اشاره: سفر به دانشگاه هاروارد، حلقهاي ديگر از مجموعة سفرهاي ابنبطوطة عصر و فقيه و انديشمند بزرگ مسلمان معاصر، علامه محمّدتقي عثماني، به نقاط مختلف جهان است. اگرچه اين سفر 13 سال پيش صورت گرفته است، امّا با توجّه به اهمّيّت آن، جا دارد خوانندگان مجله، خصوصاً آنانيكه سفرهاي اين شخصيّت برجسته و كمنظير را بهطور جدّي دنبال ميكنند، در جريان اين سفر قرار گيرند. البتّه جهت بهروزرساني برخي اطّلاعات در مورد دانشگاه هاروارد، مطالبي بين قلاب […] افزوده شده است.
اشاره: سفر به دانشگاه هاروارد، حلقهاي ديگر از مجموعة سفرهاي ابنبطوطة عصر و فقيه و انديشمند بزرگ مسلمان معاصر، علامه محمّدتقي عثماني، به نقاط مختلف جهان است. اگرچه اين سفر 13 سال پيش صورت گرفته است، امّا با توجّه به اهمّيّت آن، جا دارد خوانندگان مجله، خصوصاً آنانيكه سفرهاي اين شخصيّت برجسته و كمنظير را بهطور جدّي دنبال ميكنند، در جريان اين سفر قرار گيرند. البتّه جهت بهروزرساني برخي اطّلاعات در مورد دانشگاه هاروارد، مطالبي بين قلاب […] افزوده شده است.
نكتة ديگري كه در اينجا قابل ذكر است محروميت دوست گرامي و همكار ارجمندمان جناب آقاي امرالله بامري از فعاليّتهاي فرهنگي با حكم دادگاه ويژة روحانيت مشهد است. چندين سال بود كه ايشان مسئوليت صفحة «رهاورد» (ترجمة سفرنامهها) را بهعهده داشت و با تعهّد و جدّيت اين كار را دنبال ميكرد. اميدواريم ساية سنگين اين حكم هر چه زودتر از سر ايشان كنار رود تا بار ديگر شاهد فعاليّت ايشان در عرصة فرهنگي و رسانهاي باشيم.
اوايل اكتبر 1997م. نامهاي از طرف مدرسة حقوق دانشگاه هاروارد آمريكا بهدستم رسيد كه در آن از من دعوت شده بود در ماه دسامبر به هاروارد سفر كرده و پيرامون «قانون اسلامي» سخنراني علمياي (lecture) در اين دانشگاه ايراد نمايم. آنها تعيين دقيق موضوع را بهعهدة خودم گذاشتند، امّا پيشنهاد كردند كه اگر بهمناسبت پنجاهمين سالگرد استقلال پاكستان موضوع سخنراني «پاكستان و قانون اسلامي» باشد جالبتر و جذّابتر خواهد بود.
بنده ضمن استقبال از اين دعوت، چهارم دسامبر را براي ارائة سخنراني پذيرفتم. چند روز پس از آن، از طرف مدير «برنامة تحقيقات و مطالعات حقوقيِ اسلام» مدرسة حقوق هاروارد، پروفسور فرانْك وگل(Fgel)، پيامي دريافت كردم مبني بر اينكه وي قصد دارد براي استفاده بيشتر از اين فرصت، با همكاري مدرسة بازرگاني هاروارد، كارگاهي علمي در مورد «نظام مالي اسلام»(slamic finance) با حضور انديشمندان و كارشناسان برجسته برگزار كند و از بنده تقاضا دارد بهعنوان مهمان ويژه در آن كارگاه حضور يابم. بنده شركت در اين برنامه را نيز پذيرفتم.
براي يكم دسامبر جهت سفر به آمريكا برنامهريزي كردم. اگرچه برنامة اين سفر مدّتها قبل قطعي شده بود، امّا آغاز اين سفر با بحران قانون در پاكستان مصادف گرديد و ملل جهان شاهد حوادث ناگواري در اين كشور بودند. بنده از يكسو از حوادث ناگوار پيشآمده و بيثباتي حاكم بر فضاي پاكستان نگران بودم، و از طرف ديگر در چنين وضع نابهساماني سخنراني در مورد «پاكستان و قانون اسلامي» آنهم در كشوري ديگر موضوعي بيربط بهنظر ميرسيد. بههميندليل در رفتن به اين سفر دچار ترديد جدّي شدم، امّا چون مسئولان دانشگاه هاروارد در حدّ وسيعي در اين زمينه اطّلاعرساني و برنامهريزي كرده بودند، نه عذرخواهي از لغو اين سفر مناسب بود و نه به تأخير انداختن آن؛ بنابراين با دلي ناخواسته شب دوّم دسامبر رهسپار آمريكا شدم. هواپيما پس از 24 ساعت پرواز و چند ساعت توقف در فرودگاه آمستردام (پايتخت هلند)، ساعت 3 بعدازظهر دوّم دسامبر در فرودگاه شهر بستون فرود آمد. بستون مركز ايالت ماساچوست آمريكا است كه كنار رودخانة چارلز واقع شده است، و در سوي ديگر رودخانه، شهر كمبريج قرار دارد كه دانشگاه هاروارد در آن واقع است.
هاروارد مشهورترين و قديميترين دانشگاه آمريكا است و نظام آموزشي آن در بالاترين سطح بينالمللي قرار دارد. اين مؤسسه در سال 1636م. تأسيس شد [و در ابتداي كار، «كالج جديد» يا «كالج نيوتاون» نام داشت.]؛ بعدها در تاريخ 13 مارس 1639م. كشيشي به نام «جان هاروارد» نصف مايملك خود (به مبلغ 779 پوند) و نصف كتابهاي كتابخانهاش (400 جلد كتاب) را وقف اين دانشگاه كرد و بههميندليل اين دانشگاه به نام ايشان نامگذاري شد. در ابتدا، اين آموزشگاه زيرنظر كليسا اداره ميشد، امّا در قرن نوزدهم از كنترل كليسا و دولت آزاد و به يك مؤسسة خصوصي و مستقل تبديل گرديد.
[سالهاست که دانشگاه هاروارد، در ردهبنديهاي بينالمللي دانشگاههاي برتر جهان، در ميان 3 تيم اوّل قرار دارد. همچنين اين دانشگاه در قارة آمريکا نيز رقابت تنگاتنگي با دانشگاههاي MIT و استنفورد دارد و معمولاً در رتبة سوّم است. از نظر بودجة مالي نيز دانشگاه هاروارد با بودجهاي برابر با 28 ميليارد دلار، پس از «بنياد بيل و مليندا گيتس» در رتبة دوّم در آمريکا قرار دارد. 373 سال از عمر اين دانشگاه ميگذرد و در اين مدّت اين دانشگاه تنها 28 رئيس را بهچشم خود ديده است كه مرگ 11 نفر از آنها در دفتر رياست دانشگاه رخ داده است، و بيشك ازاينجهت، يكي از باثباتترين مؤسسات جهاني از نظر مديريتي است. يكي از رؤساي تاثيرگذار و جريانساز دانشگاه هاروارد، چارلز ويليام اليوت [بيستويكمين رئيس هاروارد] بود كه در زمان رياستش (بين سالهاي 1868 تا 1906، بهمدّت 38 سال) بهتدريج اين دانشگاه را به الگويي براي دانشگاههاي مدرن تحقيقاتي تبديل كرد. در ميان تغييرات عمدة اليوت ميتوان به دروس اختياري، كلاسهاي كمتعداد و امتحانات ورودي اشاره كرد. الگوي دانشگاه هاروارد، بيشتر كالجها و دانشگاههاي امريكا را متأثر كرد. يكي ديگر از اقدامات مهمّ اليوت،جمعآوري مجموعه كتابهاي كلاسيك هاروارد است كه طيف گستردهاي از موضوعات مهمّ رشتههاي مختلف تحصيلي اين دانشگاه را دربر ميگيرد. درحالحاضر، دانشگاه هاروارد 19 هزار و 139 دانشجو دارد كه از ميان آنها، 6 هزار و 715 دانشجو در مقطع كارشناسي و 12 هزار و 424 دانشجو در مقطع كارشناسيارشد يا بالاتر تحصيل ميكنند. اين آمار خود نشاندهندة كيفيت بالاي آموزشهاي مقاطع بالاتر است؛ چرا كه در دانشگاههاي ديگر مجموع تعداد دانشجويان مقطع كارشناسي از ديگر دانشجويان بيشتر است.]
[دانشگاه هاروارد را دو هيئت مديره و هيئت نظارت هاروارد اداره ميکنند. مدير دانشگاه هاروارد، مسئوليت مديريت مسائل روزانة دانشگاه و رسيدگي به امور دانشجويان را برعهده دارد. اين دانشگاه از 10 مدرسه يا دپارتمان مجزّا تشکيل شده است. درحالحاضر دانشگاه هاروارد 9 دانشکده دارد که بهترتيب تأسيس عبارتند از: دانشکدة هنر و علوم و زيرمجموعهاش، مدرسة مهندسي و علوم کاربردي، کالج هاروارد، مدرسة تحصيلات تکميلي هنر و علوم، مدرسة تابستاني هاروارد و بخش تحصيلات تکميلي هاروارد، مدرسة پزشکي و دندانپزشکي، مدرسة الاهيات، مدرسة حقوق، مدرسة گرافيک، تحصيلات و بهداشت عمومي، و مدرسة مديريت جان اف کندي.]
دانشآموختگان و فارغالتحصيلان اين دانشگاه در عرصههاي سياسي و فكري آمريكا نقش تأثيرگذاري داشتهاند. بسياري از رؤسايجمهور آمريكا از جمله تئودور روزولت و جان اف کندي [همچنين باراک اوباما]، و از شخصيّتهاي برجستة علمي جهان، ويليام جيمز و بنجامين پترس از فارغالتحصيلان همين دانشگاه هستند. [دانشگاه هاروارد در طول ساليان طولاني فعاليّتش تا به امروز، همواره مرکز تربيت نيروي متخصّص در رشتههاي مختلف بوده است. تاکنون 75 نفر از برندگان جايزة نوبل بخشي از تحصيلاتشان را در هاروارد گذراندهاند. از سال 1974م. تا امروز، 19 برندة جايزة نوبل، 15 برندة جايزة ادبي آمريکا و جايزة پولتيزر، فارغالتحصيل هاروارد بودهاند. از ميان معروفترين فارغالتحصيلان اين دانشگاه ميتوان به جان هنکوک، جان آدامز، مايکل ايگناتيف، بان کيمون، تي اس اليوت، دارن آرنوفسکي، مت ديمون و فيليپه کالدرون، رئيسجمهور مکزيک اشاره کرد.]
[پذيرش گرفتن از دانشگاه هاروارد، در هر رشتهاي، خصوصاً در مقطع کارشناسيارشد به بالا، بهخاطر کم بودن ظرفيّت پذيرش دانشجو، کار بسيار سختي است. در سال 2009م. فقط 9 درصد داوطلبان ادامة تحصيل در هاروارد، موفّق شدند به اين دانشگاه راه يابند. رؤساي دانشگاه معتقدند فقط دانشجوياني ميتوانند در هاروارد تحصيل کنند که در مقطع قبلي، در ميان دانشجويان ممتاز بوده باشند. بههميندليل، دانشگاه هاروارد در كنار دانشگاههاي تراز اوّلي از جمله ييل، پرينستون و MIT، در فهرست دانشگاههايي قرار دارد كه مديرانش وسواس بسياري براي برگزيدن دانشجويان بهخرج ميدهند. از ديگر زيرمجموعههاي مهمّ دانشگاه هاروارد، کتابخانهها و موزههاي هاروارد است. نظام کتابخانههاي دانشگاه هاروارد، سيستمي يکپارچه از مجموعة چندين کتابخانه است که همگي در کنار کتابخانة مرکزي واقع نشدهاند، بلکه در دانشکدههاي اين دانشگاه پراکندهاند. کتابخانة وايدنر در دانشگاه هاروارد قرار دارد و متشکل از 80 کتابخانة مجزا و بيش از 15 ميليون جلد كتاب است. اين رقم، کتابخانة دانشگاه هاروارد را به بزرگترين و مجهّزترين كتابخانه در سراسر آمريکا تبديل کرده است. همچنين کتابخانة هاروارد در ميان 5 ابرکتابخانة جهان (پس از کتابخانة کنگرة آمريکا، کتابخانة انگلستان، کتابخانة ملّي فرانسه و پيشتر از کتابخانة عمومي نيويورک) قرار دارد. کانون فارغالتحصيلان دانشگاه هاروارد هم يکي ديگر از پايههاي استوار اين دانشگاه است. وظيفة اصلي اين کانون، حفظ رابطة فارغالتحصيلان با دانشگاه است.]
نكتة جالبي در اين دانشگاه وجود دارد و آن اينكه برعكس اصطلاح رايج در پاكستان [و همچنين ايران] به آموزشگاههاي دورة ليسانس دانشكده و به آموزشگاههاي دورة تحصيلات تكميلي (فوقليسانس و دكترا) مدرسه ميگويند.
نظام آموزشي سه مدرسة دانشگاه هاروارد شهرت جهاني دارد:
1ـ مدرسة حقوق (Law school)؛
2ـ مدرسة بازرگاني (Business school)؛
3ـ مدرسة پزشكي (Medicine school).
مدرسة حقوق دانشگاه هاروارد، در باب آموزش علم حقوق، عاليترين مدرسة در سطح جهان است. يكي از شعبههاي اين مدرسه، شعبهاي به نام «برنامة تحقيقات و مطالعات حقوقيِ اسلام» است كه مدير آن پروفسور فرانْك وگل و معاون مدير آن دكتر باربرو ايمايك است.
ساختمانهاي اداري-آموزشي، پرديسها و خوابگاههاي دانشگاه هاروارد در مساحت بسيار وسيع و چندين كيلومترياي پراكندهاند. گفته ميشود سالانه تقريباً سه ميليارد دلار بودجه از سوي ادارة اوقاف مالي هاروارد در اختيار اين دانشگاه قرار ميگيرد، باوجوداين، پرداخت هزينة تحصيل و خوابگاه براي يك دانشجوي معمولي بسيار سخت و گاه غيرممكن است.
بستون و كمبريج در شمالشرقي ايالاتمتحدة آمريكا، در ساحل اقيانوس اطلس قرار دارند، و اين همان منطقهاي است كه انگليسيها براي اوّلينبار پس از فتح آمريكا، در آنجا سكونت كردند؛ بههميندليل اين خطّه بهنام «انگلستان نو» مشهور است. سبك معماري ساختمانها و فرهنگ رايج در بين مردم بيشتر به انگليسيها نزديك است تا آمريكاييها. نوع معماري سنّتي بهكاررفته در ساختوساز ساختمانهاي اين منطقه، باعث شده تا شباهت زيادي به شهرهاي انگلستان داشته باشد.
ميزبانان براي اقامت بنده اتاقي را در مهمانسراي دانشگاه هاروارد كه در يكي از پرديسهاي آن واقع بود، رزرو كرده بودند. امكانات رفاهي مهمانسرا و فضاي آن از هتلهاي معمولي نسبتاً بهتر و پاكيزهتر، و از بسياري از منكراتي كه در آنها صورت ميگيرد، خالي بود. جالبتر اينكه در يك محيط علمي ـ آموزشي قرار داشت.
قبل از آغاز سفر، هنگامي كه در كراچي بودم، مدير شعبة «تحقيقات و مطالعات خاورميانة دانشگاه هاروارد» جناب دكتر دان بابايي نيز با ارسال فكسي براي مصاحبه در مورد يكي از پژوهشهايش، وقت گرفته بود. چند ساعت پس از استقرارم در هاروارد، رأس ساعت 7 بعدازظهر ايشان به محلّ اقامتم آمد و مدّتي با يكديگر به بحث و گفتوگو پرداختيم. در ضمن ايشان به من اطّلاع دادند كه براي برنامههاي روزهاي سوّم و چهارم دسامبر، اطّلاعرساني وسيعي در بين شعبهها و مؤسسات وابسته به هاروارد صورت گرفته است كه قطعاً استقبال خوب و حضور گستردهاي را نويد ميدهد.
بعدازظهر سوّم دسامبر، زمان برگزاري كارگاه علمي با موضوع «نظام مالي اسلام» بود. صبح همان روز در شعبة تحقيقات و مطالعات خاورميانة دانشگاه هاروارد تشريفات افتتاح پايگاه دادهها و اطّلاعات بانكداري اسلامي برگزار ميشد. مدير اين پروژه مسلماني هندوستاني بهنام «دكتر ناظمعلي» بود. ايشان نيز در كراچي با من تماس گرفته و از من دعوت كرده بودند كه از پروژة آنها بازديد كنم. من هم برنامة صبحم را براي اين كار اختصاص داده بودم. ايشان رأس ساعت نهونيم صبح، مرا به مركز پژوهشي خود بردند. هدف اصلي اين پروژه جمعآوري و انتشار آخرين اطّلاعات دربارة سيستم بانكداري اسلامي و مؤسسههاي مالي اسلامي است كه اقبال بيسابقهاي در جهان و بهويژه در خود كشورهاي اسلامي به آن شده است. اين پروژه از دسامبر 1995م. با همكاري مالي «مؤسسة دارالمال اسلامي ژنو (DMI)» شروع بهكار كرده است. [مؤسسة دارالمال اسلامي (DMI)، اولين مؤسسة مالي اسلامي بينالمللي است كه در سال 1981م. با سرماية يك ميليارد دلار در ژنو تأسيس شد. اين مؤسسه در مناطق و كشورهاي مختلف جهان به عمليات بانكداري پرداخته است كه بحرين، امارات متحدة عربي، سودان، گينه، سوئيس و انگليس از آن جملهاند.] درحالحاضر آنها موفّق به ساخت نرمافزار و راهاندازي پايگاهي شدهاند كه در آن تمام اطّلاعات بهدستآمده دربارة بانكداري اسلامي جمعآوري شده است. به كمك اين پايگاه ميتوان پي برد كه بانكها و مؤسسههاي مالي اسلامي براساس چه اصول و روشهايي سرمايهگذاري ميكنند؛ چه مؤسسههاي مالياي در جهان مدّعياند كه مطابق اصول و قوانين اسلامي اداره ميشوند، و در كدام نقطه از جهان قرار دارند؛ مقدار بودجه و سرماية آنها چهقدر، و دادوستدهاي بزرگ و مهمّ آنها چه است؛ و نهايتاً اينكه تفصيل شرعي اصول اسلامياي كه اين مؤسسهها مدّعي پيروي از آن هستند، چيست. خلاصه اينكه اطّلاعات كامل و جامعي در اين پايگاه دربارة بانكداري اسلامي گرد آورده شده است كه با جستوجويي كمزحمت از طريق اينترنت ميتوان به اطّلاعات خوبي در اين باره دست يافت. در حين بازديد از بخشهاي مختلف اين مركز، دكتر ناظمعلي به تشريح فعاليّتهاي آن پرداخت. بدون شك اين كوششها در زمينة بانكداري اسلامي بسيار مفيد، جالب و جامع، و براي علاقهمندان به اين مباحث، نعمتي بزرگاند، و قطعاً دكتر ناظمعلي و همكاران وي براي به سرانجام رساندن اين پروژه مستحقّ تبريك و تقدير هستند.
ساعت 2 بعدازظهر، كارگاه علمي «نظام مالي اسلام» آغاز به كار ميكرد كه بنده مهمان ويژة آن بودم. از وقتي كه مؤسسههاي مالي اسلامي در برخي كشورهاي اسلامي و نقاط ديگري از جهان، شروع به فعاليّت كردهاند، در محافل آكادميك غرب نيز كوششهايي براي آشنايي با سيستم بانكداري اسلامي و شيوههاي اجرايي آن و سطح تأثيرگذاري آن در بازارهاي جهاني آغاز شده است. در پي همين گرايشها، پروفسور فرانْك وگل از مدرسة حقوق و دكتر ساموئل هيز از مدرسة بازرگاني هاروارد، با تلاشي مشترك كتابي با نام: ”slamic law and Finance: نوشتهاند. آنها در اين كتاب علاوهبر بحث در مورد نظرية بانكداري اسلامي و شيوههاي اجرايي و بررسي نقاط قوّت و ضعف آن، به اين مسئله نيز پرداختهاند كه بانكداري اسلامي چه ظرفيّتها و ابزارهايي براي پيشرفت و توسعه در عصر حاضر دارد و از چه امكاناتي براي پيدا كردن جايگاه خود در بازارهاي جهاني برخوردار است. آنها در پايان مطالب كتاب، طرحهايي را پيشنهاد كردهاند كه از نظر آنها هم جديداند و هم سازگار با اصول اسلامي، ولي در بانكهاي اسلامي تا به حال از آنها استفاده نشده است.
پروفسور وگل يك نسخه از پيشنويس اين كتاب را براي من فرستاده بود تا نظرم را در مورد مباحث طرح شده در آن، خصوصاً پيشنهادهاي پاياني كتاب، جويا شود. من كتاب را در مسير آمدن به آمريكا در هواپيما مطالعه كردم و ديدم كه آنها با دقّتنظر و شناخت نسبتاً خوبي از اصول و قواعد فقه اسلامي اين كتاب را نوشتهاند؛ گرچه در برخي موارد كاستيها و اشكالهايي از ديدگاه فقهي وجود داشت. البتّه بعضي از طرحهايي را كه آنها به گمان خود ابداعي و ابتكاري پنداشته و پيشنهاد كرده بودند، در حقيقت چيز جديدي نبود، چرا كه آنها در برخي نقاط جهان اسلام عملي شدهاند. و امّا بعضي ديگر از طرحهاي پيشنهادي آنها، اشكالاتي اساسي داشت و در صورت اجرا، باعث اعتراضها و مشكلاتي ميشد.
اين كارگاه علمي در حقيقت براي بررسي همين طرحهاي پيشنهادي و با اين هدف برگزار ميشد كه ديدگاههاي بنده را در مورد آنها بدانند. تقريباً از 30 شخصيّت برجستة علمي و كارشناس مسائل مالي، از داخل و خارج آمريكا، براي حضور در اين كارگاه دعوت شده بود. ابتدا پروفسور فرانْك وگل طرحهاي پيشنهادي خود را يكبهيك ارائه كرد و حاضران به بحث و تبادل نظر در مورد آنها پرداختند؛ سپس از بنده تقاضا شد تا با توجّه به اصول و معيارهاي شريعت اسلامي به ارزيابي آنها بپردازم. اين كارگاه علمي تا ساعت 8 شب ادامه يافت و پس از اظهارنظرهاي بنده، برخي از موارد پيشنهادي اصلاح و برخي ديگر حذف گرديد.
پس از آن، برنامة پذيرايي و شام بود كه سر ميز شام هم بحث و گفتوگو همچنان ادامه داشت. در اين ضيافت شام با توجّه به حضور بنده و تعدادي مسلمان، برنامة پذيرايي به غذاهاي تهيهشده از سبزيجات و ماهي، و نوشيدنيهاي حلال منحصر بود.
ساعت 4 بعدازظهر روز بعد (چهارم دسامبر)، زمان سخنراني بنده با موضوع «پاكستان و قانون اسلامي» بود. قبل از آن، از مدرسة حقوق و شعبة تحقيقات و مطالعات حقوقِ اسلامي دانشگاه هاروارد بازديد كردم و هنگامي كه به ورودي تالار همايش رسيدم، با تعداد زيادي مسلمان مواجه شدم كه از اطراف هاروارد و مناطق مختلف ايالت ماساچوست براي شركت در اين سخنراني حضور يافته بودند. قبل از ورود به محلّ سخنراني متوجّه شدم كه اوّل وقت نماز مغرب ساعت چهار و ربع است، لذا از مسئولان جلسه خواستم وقت سخنراني بنده را به پس از اداي نماز مغرب تغيير دهند. آنها با رضايت كامل موافقت كردند و اتاق كنار تالار همايش را براي اداي نماز مغرب آماده كردند. صفهاي نماز بسته شد؛ يكي از حاضران مسلمان مقيم هاروارد اذان گفت و نماز مغرب با جماعت ادا گرديد. ظاهراً اين اوّلين باري بود كه در سالنهاي همايش هاروارد منظرة باشكوه اذان و نماز ديده ميشد، چنانكه بعضي از حاضران نيز به اين مطلب اشاره كردند.
پس از اداي نماز مغرب، وارد تالار همايش شديم. بيشتر شركتكنندگان در اين همايش، دانشجويان و اساتيد شعبههاي مختلف هاروارد از مسلمان و غيرمسلمان بودند. افراد زيادي نيز از خارج از هاروارد و بعضي نيز از نقاط بسيار دوري به آنجا آمده بودند.
در ابتداي سخنرانيام با موضوع «پاكستان و قانون اسلامي»، به «نظرية استقلال پاكستان» اشاره و توضيحاتي دربارة آن ارائه كردم. سپس با طرح سؤالي وارد موضوع اصلي شدم. سؤال اين بود: حال كه در بيشتر نقاط جهان، دموكراسي سكولار سلطه گسترانده است، چرا در پاكستان از قانون اسلامي بحث ميشود؟ در ادامه و براي روشن شدن اين قضيه گفتم: مخاطبين من در اين همايش كساني نيستند كه به وجود خدا باور نداشته باشند؛ پس اگر شخصي به وجود خدا باور دارد و مدّعي است كه بر خدا توكّل و اعتماد دارد (اشاره به جملهاي كه روي دلارهاي آمريكا نقش بسته است: «ما بر خدا توكّل و اعتماد ميكنيم.»)، قطعاً از نظر او اين حرف غيرمنطقي و نامعقول است كه ما خدا را خالق كائنات و جهان هستي بدانيم، امّا حاكميت او را در زمين و بر اهل زمين انكار كنيم و در مسائل سياسي، اقتصادي و اجتماعي به احكام و دستورات الهي بيتوجّه باشيم و چنين رويكردي را ممنوع و نادرست بدانيم. اگر خدا وجود دارد و خالق كائنات و جهان هستي است و بر آنها حاكميت دارد، پس بايد حاكميتش بر روي زمين و در زندگي بشر نيز تجلّي پيدا كند و اين حقيقت بهعنوان يك امر مسلّم پذيرفته شود. و اگر ما اين را بپذيريم كه حاكميت اعلي و اقتدار مطلق فقط از آن خدا است، نتيجة منطقي آن، اين خواهد بود كه بايد تمام قوانين نشأت گرفته از ذهن و انديشة بشر، تابع قوانين و دستورات خداوند باشد.
همانطور كه به كمك حواس پنجگانه نميتوان به همة جوانب حقايق جهان هستي پي برد و براي دركي فراتر و دقيقتر بايد از نيروي عقل كار گرفت، چون حواس پنجگانه ظرفيّت محدود و خطّ پاياني براي درك دارند، بههمينترتيب نيروي شگرف عقل نيز ظرفيّت و نقطة پاياني براي درك حقايق دارد؛ لذا پس از عقل، بايد به يك منبع عظيم فرازميني وصل شويم تا از بنبستها و اشتباهات فاحش و بنيانكن در امان بمانيم، و همانا آن منبع عظيم فرازميني «وحي الهي» است كه بر دل و زبان پيامبران الهي جاري شده و معارف بلندي را براي جامعة بشري به ارمغان آورده است، و انسان را مخاطب ذات عظيم خداوند كرده تا مجري قوانين و دستورات او باشد.
و اينك محفوظترين شكل «وحي الهي» در قالب «قرآن كريم» نزد ما مسلمانان وجود دارد. پس از قرآن، سخنان و سيرت آخرين پيامبر الهي است كه در واقع تشريح و تبيين «قرآن كريم» هستند و باز هم از منبع عظيم وحي سرچشمه گرفتهاند. بنابراين حكمراني خدا بر روي زمين در پرتو «قرآن كريم» و «سنّت نبوي» تجلّي خواهد يافت كه «قانون اسلامي» بر پاية آن استوار است. ازاينرو، اجراي قانون الهي اسلامي در زمين، مقتضاي منطقي پذيرفتن وجود خدا و خالقيت و حاكميت او تعالي است، بهويژه در كشوري چون پاكستان كه بر پاية چنين نظريهاي شكل گرفته است.
در ادامه به نقد ديدگاهها و تبيين سوءتفاهماتي پرداختم كه در رسانههاي غربي دربارة قانون اسلامي مطرح ميشود. سپس از تلاشها و اقدامهايي سخن گفتم كه در نيمقرن گذشته در كشور پاكستان براي اجراي قانون اسلامي صورت گرفته است؛ همچنين به تجزيه و تحليل موانعي كه پيش روي اين كار بزرگ قرار داشته و دارد پرداختم.
سخنراني يك ساعت طول كشيد و پس از آن تقريباً يك ساعت به پرسش و پاسخ اختصاص يافت. نوع سؤالهاي حاضران، حاكي از آن بود كه بحثهاي طرحشده در سخنراني، مورد عنايت جدّي و دقيق آنان قرار گرفته و سؤالها در راستاي درك بيشتر و بهتر از اين موضوع است. بخشي زيادي از سؤالها دربارة حقوق زنان و غيرمسلمانان در يك نظام اسلامي، حقوق اجتماعي و مدني، و نتايج اجراي عملي قوانين اسلامي در شئونات مختلف زندگي بود. حاضران بدون هيچ ملاحظهاي به طرح سؤال و شبهه پرداختند و الحمدلله در فضايي صميمي و با اطمينان كامل به همة سؤالها پاسخ داده شد.
پروفسور فرانْك وگل در پايان اين نشست گفت: ما در نشست امروز جواب بسياري از سؤالهايمان را دريافت كرديم، ولي چون خيلي از وقت موردنظر گذشته است، بهجاي طولاني كردن اين نشست، از مهمان محترم كه بهكثرت به آمريكا سفر ميكنند تقاضا داريم در سفرهاي آتي هر وقت به آمريكا آمدند حتماً يك روز را به ما اختصاص دهند تا براي استفاده از سخنرانيهاي ايشان در موضوعات مختلف برنامهريزي كنيم.
پس از پايان رسمي نشست، حاضران در فضايي دوستانه و صميمي به ديدار و گفتوگو با يكديگر پرداختند. برخي اظهار كردند كه با شركت در اين همايش، بسياري از اشكالها و شبههها از ذهنشان دور شده است. بهويژه مسلمانان خيلي خوشحال بودند كه پاسخ سؤالهايي را كه قبلاً بهكثرت با آنها مواجه بودند بهطور مفصّل و تشفيبخش دريافت كردهاند.
دانشجويان مسلمان هاروارد تشكّلي بهنام «انجمن اسلامي هاروارد» تأسيس كردهاند. تلاش و پشتكار آنها سبب شده است تا مسئولان دانشگاه به آنها اجازه دهند از اتاقي در طبقة زيرين يكي از خوابگاههاي دانشجويي به عنوان نمازخانه استفاده كنند. آنها روزانه پنج وقت نماز را با جماعت در آنجا ادا ميكنند. اين دانشجويان از من خواستند به نمازخانة آنها بروم تا هم در جريان كامل فعاليّتهايشان قرار بگيرم و هم براي بهبود و پيشرفت فعاليّتهايشان آنها را راهنمايي كنم. بنده همراه آنها به محلّ نمازخانه رفتم. نماز عشا را در آنجا با جماعت ادا كرديم و پس از نماز سخنراني مختصري ايراد گرديد.
اين جوانان با انگيزهاي سرشار و با شور و شعف ديني، و در فضايي كاملاً متفاوت، كارهاي بزرگ و قابل تقديري را انجام ميدادند. آنها علاوهبر نمازهاي پنجگانه، در روزهاي جمعه، نماز جمعه را نيز در فضاي بزرگتري در دانشگاه ادا ميكردند. در ماه رمضان در همين زيرزمين براي افطاري دانشجوهاي مسلمان غذاي حلال تدارك ميشود و نماز تراويح با جماعت ادا ميگردد. در مواقع امتحانات و در بعضي كلاسها براي اداي نماز، همچنين در رمضان براي افطار، به دانشجويان مسلمان اجازه داده ميشود. روز عيد فطر و عيد قربان براي دانشجويان مسلمان هاروارد تعطيل محسوب ميشود و اين امر به تأييد مسئولان دانشگاه رسيده است. اين انجمن از دانشجويان مسلمان تازهوارد به دانشگاه، استقبال و به كمك و راهنمايي آنها ميپردازد. دانشجويان مسلمان در نمازخانه هر از گاهي جلسات سخنراني و بحث برگزار ميكنند. انجمن، خبرنامهاي پانزدهروزه دارد كه در آن به انتشار اخبار و يادداشتها ديني نيز اقدام ميشود. بعضي از اعضاي انجمن، براي بچههاي مسلمان شهر بستون كلاسهاي آموزش قرآن و ديگر تعليمات اسلامي برگزار ميكنند. مهمّتر از همه اينكه آنها براي دانشجويان مسلمان هاروارد فضاي ديني مطلوبي را فراهم كردهاند تا دچار سردرگمي و بيهويّتي نشوند. اين دانشجويان درحالحاضر با كمبود جا مواجه هستند. محلّ نمازخانه فقط گنجايش 30 نفر را براي اداي نماز جماعت دارد. آنها قصد دارند در محيط دانشگاه زميني را خريداري كرده و در آن مسجد يا مركزي اسلامي بسازند كه هزينة آن تقريباً 5 ميليون دلار برآورد شده است. مسيحيها و يهودي در دانشگاه هاروارد مراكزي دارند، امّا مسلمانان در اين دانشگاه مركزي ديني ندارند! يقيناً اين دانشجويان كه نمايندة اسلام و مسلمانان در دانشگاه هاروارد هستند، نيازمند و مستحقّ تعاون و همكاري مسلمانان جهان اسلاماند.
صبح روز بعد (پنجم دسامبر) رهسپار آتلانتا شدم. هواپيما پس از 3 ساعت پرواز در فرودگاه بزرگ آتلانتا فرود آمد. آتلانتا مركز ايالت جورجياي آمريكا است كه در جنوب شرق ايالاتمتحدة آمريكا واقع شده و از موقعيّت استراتژيكي برخوردار است. آتلانتا از مراكز مهمّ تجاري و مواصلاتي جنوب شرق آمريكا محسوب ميشود. در اين شهر بيست مركز علمي آموزشي بسيار مهمّ وجود دارد. دفتر مركزي شبكه جهاني سي.ان.ان، همچنين دفتر مركزي شركت كولاكولا در شهر آتلانتا واقع است. جمعيّت خود شهر آتلانتا كمي بيش از پانصدهزار نفر است، امّا با ساكنان شهرها و مناطق اقماري، جمعيّت آن به 3 ميليون نفر ميرسد. در آتلانتا تقريباً پنجاههزار نفر مسلمان زندگي ميكند كه شامل تازهمسلمانهاي سياهپوست، سفيدپوست و مسلمانان مهاجراند. در آتلانتا و حومة آن تقريباً 17 مسجد وجود دارد؛ بزرگترين آنها مسجد «الفاروق» است كه در مركز شهر واقع شده است. امام جماعت مسجد الفاروق، مولانا زاهد عبدالله، فارغالتحصيل دانشگاه مدينة منّوره است. رئيس هيئتامناي مسجد الفاروق جناب آقاي وارثي بود كه ميزبان بنده نيز بود. من چند ماه قبل به آنها وعده داده بودم كه در سفر آتي آمريكا چند روزي مهمان آنان باشم.
الحمدلله شعور ديني و بيداري اسلامي در بين مسلمانان ايالاتمتحدة آمريكا با سرعت رو به افزايش است. از سال 1978م. تا به حال، نه بار به آمريكا سفر كردهام و در هر سفر جنبوجوش و سرزندگي بيشتري را از قبل، در بين مسلمانان آمريكا مشاهده كردهام. آنها براي ديگر مسلمانان قابل رشكاند. در آتلانتا منظرههاي ايمانافروزي را از فعاليّتهاي ديني مشاهده كردم. ماشاءالله فعاليّتها بسيار منظّم و فراگير بود. در كنار مسجد «الفاروق»، يك مدرسة ابتدايي و يك مدرسة متوسطه مشغول به فعاليّتاند. در اين مدارس دانشآموزان در فضايي اسلامي مشغول تحصيلاند. همچنين خوابگاهي براي دانشآموزان ساخته شده است كه از مناطق مختلف حتي از كاليفرنيا هم دانشآموز در آن اقامت دارد. افراد زيادي از تازهمسلمانهاي آمريكايي براي نماز به اين مسجد آمدوشد دارند. در آنجا با يك نوجوان سفيدپوست آمريكايي كه قرآن را حفظ ميكرد، ملاقات كردم. او روزانه مسافتي 15 تا20 مايلي را با اتوبوس يا قطار طي ميكرد تا خود را به مسجد «الفاروق» برساند و در نمازهاي جماعت شركت كند.
در چهار روز اقامت بنده در آتلانتا، اجتماعات بزرگي برگزار شد كه در آنها علاوهبر مسلمانان مقيم آتلانتا، مردم از مسافتهاي بسيار دور به آنجا آمده و در اين اجتماعت شركت كردند. جذبه و شور فراگيري معارف ديني در وجود اين مسلمانان علاوهبر شركت پرشور آنان در جلسات سخنراني، بيشتر زماني تجلّي مييافت كه در پايان جلسات به آنها فرصت طرح سؤال داده ميشد. سؤالهايي كه نوجوانان و جوانان در آنجا در مورد مسائل ديني ميپرسيدند، در اينجا (پاكستان) كمتر در ذهن كسي خطور ميكند.
در اين چهار روز، علاوهبر برگزاري اجتماعات و ايراد سخنراني، سلسلة ملاقاتها پيوسته در جريان بود و سؤالهاي آنها تا روز بازگشت حتّي تا فرودگاه ادامه يافت. در اين مدّت فضاي معنوي خاصّي را تجربه كردم و اين چهار روز به سرعت باد گذشت.
سرانجام در هشتم دسامبر، با خاطرهاي بهيادماندني از اين سفر به وطن بازگشتم.

دیدگاههای کاربران