امروز :یکشنبه, ۱۲ تیر , ۱۴۰۱

تجدید ایمان، نیاز نسل جدید

تجدید ایمان، نیاز نسل جدید
Imageایمان به خدا است که سبب برتری جهان اسلام از تمدنهای دیگر که هدف آنها ماده پرستی و سلطه طلبی است می شود، زیرا مسلمانان امتی هستند که خداوند آنها را برای نجات انسانها از عبادت مردم به سوی عبادت خداوند یگانه رهایی بخشیدن آنها از تنگنای دنیا به سوی رفاه آن و از یوغ ادیان باطل به سوی عدل اسلام فرا می خواند


نوشته: علامه محمد حسنی ندوی
ترجمه: ابوفؤاد


امروزه در ذهن جوانان برومند و فرهنگی ما افکار متعددی حلقه  زده است، افکاری مانند: دین یعنی خدمات!، دین یک فرهنگ قدیمی است که جوابگوی عصرحاضر  نمی باشد!، دین یک اندیشه فردی و شخصی است!، دین مخالف تمدن و پیشرفت است!، دین ما را به واپس گرایی فرا می خواند!، وتکنولوژی جدید ما را به سوی آینده روشن سوغ می دهد، و خیلی از این قبیل افکار…
 مشکل از اینجا سرچشمه می گیرد که ما ذهنیت جوانان خود را آنگونه که شایسته است اسلامی بار نیاورده ایم و ایمان به خدا و محبت دین اسلام را در سینه های پاک آنها نپرورانده ایم، بلکه آنها را در معرض هرگونه چپاول و اشغال فکری قرار داده ایم.
 این را باید بدانیم که ساخت عقلانیت جوانان و تربیت فکری آنها امری قابل توجه و حائز اهمیت است که باید آن را در صدر لیست نیازهای امت اسلامی قرار دهیم. زیرا جوانان ما دارای پتانسیل ها و نیروهای سرشاری هستند که اگر از آنها به شکل مناسب استفاده نکنیم، روز قیامت باید جوابگوی خداوند باشیم.
 اولین کاری که در این راستا باید انجام گیرد این است که؛ ایمان و محبت به خدا و ارزش نهادن به دین  در قلوب نسل جوان  کاشته شود، و برای این منظور باید طوری برنامه ریزی نمود که تمام مراحل تحصیلی از جمله دبیرستان و دانشگاه را در بر بگیرد، ضمناً باید اذعان کرد که تغییرات جزئی در برنامه های درسی و بعضی از سخنرانیهای صبحگاهی که در هفته و یا در ماه یکبار ایراد می شوند به هیچ وجه جوابگوی نیازهای ایمانی نخواهد بود. بلکه نیاز مبرم به نوعی تغییر ریشه ای در سیستم تعلیمی و تربیتی خود داریم. باید امور تربیتی و تعلیمی خود را دریک قالب جدید در بیارویم، قالبی که ایمان به خدا در تمام اجزاء و وسایل آن جریان داشته باشد. زیرا ایمان به خداوند فقط در یک کلمه خلاصه نمی شود بلکه دربردارنده معانی و مفاهیم بسیار وسیعی است که به عنوان هدف ابتدایی و نهایی یک مسلمان تلقی می شود.
ایمان به خدا است که سبب برتری جهان اسلام از تمدنهای دیگر که هدف آنها ماده پرستی و سلطه طلبی است می شود، زیرا مسلمانان امتی هستند که خداوند آنها را برای نجات انسانها از عبادت مردم به سوی عبادت خداوند یگانه رهایی بخشیدن آنها از تنگنای دنیا به سوی رفاه آن و از یوغ ادیان باطل به سوی عدل اسلام فرا می خواند و این دین اسلام است که دست انسانیت مسکین را گرفته و از منجلاب مادیت و شهوترانی بیرون کرده، به ساحل امنیت و آرامش درونی و ظاهری می رساند و به انسانیت این شایستگی را می دهد که خود را با ایمان و محبت به خدا مزین نماید.
طبیعتاً ایمان به خداوند خواهان این است که ما انقلابی در اندیشه خود ایجاد کنیم تا ما را به سوی تجدید در مناهج درسی و روشهای تربیتی اصولی و آموزشی هدایت کرده، وبا مستغنی نمودن از برنامه های آموزشی غرب، ما را به مقصد اصلی و هدف نهایی برساند.
ما نیاز به برنامه هایی داریم که فرزندانمان را از لحاظ عقیدتی به محبت اسلامی، و ناپسند دانستن فلفسه های مادی سوق دهد، و آنان را از شهوت رانی و قدرتی که سبب چپاول می شود حفاظت نماید.
لذا برای رسیدن به این هدف هرگز نباید از ملامت گروهی که فریب تمدن غرب را خورده و کورکورانه از آن تبعیت می کنند بهراسیم و از مواجه شدن با القابی از قبیل مرتجع و واپس گرا و… واهمه داشته باشیم، زیرا جهانی غربی که این گروه به آن دل بسته اند، بنابر عقیده اکثر متفکرین و جامعه شناسان در حال غروب و افول دائمی استبه طوری که یک دانشمند بزرگ آمریکایی که مدیر علوم عمرانی در دانشگاه های هارفارد است در مقاله ای با عنوان«sogialandcul turul dynamics» می گوید: دنیای جدیدی که ما در انتظار آن هستیم به مراتب از دنیای پریشان و مضطربی که در آن زندگی می کنیم بدتر خواهد بود. زیرا در دنیای جدید ارزش ها تغییر می کند، تا جایی که ماشین آلات بزرگ جای عاطفه، و کالاهای بزرگ جای زیبایی ها را خواهد گرفت و ظاهرهای زیبا و توخالی قائم مقام ارزشها و خوبیها خواهد شد….
پس براستی که پناه بردن به کشتی غرق شده غرب که در حال نابودی کامل است نتيجه ای غیر از هلاكت ونابودی درپی نخواهد داشت، پس بر ماست که از پیروی از غرب در اندیشه ها و آموزش وپرورش دست برداریم و با توکل بر خدا برنامه های خود را تنظیم کنیم، آنگونه که اسلام از ما می خواهد و تجارب موفق که هیچ شکی در آن نیست از ما می خواهد، زیرا اسلام اساس و سرّ قدرت ما است و هر تعلیمی که در غیر از اسلام بیاید کج و منحرف خواهد بود و هرگز به ما قدرت رسیدن به مقام وجایگاه حقیقی مان که قرآن آن را بیان می کند نخواهد بخشید.«کنتم خیر أمة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون بالله»(آل عمران 11)
و اگر ما بر این باور باشیم که می توانیم غرب را با فرهنگ و آموزش و فلسفه های آن شکست بدهیم، جز خیال و گمان چیز دیگری عاید خود نکرده ایم. ما فقط با ایمان و یگانه پرستی که غرب از آن بی بهره است می توانیم بر آن پیروز شویم، زیرا ایمان به خدا تنها سلاحی است که می توانیم با آن تاریخ را از نو بسازیم و مسیر انسانیت را از شقاوت به سوی سعادت تغییر بدهیم و رهبری آن را به نیکان و امانت داران بسپاریم.
و در این راستا نیاز نداریم که ایمان را از غرب وارد کنیم ولی نیاز داریم که ایمان را از قید گرد و غبار تفکرات غربی آزاد نماییم.
 در پایان باید خاطر نشان کرد که اگر واقعاً می خواهیم از بردگی اندیشه های غربی و دنباله روی فرهنگ غرب خود را آزاد کنیم، لازم است که نظام تعلیمی خود را بر رسی کرده آن را در قالب جدید اسلامی آن که به نسل جدید ما ایمان از دست رفته آنها را برگرداند و شخصیت و رسالت را به آنان متذکر شود تا که نسل جدید ما مدافع حق، مؤمن به خدا، و دشمن مظاهر مادی، ثروت، و…. باشند، طرح ریزی نماییم. این جاست که می توانیم بگوییم؛ نظام تعلیمی ما توانسته به هدف خود برسد و نسل جدید مسلمان را به شیوه ای که بتوانند نیازهای جامعه بشری را برآورده نمایند، تربیت کرده و تحویل داده است.  


دیدگاههای کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین بخوانید