صاحب خُلق عظیم و مظهر جود عمیم/ آیت رحمت که شأن او رئوفست و رحیم / رحمةً للعالمین خواندش خداوند کریم/ خَلق و خُلق و قول و هدی و سمت او حمید
مربع نعتیهای در مدح رسولالله صلیالله علیه و سلم
علامه انورشاه کشمیری
1. دوش چون از بینوایی همنوای دل شدم/ عهد ماضی یاد کرده سوی مستقبل شدم
2. از سفر وامانده آخر طالب منزل شدم/ کز تگاپو سوبهسو شام غریبان در رسید
3. دشت و گلگشت و بهارستان و خارستان به هم/ فکر و همّ، همدم نفس، اندر قفس، زاد رهم
4. پیش و پس بانگ جرس از کاروان در هر قدم/ دیده عبرت گشودم مخلصی نامد پدید
5. تا سروش غیب از الطاف قدسم یاد کرد/ رحمت حق همچو من درمانده را امداد کرد
6. مأمن خیرالوری بهر نجات ارشاد کرد/ مقصد هر طالب حق آن مراد هر مرید
7. قبله ارض و سما، مرآت نور کبریا/ سید و صدرِ عُلی، شمسِ ضُحی، بدرِ دُجی
8. شافع روز جزا وانگه خطیب انبیا/ صاحب حوض و لوا، ظلّ خدا روز عتید
9. صاحب خُلق عظیم و مظهر جود عمیم/ آیت رحمت که شأن او رئوفست و رحیم
10. رحمةً للعالمین خواندش خداوند کریم/ خَلق و خُلق و قول و هدی و سمت او حمید
11. دست او بیضا، ضیاء، اجودتر از باد صبا/ حبّذا وقت عطاء، ابر سخا، آب بقا
12. وقف، امر عالمی بر ضحک آن رحمت لقا/ عام اشهب از جمال طلعتش عید سعید
13. داغ مهر او چراغ سینه اهل کمال/ شور عشقش در سر عمار و سلمان و بلال
14. ثبت بر ایمای وی نعمان و مالک بیخیال/ واله آثار وی معروف، شبلی، بایزید
15. از حدیث وی سمر در حیطه اهل اثر/ مسلم و مثل بخاری وقف بر وصل سیر
16. سنت بیضای وی نور دل هر با بصر/ اتقیا را اسوه اقدام وی تقلید جید
17. سید عالم، رسول و عبد ربالعالمین/ آن زمان بوده نبی کآدم بد اندر ماء و طین
18. صادق و مصدوق وحی غیب و مأمون و امین/ در هر آن چیزی که آوردست از وعد و وعید
19. منبر او سدره و معراج او سبع قباب/ در مقام قرب حق بر مقدم او فتح باب
20. کاندر آنجا نور حق بود و نبد دیگر حجاب/ دید و بشنید آنچه جز وی کس نه بشنید و ندید
21. مدح حالش رفع ذکر و شرح وصفش شرح صدر/ او امام انبیا، صاحب شفاعت روز حشر
22. همگنان زیر لوایش یوم عرض و نیست فخر/ سید مخلوق و عبد خاص خلّاق مجید
23. أَخیر و خیرالوری، خیرالرسل، خیرالعباد/ قدوه اهل هدایت، اسوه اهل رشاد
24. نغمهای از همت او خلق را زاد معاد/ عالم از رشحات انفاس کریمش مستفید
25. انتخاب دفتر تکوین عالم، ذات او/ برتر از آیات جمله انبیا، آیات او
26. مشرقِ صبحِ وجودِ ماسوا، مشکات او / مستنیر از طلعت او هر قریب و هر بعید
27. دین او دین خدا، تلقین او اصل هدی/ نطق او وحی سما، حقا نجوم اهتدا
28. صاحب اسرار او، ناموس اکبر بر ملا/ علم او از اولین و آخرین اندر مزید
29. مولدش امالقری، ملکش به شام آمد قریب/ خاک راه طیبه از آثار وی بهتر ز طیب
30. شرق و غرب از نشر دین مستطابش مستطیب/ اُمتش خیرالاُمم، بر اُمتان بوده شهید
31. خاص کردش حق به اعجاز کتاب مستطاب/ حجت و فرقان و معجز، محکم و فصل خطاب
32. نجمْ نجمش در براعت هست برتر از آفتاب/ حرف حرف او شفا هست و هدی بهر رشید
33. الغرض از جمله عالم مصطفی و مجتبی/ خاتم دور نبوت تا قیامت بیمرا
34. افضل و اکمل ز جمله انبیا نزد خدا/ نعت اوصاف کمال او فزونتر از عدید
35. تا صبا گلگشت گیهان کرده میباشد مدام/ بوی گل بر دوش وی گردد به عالم صبح و شام
36. باد بر وی از خدای وی درود و هم سلام/ نیز بر اصحاب و آل و جمله اخیار عبید
37. وز جناب وی رضا بر احقران مستهام/ خاصه آن احقر که افقر هست از جمله انام
38. مستغیثست الغیاث، ای سرور عالی مقام/ در صله از بارگاهت در نشید این قصید
شرح و توضیحات:
1. معنی بیت: من دیشب از غربت و بیکسی با آهنگ درونم همصدا گشتم. به مرور گذشته پرداختم، آنگاه در افق خیالم به سوی آینده رهسپار شدم.
2. معنی بیت: سرانجام از ادامه سفر ناتوان گشتم و خواستم در منزلگهی اتراق کنم؛ زیرا پس از دوندگی و جستجو در هر طرف، آخر شب و زمان غربت و تنهایی فرا رسید.
3. گلگشت: جای گردش و تفرج در صحرا و گلزار. بهارستان: جایی که شکوفهها و گلهای رنگارنگ داشته باشد و نیز باغی که درختان نارنج و سایر مرکبات داشته باشد. خارستان: جایی پرخار، زمینی که در آن بوتههای خار بسیار روییده باشد.
معنی بیت: در این سفر و آن قفس، که هم دشت و گلگشت و هم بهارستان و خارستان وجود داشت، فکر و غم همدم و همسفر و توشه راهم بود.
4. معنی بیت: از هر طرف و در هر قدم بانگ جرس کاروانها به گوش میرسید. ولی هر چه چشم دوختم همدم مخلصی از میان آنها پدیدار نگشت.
5. سروش: فرشته، پیامآور. سروش غیب: پیامی از عالم غیب؛ الهام.
معنی بیت: تا اینکه الهام و پیامی از عالم غیب با عنایات قدسی به من رسید و رحمت ذات حق به مدد انسان درماندهای همچون من آمد.
6. مأمن: پناهگاه. خیرالوری: سرور کائنات، حضرت محمد صلیاللهعلیهوسلم. ارشاد: راهنمایی. مراد: مقصود، مطلوب. مرید: ارادتمند.
معنی بیت: و برای رهایی از این غربت و درماندگی مرا متوجه ذات سرور کائنات، حضرت محمد مصطفی صلیاللهعلیهوسلم، ساخت. آن سروری که مقصود هر طالب حق و مطلوب هر ارادتمند است.
7. مرآت: منظر، آیینه. سید: سرور، سردار. صدرعلی: مقدم و پیشوا بودن. شمس ضحی: خورشید چاشتگاهی، وقتی که روز نزدیک به نصف شدن برسد. در این وقت خورشید به اوج پرتوافشانی میرسد. بدر: ماه تمام، ماه شب چهارده. در این شب ماه به کمال روشنایی، تابناکی و زیبایی میرسد. دُجی: تاریکی.
معنی بیت: پیامبری که کعبه آمال اهل زمین و آسمان، آیینه تجلی نور کبریا، سرور و پیشوای عالمیان، و خورشید درخشان و ماه تمام عالم هستی است.
8. شافع: شفاعتکننده. روز جزا: روز قیامت که در آن روز جزا و پاداش بندگان داده میشود. خطیب: سخنور. صاحب حوض: متولی و ساقی حوض کوثر. لوا: پرچم. ظل: سایه. روز عتید: روز قیامت؛ عتید یکی از نامهای قیامت و به معنای حاضر و آماده و جسیم و تناور، قریب الوقوع.
معنی بیت: شفاعتکننده روز قیامت، خطیب و سخنگوی همه انبیا، ساقی حوض کوثر، پرچمدار و سایه خدا در روز قیامت است.
9. خلق عظیم: اخلاق بلند. جود: سخاوت. عمیم: فراگیر. آیت رحمت: نشانی رحمت خداوندی. شأن: کار، حال، امر بزرگ و مهم. رؤف رحیم: مشفق و بسیار مهربان.
معنی بیت: پیامبری که صاحب اخلاق بلند، مظهر سخاوت فراگیر، نشانی از رحمت خداوند و همواره مشفق و بسیار مهربان بوده است.
10. رحمةللعالمین: اشاره به آیه قرآن کریم است که خداوند خطاب به پیامبرش میفرماید: «و ما أرسلناک الا رحمة للعالمین»[انبیاء: 107] و تو را جز مایه رحمت برای جهانیان نفرستادیم. خلق: آفرینش، صورت و هیکل ظاهری انسان. خلق: خوی و طبع، عادت. اخلاق: شمایل و مجموع ویژگیهای روحی و رفتاری انسان . قول: گفتار. فعل: کردار. هدی: سیرت . سمت: راه و روش.
معنی بیت: خداوند کریم ایشان را مایه رحمت برای تمام جهانیان خوانده است. سیمای ظاهری پیامبر، اخلاق، گفتار، کردار، سیرت و راه و روش او کاملاً پسندیده و ستودنی است.
11. بیضا: سفید. ید بیضا: دست سفید و روشن. کنایه از دست حضرت موسی علیهالسلام که هر وقت در بغل میکرد و بیرون میآورد، نوری از آن ساطع میشد. مجازاً به معنای کرامت و خرق عادت است. ضیا: نور و روشنایی. اجودتر: سخاوتمندتر. باد صبا: باد برین؛ نسیم ملایم و خنکی که از سمت شرق یا شمال شرقی بوزد. حبّذا: از افعال مدح، مرکب از دو کلمه «حب» فعل ماضی و «ذا» اسم اشاره برای مدح و استحسان به کار میرود؛ یعنی چه نیکو است این. عطا: بخشش. آب بقا: آب بقا یا آب حیات به معنای زندگی جاودانه است. میگویند: چشمهای است در ظلمات که هر کس از آب آن بیاشامد، عمر جاویدان پیدا میکند و هرگز نمیمیرد و خضر پیامبر از آن نوشیده است. آب بقا آب حیوان، آب خضر، چشمه خضر نیز گفته شده است.
معنی بیت: دست مبارک ایشان همانند ید بیضای حضرت موسی درخشش داشت. سخاوتش از باد صبا فراگیرتر و لطیفتر بود، و عطا و بخشش آنحضرت منظری نیکو همچون مشاهده ابری پربار و آب حیات داشت.
12. وقف: موقوف شدن. ضحک: خنده. لقا: دیدار و در فارسی به معنای روی و چهره هم میگویند. عام: سال. اشهب: سیاه، سخت. طلعت: رویت، دیدار، روی.
معنی بیت: سرنوشت عالمی به رضایت و یک اشاره آن ذات سراسر رحمت موقوف است. سال سخت و سیاه از جمال رویش عید سعید میگردد.
13. معنی بیت: داغ و مُهر عشق و محبت او چراغ روشناییبخش سینه اهل کمال است. و شور عشقش در سر عمار و سلمان و بلال موج میزند.
14. ایما: اشاره، کنایه، رمز. واله: عاشق بیقرار، شیفته و مفتون. نعمان: امام ابوحنیفه نعمان بن ثابت.
معنی بیت: فقها و مجتهدینی همچون امام ابوحنیفه و امام مالک با پایه اشارات و ارشادات ایشان باخیالی آسوده به استنباط و اجتهاد پرداختند. و عارفانی همچون معروف کرخی، شبلی و بایزید بسطامی عاشق و مفتون نقش قدم ایشان بودند.
15. سمر: شب و سیاهی شب. قصه و داستانی که در شب حکایت شود. حیطه: احاطه شده، محدوده. اهل اثر: محدثین. وصل سیر: با سند متصل سیرت پیامبر و آثار و روایات وی را جمعآوری کردن.
معنی بیت: ضبط و نقل احادیث و آثار آنحضرت مشغله شبانهروزی محدثین شد. و افرادی همچون امام بخاری و امام مسلم رحمهماالله عمر خود را وقف جمعآوری و ثبت احادیث پیامبر صلیالله علیه وسلم با سندهای متصل کردند.
16. اتقیا: پرهیزگاران. اسوه: الگو. تقلید: گردنبد به گردن انداختن. جید: گردن.
معنی بیت: سنت تابان و روشنگر آنحضرت نور دل هر انسان با بصیرت است. برای انسانهای پرهیزگار الگوی عملی او قابل تقلید و پیروی است.
17. معنی بیت: رسول اکرم صلیالله علیه وسلم سرور عالم، فرستاده و بنده پروردگار جهانیان است. و زمانی به عنوان نبی برگزیده شد که حضرت آدم علیهالسلام هنوز به عالم وجود نیامده بود.
18. معنی بیت: آنحضرت در هر آنچه که از جانب خداوند به عنوان وعده و وعید آورده است، صادق و مورد تأیید وحی غیبی و معتمد و امین است.
19. سدره: اشاره به سدرهالمنتهی است و آن درختی است در بهشت یا در آسمان هفتم در طرف راست عرش که پیامبر خدا در شب معراج بدانجا رفت، خداوند را ملاقات کرد و با ایشان سخن گفت. سبع: هفت. قباب: جمع قبه به معنای بنایی که سقف آن گرد و بر آمده باشد. قبه خضراء: کنایه از آسمان و سبع قباب یعنی: هفت آسمان. معراج: نردبان، آنچه به وسیله آن بالا روند. شب معراج: شبی که پیامبر به امر خداوند از زمین به سوی خدا عروج کرد و به مقامی رسید که هیچ یک از خلایق به آن مقام نرسیدهاند.
معنی بیت: منبر آنحضرت سدرةالمنتهی و معراج ایشان هفت آسمان است. و نزد خداوند از چنان مقام قربی برخورداراند که درهای آسمان با خبر تشریفآوری ایشان پیشاپیش باز شدند.
20. معنی بیت: به آنجایی رسیدند که در آنجا فقط نور ذات حق بود و هیچ حجاب و حایلی وجود نداشت. و در آنجا چیزهایی را دیدند و شنیدند که هیچ کس جز ایشان نشنید و ندید.
21. رفع ذکر: اشاره به آیهای که خداوند درباره پیامبر میفرماید: «و رفعنا لک ذکرک»[انشراح: 4]. شرح صدر: اشاره به آیه «ألم نشرح لک صدرک» [انشراح: 1].
معنی بیت: خداوند در تمجید و تقدیر از مقام آنحضرت، نام و آوازه ایشان را بلند کرده است و در توصیف کمالات ایشان ذکر سعهصدر و سینه گشاده ایشان کافی است. ایشان امام انبیا و بزرگترین شفاعتکننده عالمیان در صحرای قیامت است.
22. معنی بیت: همه پیامبران در روز قیامت زیر پرچم آنحضرت قرار دارند و ایشان به این امر فخری ندارند. او سرور مخلوقات و بنده برگزیده آفریدگار بلندمرتبه است.
23. اخیر: بهتر. خیرالوری: بهترین خلایق. خیرالرسل: برترین انبیا. خیرالعباد: بهترین بندگان. قدوه: الگو.
معنی بیت: آنحضرت بهترین بهترینها بودند؛ بهترین خلایق، بهترین انبیا و بهترین بندگان. ایشان قدوه و پیشوای اهل هدایت و اسوه و الگوی رهپویان راه رستگاری بودند.
24. نغمه: آواز خوش، سرود، آهنگ. رشحات: قطره، جمع رشحه.
معنی بیت: نغمه و لمحهای از همت بلند او توشه راه مردمان برای کامیابی در جهان آخرت است و جهان و جهانیان همواره از تراوش انفاس گرانمایهاش بهرهمندند.
25. معنی بیت: بهترین انتخاب دفتر آفرینش جهان، ذات پیامبر است. و از معجزات همه انبیا، معجزات او برتر و ماندگارتر است.
26. معنی بیت: ماسوای ذات باریتعالی، همه هستی از مشکات و خورشید روشنگر وجود ایشان پرتو میگیرد. و از طلعت زیبای جمال ایشان هر چیز دور و نزدیک روشنی مییابد.
27. معنی بیت: آیین پیامبر، آیین برگزیده خداوند یعنی اسلام است، و اصل و اساس هدایت بشر، بر پذیرش پیام ایشان استوار است. کلام پیامبر از منبع وحی نشأت میگیرد [ نه از عقل و تجربه بشری] و بدون شک رهگمکردگان را بسان ستارگان هدایت، روشنگر راه است.
28. معنی بیت: فرشته وحی حضرت جبرئیل ملازم همیشگی و رازدار آنحضرت بود. و علم ایشان از علوم پیشنیان و آیندگان بیشتر و فزونتر بود.
29. معنی بیت: محل ولادت آنحضرت امالقرا [مکه مکرمه] بود و مملکت ایشان در حیاتشان تا سرزمین شام گسترش یافت. و خاک راه مدینه با افتادن نقش قدم ایشان بر آن، در مشام عاشقان و دلدادگان آنحضرت خوشبوتر از هر عطری است.
30. معنی بیت: مردمان شرق و غرب از انتشار دین و آیین حیاتبخش و پاکیزهاش بهره بردهاند. و امتش که لقب بهترین امتها را از آن خود ساخته است، در روز قیامت بر سایر امتها گواه خواهد بود.
31. معنی بیت: معجزه ویژه حضرت پیامبر قرآن است؛ کتابی که حجت قاطع و روشنگر، جداکننده حق از باطل، استوار و اعجازآمیز است.
32. نجم: ستاره، جزء. براعت: فصاحت و شیوایی کلام، کمال، برتری، تفوق.
معنی بیت: جزء جزء و آیه آیه آن در کمال و تفوق برتر از آفتاب است. حرف حرف آن مایه شفا و هدایت برای هر طالب رشد و سعادت است.
33. معنی بیت: خلاصه کلام اینکه، پیامبر اسلام صلیالله علیه وسلم شخصیت منتخب و برگزیده از میان تمام خلایق است، و بالاتفاق و بدون چون و چرا تا قیام قیامت به عنوان خاتم پیامبران شناخته میشود.
34. معنی بیت: آنحضرت صلیالله علیه وسلم در پیشگاه خداوند از همه انبیا افضلتر و با کمالتر هستند، و بیان اوصاف کمال ایشان در شمارش نمیگنجد.
35. معنی بیت: تا زمانی که باد صبا در گلزار جهان در گردش است و بوی گلها را صبحگاهان و شامگاهان به هر سوی میپراکند.
36. معنی بیت: درود و سلام خداوند بر پیامبر، اصحاب، آل و همه بندگان برگزیده باد.
37. معنی بیت: و نیز رضایت پروردگار شامل حال انسانهای سرگشته و ناتوان شود، خصوصاً کسی چون من که از همه حقیرتر و نیازمندتر است.
38. معنی بیت: و از فریادرس، کمکخواهنده و فریادخواه است. ای سرور عالی مقام! انتظار دارم که در مقابل سرودن این شعر از بارگاهت پاداشی ویژه به من عنایت شود.

دیدگاههای کاربران