اساس عبودیت و بندگی بر تصحیح عقیده و ایمان استوار است. كسی كه در عقیدهاش خلل وارد شود یا ایمانش دستخوش فساد گردد، هیچ عمل و عبادتی از او پذیرفته نمیشود. و امّا كسی كه عقیدهاش صحیح و ایمانش درست باشد، عمل اندك او بسیار تلقّی میشود. ازاینرو، بر هر انسانی لازم است كه برای تصحیح عقیده و ایمانش از هیچ كوششی دریغ نورزد، و تحصیل ایمان و تصحیح عقیده را هدف نهایی زندگی خود قرار دهد و از این مهم به هیچ قیمتی كوتاه نیاید و در این راستا لحظهای تأخیر نكند.
مراتب چهارگانه توحید از دیدگاه امام شاهولیالله دهلوی:1ـ واجبالوجود، فقط ذات الله است و هیچ موجود دیگری واجبالوجود نیست؛
2ـ آفریننده عرش و آسمانها و زمین و كلیه موجودات عالم هستی، فقط الله است؛
كتابهای آسمانی در مورد این دو مرتبه توحید، زیاد بحث نكردهاند و مشركان عرب و یهود و نصارا نیز در اینباره اختلافی نداشتند؛ بلكه قرآن مجید تصریح میكند كه نزد آنان این دو مرتبه توحید از مسلّمات بودند.
3ـ هر آنچه در آسمانها و زمین است تدبیر و فرمانروایی آن، فقط به دست «الله» است؛
4ـ اینكه بهجز «الله» هیچكس شایسته و مستحقّ عبادت نیست.
مرتبه سوّم و چهارم لازم و ملزوم یكدیگراند. قرآن مجید در این دو مورد، مفصّل بحث میكند و به شبهات و ایردات كفّار قاطعانه پاسخ میگوید و آنها را ردّ میكند.
از این امر، این حقیقت روشن میشود كه شرك فقط در این منحصر نیست كه انسان احدی را با خدا همتا و برابر قرار دهد؛ بلكه حقیقت شرك، این است كه انسان هر كاری را كه شعار عبودیت و بندگی است و خداوند آن را به ذات خود اختصاص داده است، برای كس دیگری انجام دهد؛ مانند اینكه برای غیرِ خدا سجده نماید، یا نذر و ذبح برای غیر الله بكند، یا هنگام مشكلات از غیر خدا استغاثه كند، یا اعتقاد داشتن به اینكه جز خدا كس دیگری هر كجا حاضر و ناظر است و قدرت تصرّف دارد. اینها اموری هستند كه موجب شرك میگردند و انسان با انجام دادن آنها مشرك میشود؛ اگرچه معتقد باشد كه آن انسان یا فرشته و جن كه برایش سجده میكند یا ذبح و نذر مینماید، یا از او كمك و حاجت میطلبد، از خداوند متعال، جایگاهش پایینتر است و آفریدگار فقط خداست و این موجود، بنده و مخلوق است.
در این خصوص، هیچ فرقی میان انبیا و اولیا و جنها و شیاطین و دیو و پریها وجود ندارد. پس هركسی با آنها چنین سلوك و رفتاری بكند مشرك میشود. بههمین دلیل، خداوند متعال، یهود و نصارا را كه درباره علما و راهبان خود، مبتلای غلوّ شده بودند مانند مشركان نكوهش كرده و آنان را واجد اوصاف مشركان و بتپرستان دانسته است، و همانطور كه بر مشركان منحرف و گمراه، اظهار خشم نموده، یهود و نصارا را نیز مورد خشم و غضب قرار داده است؛ چنانكه میفرماید: «إتّخذوا أحبارهم و رهبانهم أرباباً من دون الله و المسیح ابن مریم و مآ أمروا إلّا لیعبدوا إلهاً واحداً لآ إله إلا هو سبحانه عمّا یشركون»[توبه: 31]؛ كشیشان و دیرنشینان خود را به جای خداوند، به خدایی گرفتهاند، و [نیز] مسیح بن مریم را [به خدایی گرفتهاند]؛ حال آنكه فرمان نیافتهاند مگر آنكه معبود یگانه را بندگی كنند. معبود [راستینی] جز او نیست. او از آنچه شرك میآورند، [بس] پاك [و منزّه] است.
[آیین زندگی در پرتو كتاب و سنّت، ص 81 ـ 84]