اینكه محبّت رسولاكرم صلّیاللهعلیهوسلّم و ترجیح ایشان بر جان و مال و خانوادة خویش، از مقتضیات و خواستههای ایمان است. در صحیحین روایت شده است: «لایؤمن أحدكم حتی أكون أحبّ إلیه من والده و ولده و النّاس أجمعین»؛ احدی از شما نمیتواند مؤمن بهشمار آید مگر وقتی كه من از پدر و فرزندش و همة مردم نزد وی محبوبتر باشم. امام طبری این روایت را در معجم كبیر و معجم اوسط به اضافة كلمة «مننفسه» روایت كرده است؛ یعنی «مرا از جانش نیز بیشتر دوست بدارد».
همچنین فرمودهاند: «ثلاث من كنّ فیه وجد بهنّ حلاوة الإیمان، من كان الله و رسوله أحبّ إلیه ممّا سواهما … »؛ سه صفتاند كه در وجود هر كس باشند حلاوت ایمان را درمییابد، اوّل آنكه خدا و رسولش نزد او از هر كس محبوبتر باشند … .
رمز ازخودگذشتگی صحابه در اطاعت از رسولالله
واقعیت این است كه اطاعت كامل و صمیمانه از پیامبر، اختیار نمودن اخلاق نبوی و ترجیح دادن شریعت اسلامی بر خواهشهای نفسانی و رسم و رواجها، و فداكاری با جان و مال در راه دعوت الیالله بدون محبّت واقعی كه از اعماق قلب برخاسته و بر عقل و احساسات چیره باشد، امكانپذیر نیست؛ ازاینرو خداوند در قرآن مجید میفرماید: «قل إن كان آباؤكم و أبناؤكم و إخوانكم و أزواجكم و عشیرتكم و أموال اقترفتموها و تجارة تخشون كسادها و مساكن ترضونها أحبّ إلیكم من الله و رسوله و جهاد فی سبیله فتربّصوا حتّی یأتی الله بأمره و الله لایهدی القوم الفاسقین»[توبه: 24]؛ بگو: اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرانتان و خویشاوندانتان و مالهایی كه آن را بهدست آوردهاید و تجارتی كه از كسادش میترسید و خانههایی كه آنها را میپسندید، در نزد شما از خدا و رسولش و جهاد كردن در راه او محبوبتراند، پس در انتظار باشید تا خداوند حكمش را در میان آورد و خداوند گروه نافرمانان را هدایت نمیكند.
بههمیندلیل اصحاب پیامبر اسلام صلّیاللهعلیهوسلّم بیش از هر كس دلدادة اطاعت از آنحضرت بودند و در این زمینه پیشرو، بانشاط و شكیباتر از همه ظاهر شدند و دراینخصوص سهمشان از همه بیشتر و برتر است.
حضرت ابوبكر صدّیق رضیاللهعنه از همین تبار بود؛ او حضرت رسول صلّیاللهعلیهوسلّم را از جانش بیشتر دوست داشت و بر زندگی و سلامتی خویش ترجیح میداد. یكبار عتبه بن ربیعه با كفش بر چهرة حضرت ابوبكر كوبید و بر روی سینهاش نشست و آنقدر او را مورد ضرب و شتم قرار داد كه چهرهاش بهخوبی شناخته نمیشد. قبیلهاش، بنوتمیم، مرگش را یقینی پنداشتند و او را در پارچهای گذاشته و به خانهاش بردند؛ اما همینكه در آخر روز بههوش آمد، این سخن بر زبانش جاری شد: آیا رسولالله صلّیاللهعلیهوسلّم سالم هستند و آسیبی به ایشان نرسیده است؟ حاضران گفتند: آنحضرت در سلامتی كامل بهسر میبرند. ولی او اطمینانخاطر نیافت و گفت: «إنّ لله علی ألا أذوق طعاماً و لا أشرب شراباً أو أتی رسولالله صلّیاللهعلیهوسلّم»[البدایة و النهایة: 3/30]؛ به خدا سوگند! نه چیزی میخورم و نه چیزی مینوشم تا اینكه به خدمت رسولالله صلّیاللهعلیهوسلّم برسم [و از سلامتی ایشان اطمینان یابم].
از تبار همین جاننثاران و عاشقان پیامبر بود آن زن انصاری كه در غزوة احد وقتی خبر شهادت نزدیكترین و عزیزترین كسانش (پدر، برادر و شوهرش) را به او دادند، سراسیمه پرسید: حال رسولالله صلّیاللهعلیهوسلّم چهطور است؟ گفتند: حال ایشان خوب است. ولی او تا رسول خدا را ندید، اطمینانخاطر نیافت و با دیدن آنحضرت، چنین ابراز احساسات كرد: «كل مصیبة بعدك جلل»[ابناسحاق و بیهقی]؛ هر مصیبتی بعد [اطمینان از سلامتی] شما كوچك است.
از همین طیف است، عبدالله بن عبدالله بن أبی، وقتی كه میشنود پدرش به پیامبر توهین كرده و گفته است: «لئن رجعنا إلی المدینة لیخرجنّ الأعزّ منها الأذلّ»؛ همینكه به مدینه بازگردیم عزیزترین فرد (مراد خودش بود)، ذلیلترین را اخراج خواهد كرد. وقتی قافله به مدینه بازگشت، عبدالله در ورودی مدینة منّوره درحالیكه شمشیرش را بلند كرده بود، در مقابل پدرش ایستاد و گفت: شما چنین جسارتی را رواداشتهاید؟ سوگند به خدا! همین حالا خواهید دانست كه عزّت از آن شماست یا از آن رسولالله صلّیاللهعلیهوسلّم! سپس گفت: تا زمانی كه رسولالله صلّیاللهعلیهوسلّم اجازه ندهد، نمیگذارم در سایههای مدینه جا بگیری و وارد آن شوی. بالاخره رسول اكرم صلّیاللهعلیهوسلّم برای او پیغام فرستاد كه به پدرش اجازه ورود بدهد؛ و او آنگاه به پدرش اجازة ورود داد. [تفسیر طبری]
بر پایة چنین احساسات و محبّت قلبیای، صحابة كرام سروجان را كف دست نهاده و جانفشانی كردند و ترك وطن، دوری از خانواده و شهادت در راه الله برایشان آسان و شیرین گشت و در هنگامة جنگ چنین گفتند: «إنّ أمرنا تبع لأمرك فوالله لئن سرت حتی تبلغ البرك من غمدان لنسیرنّ معك والله لئن استعرضت بنا هذا البحر خضناه معك»(1)؛ بدون كوچكترین تعلّلی ما تابع امر شما هستیم؛ به خدا سوگند! اگر به طرف «برك غمدان» (نقطهای در منتهاالیه جزیرةالعرب) بروی ما در ركاب شما خواهیم بود، و به خدا سوگند! اگر دستور دهید ما در ركاب شما دریا را شكافته و از آن عبور خواهیم كرد.
نتیجه ضعف محبّت در جهان اسلام و تأثیر آن بر زندگی مسلمانان
اینك در جهان اسلام كوتاهی عمل بر شریعت و غفلت در طاعات بهصورت عام مشاهده میگردد، و از آنچه بر نفس دشوار است احساس وحشت میشود. حتّی برخی از علما و تحصیلكردهها نیز نسبتبه سنّتهـای رسولالله صلّیاللهعلیهوسلّم سهلانگاری و غفلت نشان میدهند. تنها سبب این امر این است كه احساس محبّت و عظمت نسبتبه رسولالله صلّیاللهعلیهوسلّم آنگونه كه قرآن بر آن تأكید دارد در قلبها ضعیف و یا از بین رفته است؛ درحالیكه همین احساس محبّت و عظمت، همواره منبع بینظیر نیرومندی و برتری مسلمانان بوده و در تاریخ اسلام شگفتی آفریده است.
بهراستی كه این خلأیی بزرگ است و همانا هیچ توانمندی عقلی و ارادة قوی تشكیلاتی نمیتواند این خلأ را پر كند، و این خسارت و زیانی است كه با هیچ چیز دیگری جبران نمیشود.
انحصار موفقیت امّت در اطاعت و محبّت پیامبر
سرنوشت امتّهایی كه پیامبران الهی در میان آنها مبعوث شدهاند، در گرو این است كه پیامبران را اطاعت و اتّباع نمایند و زیر پرچم آنان جمع شوند و به تعالیم و روشهایشان تمسّك جویند و درهرحال به آنها وابسته و رهرو راه آنان باشند.
باید اذعان كرد كه هیچ امتّی هر قدر توانا و تیزهوش و دارای امكانات باشد، و هر قدر از حیث فرهنگ و تمدّن پیشرفت نماید و اوضاع و اندیشههایش متحوّل گردد، ممكن نیست بدون اتّباع و پیروی از پیامبر بهجایی برسد و بدون محبّت و نصرتش به كامیابی و موفقیت دست یابد.
هر امت و ملّتی كه بخواهد بدون برگزیدن روش پیامبر، تنها از طریق سیاسی و تكیه كردن به ابرقدرتها به عزّت و سربلندی و اقتدار برسد، هرگز چنین نخواهد شد، و قطعاً چنین امتّی دیر یا زود با خواری و ذلّت، شكست و ناكامی، و فروپاشی داخلی روبهرو خواهد شد.
اوضاع جهان اسلام و جهان عرب و عوامل آن
آری! وضعیت جهان اسلام بهطور عام و جهان عرب بهطور خاصّ، بهترین گواه مدعای مزبور است. متأسفانه جهان اسلام و كشورهای عربی در عصر اخیر از اتّباع رسول مكرّم اسلام صلّیاللهعلیهوسلّم احساس مشكل میكنند و اطاعت و اتّباع رهبران سیاسی را بر اطاعت از آنحضرت مقدّم میشمارند و از انتساب و افتخار به نبی رحمت صلّیاللهعلیهوسلّم احساس شرمندگی مینمایند و میگریزند و سعی دارند از دین اسلام و دستوراتش و تمدن ربّانی و نبوی فاصله بگیرند. در نتیجه میبینیم كه متأسفانه اغلب این كشورها به ملیگرایی و وطنپرستی و سوسیالیسم و فلسفههای جدید دیگر معتقد شدهاند(2)، و هنوز كه هنوز است راه بهجایی نبرده و موفّقیتی بهدست نیاوردهاند. بدون معذرتخواهی بهصراحت میگویم كه جهان عرب پاره پاره شده و هنوز نتوانسته تنها مسئلة فلسطین را در این مدّت طولانی حلّ نماید و در عرصة پیشوایی جهان اسلام و رهبری بشریت به جایگاه مناسب خویش دست یابد و نقش قابل ذكری ایفا كند، و هر روزی كه میگذرد مشكل جدید و بحران تازهای دامنگیرش میشود.
امیرالمؤمنین عمر بن خطّاب رضیاللهعنه به همراهان عربش در سرزمین شام (كه از صحابة جلیلالقدر و فرماندهان بزرگ فتوحات اسلامی بودند)، آن هنگام كه به او پیشنهاد كردند شأن و شوكتی مناسب یك رهبر بزرگ جهانی اختیار نماید، چه نیكو فرمود: «إنّكم كنتم أذل النّاس، فأعزّكم الله بالإسلام، فمهما تطلبوا العزّة بغیره یذلّكم الله»[البدایة و النهایة: 7/60]؛ شما خوارترین مردمان بودید كه الله شما را با اسلام عزّت بخشید؛ پس هرگاه بهجز اسلام از طریق دیگری جویای عزّت باشید، خداوند شما را ذلیل و خوار خواهد كرد.
پینوشتها:………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..
1ـ مقولة سعد بن معاذ رضیاللهعنه در غزوة بدر.
2ـ همانطور كه نویسنده آورده است چند دهه قبل اوضاع كشورهای عربی و اسلامی چنین بوده است، بهطور مثال عراق و سوریه و مصر به نظامهای سیوسیالیستی افتخار میكردند و جنبشهای اسلامی را درهم كوبیدند و در كشورهای دیگر نیز همین ماجرا تكرار شد. متأسفانه رسوبات این اندیشههای ضد اسلامی هنوز هم وجود دارد كه بیداری اسلامی را تحمّل نمیكنند، مخلصان و داعیان را تحت عنوان تروریست تعقیب مینمایند و سرسپردة امریكا گشتهاند.

دیدگاههای کاربران