امروز :دوشنبه, ۴ بهمن , ۱۴۰۰

امام شاه‌ ولی‌ اللّه محدّث دهلوی- رحمه الله- [بخش اول]

امام شاه‌ ولی‌ اللّه محدّث دهلوی- رحمه الله- [بخش اول]

 جامعۀ بشری در طول تاریخ مرهون تلاشها و مبارزات بزرگ‌مردان مجاهد و فضلیت‌جویی بوده است که در مسیر پرماجرای تاریخ، همچون كوه‌هایی ستُرگ و استوار قد برافراشته، در برابر سیل بنیان کنِ مصایب و ناکامی ها ایستاده و همچون شمع سوخته اند تا حق و حقیت پایدار بماند. شخصیت‏های بیدارگری از تبار پیامبران و رهروان راه آنان که ملل جهان را از خواب غفلت رهانیده و دست آنان را گرفته و از منجلاب فساد و تباهی و از تاریکی‌های شرک، بدعت و معصیت به روشنایی توحید، سنّت و فضیلت رهنمون شده اند.

بررسی ابعاد مختلف زندگی چنین بزرگمردانی، فصلی مهم از تاریخ اندیشۀ جامعۀ بشری است و بین نسلهای آینده و گذشتگانشان پیوند برقرار می کند، به زندگی آنان معنا می بخشد و چشم انداز روشنی را برای آنان ترسیم می کند.
از میان رهبران فکری و مصلحان دینی جهان اسلام در قرن دوازدهم هجری قمری/ هجدهم میلادی، امام شاه ولی الله محدّث دهلوی – رحمه الله- از مقامی شامخ و منحصر به فرد برخوردار است. شاه ولی الله دهلوی شخصیتی برجسته و تأثیرگذار بود که در برهه ای پرآشوب از تاریخ هند، مسلمانان آن دیار را به مسیر صلح و شکوه سوق داد.
 ایشان برخوردار از بینشی عمیق، علمی جامع و قلمی روان بود. اندکی پس از ارتحال این رادمرد، اندیشه اش سرآغاز جنبش نیرومندی گردید که به قیادت شاه اسماعیل شهید و سیداحمد شهید به منظور آزادی مسلمانان از سیطرۀ امپریالیسم غرب صورت گرفت. [تاریخ فلسفه در اسلام؛4/ 149]
 در این نوشتار نخست برآنیم مروری گذرا بر اوضاع جهان اسلام در قرن دوازدهم هجری/ هجدهم میلادی داشته باشیم؛ سپس به بررسی اجمالی اوضاع تاریخی و فرهنگی هند بپردازیم و در ادامه شرح حال امام شاه ولی الله محدث دهلوی – رحمه الله- را که شامل خانواده، تحصیلات، آثار، سفرهای علمی، اساتید و خدمات علمی و اصلاحی ایشان است، بررسی نماییم. بخش دیگر این مقاله به بررسی شخصیت والای امام دهلوی، از زبان علمای بزرگ جهان اسلام اختصاص دارد و در پایان به خصوصیات منحصر به فرد ایشان خواهیم پرداخت.

اوضاع سیاسی و فرهنگی جهان اسلام در قرن دوازدهم
بخش اعظم جهان اسلام در آن سالها تحت حکومت امپراتوری عثمانی قرار داشت. این سلاطین که مقرِّ خلافتشان ترکیه بود، بر بسیاری از کشورهای اسلامی حکمرانی می کردند. در آن زمان حجاز جزو امپراتوری عثمانی بود و اشراف مکه به عنوان نایب السلطنۀ دولت عثمانی منصب امارت و ولایت را برعهده داشتند.
مقارن با حیات شاه ولی الله دهلوی، نادرشاه افشار به هند لشکرکشی کرد. در طول حیات شاه ولی الله، پنج خلیفه عثمانی بر مسند امارت تکیه زدند که به ترتیب عبارتند از: سلطان مصطفی دوم، احمد سوم، محمود اول، عثمان سوم و مصطفی سوم که بخش مهم و حساس زندگی شاه ولی الله هم زمان با مصطفی سوم گذشت.
در زمان سلطنت وی درگیری با روسیه به وقوع پیوست که بر اثر آن حکومت عثمانی مغلوب شد. سلطان مصطفی سوم بسیاری از مدارس علمی را تأسیس نمود. از سویی دیگر ایران نیز پس از دو قرن حکمرانی، آخرین روزهای حکومت صفوی را می گذرانید؛ اما پس از مدتی نادرشاه افشار به قدرت رسید و افاغنه، که ایران را تصرف کرده بودند، را از خاک ایران بیرون راند. بعد از درگذشت نادر، کریم خان زند به مدت نوزده سال بر ایران حکومت کرد.
گرچه این دوره در مجموع دوران هرج و مرج سیاسی به شمار می آید که آثار زوال و نابودی دولت قدرتمند مسلمان (عثمانی ها) آغاز شده بود و در کلیۀ کشورها تخت سیاست مورد تاخت و تاز قدرت طلبان قرار گرفته بود، اما در مصر، سوریه، عراق، حجاز، یمن، ایران، هند و در جاهای متعدد دیگر، علما و دانشمندان مسلمان مشغول درس و تدریس بوده و افرادی که ذوق تألیف داشتند به نوشتن مشغول بودند.
در فن حدیث، محدثی چون علامه ابوالحسن سندی، در سوریه شیخ اسماعیل عجلونی، در حجاز شیخ ابوطاهر کورانی کردی و شیخ حسن عجیمی، در یمن محدث و محقق بزرگ چون محمّد بن اسماعیل حسنی صنعانی نویسندۀ کتبی همچون «سبل السلام» شرح بلوغ المرام و «توضیح الافکار» شرح تنقیح الأنظار، و از علمای بزرگ شیخ عبدالغنی نابلسی را می توان نام برد. [تاریخ دعوت و اصلاح5 / 14-42 با تلخیص و اضافات]

اوضاع تاریخی و فرهنگی هند در عصر شاه ولی الله- رحمه الله-
در اواخر قرن هفدهم میلادی با مرگ «اورنگ زیب» امپراتور بزرگ و مقتدر مغول، بزرگترین حکومت اسلامی حاکم بر سرزمین هند رو به زوال گرایید؛ زیرا هر یک از خاندان سلطنتی مدعی تاج و تخت پادشاهی شدند و با یکدیگر به رقابتی سخت پرداختند؛ چنان که بر سر پادشاهی اورنگ زیب دو جنگ اتفاق افتاد و دو امپراتور یکی پس از دیگری حکومت را در دست گرفتند؛ از این رو حکومت مسلمان هند، از جایگاه مرتفعی که بر آن قرار داشت، فرود آمد و به تدریج رو به سقوط و انحطاط نهاد. قلمرو پهناور حکومت اسلامی تجزیه شد و در هر ناحیه، امیری زمام امور را به دست گرفت و کم کم برای امیران هندو و سیک این فرصت فراهم آمد که برای خود سپاهی ترتیب داده و با حکومت مسلمان به جنگ و ستیز برخیزند و از پیکر عظیم آن حکومت، قطعاتی برای خویش جدا سازند.
از طرفی دیگر دولت پرتغال و کمپانی هند شرقی و کمپانیهای هلندی و فرانسوی بر این میراث هنگفت اسلامی با یکدیگر منازعه می کردند و هر یک در گسترانیدن نفوذ خویش در آن سرزمین، بر رقیبان سبقت می جست. زمانی که حکومت مسلمان رو به ضعف نهاد و بر اثر شورش امرای محلی، وحدت کشور از بین رفت، برای این عناصر خائن، یک فرصت طلایی پدید آمد تا نفوذ خود را در این کشور اسلامی بسط دهند. لذا هر یک از آنان با شتابزدگی نقش جدید خود را آغاز کرد و برای بلعیدن این لقمۀ چرب و گوارا به تهیه مقدمات پرداخت. در میان این مسابقه دهندگان، کمپانی انگلیسی هند شرقی سرانجام توانست بر رقیبان خویش فائق آید و مقام اوّل را احراز نماید و با کوتاه ساختن دست کمپانیهای پرتغال، هلند و فرانسه، میدان را برای اهداف استعماری خویش خالی گرداند.
به این ترتیب سلطۀ سیاسی انگلیس بر هند کامل شد و به طور رسمی حاکمیت از کمپانی هند شرقی به امپراتوری بریتانیا منتقل گردید و هندوستان به طور رسمی در شمار متصرفات دولت بریتانیا درآمد و تا سال 1947م، حکمرانان بریتانیایی منتخب از جانب دولت انگلیس با عنوان نایب السلطنۀ پادشاه انگلیس بر آن کشور حکومت کردند. در نتیجه یکی از بزرگترین دولتهای اسلامی (مغولان مسلمان/ تیموریان) در هند از بین رفت. دشمن پیروز که کینۀ مسلمانان را در دل داشت، یکه تاز میدان حکومت هند شد و با تمام قدرت، کینه های دیرینه را به مرحله اجرا درآورد. شهرهایی که مهد فرهنگ و تمدن اسلامی بود، تحت تصرف غاصبانه انگلیسیها درآمد. آثار دوران تمدن اسلامی به تدریج از بین رفت. مردم با جبر و قهر از آموزشهای اسلامی دور شدند. این گونه راه برای ترویج فرهنگ و نفوذ فکری و فرهنگی انگلیس کاملاً هموار گردید. [نقد و بررسی اندیشه های دینی ابوالاعلی مودودی 29 – 28]

شرح حال امام شاه ولی الله محدث دهلوی-  رحمه الله-
شاه ولی الله روز چهارشنبه، چهارم شوال 1114 هـ.ق در روستای «پهلت» (که امروزه از توابع شهرستان “مظفرنگر” ایالت “اتراپرادش” هند است) دیده به جهان گشود. هنگام تولد سن پدر بزرگوارش، شیخ عبدالرحیم بن وجیه الدین شهید، 60 سال بود.
قبل از ولادت شاه ولی الله، شاه عبدالرحیم در خواب، خواجه قطب الدین بختیار- رحمه الله- را زیارت کرد که به شاه عبدالرحیم ولادت پسری را مژده داد و توصیه کرد نام ایشان را بر او بنهد.
شاه ولی الله می فرماید: هنگام ولادتم، پدر بزرگوار به علت فراموشی از این موضوع نام مرا ولی الله گذاشت، اما پس از مدتی که آن خواب را به یاد آورد، نام دوّم مرا قطبالدین احمد گذاشت. [تاریخ دعوت و اصلاح 5/ 125 – 126]
سلسله نسب پدری ایشان، به فاروق اعظم حضرت عمربن خطاب رضی الله عنه منتهی می شود؛ اما سلسله نسب مادری ایشان به سیدنا موسی کاظم – رحمه الله- می رسد. تعیین دقیق مهاجرت نیاکان وی از شبه جزیرۀ عربی و سکونت آنها در هند دشوار است؛ اما قراین حاکی از این است که این مهاجرت حدود سال 300 هجری صورت گرفته است.
پدر شاه ولی الله در علوم شرعی مهارتی خاص داشته و کاملاً متبع سنّت و از مشایخ دهلی و بزرگان آن شهر بوده است. وی از دنیا بی رغبت و نسبت به آخرت حریص بود. به دلیل علم، فضل و تقوای بی نظیرش مورد علاقه و احترام وافر بود. امپراطور اورنگ زیب عالمگیر وظیفۀ خطیر و حساس تجدیدنظر در «فتاوای هندیه/ فتاوای عالمگیری» را به ایشان محول کرد و او آبرومندانه از عهده وظیفه محوله برآمد، اما از قبول هرگونه حق الزحمه بابت این کار امتناع ورزید. [تاریخ فلسفه در اسلام4/ 149]

تحصیلات
 شاه ولی الله اوّلین بار در سن پنج سالگی به مکتب قدم نهاد، در سن هفت سالگی با تکمیل حفظ قرآن کریم، فراگیری کتب فارسی و مقدمات عربی را آغاز کرد و تا ده سالگی کتب صرف و نحو را فراگرفت. خود ایشان می گوید: در این مدت، استعداد مطالعه در من ایجاد شده بود و در سن پانزده سالگی از نصاب علوم دینی رایج در هندوستان فراغت یافتم. در همین سن «مشکاة المصابیح» و بقیه کتب حدیث، مانند صحیح بخاری، شمایل ترمذی و از کتب تفسیر، بخشی از تفسیر مدارک و بیضاوی را از پدرم آموختم. [تاریخ دعوت واصلاح 5/ 128] بنابراین اوّلین استاد و مربی ایشان پدر بزرگوارش بود.
شاه ولی الله – رحمه الله- در کودکی از بلوغ فکری برخوردار بوده است. او به سرعت در رشته های مختلف علم و دانش تبحر یافت و احاطه اش بر این علوم به حدی بود که در پانزده سالگی می توانست کلیۀ این علوم را با اعتماد به نفس تدریس کند. پس از درگذشت پدر ارجمندش، به تدریس رشته های معمول در مدارس آن روز، همچون تفسیر، حدیث، فقه و منطق اشتغال یافت. در طی این مدت که حدود دوازده سال به طول انجامید، به موشکافی عمیق تعالیم اسلام پرداخت و آیندۀ مسلمانانِ هند را به طور جدی مورد تفکر و تعمق قرار داد. [تاریخ فلسفه در اسلام4 / 150]

ازدواج
شاه ولی الله دهلوی در چهارده سالگی با دختر شیخ عبیدالله صدیقی ازدواج کرد. در نتیجۀ این ازدواج، محمّد، اولین فرزندش متولد شد. محمّد تحصیلاتش را نزد پدر به اتمام رساند. وی پس از وفات پدرش به دهستان “برهانه” نقل مکان کرد و تا پایان عمر در همان جا اقامت گزید. و در سال 1208هـ .ق  وفات نموده و در صحن مسجد جامع دفن گردید. [تاریخ دعوت و اصلاح؛ 5/ 136]
ازدواج دوّم حضرت شاه ولی الله پس از درگذشت همسر اوّل با “بی بی ارادت”، دختر سید ثناءالله سونی پتی صورت گرفت که هر چهار فرزندشان – شاه عبدالعزیز، شاه رفیع الدین، شاه عبدالقادر و شاه عبدالغنی- از همین همسر متولد شدند که هر کدام از آنان خدمات علمی ارزنده ای به جامعه هندوستان و عالم اسلام تقدیم کردند.

سفر علمی به دیار وحی
شاه ولی الله دهلوی با مد نظر قرار دادن آیة قرآنی «لیشهدوا منافع لهم» [حج، آیه: 28] سال 1143 هـ.ق در سن30 سالگی عازم حرمین شریفین شد، به این امید که بتواند از علوم علما و اندیشمندانی که از نقاط مختلف جهان در قلب عالم اسلام جمع می شوند، کسب فیض نماید.
به سبب نبود شرایط مساعد برای سفر از راه زمین، نظیر ناامنی راه و خطر استعمارگران فرانسوی و انگلیسی، ایشان راه دریایی را انتخاب کرد. وی طی دو سال اقامت در سرزمین مقدس حجاز از علمای طراز اوّل مکه و مدینه بهره جُست. در مدینۀ منوره نزد شیخ ابوطاهر محمّد بن ابراهیم کردی مدنی زانوی تلمذ زد و از ایشان «صحیح بخاری»، «سنن ابی داود»، «سنن ابن ماجه» و «موطا امام مالک» و «مسند امام احمد»، «الرسالۀ» امام شافعی و «الجامع الکبیر» را فرا گرفت و اجازۀ روایت حدیث را اخذ نمود. و در مکّۀ مکرّمه نیز «مؤطا» امام مالک را نزد شیخ محمد وفدالله مالکی مکی استماع نمود، و سرانجام در پایان سال 1144هـ . مجددا مناسک حج را ادا کرد و در اوایل سال 1145هـ. به سوی هند رهسپار شد. [حجة الله البالغه؛ ترجمة الإمام الدهلوی؛ 1/ 11]

مدرسه دینی رحیمیه
شاه ولی الله دهلوی پس از بازگشت از سرزمین حجاز در مدرسۀ علمیۀ «رحیمیه» تدریس و تعلیم را آغاز کرد. دیری نگذشت که طلاب و تشنگان علم و معرفت برای کسب فیض از هر طرف به محضر ایشان روی آوردند.
به زودی این مدرسه به کانون نهضت انقلابی محدّث دهلوی تبدیل شد، نهضتی که بی شک آغاز عهد نوینی در جهان فقه و ادب اسلامی بود.
در مورد مدرسه رحیمیه – که یک دانشگاه بزرگ در عالم اسلام آن زمان بود- مولانا محمدمسعود عالم قاسمی این-گونه می نویسد:
«شاه ولی الله دهلوی که پس از وفات پدرش سلسلۀ تعلیم و تدریس را آغاز کرده بود به سفر حجاز تشریف برد و در نتیجه تا مدتی این سلسله قطع شد. هنگامی که با کوله باری از علم نبوّت و علاقه مندی برای خدمت دین، به هندوستان برگشت، بر مسند تدریس نشست و به طور منظم تدریس و تعلیم را آغاز کرد. با افزایش تعداد طلاب، آن مدرسۀ کوچک گنجایش این همه طلبه را نداشت، بنابراین به محلۀ وسیع تری نقل مکان کردند. مدرسه جدید بعدها به نام «مدرسة شاه عبدالعزیز» شهرت یافت، اما متأسفانه این ساختمان در انقلاب هندوستان مورد تهاجم قرار گرفت و حتی چوب ها، و دروازه اش نیز به یغما رفت.» [زندگی نامه شاه ولی الله محدث دهلوی، 74]

شاگردان
شاه ولی الله دهلوی حیات خویش را در مسیر تدریس، ارشاد و تألیف گذراند و وجود خود را برای تربیت نسلی دعوتگر و مجاهد وقف نمود؛ بنابراین جمع کثیری از حاملان علم و مصلحان امت اسلامی زیر نظر وی تربیت شدند که از آن جمله می توان به این افراد اشاره کرد:
 1. فرزند ایشان، شاه محمّد – رحمه الله- متوفای 1208هـ .ق.
2. فرزند برومندش، شاه عبدالعزیز- رحمه الله- که وارث علوم و کمالات پدر شد. از معروفترین تألیفاتش می توان تفسیر قرآن کریم به نام «فتح العزیز» یا تفسیر عزیزی و همچنین «بستان المحدثین» و «تحفة اثنا عشریۀ» را نام برد.
 3. شاه رفیع الدین، فرزند دیگر شاه ولی الله که دارای نبوغ در علوم شرعی و عقلی بود.
4. شاه عبدالقادر، فرزند چهارم ایشان که به حلم، تواضع، تقوی و اتباع سنّت معروف بود.
 5. شاه عبدالغنی، آخرین فرزند شاه ولی الله که امام شاه اسماعیل شهید – رحمه الله- مصلح و مجاهد، فرزند ایشان است.
 6. شاه محمّد عاشق فلتی، پسر دایی شاه ولی الله که مدت زیادی همراهی با ایشان را لازم گرفت و علوم عقلی و نقلی را از وی فرا گرفت. و با مشورت ایشان بود که شاه ولی الله کتاب گرانسنگ «حجة الله البالغه» را به رشتۀ تحریر درآورد؛ چنان که در مقدمه «حجة الله البالغه» می فرماید: «إذ تفطن أجلّ إخوانی لدی وأکرم خلاّنی علی محمد المعروف بالعاشق، لازال محفوظاً من کل طارق وغاسق، بمنزلة هذا العلم.» [مقدمه حجة الله البالغه؛41]
 7. شیخ خواجه محمّدامین کشمیری.
 8. علامه مخدوم محمّدمعین و جمع کثیر دیگری که از چشمۀ زلال و جاری ایشان بهره مند شدند. [الإمام المجدد المحدث الشاه ولی الله الدهلوی حیاته و دعوته؛ 49-  48]   

شیوۀ تدریس
شیوۀ تدریس شاه ولی الله دهلوی چنین بود که نخست قرآن کریم را آموزش می داد، چنان که در وصیت نامه اش می-گوید: «قرآن کریم را آموزش دهید بدین صورت که تنها متن قرآن و ترجمۀ بدون تفسیر را بیاموزید. سپس مشکلاتی را که در مورد متن قرآن پیش می آید، مثلاً موارد صرفی، نحوی یا شأن نزول. بعد از اتمام قرآن، مطابق نصاب، جلالین را بخوانید در این شیوه فیض و برکت بسیار نهفته است. پس از آن در یک زمان صحیحین و کتب حدیث دیگر را بیاموزید و سپس کتب فقه و عقاید و سلوک را نیز هم زمان بخوانید.»
شاه ولی الله دهلوی به عموم مردم نیز قرآن و حدیث درس می داد و هدف از این حلقۀ درس غیر رسمی، پخش و نشر عام بود؛ چنان که شاه عبدالعزیز می گوید: «شیوۀ پدر بزگوارم چنین بود که پس از ختم درس قرآن کریم، حدیث شریف را بیان می نمود و در اینجا هر دو، هم‏زمان تدریس می شد…»
 
 وفات
سرانجام این خورشید فروزان پس از عمری تلاش، کوشش و مبارزه با بدعات و عقاید خرافی، ظهر 29 محرم-الحرام 1176 هـ . ق. به ملاقات حق شتافت.
چیست از این خوب تر در همه آفاق کار  /    دوست رسد نزد دوست، یار به نزدیک یار
اما به قول شاعر:
قرن‏ها باید که تا از لطف حق پیدا شود  /    بایزید اندر خراسان، یا اویسی در قَرن
آری! ایشان در سن 62 سالگی پس از بیماری مختصری ندای «وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى* و َلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى» [الضحی: 4-5] را لبیک گفته و روحش به ملأ اعلی پرواز کرد.
 اما به قول سعدی – رحمه الله-:
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز   /     مرده آن است که نامش به نکویی نبرند.
بدون تردید، شاه ولی الله دهلوی – رحمه الله-، امام سنّت و جماعت، مقتدای ارباب کرامت، پیشوای عرفای زمان، سرآمد اولیای جهان و مجدد دوران بود. او بود که با نسیم خوشِ قرآن و سنّت و با قلم روان و جذابش جهان اسلام را رنگی دیگر بخشید.
مرقد مطهر ایشان در جوار پدر بزرگوارشان در محله ای به نام “مهندیان” قرار گرفته است. در همین گورستان مهندیان هر چهار فرزند شاه ولی الله دهلوی  – رحمه الله- و پدر بزرگوار ایشان دفن هستند.
(اللهم اغفرلهم وأرحمهم ووسّع مدخلهم وأکرم نُزلهم ولاتفتنا بعدهم یا رب العالمین.)    

عبدالرئوف رخشانی

 

 

 


دیدگاههای کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بخوانید