از هر دری سخنی

نامۀ یک شهروند زاهدانی به خدا

خدای مهربان، خدای قهّار و بصیر و خبیر، سلام

خدایا، مرا ببخش که بدون مقدمه‌ حرفم را آغاز می‌کنم. بارالها، ایمان دارم و می‌دانم که تو ذاتی بینا و بصیری و از هر آنچه در این عالَم هستی اتفاق می‌افتد، باخبری.
تو به خوبی می‌دانی در جمعه خونین زاهدان دقیقاً چه اتفاقی افتاد. چه کسانی ظلم کردند و چه کسانی مورد ظلم واقع شدند. شک ندارم که تو همۀ جزئیات را به خوبی می‌دانی، اما باز هم من برایت نامه نوشته‌ام تا با تو از این حادثه بگویم و درددل کنم بلکه خودم قدری آرام شوم.
خدایا، تو به خوبی دیدی که بعد از نماز جمعه چند نفر از درِ اصلی مصلّی به خیابان رازی آمدند و داد و فریاد کردند و به سمت کلانتری 16 حرکت کردند و شعار دادند.
خدایا، تو به‌خوبی دیدی که بیشتر آن نمازگزاران جوان بودند و پرشور و احساساتی. تو دیدی که همه دست‌خالی بودند، و فقط چند نفری به سمت کلانتری سنگ پرت کردند. در عوض مأموران از پشت بام کلانتری ظاهر شدند و خیلی‌هایشان لباس بلوچی به تن داشتند، همه مسلح بودند و با خشم و غضب به سمت نمازگزاران معترض تیراندازی کردند.
خدایا تو دیدی که آن مأموران چون می‌دانستند که مردم مسلح نیستند، ایستاده و بدون آنکه سنگر بگیرند به سمت مردم تیراندازی کردند و به کوچک و بزرگ رحم نکردند. حتی به سمت پیرمردهای سفیدریش تیراندازی کردند و ده‌ها نفر را زخمی و شهید کردند. تو دیدی که آنها حتی به سمت زنانی که پشت دیوارهای مصلی از ترس کز کرده بودند، تیر انداختند و یک زن را شهید کردند.
خدایا تو ذاتی بصیر و بی‌نهایت بینایی و اعتراضات مردم را در نقاط دیگر ایران و جهان دیده‌ای و می‌دانی که در هیچ نقطه از این جهان مأموران به خود اجازه نمی‌دهند چنین کاری کنند، اما وقتی نوبت به مردم بی‌دفاع بلوچ و اهل‌سنّت می‌رسد، همه چیز عوض می‌شود و کار به شلیک گلوله‌های جنگی آن‌هم به بالاتنه و قفسۀ سینه و سر می‌رسد. خدایا تو از درون سینه‌ها با خبری و می‌دانی که تمام آن نمازگزاران بی‌دفاعی که مظلومانه به خاک‌وخون کشیده شدند، آن روز حتی یک درصد فکر نمی‌کردند سنگ‌هایشان با گلوله‌های جنگی به سینه و سرهایشان پاسخ بگیرد و حتی افرادی که در محوطۀ دیوارکشی داخل مصلی در حال ادای نماز هستند هدف آن گلوله‌ها قرار بگیرند.
خدایا، تو دیدی که چه شد و بعد هم شیطنت رسانه‌های داخلی به‌ویژه شبکۀ استانیِ ما را دیدی که دروغ گفتند و دروغ نوشتند و بلافاصله تیتر زدند «حملۀ افراد مسلح به کلانتری در زاهدان»! بارالها! کدام حمله؟ کدام افراد مسلح؟ اگر نمازگزاران آن «افراد مسلح» بودند چرا کسی در کلانتری کشته نشد؟ و اگر این مردم «تجزیه‌طلب» و «تروریست» بودند چرا شعار تجزیه‌طلبانه شنیده نشد؟!
بارالها، تو خدای مظلومانی، تو آگاه و خبیر و علّام‌الغیوبی، فقط تو می‌دانی چه بر مردم ما رفته و بس. تو یاور مظلومانی و درهم‌شکنندۀ ظالمان. ما یاوری غیر از تو نداریم. به دادمان برس. یا الله، مسئولانی را که واقعاً از اصل ماجرا بی‌خبرند و نمی‌دانند که چه اتفاقی افتاده و کاری هم از دست‌شان برمی‌آید، خودت آگاه و باخبرشان بگردان و عاملان و آمران اصلی ماجرا و آنانی را که دیده و دانسته تلاش کردند بر این کشتار وحشتناک سرپوش بگذارند و آن را از همگان پنهان بدارند و ذهن‌ها را منحرف کنند، در همین دنیا چنان رسوا بگردان که سرگذشت‌شان مثل سرگذشت تمام ظالمان درس عبرتی برای همه بشود.

با سپاس و اظهار بندگی و عبدیت
یکی از بندگان مظلوم زاهدانی‌ات

sunnionline

Recent Posts

برگزاری اولین جلسه پارلمان جدید سوریه پس از سقوط بشار اسد

پارلمان جدید سوریه، دیروز یکشنبه (۲۱ تیر ۱۴۰۵) نخستین جلسۀ خود را پس از سقوط…

21 ساعت ago

مروری بر خطبه‌های نماز جمعه اهل‌سنت کشور

سنی‌آنلاین| خطیبان جمعۀ اهل‌سنت در برخی شهرستان‌های کشور در مراسم نماز جمعه (19 تیر 1405)…

2 روز ago

سایه سیاه گرانی نان بر زندگی فرودستان

کوچک شدن سفره مردم پدیده تازه‌ای نیست. این روند سال‌ها پیش با حذف گوشت و…

2 روز ago

«محمد»؛ محبوب‌ترین نام پسرانه در انگلیس

نام «محمد» برای سومین سال متوالی در صدر فهرست محبوب‌ترین نام‌های نوزادان پسر در انگلیس…

3 روز ago

«مذاکره و گفت‌وگو» بهترین راه نجات کشور است

شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید در مراسم نماز جمعه (19 تیرماه 1405)با اشاره به تبعات سنگین جنگ…

4 روز ago

امام‌جمعه شهر طبل قشم درگذشت

شیخ‌ محمدصالح امینی، امام‌جمعه شهر طبل جزیره قشم در استان هرمزگان، سه‌شنبه (۱۶ تیرماه ۱۴۰۵)…

6 روز ago