دكتر يوسف قرضاوي
ترجمه: جهاندار اميني
جهاد به كار گرفتن توان و نيرو در موضعش و به اندازهاي است كه ضرورت جهاد اقتضا ميكند، و البته با دشمن و دشمناني است كه به اسلام و مسلمين تجاوز و تعدي كرده و ايجاد فتنه ميكنند، مسلمانان را از سرزمين خود بيرون ميرانند، به مستضعفين اذيت و آزار ميرسانند، حقوق آنها را ناديده ميگيرند و مملكتشان را به اشغال در ميآورند و مقدسات آنها را هتك ميكنند. جهاد در چنين حالتي مشروع و واجب است: «قاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونكم و لاتعتدوا انّ الله لايحب المعتدين» [بقره: 190]؛ در راه خدا بجنگيد با كساني كه با شما ميجنگند، و تجاوز و تعدي نكنيد زيرا خداوند تجاوزگران را دوست نميدارد.
مشروعيت جهاد در فلسطين
بدون شك بهترين جهاد در عصر حاضر كه به مشروعيت ديني نزديك است، جهاد براي آزادسازي فلسطين اشغالي ميباشد. همان سرزمين اسراء و معراج، سرزمين اقصي و قبلة اول مسلمين و يكي از سه مسجد محترم در اسلام كه خداوند آنرا متصل به مسجدالحرام ميكند، كه ابتداي سفر شبانة پيامبر از مسجدالحرام و انتهايش در مسجد اقصي و سپس به آسمانها بوده است.
«سبحان الذي أسري بعبده ليلاً من المسجدالحرام الي المسجد الأقصي الذي باركنا حوله»[اسراء: 1]؛ تسبيح و تقديس خدايي را سزاست كه بندة خود را در شبي از مسجدالحرام به مسجدالأقصي برد؛ جاييكه دوروبر آنرا پر بركت ساختهايم.
اين سرزمين مقدس به خبيثترين و فاجرترين و شرورترين نوع استعمار مبتلا شده و آن استعمار صهيونيسم نژادپرست، اشغالگر و تروريست وحشي است. كه كرامت و حرمت انساني را ناديده ميگيرند، و بر خود لازم ميدانند كه در مقابل مسلمانان كوچكترين برخورد منصفانهاي نداشته باشند.
اين استعمار با به كارگيري خشونت و وحشيگري، خود را مالك منطقه و سرزميني ميداند كه تا نيم قرن پيش هيچگونه تعلقي به آن نداشته و اكنون با هر حيله و نيرنگي و با كمك گرفتن از آمريكا و انگليس خود را مسلط بر اين سرزمين كرده و مردم آن را آواره گردانيده است.
انديشمندان اسلامي اتفاقنظر دارند كه بر مسلمانان فلسطين واجب است براي بيرون راندن دشمن اشغالگر، پير و جوان و زن و مرد به پاخيزند. و اين واجب عيني، بر تك تك افراد به اندازه تواناييشان رو ميكند. اينجاست كه بعضي از حقوق فردي ساقط ميشود؛ از جمله زن براي رفتن به جهاد نيازي به اجازة شوهر ندارد، و فرزند و خادم نيز نيازي به اجازه پدر و آقاي خود ندارد، چون حقوق اجتماعي از قبيل حفظ و نگهداري، آزادي و امنيت، بالاتر و مهمتر از حقوق فردي شوهران، پدران و … هستند. اما اگر مردم فلسطين از عهدة اين وظيفه، يعني خارج كردن و پاكسازي سرزمين از اشغالگران، برنيامدند، اين وظيفه به كشورهاي همساية مسلمان رو ميكند كه بايد آنها را ياري دهند. و اگر كشورهاي همسايه نيز نتوانستند (همان چيزي كه امروزه مشاهده ميكنيم)، اين وظيفه متوجه دولتها و مردم كشورهاي اطراف آنها و به همين ترتيب نهايتاً همة مسلمانان دنيا خواهد شد، و اين چيزي است كه احكام شرعي و فقه اسلامي و همة مذاهب مختلف آن را تأييد ميكنند. اما واقعيت اين است كه فلسطينيها هر آنچه را كه از دستشان برآمده، انجام دادهاند و كوتاهي نكردهاند. از قبيل تقديم عزيزترين قهرمانان خود در راه مقاومت، عمليات شهادتطلبانه، نبردهاي مختلف در شهرها و اردوگاهها به رغم كمترين امكانات و كمكهاي مالي و نظامي، و با وجود به آتش بستن آنها با توپ و تانك و هواپيما و ويران كردن خانهها، تخريب و به آتش كشيدن مزارع، قلع و قمع درختان، آواره كردن از خانههايشان و در محاصره قرار دادن آنها (محاصرة اقتصادي، غذايي و …) براي تسليم شدن در مقابل خواستههاي شوم صهيونيستهاي خونآشام و جنايتكار. خوشبختانه آنها كوچكترين يأس و نااميدي به خود راه ندادند و سر تسليم در مقابل آنها خم نكردند. اما آنچه كه واضح است نيروهاي فلسطيني تاب مقابله با دشمن اسرائيلي را كه به سلاحهاي خطرناك كشتار جمعي از جمله سلاح هستهاي است، ندارد. بنابراين وظيفه دفاع از فلسطين، بر همسايههاي مسلمان اين سرزمين واجب عيني ميباشد. اما متاسفانه كشورهاي عربي همساية فلسطين، ضعيف و حقير شدهاند و فلسطين را با امكانات ناچيزش در مقابل دشمن سرسخت و ظالمي كه تا دندان مسلح است و هيچ گونه ترحمي ندارد، تنها و رها ساختهاند. با وجود اين مشكلات وظيفة حمايت از مردم و سرزمين فلسطين اشغالي بر همة مسلمانان جهان لازم ميباشد، و بايد كوچك و بزرگ، زن و مرد و همه و همه با تقديم جان و مال خود در راه خدا به اندازة توانايي، اين جهاد مقدس را ياري رسانند. بر مسلمانان واجب است كه اگر گوشهاي از سرزمين اسلامي توسط دشمن غاصب به اشغال درآيد، دفاع كنند. چه برسد به اينكه اكنون كه قبلة اول مسلمانان يعني سرزمين اسراء و معراج به اشغال درآمده است. اما اگر حكومتها از اين وظيفه شانه خالي كردند، بايد مردم مسلمان با هر وسيلة ممكن حكومتها را تحت فشار قرار دهند، از جمله با امر به معروف و نهي از منكر و يا با كمك گرفتن از علما، داعيان، متفكران، روشنفكران، نويسندگان، روزنامه نگاران و…، تا بتوانند اين حقيقت را به حكومتها تفهيم و آنها را وادار به اجابت كنند. چون حكومتها به مردم وابستهاند و نميتوانند از آنها جدا شوند، همانند روح و جسمي كه نميتوانند بدون همديگر حيات داشته باشند. حداقل كار اين است كه حكومت زمينهاي فراهم كند تا فرزندان و جوانان غيور كشور و آنهايي كه توانايي دارند، بتوانند به ياري مقاومت و انتفاضه بروند و به آرزوهاي خود در اين راستا برسند. و قطعاً گروهي خواهند بود كه براي اعلاي كلمةالله با دجال و ايادي آنها به مبارزه برخيزند؛ چرا كه اين جهاد بر مردم فلسطين به صورت خاص و مسلمانان جهان به صورت عام، واجب عيني ميباشد.
عمليات شهادتطلبانه
عمليات شهادتطلبانه كه گروههاي فلسطيني در راستاي مقاومت و انتفاضه انجام ميدهند، داخل در خشونت و تروري كه ما آنرا محكوم و ممنوع ميدانيم، نيست. اگر چه به ظاهر موجب ضربه رساندن به بعضي ديگر ميشود، اما دلايلي در تأييد اين موضوع بيان ميكنيم:
1ـ از آنجا كه رژيم اسرائيل، رژيمي استعماري، نژادپرست و غاصب و رژيمي كاملاً نظامي و تا دندان مسلح است؛ يعني هر شهروند اسرائيلي كه به سن رشد رسيده چه زن و چه مرد، عضوي از ارتش صهيونيستي ميباشد؛ يعني هر اسرائيلي بالفعل يا بالقوه سرباز جنگي محسوب و در هر لحظه آماده حمايت مالي و نظامي از اهداف دولت اشغالگر اسرائيل است و اين واقعيتي است كه به وضوح ديده ميشود و نيازي به اثبات ندارد، بويژه كه آنها خوي نژادپرستي و ادعاي مالكيت فلسطين را در سر دارند و براي نابود كردن طرف مقابل خود حاضرند دست به هر خشونت و جنايتي بزنند.
2ـ صهيونيستها و رژيم اسرائيل يك ويژگي خاص دارند كه آنها را از ساير جوامع بشري متمايز ميسازد و آن خوي زورگويي و جنگطلبي است كه با پشتوانة حمايتهاي محكم و همجانبة دولتهاي آمريكا، روسيه و كشورهاي اروپايي اعمال ميگردد. ازاينرو سرزميني را كه هيچ تعلقي به آنها ندارد، اين چنين اشغال كرده و ادعاي مالكيت آن را دارند و براي اين هدف فلسطين را مستعمرة خود ساخته و به راحتي مردم را از خانه و كاشانهشان بيرون ميرانند و دست به هر نوع ترور و خشونتي ميزنند. اينجاست كه بر همة اقشار مردم از پير و جوان گرفته تا زن و مرد، لازم و ضروري است كه به اندازة وسع و توان خويش جهاد در فلسطين را ياري دهند و در مقابل اين استعمارگر زورگو و غاصب مقاومت و آنها را از سرزمين مقدس قدس بيرون برانند. علما و انديشمندان اين جهاد را، جهاد اضطراري ميدانند و اهميت اين جهاد به اندازهاي زياد است كه ميتوان آن را يك اصل اساسي ناميد؛ و اگر در اين بين كودكان و ناتوانان نيز كشته شوند، اين كشتهشدنها كه به تبع صورت ميگيرند، فرع آن مسئله به حساب ميآيند. با توجه به اينكه با گذشت زمان، خوي جنگافروزي و زورگويي اين اشغالگران از بين نميرود و شهروندان اسرائيلي از صفت نظاميگري و تجاوزگري خود دست بر نميدارند؛ پس بايد مقاومت و جهاد ادامه داشته باشد: «الا لعنة الله علي الظالمين»[هود: 18]؛ بدانيد كه لعنت خداوند بر ستمكاران است.
3ـ شريعت اسلامي كه تنها مرجع همة امورات زندگي ما ميباشد، دو صفت را براي غيرمسلمانان برميشمارد و آن «صلحطلب» يا «جنگطلب» است.
اگر صلحطلب بودند، اين امري پسنديده و مطلوب ما نيز ميباشد و ما با آنها صلح و سازش ميكنيم. و اما اگر جنگطلب بودند، ما نيز مقابله به مثل ميكنيم و با آنها ميجنگيم. همانطور كه خداوند ميفرمايد: «واقتلوهم حيث ثقفتموهم و أخرجوهم من حيث أخرجوكم و الفتنة أشد من القتل و لاتقتلوهم عند المسجدالحرام حتي يقاتلوكم فيه فان قاتلوكم فاقتلوهم كذالك جزاء الكافرين. فإن انتهوا فإن الله غفور رحيم. و قاتلوهم حتي لا تكون فتنة و يكون الدين لله فإن انتهوا فلا عدوان إلا علي الظالمين»[بقره: 193 ـ 191]؛ هر جا آنها را (كه آغازكنندگان جنگ بودهاند) يافتيد، بكشيدشان، و از آنجا كه شما را بيرون كردهاند، آنان را بيرون كنيد، و (بدانيد كه) فتنه بدتر از قتل است. و با آنان در كنار مسجدالحرام كارزار نكنيد مگر آنگاه كه آنان با شما بستيزند، پس اگر با شما جنگيدند، ايشان را بكشيد. سزاي كافران اينچنين است. و اگر دست نگه داشتند (بدانند كه) خداوند آمرزندة مهربان است. و با آنان پيكار كنيد تا فتنهاي باقي نماند و (دين) تنها دين خدا باشد. و اگر دست نگه داشتند، (بدانيد كه) ستم (و تجاوز)، جز بر ستمكاران روا نيست.
در سورة ممتحنه نيز ميفرمايد: «لاينهاكم الله عن الذين لميقاتلوكم في الدين و لميخرجوكم من دياركم أن تبروهم و تقسطوا اليهم ان الله يحب المقسطين. انما ينهاكم الله عن الذين قاتلوكم في الدين و أخرجوكم من دياركم و ظاهروا علي اخراجكم أن تولّوهم و من يتولهم فأولئك هم الظالمون»[ممتحنه: 8 و9]؛ خداوند شما را باز نميدارد از اينكه با كساني كه با شما به خاطر دين نجنگيدهاند و شما را از خانههايتان بيرون نكردهاند، نيكي كنيد و در حق آنان به عدل و داد رفتار كنيد؛ بيگمان خداوند دادگران را دوست دارد. بلكه خداوند شما را باز ميدارد از دوستي ورزيدن با كساني كه به خاطر دين با شما جنگيدهاند و از شهر و ديارتان بيرون راندهاند و براي اخراج شما (ديگران را) پشتيباني كردهاند؛ و كساني كه با آنان دوستي كنند ظالم و ستمكارند.
پس موضع مسلمانان در برابر گروه اول، يعني گروه صلحطلب، برخورد همراه با انساندوستي و عدالت است. و اما در برابر گروه دوم، يعني جنگطلبان، اشغالگران و زورگويان، برخوردي همانند برخورد آنان و در واقع مقابله به مثل ميباشد.
4ـ جمهور فقهاي مسلمان بر اين مسئله اتفاق دارند كه اگر سپاه دشمن در جنگ با مسلمانان، گروهي از مسلمانان را به عنوان سپر در جلو سپاه خود قرار داده بودند تا اولين تيرها به آنها اصابت كند، در اين حالت به سپاه مسلمانان اين اجازه داده شده كه به ناچار اين گروه مسلمان را كه به زور در اول سپاه كفر قرار داده شدهاند، بكشند. در غير اين صورت نيروهاي دشمن پيشروي ميكنند و هم سپاه و هم نسل و سرزمين اسلامي را قلع و قمع كرده و به خاك و خون ميكشند. بنابراين براي دفاع از يك اصل اساسي (اسلام) ميبايستي عدهاي فدا شوند و اين از موارد فقه موازنات بين مصالح و مفاسد ميباشد. و چون كشتن عدهاي مسلمان كه به اكراه سپر دشمن قرار گرفتهاند، جايز ميباشد، پس كشتن دشمنان غيرمسلمان براي آزادسازي سرزمين اشغال شده به هر طريقي جايز ميباشد.
5ـ دو نوع احكام داريم: احكامي كه مربوط به وضع عادي و مسالمتآميز هستند و احكامي كه مربوط به حالت اضطرار و تنگنا ميباشند. چنانكه براي فرد مؤمن در حال اضطرار امتياز و شرايطي وجود دارد كه در غير اين حالت وجود ندارد؛ مثلاً خوردن گوشت مردار (حيوان خودمرده) و خون و گوشت خوك را خداوند در قرآن حرام گردانيده است، اما در صورت اضطرار به استفاده از آن رخصت داده است: «فمن اضطر غير باغ و لا عاد فلا أثم عليه»[بقره: 173]؛ اگر كسي بي آنكه سركش و تجاوزكار باشد (به خوردن گوشت مردار و خون و گوشت خوك) ناچار گردد، گناهي بر او نيست.
فقها بر همين اساس قاعدة فقهي «الضرورات تبيح المحظورات» [ضرورتها محرمات را مباح ميگرداند] را استخراج كردهاند. لذا در اين شكي نيست كه برادران فلسطيني ما در حالت اضطرار هستند و اين وضعيت سخت آنها را مجبور ميكند دست به عمليات شهادتطلبانه بزنند تا دشمنان غاصب سرزمينشان را از بين ببرند و ترس و وحشت را در دل دشمنان غاصبشان بيندازند و زندگي را بر آنها سخت كرده و هر نوع آسايش را از آنان سلب نمايند تا هر چه سريعتر به فكر فرار و بازگشت به كشورهايشان بيفتند. و اگر دست به اين عمليات شهادتطلبانه نزنند، مجبور به تسليم در مقابل زورگوييها خواهند شد و همه چيزشان را از دست خواهند داد و هيچ حقوقي به آنها تعلق نخواهد گرفت.
در وضعيتي كه رژيم صهيونيستي با كمكها و حمايتهاي مالي و نظامي و با توپ و تانك و هواپيما و كشتيهاي جنگي به جنگ فلسطينيها ميرود، آنها هيچ سلاحي ندارند كه با اين دشمن اشغالگر و تجاوزكار مقابله كنند و خواب و راحت آنها را سلب كنند و امنيت و آسايش را از آنها بگيرند مگر با همين «بمبهاي بشري»؛ يعني همان زنان و مردان فلسطينياي كه خود را در ميان دشمنشان منفجر ميسازند. و اين تنها سلاحي است كه دشمن آنها به آن دسترسي ندارد، حتي اگر آمريكا با ميلياردها دلار و قويترين جنگافزارها او را حمايت كنند. اين سلاحي است كه صاحب و دارندة آن تنها خداوند متعال است و فقط آن را به اهل ايمان هديه ميدهد، و اين عدالتي الهي در زمين است و تنها صاحبان بصيرت ميتوانند حقيقت آن را فهم و درك كنند. اين اسلحة ضعيف و مظلوم در برابر قوي و زورگوست: «و ما يعلم جنود ربك الا هو»[مدثر: 31]؛ لشكرهاي پروردگارت را جز او كسي نميداند.
شبهات مخالفين و پاسخ آنها
مخالفين بر عمليات شهادتطلبانه، شبهات ذيل را وارد ميكنند:
1ـ اين عمليات يك نوع خودكشي و در مهلكه انداختن نفس ميباشد كه اين از بزرگترين محرمات در اسلام است؟
2ـ در اين عمليات افراد عادي كشته ميشوند، از جمله زنان و كودكان كه قتل آنها در اسلام ممنوع و حرام است و حتي در رويارويي با دشمن، كشتن افراد بيسلاح ممنوع شده، چه برسد به شهروندان غيرنظامي و بيطرف؟
3ـ اين عمليات باعث ويراني و خسارتهايي براي خود فلسطينيان ميشود؛ چون صهيونيستها براي انتقام اين كارها، دست به قتل و كشتار و نابود كردن و به آتش كشيدن همه چيز ميزنند، حتي اگر عمليات شهادتطلبانه جايز باشد، با توجه به نتايج و آثار زيانبار آن، ممنوع خواهد شد، چون اهداف و نتايج نيز از نظر اسلام موردنظر هستند.
اينك ما به تك تك اين شبهات پاسخ ميدهيم:
1ـ عمليات شهادتطلبانه مقولهاي جدا از خودكشي است و آنهايي كه اين عمليات را خودكشي و قتل نفس ميدانند، كاملا" در اشتباهاند؛ چون اهداف اين عمليات با خودكشي كاملا" متفاوت است و اگر كسي اين دو مسئله را بدرستي تجزيه و تحليل كند، تفاوت فاحش آنها را ميتواند به راحتي درك كند. فردي كه دست به خودكشي ميزند، خودكشياش يا ناشي از شكست و ناكامي در زندگي است، يا ناكامي در عشق و يا در بنبست قرارگرفتن است، و هنگامي كه خود را در مقابل مشكلاتي كه برايش پيش آمده ناتوان ميبيند، تصميم به فرار از زندگي ميگيرد و خود را از بين ميبرد. اما فرد شهادتطلب اين كار را نه تنها به خاطر خودش نميكند، بلكه به خاطر هدف مهمتري كه همة فداكاريها فداي آن ميشود و آن تقديم عزيزترين گوهر زندگي يعني جان، به خداوند متعال است تا در مقابل بهشت را از او بخرد: «ان الله اشتري من المؤمنين أنفسهم و أموالهم بأنّ لهم الجنة يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون»[توبه: 111]؛ خداوند از مؤمنان جانهايشان و اموالشان را به (بهاي) آنكه بهشت براي آنان باشد، خريده است. در راه خدا جنگ ميكنند و ميكشند و كشته ميشوند.
پس اگر فردي با خودكشي از زندگي فرار ميكند، نشان از ضعف اراده و شخصيت اوست، و اما مجاهد شهادتطلب پيشقدم، شجاع و بااراده است و هدفش جلب رضايت خداوند است: «و من الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله»[بقره: 207]؛ و از مردمان كسي هست كه از جانش براي كسب خشنودي خدا ميگذرد.
2ـ و اما در مورد اينكه اين عمليات به كودكان، زنان، سالمندان و ديگر شهروندان عادي يهودي آسيب ميرساند، توضيح داديم كه رژيم صهيونيستي رژيمي است كه همة شهروندان آن عضو ارتش اسرائيل هستند، و اما به نسبت كودكان بايد گفت كه هدف شهادتطلبان كشتن آنها نيست و نخواهد بود. اما كشتار آنها به دنبال هدف اصلي و به تبع آن صورت ميگيرد كه ضرورت اينگونه اقتضا ميكند از جمله مباح شدن محرمات و ساقط شدن واجبات.
3ـ و اما مسئلة تبعات اين قبيل عملياتها براي مردم فلسطين؛ اگر اين اشكال مطرح گردد كه اسرائيل در انتقام از عملياتهاي شهادتطلبانه، چندين برابر تلافي ميكند و اين عامل تخريب و از بين رفتن سرزمين فلسطين ميشود، بايد گفت كه اولاً اسرائيل هميشه آغازگر شرارت و نزاع بوده و مقاومت نيز در تلاش بوده كه آنها را طرد و از خود دفاع كند و اين مثل روز روشن واضح و آشكار است و كسي نميتواند منكر اين واقعيت گردد؛ چنانكه اسرائيل در قوانين بينالمللي كشوري اشغالگر معرفي شده و از فلسطينيان به عنوان مدافعان سرزمين خود ياد شده است.
ثانياً: اين خوي وحشيگري و دشمني اسرائيل، از گذشته تا امروز بوده و هست و كاري جز كشتار مردم و توقيف و تصرف اموال آنها ندارند و اين وحشيگري كه جزو سرشت آنهاست لايتغير است و اگر فلسطينيان اين سلاحهاي ناچيز و عمليات استشهادي را كنار بگذارند، اسرائيليها اينبار راحتتر به كشتار آنها و تخريب سرزمينشان اقدام ميكنند.
ثالثاً: معقول و پسنديده نيست كه خسارات وارده از جانب اسرائيليها را بر فلسطين بزرگ بپنداريم و آثار عمليات شهادتطلبانه را در رژيم صهيونيستي از جمله ترس و وحشتي كه در دل آنان خانه كرده است و احساس ناامني روزافزوني كه بسياري از آنان را به فكر كوچ كردن انداخته است و يا وادار به فرار كرده است، و يا تأثيرات بسزايي را كه اين عملياتها بر سياست، گردشگري، اقتصاد و … اسرائيل گذاشته است، ناديده بگيريم. پوشيده نيست كه اسرائيل و آمريكا در پشت قضيه با به كارگيري هر نوع حيله و تبليغات در تلاشند تا چهرة عمليات شهادتطلبانه را مخدوش و به هر وسيلة ممكن، حتي با صرف هزينههاي كلان، آن را متوقف كنند و از آن جمله است تشويق حكومت خودگردان فلسطين براي سركوب مقاومت به بهانة مبارزه با تروريسم.
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (8 خرداد 1405) در مراسم نماز جمعه زاهدان، اوضاع اقتصادی و…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (6 خرداد 1405) در مراسم عید سعید قربان زاهدان، با اشاره…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید در مراسم نماز جمعه زاهدان (1 خرداد 1405)، مراسم حج را «اجتماع…
شیخالاسلام مولانا عبدالحميد در مراسم نماز جمعه زاهدان (25 اردیبهشت 1405)، با استناد به سورۀ…
سیوپنجمین همایش تجلیل از دانشآموختگان و حافظان قرآن دارالعلوم زاهدان پنجشنبه (24 اردیبهشت 1405) با…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، 18 اردیبهشت 1405 در مراسم نماز جمعه زاهدان، مشکلات معیشتی مردم را…