امروز :سه شنبه, 9 آذر , 1400

محاسبه نفس

محاسبه نفس

تـو دانـی کـه مـسـکیـن و بـیـچاره ایم / فــرومـــانــدۀ نــفـس امّــاره ایـم* نـمی تـازد ایـن نـفـس سـرکـش چنان / کـه عـقـلـش تـوانـد گـرفـتـن عـنـان.
 بدترین دشمن انسان، نفسی است که در درون او قرار دارد. با اینکه آدمی ضعیف، عاجز، جاهل و نیازمند مطلق به خداوند می باشد اما نفس او سرشتی متفاوت با این اوصاف دارد؛ نفس خسیس، راحت‎طلب و در پی کسب جاه و شهرت است. آنگاه که انسان خواهان زندگانی جاوید باشد و سعی و کوشش خود را در راستای نیل بدان متمرکز سازد و بخواهد نفس خود را متوجه آخرت نموده و آن را وا دارد که به خلود و جاودانگی نعمتهای اخروی بیندیشد نفس از آن طفره رفته و دچار تردید و دودلی می گردد و علیرغم این تلاش میمون در جهت دنیای فانی و ناپایدار می کوشد و جویای رفاه و آسایش دنیوی و غفلت از آخرت است.

اگر نفس در حالت سلامت و عافیت، مدعی گردد که در مواجهه با حوادث سهمگین، طریق رضا را در پیش می‎گیرد و به گاه آزمون با مشکلات و مصایب، راه و رسم صبر و خویشتنداری را فراسوی خود قرار می دهد، وعده ی خویش را به فراموشی سپرده و به هنگام امتحان، کذب او برملا می شود. لذا هنگام کمبود مالی دچار کفر و ناسپاسی گشته و در برابر بیماریها و یا در مواجهه با درد گرسنگی، زبان به اعتراض می گشاید و با نزول شدايد و سختیها می نالد و از قضا و حکم الهی، در خویشتن احساس خشم و نارضایتی می‎کند.
پس نفس تا وقتی که در متن راحتی و نعمت به سر مي برد و اوضاع باب طبع اوست مدعی توکل و اتکا به خداست اما چنانچه اتفاقی رخ دهد که حالت عادی او را دگرگون سازد و دقیقاً نیاز به توکل پیدا شود، عقب نشینی کرده به آزهای شهوانی چنگ می اندازد و به حظوظ بشری خویش گرایش می یابد.
بنابراین چنین نفسی ریاکار و نیرنگ باز است. به گفتارش نباید اعتماد کرد و به وعده هایش نباید دل بست. این نفس خواهان دنیاست اگر چه به حب آخرت تظاهر می کند، لذا باید مانند کودک شيرخواری كه با اکراه از شیر گرفته می شود او را از تمایلات و شهوات بازداشت. علامه بوصیری چه زیبا می گوید:
النفس کالطفل إن تهمل شبّ علی        حب الرضاع و إن تفطمه ینفطم
(نفس انسان مانند کودک شیرخوار است؛ اگر کودک به خاطر گریه از شیر گرفته نشود در جوانی هم شیرخوار باقی خواهد ماند!)
مادر علیرغم مشکلات ناشی از گرفتن کودک از شیر باز هم بدان اقدام می کند؛ زیرا می داند كه در غیر این صورت تبعات زیانباری برای فرزندش در پی خواهد داشت.
نفسی كه مزه گناه را چشیده است به چشم چرانی، دروغگویی، غیبت و رباخواری عادت کرده و خودش حاضر نیست از آن دست بکشد، اگر با قاطعیت در برابر تمایلات نامشروعش مقاومت نکنید تا پایان زندگی گناهان را ترک نخواهد کرد.

انواع نفس در قرآن
همان طوری که بدن انسان دارای اشکال و الوان مختلفی است، نفس نیز دارای حالات و کیفیات گوناگونی بوده که در قرآن کریم به سه نوع آن اشاره گردیده است.
1. نفس امّاره بالسوء؛
2. نفس لوّامه؛
3. نفس مطمئنه.
در سوره یوسف از نفس اماره به سوء سخن به میان آمده است: «وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ» [یوسف:53]
(من نفس خود را تبرئه نمی کنم چرا که نفس به بدی‌ها و نابکار‌ی‌ها می‌خواند، مگر نفس کسی که پروردگارم بدو رحم نماید، بی گمان پروردگارم دارای مغفرت و مرحمت فراوانی است.)
این نوع نفس مرکز شر و جایگاه بلا و نکبت و مکان تکبر و آزمندی و شک و تردید است. همان گونه که ابن قیم  می فرمایند: «منشأ همه بیماری‌های قلب، نفس اماره است که مواد فاسدی از آن منتشر می شود، و به تمام اعضای بدن سرایت کرده و اولین عضوی که با آن مسموم و آلوده می شود قلب است.» [إغاثة اللهفان:1/ 74]
باز در جای دیگری از قرآن، خداوند نوع دیگری از نفس را مورد تذکره قرار داده و آن نفس لوامه است؛ «لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ*وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ» [قیامت:1-2] (به روز قیامت سوگند و به نفس سرزنشگر سوگند!)
این نوع نفس قابل تغییر و تبدیل است و نیروی خیر و شر در آن با یکدیگر رقابت می کنند، این نفس صاحب خود را همیشه مورد بازخواست و محاسبه قرار می دهد، قبل از اینکه شروع به انجام کاری کند از او سوال می کند که آیا این عمل با قانون شریعت موافق است یا نه؟
در صاحب این نفس رایحه های خیر و اعمال پسندیده‌ نهفته است. اگر شخص بر اثر طغیان غرایز گاهی مرتکب خطاهایی بشود، بلافاصله پشیمان گشته و به ملامت و سرزنش خویش می پردازد و تصمیم بر جبران گناه می گیرد و دل و جان را با آب توبه می شوید.
نفس سومی که در قرآن از آن سخن به میان آمده نفس مطمئنه است: «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ*ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً» [فجر:27-28] (ای انسان آسوده خاطر به سوی پروردگارت بازگرد، در حالی که تو خشنودی و او از تو خشنود است.)
صاحب این نفس احساس کمک و امنیت از طرف خداوند می کند و غرایز سرکش در برابرش رام و مطیع بوده و توانایی پیکار با ایمانش را ندارند. نفس مطمئنه نفسی است بیدار که این بیداری باعث می شود انسان عیوب و عاقبت اعمال خویش را مشاهده کند و از جنایات و گناهانش دست بردارد. صاحب این نفس خطاها و گناهان صغیره خویش را بزرگ می شمارد و از آنها به سوی خدا رو آورده و با طلب آمرزش و بخشش به او پناهنده می شود و با طلب غفران و پشیمانی بر آنچه انجام داده و تصمیم بر اینکه هرگز به انجام معاصی و نافرمانی بازنگردد و با افزایش طاعات سر به درگاه الهی خم کرده و توبه می کند.

آیا ممکن است نفس امر به خوبی کند؟
محاسبی به پاسخ این پرسش پرداخته و می گوید: اگر می بینی که نفس بعضی از عبادات را به سهولت و آسانی انجام می دهد معنایش این نیست که چنین کاری را دوست دارد، بلکه قدرت تصمیم و اراده ای که خداوند به تو بخشیده و ترس از عذاب آخرت، باعث می شود تا نفس آنها را انجام دهد و گرنه چنانچه یک لحظه آن را به حال خود رها کنی به حالت قبلی خود بازگشته و انجام عبادت الهی را رها می کند.
آنگاه محاسبی برای این مسئله مثالی می زند؛ او اسیری را مثـال مـی آورد کـه می خواهد ناجوانمردانه تو را به قتل برساند، اما تو بر او چیره شده و اسیرش می کنی و فرمانبردار تو می گردد. آیا بعدها از او در امان خواهی بود؟ آیا با میل و رغبت و به انتخاب خود، تو را اطاعت می کند یا منتظر می ماند تا در فرصت مناسبی بر تو چیره گردد؟
پس این ادعا درست نیست که کسی بگوید: من دوران طولانی مشغول مجاهده با نفس بوده ام و در راه تربیت و تسخیرش تلاش کرده ام و اینک می توانم نفسم را فراتر از خواسته ها و تعلقات ناپسند قرار دهم و او مرا به کار خیر وا می دارد و از بدی به طور کلی متنفر و بیزار است. چنین ادعایی با فرمان الهی منافات دارد که می فرماید: «فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى» [نجم:32] (از پاک بودن خود سخن نگویید؛ زیرا او پرهیزکاران را بهتر می شناسد.)
به راستی که بندگان صالح خداوند و اولیای مقربش، همـواره در جهـادی خستگی ناپذیر با نفسهایشان به سر می برند و سرچشمه پاداشی که خداوند به آنان وعده داده به خاطر همین مخالفت مستمر و خستگی ناپذیر با هواهـای نفسـانی و بلندپروازیهای شهواتشان است. پس نفس بشری تا زمانی که باقی است پیوسته به سوی خواسته ها و شهواتش میل و گرایش دارد و مؤمن در حال نبرد بی امان با نفسش بسر می برد و به قول یکی از صالحان، مؤمن در حالی جهان را ترک می کند که از شمشیرش خون می چکد. [حطم صنمک و کن صغیرا عند نفسک، مجدی الهلالی111 – 108]

تفاوت میان وساوس شیطانی و خواسته¬های نفس
چگونه بدانیم که وسوسه ها از جانب شیطان است یا از ناحیه نفس، تا با هرکدام آن‎گونه که باید برخورد کنیم؟
شیطان در گام نخست به سوی معصیت و گناه وسوسه می نماید، پس اگر با او به مقابله برخاستی و طردش کردی، بلافاصله از موضع خود عقب نشینی نموده و فعالیت را برای ارتکاب گناه دیگری آغاز می کند، زیرا انجام گناه معینی را از تو نمی خواهد بلکه هدفش آلوده کردنت به گناه به صورت مطلق است. بنابراين هر گناهی که تو از او بپذیری، او صمیمانه آن را از تو قبول می کند.
ولی شیوه نفس متفاوت است و بر انجام گناه مشخصی اصرار می ورزد. اگر دیدی که نفست بر انجام گناهی پافشاری دارد، بدان که این شیطان نیست بلکه نفس اماره است که مشتاق نوع خاصی گناه بوده و بر انجام آن سماجت می ورزد. در مرحله اول نفس آن گناه را نطلبیده است بلکه شیطان یک بار به آن وسوسه کرد و توجه نفس را به سمت آن جلب نموده است، اکنون نفس فریفته آن شده و بر انجامش پافشاری و اصرار دارد.
در ماه مبارک رمضان به تفاوت عملکرد نفس و شیطان بهتر می توان پی برد؛ در این ماه خجسته شیاطین به غل و زنجیر کشیده می شوند، پس منشأ گناهانی که مردم در این ماه بدان می پردازند چیست؟ بسیاری از علمـا منشأ ارتکـاب گنـاهان را نفسهای پلید و ضعیف می دانند. [اصلاح قلب‌ها، عمرو خالد: 238]

زیانهای پیروی از نفس
سهل انگاری در تربیت و اصلاح نفس محرومیتها و زیانهای فراوانی را به دنبال دارد. همانگونه که خداوند در قرآن کریم می فرماید: «وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا» [شمس:10] (و کسی که نفس خویش را به معاصی بیالاید، ناکام می گردد.)
نشانه های خسارت را می توان در موارد ذیل خلاصه کرد:
1. ضعف و ناتوانی؛
کسی که نتواند طعم تربیت را به نفس اماره بچشاند و آن را به زیر تازیانه تزکیه بکشاند، بلکه آن را رها ساخته و در پرتو ریاضت و تکالیف شرعی قرار نداده است، دچار ضعف اراده شده و همت و اراده او در نبرد با نفس شکست می خورد.
2. تردید و دودلی؛
چنین کسی ثبات و استقامت بر رأی خود ندارد، هر گاه هم بخواهد تصمیم بر انجام کاری نیک بگیرد، نفس او را به عمل خلاف آن تشویق می کند.
3. ذلت و خواری؛
انسانی که بنده نفس اماره باشد، قدرت رهایی از زیر سلطه آن را ندارد. در نتیجه نفس او را مـانند برده ای خـوار و ذلیـل به هر مکـان و موقـعیتی ناشـایسته می کشاند. وی چنان اسیر شهوات نفس می شود که اگر همه مردم نیز ریش‎خندش کنند، توان رهایی از این اسارت و حقارت را ندارد.
4. ترسویی؛
چنین انسانی همواره از جانب نفس اماره به کناره گیری و دوری از هر گونه تلاشی در راه دین وادار می شود و از هر چیزی که به آسایش و تن پروری او خدشه ای وارد سازد، حذر کرده و به زندگی پر از ترس و خفت‎بار خود ادامه می دهد.
5. فقدان شرم و حیا؛
آن کس که بنده نفس اماره است، همواره نفس او را به سوی شهوترانی فرا می خواند، اما وی قدرت مخالفت را از دست داده و در نتیجه پرده حیا و عصمت او دریده می شود.
6. مجادله به هنگام حساب؛
چنين انسانی وقتی که در پیشگاه خـالق خـود ایستاد و حقایق را دید، حـال درمی یابد که به چه خسارت عظیمی مبتلا شده است. پس به ناچار به حیله و نیرنگ متوسل می شود و شروع به مجادله می کند بلکه بتواند به زعم خود، راهی برای تبرئه از جرايم و بزهکاریهایش بیاید.
خداوند حالِ اینگونه افراد را چنین بازگو می کند: «يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ» [نحل:111] (روزی، هر کسی می آید و به دفاع از خود برمی خیزد، و به هر فردی پاداش آنچه کرده است به تمام و کمال داده می شود و به هیچ کسی ستمی نمی شود.)

پایه های اولیه تربیت نفس
1. هوشیاری در برابر توطئه‎های نفس؛
اعتماد کردن به نفس و حُسن ظن به آن کار عاقلانه ای نیست؛ زیرا نفس هرگز ما را به کار خیر فرا نمی خواند. برای این منظور باید القائات و سهل انگاریهایی را که نفس در تضییع یا تأخیر برخی واجبات و یا ارتکاب معاصی داشته به آن گوشزد کنیم، این کار نقش عمده ای در شناخت نفس و حربه های او خواهد داشت.
چند بار نفست تو را فراخوانده که به خاطر راحت‎طلبی برای نماز صبح بیدار نشوی؟ چند بار تو را وادار به چشم‎چرانی و نگاه به نامحرم کرده است؟
2. ترس از خداوند؛
عظمت و بزرگی خداوند، قدرت و جبروت او در به کیفر رساندن انسانهای متمرد، هر فردی را به تأمل در رفتارش وا خواهد داشت؛ آیا خداوند کسانی را که به مراتب از ما قوی تر بودند، نابود نکرد؟ آیا مرگ به سراغ ما نخواهد آمد؟ راستی در روز حساب چه پاسخی به بارگاه احدیت خواهیم داشت؟
خداوند می فرماید: «إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ» [بروج:12] (بی گمان مجازات پروردگارت سخت است.)
آری! برترین افسار و لگامی که نفس بدان پیش رانده می شود، لگام ترس از خداوند است؛ «وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى*فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى» [نازعات:41-42] (و اما آن کسی که از جاه و مقام پروردگار خود ترسیده باشد و نفس را از هوی و هوس باز داشته باشد قطعاً بهشت جایگاه اوست.)
3. اصلاح قلب؛
انسان عاقل باید از توطئه‎های نفس خود را بر حذر دارد و این دشمن خطرناک را زیر نظر داشته باشد. اما باید دانست که اجتناب و احتیاط به تنهایی  مثمرثمر نیست بلکه باید به اصلاح عضو صنوبری خود که در درون بدنش قرار دارد بپردازد، همان‎گونه که در حدیث آمده است: «أَلَا وَإِنَّ فِي الْجَسَدِ مُضْغَةً، إِذَا صَلَحَتْ، صَلَحَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، وَإِذَا فَسَدَتْ، فَسَدَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، أَلَا وَهِيَ الْقَلْبُ». [صحیح مسلم، باب «أخذ الحلال و ترک الشبهات» 1219 (1599)] (بدانید در بدن عضوی وجود دارد که هرگاه اصلاح شود تمام بدن اصلاح و هرگاه به فساد گراید تمام بدن فاسد می شود، بدانید که آن عضو “قلب” است.)
پاک کردن قلب و زدودن امراض آن باید استمرار یابد و هیچگاه متوقف نشود تا قلب کاملاً پاکیزه گردد، چون کمترین سستی در این کار به نفس اماره فرصت دوباره خواهد داد تا بار دیگر همه تلاشهای پیشین را بی نتیجه بگذارد و هوی وهوس را بر ضمیر شخص حاکم گرداند.
4. مراقبه و محاسبه؛
روش مراقبه و محاسبه یکی دیگر از موثرترین روشها در تصحیح اشتباهات نفس به شمار می رود؛ خداوند مؤمنان را به مراقبه و محاسبه نفسشان فرمان داده و می فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ*وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» [حشر:18-19]
(ای مؤمنان! از خدا بترسید و هر کسی باید بنگرد که چه چیزی را برای فردای قیامت پیشاپیش فرستاده است. از خدا بترسید، خدا آگاه از هر آن چیزی است که انجام می دهید. و همانند کسانی نباشید که خدا را از یاد می بردند و خدا هم خودشان را از یاد خودشان برد! آنان بیرون روندگان [از حدود شرايع الهی و خارج شوندگان از دايره ایمان] هستند.)
مراقبه آن است که انسان در هر حرکت و در هر حالت خدا را در نظر داشته باشد و بداند که خدای متعال از درون وجود انسان آگاه است و بر اعمال و رفتار بندگان مراقب بوده و نهانخانه دلها بر او آشکار است.
پس از آن  گام به مرحله محاسبه نفس بگذارد، همانگونه که حضرت فاروق اعظم رضی الله عنه می فرمایند: «حاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا وَزِنُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْل أَنْ تُوزَنُوا، وَتَزَيَّنُوا لِلْعَرْضِ الأَكْبَرِ، يَوْمَ تُعْرَضُونَ لاَ تَخْفَى مِنْكُمْ خَافِيَةٌ». [مصنف ابن أبی شیبة، کلام «عمر بن الخطاب» 13/ 270 (35600)] (خود را مورد محاسبه قرار دهید قبل از اینکه مورد محاسبه قرار بگیرید، اعمال خود را بسنجید قبل از اینکه اعمال شما در قیامت مورد سنجش قرار گیرد و خود را برای روز قیامت آماده کنید، که در آن روز برای حساب و کتاب در برابر خدا حاضر می شوید، چیزی از کارهای پنهانتان مخفی نمی ماند.)
انسان باید از محاسبه نفس و ارزیابی حرکات و سکنات خویش غافل نشود و این عمل باید هنگام عمل و پس از آن انجام گیرد؛ چه بسا گاهی فرد موفق به انجام کار مثبتی می شود و یا سخن  مفید و ارزشمندی بر زبان می راند نفس از فرصت استفاده کرده و فرد را تحت فشار قرار دهد تا دچار عجب و خودپسندی شود، پس باید با این‎گونه القائات همنوا نشد و با تمام توان در برابرش مقاومت کرد، ریاکاریهای نفس را به رخش کشید و به خاطر نسیانش او را موعظه کرد و وعده و وعید الهی و پرسشهایی که فردای قیامت از او به عمل می آید به یادش آورد.
5. دعا؛ یکی از راههای اصلاح نفس
فرد مسلمان از آن به عنوان پل ارتباطی با خالق هستی استفاده کرده و از ضعف و زبونی خود در برابر دشمنان درونی و برونی به او پناه می برد.
تو دعا را سخت گیر و می شَخول             عاقبت برهاندت از دست غول [مثنوی، دفتر دوم]

نگارنده: مولوی رضا رخشانی


دیدگاههای کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بخوانید