کودکان کار، کودکان وحشت، کودکان تجاوز، کودکان بیآرزو…
کودکان کار، این نوگلان تازهنفس که کمان پشتشان زیر سنگینی بار گران زندگی خم شده است. چه آنها که از بدو تولد، همچون رازی سوخته، بر دوش مادران فلکزدهشان، چشم به دست دیگران دوختهاند، و چه آنها که در کورههای آجرپزی، همچون خشتهای خام، با جهانی سرشار از آرزو و تمنا، پای در آن گذارده و در میان آتش سوزناکش، پخته و شاید هم میسوزند!
کودکان وحشت؛ نهالهایی که در هجوم تبرهای آشنا و شعلههای زبانشان، فصل رازناک پاییز را به کوچ میکشانند…
کودکان تجاوز؛ غنچههایی که در ارتعاش خاکستری انسان…نه، حیوان… به ترسیم نقش خاموش زندگی ایستادهاند… روزی هزار بار، ایستاده میمیرند و در هجوم بادهای دوره گرد کثافت تاریخ، روی تن زخمیشان پیاده میشود.
کودکان بیآرزو؛ ابرهای بیترجمه سرگردانی که در عبور از حادثه، به اضطراب برگ رسیدهاند و نهایت باورشان رسیدن به قله زوال است!
بر دوش شهر، نظاره کن؛ ببین چقدر کودکانی که راوی الفاظ کهنه بیمهری من و تو اند… فرشتگان معصومی که قربانی کابوس شهوت و فریب، شرنگ نفرت به رگ زندگیشان تزریق شده است. این پرندگان بیآب و دانه را به آغوش زندگی بازگردانیم که ناقوس مرگ، دنیایشان را به تاراج برده است… بگذاریم کودکی کنند….
مدیران مدارس، طوایف مختلف، نخبگان، دانشجویان، تحصیلکردگان و فعالان سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در…
رهبران کشورهای ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان، دیروز جمعه (۱۶ مرداد ۱۴۰۵) «توافقنامه دفاع مشترک»…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید در مراسم نماز جمعه (16 مرداد 1405) «تحریمهای بیستساله» و «فساد مالی…
دورهٔ دهروزه علمی و اصلاحی ویژه دانشجویان و فرهنگیان، از ۵ تا ۱۵ مردادماه ۱۴۰۵…
تورم مدتهاست مثل خوره به جان اقتصاد ایران افتاده و وقوع جنگ و بحران، شرایط…
خطیبان جمعۀ اهلسنت در برخی شهرستانهای کشور در مراسم نماز جمعه (9 مرداد 1405) به…