انبار زر و جوهر در خانة دل گیرم / خاشاك گران بار است، دور از دل و جانم زن
در حكمت افرنگی بینی تو چه نیرنگی؟ / این رنگ و فسون را اندر آتش داغم زن ——————————————————————————-
دكتر محمود احمد غازی* ـ اسلامآباد، پاكستان
«این داغِ جگر تابی بر سینة آدم زن»(1)/ در عالم خاكی یك هنگامة ماتم زن
انبار زر و جوهر در خانة دل گیرم / خاشاك گران بار است، دور از دل و جانم زن
در حكمت افرنگی بینی تو چه نیرنگی؟ / این رنگ و فسون را اندر آتش داغم زن
این كوهِ زر و جوهر با كاه نگیرم من / انبارِ زر و سیم را بر سر هر جم زن
مغرب به جهانبانی چالاك و خردمندی / ماتم به جهان، راه نمرود جهانم زن
پیشانی خود را چو سنگِ درِ شه سازی؟ / ایوانِ سلاطین را بیرون ز دو عالم زن
*****
فروزان گر كنی از نور حق دل را، روانی را / «به غارت میتوان دادن متاع كاروانی را»(2)
چرا بیگانهای از خالق كون و مكان همدم / چرا بیگانه از خود میكنی هر دو جهانی را
بیا ای مصطفی در خانة دل اندكی میباش / بدر كردم ز دل هر آرزو را داستانی را
برون هر اجنبی را از دلم كردم، زدم برهم / جنون ذوفنونم را، زمین را آسمانی را
سبك بارم كند در راه هستی قلت سامان / نمیگیرم درین راهِ دراز، بار گرانی را
خرد اندر جهان علم و دانش كاشت حیرتها / من از خاشاكِ حیرت پاك میسوزم زمانی را
خس و خاشاك غفلت را ز دل روب ای خردمندی / كه شرط اولین این است حیات جاودانی را
*****
«ز چاك سینهام دریا طلب، گوهر چه میخواهی»(3)/ ازین آه و فغان محشر طلب، دلبر چه میخواهی
دل بیدار اگر در سینه داری عقل تو روشن / درین دنیا ز نور دل منورتر چه میخواهی
همان سوز عرب خواهم، همان ساز عجم جویم / ز آه دل فگارم نغمة دیگر چه میخواهی
شب اندیشه را روشن كنم ز نور الا الله / درین تاریك شب خاور طلب اختر چه میخواهی
خریدی از فرنگی نان و حلوا جامة زرین! / بدو دادی دل و ایمان! ازین بدتر چه میخواهی
ضمیر مشرق و مغرب ز زهر غربیان كشته / ز افرنگی بجز كژدم بجز اژدر چه میخواهی
مكن بر عقل خود تكیه، مهار خود بدل میده / بلند و تیزتر از دل قوی شهپر چه میخواهی
* دكتر محمود احمد غازی از شخصیتهای علمی برجستة جهان اسلام از كشور پاكستان است. وی وزیر اسبق امور دینی و مذهبی پاكستان و رئیس اسبق دانشگاه بینالمللی اسلامآباد بوده و عضو مجمع اللغة العربیة دمشق است. وی در حال حاضر مقیم كشور قطر و در پژوهشكدة مطالعات اسلامی مؤسسة قطر در دوحه مشغول تدریس و انجام كارهای علمی و پژوهشی است.
1ـ مصرع داخل گیومه برگرفته از اشعار علامه اقبال لاهوری ـ رحمهالله ـ است. [كلیات اقبال لاهوری، زبور عجم، ص: 138، انتشارات سنایی، چاپ هفتم، 1376، تهران. (ای لالة صحرایی تنها نتوانی سوخت / این داغِ جگر تابی بر سینة آدم زن / تو سوز درون او تو گرمی خون او / باور نكنی چاكی در پیكر عالم زن / عقل است چراغ تو در راهگذاری نه / عشق است ایاغ تو با بندة محرم زن / لخت دل پر خونی از دیده فرو ریزم / لعلی ز بدخشانم بردار و به خاتم زن).]
2ـ همان. [كلیات اقبال لاهوری، زبور عجم، ص: 155. (در این صحرا گذر افتاد شاید كاروانی را / پس از مدت شنیدم نغمههای ساربانی را / اگر یك یوسف از زندان فرعونی برون آید / به غارت میتوان دادن متاع كاروانی را).]
3ـ همان. [كلیات اقبال لاهوری، زبور عجم، ص: 125. (ز شاعر نالة مستانه در محشر چه میخواهی / تو خود هنگامهای، هنگامة دیگر چه میخواهی / به بحر نغمه كردی آشنا طبع روانم را / ز چاك سینهام دریا طلب گوهر چه میخواهی / نماز بیحضور از من نمیآید نمیآید / دلی آوردهام دیگر از این كافر چه میخواهی).]
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (8 خرداد 1405) در مراسم نماز جمعه زاهدان، اوضاع اقتصادی و…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (6 خرداد 1405) در مراسم عید سعید قربان زاهدان، با اشاره…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید در مراسم نماز جمعه زاهدان (1 خرداد 1405)، مراسم حج را «اجتماع…
شیخالاسلام مولانا عبدالحميد در مراسم نماز جمعه زاهدان (25 اردیبهشت 1405)، با استناد به سورۀ…
سیوپنجمین همایش تجلیل از دانشآموختگان و حافظان قرآن دارالعلوم زاهدان پنجشنبه (24 اردیبهشت 1405) با…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، 18 اردیبهشت 1405 در مراسم نماز جمعه زاهدان، مشکلات معیشتی مردم را…