خطیب مراسم نماز جمعه اهلسنت خواف طی سخنانی در این مراسم، با بیان اینکه «اختلافنظر امری طبیعی و فطری است و سبب رشد جامعه میشود»، علت اختلافاتی که منجر به جنگ و خونریزی میشود را "بیتقوایی"، "خودخواهی" و "بدگمانی نسبت به یکدیگر" دانست.
مولوی خیرالله نیکخوی، مدرس حوزه علمیه احناف خواف، در مراسم نماز جمعه اهلسنت خواف (7 آبان ماه 95)، با اشاره به تفاوت اندیشه بین انسانها خاطرنشان کرد: اختلافنظر امری طبیعی و فطری است؛ خداوند متعال میفرماید: «وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِلْعَالِمِينَ» [روم:21] (و از نشانه هاى [قدرت] او، آفرينش آسمانها و زمين و اختلاف زبانهاى شما و رنگهاى شماست؛ قطعا در اين [امر نيز] براى دانشوران نشانههايى است.) اما متاسفانه امروزه این اختلافنظرها در دنیا تبدیل به دشمنی و نزاع، به خصوص در بین مسلمانان شده است. در جامعه جهانی نیز این اختلافنظرها باعث ترور، کشتار و قتل زنان و کودکان و… شده است.
وی در ادامه افزود: امروزه مشاهده میکنیم که در بین زن و شوهر یا اعضای یک خانواده اختلاف وجود دارد که منجر به طلاق یا ترک صله رحم میشود. تأسف بیشتر اینکه اختلاف در بین مذاهب به حدی است که مسلمانان یکدیگر را تکفیر میکنند.
مولوی نیکخوی در بیان حکمت اختلافنظر اظهار داشت: همانطور که تفاوت رنگها، نژادها، زبانها و گویشها باعث شناخت انسانها از یکدیگر میشود، اختلافنظر انسانها نیز باعث رونق و شادابی جهان میشود. خداوند متعال میفرماید:«وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ» [هود:118] (و اگر پروردگار تو مىخواست قطعا همه مردم را امت واحدى (دارای یک زبان و عقیده) قرار مىداد در حالىكه پيوسته در اختلافاند.)
استاد برجسته حوزه علمیه احناف خواف بیان کرد: اگر در جامعهای اظهارنظرها سرکوب شوند، آن جامعه به یکنواختی و مُردگی تبدیل میشود. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم اختلاف امت را رحمت دانستند. همین اختلافنظر فقها سبب رشد علمی در جامعه اسلامی شده است.
وي در زمینه اختلافات بین مذاهب تصریح کرد: اختلافاتی که در بین مذاهب و فقها بروز میکرد، توأم با احترام، حُسننیت و خیرخواهی نسبت به یکدیگر بوده است. اما زمانیکه اختلافنظرها با بدبینی، کینه و مقابله توأم شود، تبدیل به مجادله و دشمنی میگردد که چنین اختلافنظری مذموم و ناپسند است.
مولوی خیرالله در ادامه افزود: عموماً مجادله از طرف انسانهای ناآگاه شروع میشود. درحالیکه خداوند متعال به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم میفرماید: «ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» [نحل:125] (با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت بده و با آنان به [شيوهاى] كه نيكوتر است مجادله نما.)
مولوی نیکخوی در ادامه با اشاره به آیهی «وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِي الْكِتَابِ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ» [بقره:176] در تشریح واژه «شقاق» خاطرنشان کرد: هنگامیکه مجادله شدت پیدا کند و رنگ دشمنی و غلبه به خود بگیرد، به آن «شقاق» میگویند که این از بدترین نوع اختلاف و مذموم است. شقاق دارای سه نوع است: اول: مخالفت با الله و قرآن؛ مخالفت با انبیا و سنتها و روشهای حکیمانه آنان؛ یعنی کسی حق ندارد روش پیامبر و دیگر انبیا را نقد کند و زیر سوال ببرد. اما متأسفانه بعضی افراد، سنتهای پیامبر اکرم را زیر سوال میبرند و آنها را مربوط به همان زمان میدانند، درحالیکه این شقاوت و گناه است.
استاد حوزه علمیه احناف خواف «مخالفت با صحابه» را جزو انواع شقاق دانست و خاطرنشان کرد: مخالفت با روش صحابه کرام نیز نوعی شقاق است، چنانکه خداوند متعال میفرماید: «فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ» [بقره: 137] (پس اگر آنان [هم] به آنچه شما(صحابه) بدان ايمان آوردهايد ايمان آوردند قطعا هدايت شدهاند ولى اگر روى برتافتند جز اين نيست كه سر ستيز [و جدايى] دارند.) صحابه کرام با عبادت و اخلاص خود، با تبعیت از روش حکیمانه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم مورد رضایت و تأیید خداوند متعال قرار گرفتند.
وی در ادامه تاکید کرد: اختلافی سبب رشد و رونق جامعه میگردد که مستند به آیات قرآنی و احادیث نبوی باشد. چنانکه از هیچ یک از فقها ثابت نشده که در مقابل کلام خدا و احادیث پیامبر بایستند و مقابله نمایند.
اختلافنظر ائمه مجتهدین توأم با احترام و حُسن نیت بود
مدرس حوزه علمیه احناف خواف در ادامه به اختلافنظرهای ائمه مجتهدین اشاره کرد و گفت: اختلافنظری که در بین ائمه مجتهدین و فقها وجود داشت، توأم با احترام و حُسن نیت بود و عداوت و دشمنی در آن راهی نداشت. اما متأسفانه امروزه افرادی به خود جرأت میدهند که ائمه مجتهدین و فقهای دین را مورد انتقاد قرار داده و گاهاً به آنها اهانت کنند که این عمل ناپسندی است. اگر ائمه و فقها با هم اختلافنظری داشتند، از هیچکدام ثابت نشده که نسبت به شخصیت دیگری سخن ناسزایی گفته باشند یا وی را باطل شمرده باشند.
مولوی نیکخوی خاطرنشان کرد: جای تأسف است که انسانهایی که نه خودشان مجتهد هستند و نه نظرات آنها را شنیدهاند، یک آیه یا حدیثی را قرائت میکنند و با فکر و نظر خود استدلال میکنند و مسائل فقهی مذاهب را مورد تمسخر و انتقاد قرار میدهند که این اختلاف در حقیقت نوعی از «شقاق» است. در شهری که مردم حنفیمذهب هستند، مناسب نیست کسی برداشت شخصی خود را از یک حدیث به رخ دیگران بکشد و به گوش جوانان ناآگاه نجواها و وسوسههایی کند که آنها را در مورد مذهب و فقهشان متردد نماید. آنهایی که درس فقه و اصول میخوانند و دلایل فقها را مشاهده میکنند، میدانند که امام ابوحنیفه و سایر ائمه رحمهمالله، مسائل خود را از کجا استخراج و چگونه استنباط کردهاند.
وی خطاب به نمازگزاران یادآور شد: اگر بخواهیم در بحث اختلافنظرها یک بررسی ساده داشته باشیم، این اختلافنظرها در بین صحابه کرام نیز وجود داشته است. حضرت ابوبکر و عمر رضیاللهعنهما در پارهای از مسائل با هم اختلافنظر داشتند؛ به عنوان مثال: حضرت ابوبکر رضیاللهعنه معتقد بود که مال غنیمت باید در بین همه مسلمانان به طور یکسان تقسیم شود، اما حضرت عمر رضیاللهعنه به ایشان فرمودند: کسانی که در جنگ بدر و اُحد با پیامبر حضور داشتند و سختیها را تحمل کردند باید سهم آنان از دیگر صحابه بیشتر باشد و کسانی که دیرتر مسلمان شدند باید سهم کمتری به آنها اختصاص داده شود. همچنین حضرت ابوبکر رضیاللهعنه بر این عقیده بود که باید با مانعین زکات جنگ شود، اما حضرت عمر رضیاللهعنه میفرماید: آیا کسی که کلمه شهادتین را گفته اما زکاتش را ادا نمیکند باید کشته شود؟ استدلال حضرت ابوبکر رضیاللهعنه این بود که چنین افرادی در حقیقت از حکومت اسلامی سرباز زدند و سرکشی کردهاند.
وی در ادامه گفت: حضرت ابوبکر رضیاللهعنه در روزهای پایانی عمرشان، حضرت عمر را فراخواند و از ایشان سوال کرد: نظر شما در مورد مال غنیمت و تقسیم آن و جنگ با مرتدین چیست؟ حضرت عمر فرمود: نظر امروز من مثل نظر دیروز من است. سپس حضرت ابوبكر فرمود: اگر شما را برای خلافت پيشنهاد كردم، با آن مخالفت نکنی. ایشان سوال کردند: چطور مرا پیشنهاد میكنيد درحالیکه در پارهای از مسائل با شما مخالفم؟ فرمودند: من مردی را لایق جانشینی میدانم که اگر سخنی بر زبان میراند با پُری دهان بگوید؛ یعنی در گفتهاش استوار باشد.
مولوی نیکخوی در ادامه به اختلافنظر حضرت ابوبکر و حضرت فاطمه رضیاللهعنهما در مورد قضیه فدک اشاره کرد و گفت: در بین حضرت ابوبکر و حضرت فاطمه رضیاللهعنهما در مورد قضیه فدک اختلافنظر بود. حضرت عایشه رضیاللهعنها نقل میکند: حضرات فاطمه و حضرت عباس خدمت حضرت ابوبکر رضیاللهعنهم آمدند و سهم میراث خود را از فدک و خیبر درخواست کردند. حضرت ابوبكر رضیاللهعنه اظهار داشتند: من از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم شنیدم که فرمودند: ما جماعت انبیا ارث بهجا نمیگذاریم و آنچه باقی بماند صدقه و متعلق به بیتالمال است. جز این نیست که خاندان محمد صلیاللهعلیهوسلم از این مال میخوردند، و من (ابوبکر) نیز چنین عمل خواهم کرد. اما این مال بیتالمال است و تقسیم آن به خلیفه بستگی دارد که چطور بین اهل بیت، فقرا و مساکین و گروههای پنجگانه تقسیم کند. در این مجلس حضرات علی، فاطمه، عباس، ابوبکر و سایر صحابه رضواناللهعليهم حضور داشتند، اما حضرت علی وقتی حدیث پیامبر را میشنود فوراً میپذیرد و تا آخر عمر خود حرفی از فدک مطرح نمیکند. اگر به منابع اهلسنت و تشیع نگاهی بیندازیم، درمییابیم که حضرت علی رضیاللهعنه حتی در دوران خلافتشان با وجود قدرت و تصمیمگیری، حرفی از مال فدک و خیبر به میان نیاورد.
سخنران این هفته نماز جمعه اهلسنت خواف «تقوا» و «گفتوگو» را راه برونرفت از اختلافات عنوان کرد و گفت: منشأ اختلافاتی که در جهان اسلام وجود دارند و منجر به جنگ و خونریزی میشوند، بیتقوایی، خودخواهی، نیرنگ و بدگمانی نسبت به مسلمانان است. اگر در همین مسائل جهان امروز، خدا مدنظر باشد و راه گفتوگو در پیش گرفته شود یا به وحدتنظر میرسند یا به وسعتنظر. اما متأسفانه مسلمانان امروزی به خاطر بدبینی و زیادهخواهی که هر کسی تصور میکند او اسلام ناب را تصاحب کرده است و کسی دیگر بر حق نیست، به جایی رسیدهاند که دیگر مسلمانان را گمراه میدانند و بهجای اینکه قدرت خود را برای گسترش اسلام در بین کفار صرف کنند، برای از بینبردن مسلمانان بهکار میگیرند. تاسفبارتر این است که مسلمان، مسلمانی دیگر را تکفیر میکند و برای از بین بردن وی، دست در دست کفر قرار میدهد و از آنها کمک میگیرد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: علت اینکه ما مسلمانان از طرف خداوند متعال نصرت و یاری نمیشویم، این است که میخواهیم مسلمان را با قدرت کفر از بین ببریم؛ درحالیکه خداوند متعال میفرماید: «وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ» [هود:113] (و به كسانی كه ستم كردهاند متمايل نشويد كه آتش [دوزخ] به شما میرسد و در برابر خدا براى شما دوستانى نخواهد بود و سرانجام يارى نخواهيد شد.)
منبع: پایگاه اطلاعرسانی حوزه علمیه احناف خواف
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (8 خرداد 1405) در مراسم نماز جمعه زاهدان، اوضاع اقتصادی و…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (6 خرداد 1405) در مراسم عید سعید قربان زاهدان، با اشاره…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید در مراسم نماز جمعه زاهدان (1 خرداد 1405)، مراسم حج را «اجتماع…
شیخالاسلام مولانا عبدالحميد در مراسم نماز جمعه زاهدان (25 اردیبهشت 1405)، با استناد به سورۀ…
سیوپنجمین همایش تجلیل از دانشآموختگان و حافظان قرآن دارالعلوم زاهدان پنجشنبه (24 اردیبهشت 1405) با…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، 18 اردیبهشت 1405 در مراسم نماز جمعه زاهدان، مشکلات معیشتی مردم را…