در یکی دو هفتۀ اخیر، برخی از ائمه جمعۀ اهلتشیع کشور سخنانی در مورد علل وقوع زلزلهها و قطع باران از تریبونهای رسمی نمازجمعه بیان کردهاند که از برخی لحاظ قابل ملاحظه و تأمل هستند.
آیتالله موحدی کرمانی، در خطبههای نماز جمعه تهران (8 دی)، «گناهان» را دلیل اصلی زلزلهها عنوان کرده و به صراحت گفته است: «یک فرد ظاهربین میگوید، این یکی از عوارض زمین و خلأهای داخل زمین و خارج شدن گازها و بخارها و… است، این را قبول داریم اما تمام این حوادث ظاهری یک علت اصلی معنوی هم دارد. اگر در زمین زلزله اتفاق میافتد این گناهان روی زمین است که زمین را میلرزاند، خداوند برای بندگانش غیر از خیر چیزی نمیخواهد و خودش فرموده کار خوب یا بد به خودتان برمیگردد.» [ایسنا]
حجتالاسلام سید مهدی قریشی، امامجمعه ارومیه نیز در خطبههای نماز جمعه (1 دیماه)، «گناه» را علت خشکسالی و وقوع «بلاها» دانست و بر لزوم «توبه و استغفار» تاکید کرد. وی خاطرنشان کرد: «علل نباریدن باران، خشکسالی که مدتی است شاهد آن هستیم معصیتها، گناهان و ظلمهایی است که در حق همدیگر روا داشتهایم. لذا برای نجات از این مشکلات باید اعمالمان را تغییر دهیم، توبه و استغفار کرده و از خداوند بخواهیم باران ببارد. آیات و روایات گوناگون گناه و کردار بد مردم را مستقیما عامل بلا و عذاب معرفی میکند.» [ایسنا]
همانگونه که سخنان شیخالاسلام مولانا عبدالحمید و سایر علمای اهلسنت در مورد زلزلههای اخیر کاملا برگرفته از آیات و احادیث بوده و از نگاه یک مسلمان متدیّن بیان شدهاند، سخنان این دو امامجمعۀ شیعه مبنی بر تاثیر مستقیم عملکرد مردم و ارتکاب گناهان در وقوع زلزله و سایر بلایا، نیز از دیدگاه شریعت اسلام کاملا صحیح است و مجال هیچ اعتراض و انتقادی در آن نیست.
اما در این میان موضوعی که قصد پرداختن به آن را دارم این است که مدتی قبل وقتی شیخالاسلام مولانا عبدالحمید در زمان زلزلۀ کرمانشاه، مردم را به توبه و استغفار و دوری از گناهان توصیه کرد، گروهی از تفرقهافکنان که از این راه امرار معاش میکنند، با تحریف و قطعوبرید سخنان ایشان، بهگمان خودشان غوغایی بهپا کردند و با هدف تخریب وجهۀ علمای اهلسنت دست به اقدامات مذبوحانهای زدند که البته به هدف شومشان نرسیدند؛ «وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ»
هیاهویی که تفرقهافکنان علیه مولانا عبدالحمید به راه انداختند، اگر بیانگر جهالت آنان نسبت به اعتقادات و باورهای دینی و مذهبیشان نباشد، اما سکوت و عدم واکنشهای جنجالی آنها در مقابل سخنان مشابه از سوی ائمه جمعه اهلتشیع جای تدبر و تأمل دارد که یقیناً بیانگر سیاست «یک بام و دو هوا» و حقد و کینهای است که نسبت به علمای اهلسنت دارند.
به اعتقاد نگارنده؛ تفاوت در نوع واکنش به این سخنان علیه افراد، میتواند تنها یک دلیل داشته باشد و آن اینکه: کسانی که اقدام به قطعوبرید کلیپ سخنان مولانا عبدالحمید کردند نهتنها هیچ ارزشی به احساسات ملت ایران بهویژه زلزلهزدگان عزیز کرمانشاه نداشته و ندارند، بلکه آنان در واقع اجیرشدگانی هستند که تنها وظیفه و مأموریت آنان تخریب وجهۀ علمای برجسته اهلسنت کشور بالاخص شیخالاسلام مولانا عبدالحمید است و بس.
این دسته از افراد که در دروغپردازی و تحریف اقوال و متون سابقهای تاریخی و ید طولایی دارند، مأموریت دارند تا به هر قیمتی حتی با «جعل» و «تحریف» نگذارند علما و دلسوزان اهلسنت با فعالیتهای اصلاحگرانۀ خود امت اسلامی را بهسوی «وحدت» و دوری از اختلاف و دودستگی سوق دهند.
تحریفکنندگان و تفرقهافکنان که از قضا برخی از آنها سعی میکنند خودشان را حتی برای جامعه اهلسنت «دایۀ مهربانتر از مادر» نشان دهند، از محبوبیت روزافزون شیخالاسلام مولانا عبدالحمید در ایران و جهان اسلام به ستوه آمده بودند و به گمان خودشان خواستند این محبت را در قلوب مردم خدشهدار کنند، که البته مولانا عبدالحمید هم چه زیبا آب پاکی را بر دستان این تنگنظران ریخت و خطاب به آنان گفت: «شما چه هراسی از بنده دارید؟… اما بدانید اگر این محبوبیت را الله در دل مردم قرار داده است، شما هرگز نمیتوانید آن را از دل مردم بیرون کنید.»

دیدگاههای کاربران