امروز :چهارشنبه, ۴ شهریور , ۱۴۰۵

از تریبون مسجد مکی تا صدای مطالبات ملی؛ بازخوانی جایگاه مولانا عبدالحمید در سپهر اجتماعی ایران

از تریبون مسجد مکی تا صدای مطالبات ملی؛ بازخوانی جایگاه مولانا عبدالحمید در سپهر اجتماعی ایران

جایگاه مولانا عبدالحمید در چند دهه فعالیت دینی و اجتماعی را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک عالم دینی، امام جمعه یا مدیر حوزه علمیه تعریف کرد. ایشان در طول سال‌ها، به‌تدریج از یک چهره مذهبی و منطقه‌ای به شخصیتی با دامنه اثرگذاری ملی تبدیل شده‌اند؛ مسیری که در آن، دایره مطالبات مطرح‌شده از مسائل مذهبی و حقوق اقلیت‌های دینی فراتر رفته و به موضوعاتی همچون عدالت، آزادی، رفاه عمومی، امنیت، وحدت ملی و حقوق همه شهروندان ایران رسیده است.
مولانا عبدالحمید در آغاز فعالیت‌های خود بیش از هر چیز به‌عنوان یک عالم اهل‌سنت، امام جمعه و مدیر حوزه علمیه شناخته می‌شد؛ اما استمرار حضور ایشان در عرصه عمومی و طرح مسائل اجتماعی، موجب شد جایگاه ایشان به‌تدریج از یک مرجع صرفاً مذهبی فراتر رود. در این مسیر، تریبون مسجد مکی نیز کارکردی گسترده‌تر پیدا کرد و از محلی برای بیان صرفاً مسائل مذهبی، به بستری برای طرح بخشی از دغدغه‌ها و مطالبات عمومی جامعه تبدیل شد.

عبور از مطالبات مذهبی به مطالبات ملی
یکی از ویژگی‌های قابل توجه در مواضع سال‌های اخیر مولانا عبدالحمید است. اگر در مقاطعی بخش مهمی از سخنان ایشان بر حقوق مذهبی و مسائل مربوط به اهل‌سنت متمرکز بود، در ادامه، موضوعات مطرح‌شده ابعاد عمومی‌تری پیدا کرد؛ به‌گونه‌ای که امروز بخش قابل توجهی از این مطالبات، محدود به یک مذهب یا قوم خاص نیست. آزادی، عدالت، رفع تبعیض، بهبود وضعیت اقتصادی، رفاه عمومی، رعایت حقوق شهروندی و ایجاد زمینه گفت‌وگو میان جامعه و حاکمیت، از جمله موضوعاتی است که در این چارچوب مورد تأکید قرار گرفته است. از این منظر، می‌توان گفت مولانا عبدالحمید در روند فعالیت اجتماعی خود، از نمایندگی مطالبات یک جامعه مذهبی به طرح مطالبات عمومی‌تر جامعه ایران حرکت کرده است؛ تغییری که طبیعتاً دامنه مخاطبان‌شان را نیز گسترده‌تر کرده است.

مسجد مکی؛ تریبونی فراتر از یک تریبون مذهبی
مسجد مکی در زاهدان، در طول سال‌های گذشته، صرفاً یک مرکز مذهبی برای جامعه اهل‌سنت نبوده، بلکه تریبون این مسجد، به‌ویژه در خطبه‌های نماز جمعه، به محلی برای طرح مسائل اجتماعی و سیاسی روز تبدیل شده و سخنان مولانا عبدالحمید از این جایگاه، مخاطبانی فراتر از جامعه اهل‌سنت پیدا کرده است.
همین تغییر رویکرد را می‌توان یکی از عوامل مهم در افزایش دامنه نفوذ اجتماعی ایشان دانست. هنگامی که یک تریبون مذهبی، مسائل عمومی جامعه را نیز مورد توجه قرار می‌دهد، مخاطب آن دیگر صرفاً پیروان یک مذهب نیست؛ بلکه هر شهروندی که دغدغه عدالت، امنیت، آزادی، رفاه و آینده کشور را دارد، می‌تواند خود را مخاطب آن بداند.
از همین منظر، بخشی از محبوبیت مولانا عبدالحمید در میان گروه‌های خارج از جامعه اهل‌سنت را می‌توان ناشی از همین گسترش دایره گفتمان از مذهب به جامعه دانست.

ایران به‌مثابه خانه مشترک اقوام و مذاهب
در بازخوانی مواضع مولانا عبدالحمید، یک مؤلفه مهم دیگر نیز قابل مشاهده است: تأکید بر ایران به‌عنوان سرزمینی مشترک برای اقوام، مذاهب و ادیان مختلف. در این نگاه، تفاوت مذهبی، قومی و فرهنگی نباید به عاملی برای حذف یا به حاشیه‌راندن بخشی از جامعه تبدیل شود. ایران، در این چارچوب، مجموعه‌ای متکثر از اقوام و پیروان ادیان و مذاهب مختلف است که حفظ انسجام و تمامیت آن، نیازمند به‌رسمیت‌شناختن این تکثر و ایجاد احساس تعلق مشترک است.
بر همین اساس، دفاع از حقوق اهل‌سنت یا دیگر گروه‌های اجتماعی را نمی‌توان الزاماً در تقابل با منافع ملی تعریف کرد. برعکس، از منظر این رویکرد، عدالت میان شهروندان و ایجاد احساس برابری، می‌تواند یکی از پایه‌های تقویت همبستگی ملی باشد.

«مطالبه‌گری و گفت‌وگو»؛ لازمهٔ «امنیت و آرامش جامعه»
یکی از محورهای مهم در ارزیابی شخصیت‌های اثرگذار اجتماعی، نوع مواجهه آنان با اختلافات و بحران‌هاست. مولانا عبدالحمید در سال‌های فعالیت خود، در بسیاری از مواضع، بر گفت‌وگو، پرهیز از خشونت، حفظ آرامش و حل اختلافات از مسیر مذاکره و مصالحه تأکید کرده است.
از این منظر، میان انتقاد، مطالبه‌گری و اعتراض به برخی سیاست‌ها با تلاش برای ایجاد ناامنی یا خشونت، تفاوت اساسی وجود دارد. ممکن است درباره برخی مواضع یا تحلیل‌های یک شخصیت سیاسی یا اجتماعی اختلاف نظر وجود داشته باشد، اما برچسب‌زدن به یک چهره صرفاً به دلیل طرح مطالبات و انتقادات، بدون بررسی دقیق محتوای سخنان و روش او در مواجهه با بحران‌ها، نمی‌تواند جایگزین نقد مستدل شود.
در واقع، مطالبه‌گری زمانی به تهدیدی برای امنیت تبدیل می‌شود که به خشونت و نفی گفت‌وگو منجر شود؛ حال‌آنکه تأکید مستمر بر گفت‌وگو و پرهیز از خشونت، در نقطه مقابل چنین رویکردی قرار دارد.

چرا برچسب «مخل امنیت» نیازمند تأمل است؟
طبیعی است که سخنان و مواضع هر شخصیت عمومی، از جمله مولانا عبدالحمید، بتواند موضوع بحث و ارزیابی و حتی نقد قرار گیرد، اما نقد یک شخصیت با حذف یا برچسب‌‌زنی متفاوت است. نسبت‌دادن عناوینی همچون «مخل امنیت» یا «وحدت‌شکن» به شخصیتی که بخش مهمی از ادبیات عمومی او بر حفظ آرامش، گفت‌وگو، مصالحه و پرهیز از خشونت استوار بوده، دست‌کم نیازمند ارائه استدلال و شواهد روشن است.
در یک جامعه متکثر، امنیت پایدار تنها با سکوت منتقدان ایجاد نمی‌شود؛ بلکه امنیت زمانی پایدارتر خواهد بود که شهروندان بتوانند مطالبات خود را از مسیرهای مسالمت‌آمیز بیان کنند و برای اختلافات، امکان گفت‌وگو وجود داشته باشد.
از همین رو، می‌توان استدلال کرد که تحمل صداهای متفاوت، نه الزاماً نشانه ضعف وحدت ملی، بلکه یکی از نشانه‌های بلوغ اجتماعی و ظرفیت یک جامعه برای مدیریت اختلافات است.

تریبون عدالت برای همه
شاید یکی از مهم‌ترین میراث اجتماعی مولانا عبدالحمید را بتوان در تغییر نگاه به کارکرد تریبون‌های عمومی جست‌وجو کرد؛ اینکه تریبون مذهبی یا اجتماعی نباید صرفاً محل بیان علایق شخصی، منافع گروهی یا دفاع از یک طیف خاص باشد، بلکه می‌تواند بستری برای طرح عدالت و دفاع از حقوق عمومی باشد.
از این منظر، دفاع از جایگاه مولانا عبدالحمید را می‌توان فراتر از دفاع از یک فرد دانست؛ دفاع از این اصل که تریبون‌های عمومی می‌توانند در خدمت عدالت‌خواهی، صلح، گفت‌وگو و طرح مطالبات عمومی باشند.

سرمایه اجتماعی و مسئولیت یک چهره ملی
تبدیل‌شدن یک عالم دینی به یک چهره اثرگذار اجتماعی، پدیده‌ای نیست که صرفاً با داشتن یک تریبون یا جایگاه رسمی اتفاق بیفتد. این جایگاه در طول زمان و در تعامل با جامعه شکل می‌گیرد و مهم‌ترین پشتوانه آن نیز اعتماد اجتماعی است.
مولانا عبدالحمید طی سال‌های گذشته توانسته مخاطبانی فراتر از جامعه مذهبی خود پیدا کند؛ مخاطبانی که بخشی از آنها نه به دلیل اشتراک مذهبی، بلکه به دلیل همدلی با برخی مطالبات اجتماعی و عدالت‌خواهانه ایشان، سخنانش را دنبال می‌کنند.
البته چنین جایگاهی مسئولیت سنگینی نیز به همراه دارد. هرچه دامنه مخاطبان یک چهره گسترده‌تر می‌شود، مسئولیت او در حفظ ادبیات آرام و توجه به منافع عمومی نیز افزایش می‌یابد.

سخن پایانی
مولانا عبدالحمید را می‌توان حاصل چند دهه حضور مستمر یک عالم دینی در متن تحولات اجتماعی ایران دانست؛ شخصیتی که جایگاه او از امام جمعه و مدیر حوزه علمیه، به یک کنشگر دینی ـ اجتماعی با دامنه مخاطب ملی گسترش یافته است.
نقطه مهم این تحول، گسترش دایره مطالبات از مسائل مذهبی به مسائل عمومی‌تر جامعه است؛ از حقوق مذهبی تا عدالت، آزادی، رفاه، امنیت و حقوق شهروندی.
در جامعه‌ای متکثر مانند ایران، وجود تریبون‌هایی که بتوانند مطالبات را به شیوه‌ای مسالمت‌آمیز و بدون دعوت به خشونت بیان کنند، می‌تواند بخشی از سازوکار گفت‌وگوی اجتماعی باشد. بنابراین، اختلاف با یک شخصیت نباید به حذف صدای او یا برچسب‌زنی بدون استدلال منجر شود.
دفاع از حق مطالبه‌گری و گفت‌وگوی مسالمت‌آمیز، دفاع از یک فرد نیست؛ دفاع از اصلی است که می‌گوید عدالت، امنیت و وحدت پایدار، زمانی شکل می‌گیرد که همه شهروندان خود را در سرنوشت کشور سهیم بدانند و برای بیان مطالبات خود، تریبون و مسیر قانونی و مسالمت‌آمیز داشته باشند.


دیدگاههای کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بخوانید

آخرین مطالب