كشور باستانی چین دارای كهنترین تمدن بشری بوده و پیشینة فرهنگی آن به هزاران سال قبل از میلاد مسیح بازمیگردد. نظام اجتماعی آن 3500 سال پیش تثبیت گردیده و اینك آثار باستانی بهدست آمده در آن، آغاز تاریخ این كشور را در حدود 1300 سال پیش از میلاد، نشان میدهد. جمعیت این كشور كه پهنة وسیعی از آسیای مركزی و خاوری را بهخود اختصاص داده و پرجمعیتترین كشور جهان محسوب میشود، از 56 ملّیت رسمی مانند هان، ژوانگ، هوئی، منچو، میائو، اویغور، یی، توچیا، تبتی، پوئی، تونگ، یائو، كرهای، قزاق و غیره شكل گرفته است.(1) این كشور همچنین دارای 23 استان، پنج ناحیة خودمختار و سه شهرداری (پكن، تیانجین، شانگهای) ـ كه زیر نظر حكومت مركزی فعالیت دارند ـ است.(2)
در حال حاضر پیروان دین اسلام در چین، سومین اقلّیت دینی این کشور بهحساب میآیند. (3) در پكن، پایتخت كشور چین، جمعیت مسلمانان کمتر از 3 درصد از جمعیت 12 میلیونی این شهر را تشکیل میدهد. و امّا آمار مسلمانان چین که اغلب در سه استان «ترکستان شرقی» (سینکیانگ)، «گانسو» و «نینگشیا» ساکن هستند، بهطور دقیق مشخص نیست؛ زیرا هیچ سرشماری قابل اطمینانی تاکنون در این زمینه صورت نگرفته است. آمارهایی که بر پایة تحقیقات میدانی و سرشماریهای غیررسمی استوار است، از ده تا هشتاد میلیون نفر، بسته به وابستگیهای فرقهای ـ مذهبی با ملاحظات سیاسی و اینكه واژة «مسلمان چینی» به چه كسانی بهطور مشخص اطلاق میشود، در نوسان است. بااینهمه، رقمی که بهطور متوسط از جمعیّت مسلمانان چین ارائه میشود، قریب به پنجاه میلیون نفر است.(4) مسلمانان چین از نظر قومی و نژادی بسیار متنوع بوده و در گروههایی همچون ترک، مغول، فارس و چینی قابل تقسیم هستند.(5)
سینکیانگ؛ پنجرهای به سرزمین افسانهای چین
سینکیانگ نام رسمی استانی مسلماننشین در شمال غرب کشور چین است که با مساحتی بالغ بر 900/664/1 کیلومتر مربع و جمعیّتی بیش از 20 میلیون نفر، عنوان پهناورترین استان این کشور را به خود اختصاص داده است. شهر «ارومچی» با مساحتی بالغ بر 3279 کیلومتر مربع، مرکز این استان است و نیز شهر تاریخی «کاشغر» که در مسیر جادة کهن ابریشم قرار دارد، از شهرهای مهم و استراتژیک این استان بهحساب میآید.
این استان مرزی که اکثریت ساکنان آن را مسلمانان ترکتبار از قبایل «اویغور» تشکیل میدهند، یکی از حساسترین مناطق کشور چین نیز بهشمار میرود.
سینکیانگ در طول تاریخ حکومتهای مستقل زیادی را به خود دیده و بهنوعی رشتة اتصال چین با دنیای اسلام بوده است. عنوان قدیمیتر این استان ـ که هنوز هم اویغورهای ساکن در آن ترجیح میدهند محل سکونت خود را با آن عنوان بخوانند ـ «ترکستان شرقی» است. این عنوان در سال 1884 میلادی، در دورة امپراتوری «منچو»، بهدنبال تسخیر این منطقه توسط چینیها، به سینکیانگ که در زبان چینی به معنای «سرزمین نو» است، تغییر یافت.
و امّا ترویج دین اسلام در سینکیانگ به اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم میلادی، و دوران حکومت قراخانیان بازمیگردد؛ دین اسلام ابتدا بهوسیلة قراخانیان وارد کاشغر شد و بعد به یارغند و ختن رسید. این وضعیت از قرن دوازدهم میلادی که سلسلة «لیائو»ی غربی بنیان نهاده شد، تا قرن سیزدهم میلادی که دوران فرمانروایی آن به پایان رسید، ادامه داشت. در این دوران نفوذ دین اسلام از غرب منطقه به سوی شرق آن گسترش یافت و از کاشغر و ختن به «آقسو» و «کوچار» رسید. در قرن سیزدهم و چهاردهم میلادی، «ارومچی»، «تورفان» و نیز برخی از شهرهای دیگری که در نزدیکی قلمروی قراخانیان قرار داشتند، اسلامی شدند.(9)
منطقة سینکیانگ اگرچه از نظر طبیعی بهدلیل وجود شنزارها و صحراهای خشکی همچون صحرای گبی و کویر تکامکان، بیشتر یک سرزمین کویری بهحساب میآید، امّا از نظر معادن و ذخایر زیرزمینی، منطقهای بسیار غنی است که بخش عمدة معادن نفت و گاز چین در آن واقع شده است. در طول سه دهة اخیر، سینکیانگ سالانه چیزی حدود 60 میلیارد دلار برای کشور چین بازدهی اقتصادی داشته است. ضمن اینكه این منطقه دروازة ترانزیت کالا از چین به آسیای میانه نیز بهحساب میآید.(10) چنین موقعیّت استراتژیکی سبب گشته است که دولت چین همواره داعیة مالکیت این سرزمین را داشته و آن را منتهاالیه مرزهای غربی خود بخواند.
از طرفی اویغورها که همواره با مبانی تعریفشدة دولت چین مخالف بوده و آن را رژیمی امپریالیستی و سلطهجو، که سرزمینشان را بهزور ضمیمة خود کرده است، میدانند، در ادوار مختلف سعی کردهاند این منطقه را سرزمینی مستقلّ بهحساب آورده و همواره داعیة استقلال آن را داشته باشند. این امر که خاستگاه اصلی تمام قیامهای خونین مسلمانان اویغور طی سالهای 1997، 1999، 2004 و جولای 2009م. بهشمار میآید، درعینحال موجب شده است نام منطقة سینکیانگ در لیست مناطق پرچالش و بحرانخیز حال حاضر جهان قرار گیرد.
مسلمانان چین و چالشهای پیشرو
زندگی تحت لوای دولتهای غیراسلامی، مشکلی است که برای اقلّیتهای مسلمان ساکن در دنیای غرب بهاندازه کافی ایجاد دردسر کرده است، امّا باید گفت در کشوری همانند چین این مشکل همواره دارای شکلیجدّیتر بوده و مشكلات زیادی را برایمسلماناناینسرزمینآفریدهاست.(11) آنچه در طول سالیان دراز بر مسلمانان چین گذشته و آنان را در میان تمام جوامع مهم مسلمان جهان، به یک اقلّیت ناشناخته و گمنام تبدیل کرده است، بهخوبی بر این ادعا صحّه میگذارد. مسلمانان چین همواره در سکوتی رقّتبار، زیر فشارهای گوناگون قرار گرفته و سرکوب شدهاند.
برخی از صاحبنظران ریشة اصطكاكات موجود میان مسلمانان چین و دولتمردان این كشور را تنها در مسائل غیرمذهبی و غیرایدئولوژیك جستوجو میكنند و معتقدند تعصّب، تبعیض و بیعدالتی عواملی هستند كه مسلمانان چین را بارها و بارها علیه دولت این كشور شوراندهاند، امّا باید یادآور شد كه به هیچوجه نمیتوان مسائل مذهبی و ایدئولوژیك را در این زمینه بیتأثیر دانست.
از یاد نبریم كه دولت چین یك دولت كمونیستی است و بهطور كلّی تمام کشورهای کمونیستی ضمن معارضه با همة ادیان آسمانی، نسبت به اسلام، سیاست خصمانة بهمراتب شدیدتری در پیش میگیرند؛ چراكه کمونیسم در کشورهای زیادی توانسته است بر مسیحیت و دیگر ادیان چیره شود، امّا تاکنون در هیچ کشوری نتوانسته است بر اسلام چیره گردد.(12) بنابراین میتوان گفت، خاستگاه مواردی همچون تعصّب، تبعیض و بیعدالتی كه صاحبنظران از آن بهعنوان عوامل تحریك مسلمانان چین علیه دولت این كشور یاد میكنند، همان دشمنی رژیم كمونیستی چین با اسلام و مسلمانان است كه بر این اساس، باز همه چیز رنگوبویی مذهبی و ایدئولوژیك به خود میگیرد.
ناآرامیهای ماه جولای سال 2009 میلادی در استان سینكیانگ چین نیز اگرچه بهظاهر از یك نزاع قومی میان «هان»های نژادپرست و مسلمانان اویغور، آغاز شد، امّا ریشه در اقداماتی داشت كه دولت چین طی سالهای متمادی بهمنظور اسلامستیزی بدان دستیازیده است.
انزوای جغرافیایی را باید از جمله چالشهایی برشمرد که مسلمانان چینی طی قرون متمادی با آن مواجه بودهاند. آنان در طول سدهها تنها توانستهاند بهطور پراکنده و گاهبهگاه، با مراکز اصلی نشر معارف دینی مسلمانان در خارج از چین، تماس داشته باشند. پیامد این انزوای جغرافیایی، فقر و ضعف در دانش دینی و معارف اسلامی بوده است. تنها در چند سال اخیر با پایان یافتن انقلاب فرهنگی كمونیستی، مدرسهها مجاز شدهاند پاسخگوی نیاز فزایندة دانشآموزان و رهبران دینی بالقوّه باشند و به آهونگها (آخوندها) اجازة تحصیل در خارج مثلاً در پاکستان داده شده است.(13)
همچنین باید یادآور شد كه حکومت مرکزی چین با وعدة توسعة اقتصادی، عقاید مذهبی و فعالیتهای فرهنگی مردمش را بهشدّت کنترل میکند؛ بر همین اساس در اجرای سیاستهای تبعیضآمیز علیه مسلمانان اویغور بسیار فعّالانه عمل کرده است؛ بهگونهای که در فاصلة بین سالهای 1989 تا 1996 میلادی 938 باب مدرسة علوم دینی در منطقة سینکیانگ به صورت تدریجی از فعالیت بازداشته شدهاند. در سال 2005 نیز 37 دانشآموز به جرم آموختن دین اسلام در کلاسهای آموزشی دستگیر شده و تاکنون دانشجویان زیادی به جرم شركت در فعالیتهای دینی، از دانشگاهها اخراج شدهاند.
مسلمانان چینی همچنین در کشورشان با بحرانهایی از قبیل استحالة فرهنگ اسلامی، محرومیتهای شدید اقتصادی، محرومیت از حقوق سیاسی و مدنی، فقدان آزادیهای مذهبی، تبعیض و بیعدالتی، مصادرة مساجد و مراکز دینی، عدم اجرای عادلانة قانون اساسی در مورد آنان، رویکرد ناعادلانة دولت در بخش واگذاری پستها و مناصب دولتی، و نیز محدودیتهای علمی آموزشی، مواجهاند.
در بخشهای اقتصادی با اینكه استخراج نفت از منطقة سینکیانگ در طول چند سال گذشته دو برابر شده، امّا سیاستهای دولت کمونیستی چین باعث شده است مسلمانان کمترین بهره را از این منابع خدادادی ببرند.
در اثر سیاستهای ضداسلامی حکومت مرکزی چین، مردم سینکیانگ زندگی سختی را بهلحاظ اقتصادی میگذرانند. سیاستهای حکومت در این منطقه باعث سیطرة اقتصادی چینیهای «هان» بر مسلمانان و در نتیجه فقر و محرومیت آنان شده است. درحالیکه چینیهای «هان» از بیشترین تسهیلات دولتی برخوردار بوده و از سرمایهگذاریهای بیشتر دولتی بهره میبرند.
تنفر و انزجار شدید چینیهای متعصب نژاد هان ـ که در استان مسلماننشین سینکیانگ درست همان نقشی را بازی میکنند که یهودیان مهاجر در فلسطین اشغالی ـ نسبت به مسلمانان موضوع قابل بحث دیگری است که باید بدان اشاره کرد.
هانها بر این باوراند که اویغورها نازپروردة دولت مرکزی چین بوده و برای توجیه ادعای خود موضوع نداشتن محدودیت تعداد فرزندان اویغورها را مطرح میکنند؛ ازاینگذشته آنان حتّی اویغورها را بیگانه و غیرچینی بهحساب میآورند و این همان چالشی است که بارها قضاوت نادرست هانها را بهدنبال داشته و بهشدّت بر شعلة اختلاف و درگیریهای خونین میان آنان و مسلمانان دامن زده است.(14)
آنچه بیش از همه مسلمانان مظلوم چین را رنج داده و آنها را به قیام و برپایی تجمعات و تظاهرات گسترده وادار نموده است، تلاشهای مرموز مقامات چینی در برهمزدن موازنة جمعیت در منطقة مسلماننشین «سینكیانگ» است.
طی سالهای اخیر دولت چین با تمام قوا تلاش كرده است چینیهای «هان» را به سینكیانگ مهاجرت دهد، بهطوری كه از دهة پنجاه قرن بیستم تاكنون، جمعیت «هان»های منطقه، از 5 درصد به 40 درصد رسیده است. ظاهراً از سال 1990 میلادی كه اویغورها دست به اعتراضاتی گسترده زدند، دولت چین و حزب كمونیست این كشور سعی كردند، به روند مهاجرتها به سینكیانگ سرعت بیشتری ببخشند، تدابیر امنیتی شدیدی در آن منطقه بهكار گرفته و مسائل دینی و مذهبی را نیز در این استان تحت كنترل خود درآورند.(15)
اویغورهای چین و مادری مبارز به نام «ربیعه قدیر»
«ئویغورها»، «یغورها»، «آیغورها» و یا بهعبارتی صحیحتر و درعینحال شناختهشدهتر «اویغورها»، یکی از گروههای قومی ترک بهحساب میآیند که در مناطق شمال غرب چین امروزی زندگی میکنند. به نوشتة سایت دیولت، اویغورها دارای ریشهای مغولی ـ ترکی هستند و از جمعیتی نزدیک به ده میلیون نفر برخوردارند؛ حدود 90 درصد اویغورها در جمهوری خلق چین و سایر آنها در مناطق مرزی قزاقستان و قرقیزستان زندگی میکنند.
اویغورها برای نخستینبار در قرن هفتم میلادی در اطراف رود جیحون سکونت کرده و چندین شهر بنا نهادند. آنها در قرن هشتم میلادی بهسرعت قلمروِ خود را گسترش دادند و بالاخره موفق شدند اوّلین امپراتوری بزرگ خود را ـ که متشکل از دو امپراتوری شرقی و غربی بود ـ در مغولستان امروزی پایهگذاری نمایند. در قرن نهم میلادی پس از جنگهای خونین با قرقیزها امپراتوری اویغورها ازهم پاشید و بخش عمدة اتباع آن به چین مهاجرت کردند. در قرن سیزدهم میلادی پس از محاکمه و اعدام «ایدگوت سالاندی» حاکم بودایی سینکیانگ، به جرم دشمنی با دین اسلام، اویغورها به اسلام گرویدند. در قرن هجدهم میلادی نیز این اقلّیت قومی تسلیم مانچو شد و امپراتوری چین خاک آنها را ضمیمة خود کرد. در قرن نوزدهم میلادی یک جنگسالار اویغور به نام «یاکوب بگ» کوشید که در ترکستانشرقی امپراتوری جدیدی ایجاد کند، امّا چون از پشتیبانی تمام اقوام ترک و مغول در چین برخوردار نبود، سرانجام
و امّا در حال حاضر مسلمانان ترکتبار اویغور که اغلب شهرنشین بوده و به بازرگانی و پیشهوری مشغول هستند، در کشور چین شهروندانی درجة دو محسوب میشوند و در شرایط بسیار دشواری روزگار میگذرانند. چنین وضعیّتی سبب گشته است که اویغورها تاکنون بارها برای استقلال از چین تلاش کنند و دست به شورشهای گسترده بزنند. دولت چین نیز همواره سعی داشته حرکتهای استقلالطلبانه اویغورها را اقداماتی تروریستی بخواند و با این بهانه به سرکوب گسترده شورشهای مردمی بپردازد. در چنین اوضاع آشفتهای چشم امید مسلمانان اویغور به فعالیتهای انساندوستانة بانویی مبارز که او را «ربیعه قدیر» مینامند، دوخته شده است.
خانم «ربیعه قدیر» که اویغورها او را «مادر اویغور» لقب دادهاند، سالها پیش عضو کنگرة ملّی جمهوری خلق چین بود. او که در آن هنگام ثروتمندترین زن چینی نیز بهحساب میآمد، چندی بعد مقام نمایندگی چین در سازمان ملل را تجربه کرد، امّا این ارتباط تنگاتنگ خانم قدیر با دولت چین دوام چندانی پیدا نکرد و جای خود را به کشمکش و تیرگی داد. اعتراضات پیدرپی خانم قدیر نسبت به نقض حقوق انسانی مردم اویغور از سوی دولت کمونیستی چین، به موضعگیری سرسختانة دولتمردان چینی در برابر او انجامید و سرانجام در ماه آگوست 1999 میلادی، راه زندان را پیش روی او قرار داد. قدیر به هشت سال زندان محکوم شد و دو سال از دوران محکومیت خود را در انفرادی گذراند، امّا فشار رئیسجمهور وقت امریکا، جرج دبلیو بوش، و تمرکز سازمانهای حقوق بشر بر این مسئله سبب شد تا وی پیش از پایان دوران محکومیتش آزاد شود. او در ماه مارس 2005 میلادی از زندان آزاد شد و بلافاصله پکن را به مقصد ایالاتمتحدة آمریكا ترک کرد. از آن زمان تا به حال، قدیر در استان ویرجینیای آمریکا ساکن بوده و به فعالیتهای انساندوستانة خود ادامه میدهد.
او هماکنون در مقام ریاست «کنگرة جهانی اویغور» میکوشد تا فریاد مسلمانان اویغور را به گوش جهانیان برساند. «ربیعه قدیر» تأکید میکند که فعالیتهایش انساندوستانه بوده و او به هیچوجه از سوی دولتی بیگانه حمایت نمیشود.(16)
ناآرامیهای اخیر و واکنش مقامات دولتی چین در برابر آن
همه چیز از یک نزاع خونین در واپسین روزهای ماه ژوئن 2009 میلادی آغاز شد. در پی درگیری در كارخانهای، دو شهروند مسلمان اویغور توسط عدهای از هانهای نژادپرست کشته شدند.(17) بهدنبال این حادثه هزاران نفر از مسلمانان شهر ارومچی، روز یکشنبه پنجم جولای 2009 (14 تیر 1388) در اعتراض به سهلانگاری دولت چین در رسیدگی به موضوع قتل دو شهروند اویغور به دست هانهای نژادپرست، دست به تظاهرات گستردهای در خیابانهای این شهر زدند. در پی این تظاهرات مسالمتآمیز، هجوم چینیهای نژاد هان به تظاهرکنندگان و نیز اماکن تجاری و حتّی مساجد آنان، ناآرامیهای شهر ارومچی را وارد فاز جدیدی کرد.(18) دامنة درگیریها رفتهرفته توسعه یافت و هانهای نژادپرست که از حمایت نیروهای امنیتی نیز برخوردار بودند، به حملات خود علیه مسلمانان چین ادامه دادند. ناآرامیها آنچنان ادامه پیدا کرد كه به شهرهای دیگر منطقه نیز کشیده شد. پلیس چین در واکنش به اتفاقات صورت گرفته، با اعزام واحدهای تقویتی به مناطق موردنظر، به سرکوب گستردة تظاهرکنندگان پرداخت و عدة زیادی از آنان را بازداشت کرد. ناآرامیها در روزهای بعد نیز ادامه یافت و آنقدر عمق پیدا کرد که یکی از مقامات رسمی دولت چین از آن به عنوان «مرگبارترین شورش از زمان به قدرت رسیدن دولت جدید چین از سال 1949 میلادی تا به حال» یاد کرد.
خبرگزاری شینهوای چین، تعداد کشتهشدگان در این حوادث را 180 نفر و تعداد مجروحان را 80 نفر اعلام کرد. خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز به نقل از مقامات چینی اعلام کرد که در این حوادث 184 تن کشته و بیش از 1600 تن زخمی شدهاند. این در حالی بود که مردم محلی تعداد کشتهها را بیش از 800 نفر و تعداد مجروحان را بیش از 2000 نفر اعلام میکردند.
خبرگزاری دولتی چین همچنین روز دوشنبه ششم جولای، با بیان اینكه درگیریهای روز یکشنبه در شهر ارومچی، در پی انتشار شایعاتی! مبنی بر حمله چینیها به مهاجران اویغور در جنوب چین، آغاز شده است، نوشت: در جریان این خشونتها، تظاهرکنندگان اویغور به رهگذران حمله کردند و چندین خودرو را به آتش کشیدند.
مقامات دولتی چین همچنین مدّعی شدند تظاهرکنندگان با سلاح سرد و باتوم به فروشگاهها و اماکن عمومی هجوم برده و با استفاده از چاقو، آجر و چوب با مأموران امنیتی درگیر شدهاند. آنان همچنین مسلمانان محلی اویغور را مسئول خشونتها دانستند و با بیان اینكه مسبّبان این ناآرامیها در تلاش هستند که بحرانهای بیشتری را در شهرهای دیگر استان سینکیانگ سازمان دهند، بیشتر کشتهشدگان در درگیریهای اخیر را از اکثریت قومی هان دانستند.
در واکنش به این اظهارات، مسلمانان مخالف دولت چین در استان سینکیانگ، فاش کردند که مأموران پلیس به سوی کسانی که در تظاهرات مسالمتآمیز شرکت داشتند، آتش گشوده و آنان را به خاکوخون کشیدند. آنان همچنین این ادعای مقامات دولتی چین را که تظاهرکنندگان در جریان تظاهرات با ابزاری همچون چاقو، آجر و چوب به رهگذران و اماکن عمومی حملهور شدهاند، دروغ محض دانستند و از تخریب فروشگاهها و اماکن تجاری متعلّق به مسلمانان اویغور توسط هانها خبر دادند. مسلمانان مخالف دولت چین همچنین گفتند گروههایی از اکثریت نژادی هان با چماق و قمه در شهر ارومچی به راه افتادند تا در کنار نیروهای پلیس به سرکوب مسلمانان مظلوم و بیدفاع اویغور بپردازند.
گفتنی است در جریان این حوادث دولت مرکزی چین همچنین با ایجاد اختلال در روند فعالیت رسانههای خبری ارتباطی این کشور، دسترسی به تلفن همراه و اینترنت را کاملاً مختل کرد. در همین راستا سایتهای مهمی همچون توییتر و نیز برخی از وبلاگها فیلتر شدند. از دیگر سو مردم سینکیانگ نیز با ضبط تصاویری از تجمعات خونین خیابانی و ارسال آن به روی وبسایتها، تلاش کردند تحریم رسانهای دولت چین و سانسور خبری شینهوا را خنثی نمایند.
مقامات دولتی چین روز جمعه دهم جولای نیز بهمنظور جلوگیری از اقامة نماز جمعه، دستور پلمب کلیة مساجد شهر ارومچی را صادر کردند. بهدنبال صدور این حکم، نیروهای ضدشورش با خودروهای زرهی تمام خیابانهای منتهی به مساجد این شهر را مسدود کردند. دربهای ورودی مسجد «عیدگاه» در شهر کاشغر که بزرگترین مسجد استان سینکیانگ بهحساب میآید، نیز به روی نمازگزاران این شهر بسته ماند.(19)
سخن پایانی
بدون تردید مسلمانان چین در حال حاضر از جمله اقلّیتهای مسلمانی بهشمار میروند كه تحت شدیدترین فشارها از سوی دولت حاكم بر سرزمین مادریشان قرار دارند. همانگونه كه در ابتدای این نوشتار ذكر شد، دولت چین یك دولت كمونیستی و ضداسلامی است و بدیهی است كه هیچگاه با جامعة مسلمان این كشور به تفاهم نخواهد رسید و فشارها بر مسلمانان چینی همچنان روند رو به رشدی خواهد داشت. در چنین وضعیتی باید از فشارهای بینالمللی بهخصوص از سوی كشورهای اسلامی، بهعنوان تنها سلاح كارآمد در دفاع از مسلمانان مظلوم این سرزمین یاد كرد.
بنابراین انتظار میرود سران كشورهای اسلامی ضمن درك این حقیقت، حفظ روابط دیپلماتیك با دولت كمونیستی چین را بر حمایت خود از مسلمانان مظلوم این كشور ترجیح ندهند و وابستگیهای سیاسی اقتصادی، آنان را به اتخاذ سیاست سكوت و انفعال در برابر چنین جنایاتی واندارد.
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (8 خرداد 1405) در مراسم نماز جمعه زاهدان، اوضاع اقتصادی و…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (6 خرداد 1405) در مراسم عید سعید قربان زاهدان، با اشاره…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید در مراسم نماز جمعه زاهدان (1 خرداد 1405)، مراسم حج را «اجتماع…
شیخالاسلام مولانا عبدالحميد در مراسم نماز جمعه زاهدان (25 اردیبهشت 1405)، با استناد به سورۀ…
سیوپنجمین همایش تجلیل از دانشآموختگان و حافظان قرآن دارالعلوم زاهدان پنجشنبه (24 اردیبهشت 1405) با…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، 18 اردیبهشت 1405 در مراسم نماز جمعه زاهدان، مشکلات معیشتی مردم را…