خاطراتی از حضرت مولانا عبدالعزیز-رحمه الله-

گردآوری وتدوین: عبدالباسط بزرگزاده
قرعه‌كشی برای انتخاب محل تأسیس مدرسه عالی دارالعلوم زاهدان
مولانا در سال 1349 هـ‌.‌ش. در نظر داشت مسجد و مدرسة دینی‌ای در شهر زاهدان تأسیس كند. ایشان معتمدین زاهدان را جمع كرد و موضوع را با آنها در میان گذاشت. همه با خوشحالی موافقت كردند. سپس مشورت شد كه این مركز بزرگ دینی در كدام نقطة شهر بنیان‌گذاری شود. دو جا پیشنهاد شد؛ یكی در كنار مصلای عید سابق در ابتدای منطقة شیرآباد زاهدان كه به بازار و مركز شهر نزدیك‌تر بود، و دیگری زمینی در خیابان خیام كه آن زمان جزو حاشیه شهر بود.

مولانا كه همواره در امور دینی و اجتماعی با مشورت و هم‌فكری مردم تصمیم می‌گرفت، در مورد پیشنهادهای مطرح‌شده اظهار داشت: هر دو محل مناسب‌اند، برای انتخاب یكی قرعه‌كشی می‌كنیم. همه موافقت كردند. مولانا آیاتی را از قرآن مجید تلاوت و سپس دعا كرد: بارالها! هر كجا بهتر و به خیر و صلاح است همان انتخاب شود. پس از آن قرعه‌كشی صورت گرفت و قرعه به نام زمین منطقة خیام درآمد، و با همت مولانا و همكاری مردم، مدرسة عالی دارالعلوم و مسجد مكّی زاهدان در آن نقطه تأسیس شد.
الحمدلله این یادگارها و صدقه‌های جاری حضرت مولانا همچنان روزبه‌روز در حال رشد و ترقّی‌اند و از آنجا كه اساس و بنیاد آنها بر تقوا و خداترسی نهاده شده است، همواره منبع خیر و بركت در منطقه و در كلّ ایران بوده و هستند.
سفر اوایل انقلاب آیت‌الله خامنه‌ای به استان
فروردین‌ماه 1358 آیت‌الله خامنه‌ای به استان آمدند. ایشان ابتدا به منزل مولانا عبدالعزیز رفتند. بنا به دعوت مولانا، خیلی از ریش‌سفیدان، معتمدین و تحصیل‌كردگان بلوچ در منزل ایشان جمع شده بودند. مولانا در نطق ابتدایی اهداف انقلاب اسلامی را تشریح كرد و سپس از مردم خواست انتظارات و مطالبات‌شان را مطرح كنند. برخی از حاضران مشکلات و خواسته‌هایی از قبیل كمبود امكانات رفاهی آب، برق، جادة آسفالت و تلفن را مطرح كردند. یكی از حاضران گفت: ما خودمختاری بلوچستان را می‌خواهیم. آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ گفتند: منطقه‌ای كه خودمختاری می‌خواهد باید از هر‌گونه امكانات كشورداری برخوردار باشد، ولی در این استان همه چیز از مركز و نقاط دیگر تهیه می‌شود. دیگری گفت: اگر خودمختاری امكانش نیست خودگردانی می‌خواهیم تا خودمان امور استان را اداره كنیم و دولت مركزی نظارت داشته باشد. ایشان جواب دادند: در كشور اسلامی، ما همه را به یك چشم می‌بینیم و همه از حقوق مساوی برخوردار خواهند بود. هر چیزی كه به صلاح شما و مملكت باشد دولت همان را در نظر می‌گیرد و برای آبادانی منطقه از هیچ ‌كوششی دریغ نمی‌شود. اما انتظار نداشته باشید همة كاستی‌های دوران سابق فوری و در مدت كوتاه برطرف شود. انقلاب دیگ زودپز نیست كه همة كارها را سریع انجام دهد و مشكلات را برطرف نماید. مولانا که میزبان جلسه بود، نیز برخی مشکلات مردم و نیازهای استان را بر شمرد و ظلم‌هایی را که در حق مردم این منطقه شده بود، یاد‌آوری کرد.
سفر دکتر باهنر

دی‌ماه 1358 هـ .ش. دكتر محمّدجواد باهنر، عضو شورای انقلاب، در رأس هیأتی به زاهدان آمدند. در دیدار ایشان با مولانا و مردم، مشكلات استان مطرح شد. مولانا فرمودند: نظام سابق برای منطقه كاری نكرده است و مردم از ابتدایی‌ترین امكانات و حقوق محروم‌اند. زمینه‌ای برای كار و اشتغال وجود ندارد. مراكز تولیدی و صنعتی ایجاد نشده است. از لحاظ مدارس، دبیرستان و دانشگاه كمبود داریم. از حكومت جدید كه با رأی مردم روی كار آمده انتظار داریم به مشكلات مردم بیشتر توجه کند.
آقای باهنر گفتند: ظاهراً كسانی خواهان تجزیة بلوچستان هستند. مولانا پاسخ دادند: همة مردم چنین نظری ندارند و كسانی كه چنین فكری دارند باید توجیه شوند كه تجزیه‌طلبی راه‌حل مشكلات نیست و الآن دولت برای مردم كار می‌كند و مثل گذشته بی‌توجهی نخواهد شد. یكی از همراهان آقای باهنر گفت كه پدیدة قاچاق در بین مردم منطقه رونق بسیاری دارد. مولانا در پاسخ گفتند: همة مردم كه قاچاق‌فروش نیستند و دلیل این‌كه برخی به این كار روی آورده‌اند، نبود زمینة اشتغال مناسب است. شما باید زمینه‌های كارآفرینی و اشتغال‌زایی را ایجاد كنید تا مردم از چنین كارهایی دست بردارند.

وام مسکن روستایی

مولانا طی سال‌های 60 و61 عضو شورای عالی برنامه‌ریزی استان بودند كه با حضور استاندار و دیگر مسؤولان جلسات این شورا برگزار می‌شد. این شورا نشست‌های متعددی برگزار كرد و مصوبات مختلفی در آن به تصویب رسید. در یكی از جلسات این شورا موضوع وام مسكن روستایی مطرح شد. مولانا و حاج آقای كفعمی از نظر مذهبی این موضوع را مورد بحث قرار دادند. جناب مولانا با این وام كه چند درصد سود هم داشت مخالفت كرد و موضوع كارمزد را نیز قبول نكرد و گفت: چنین وامی كه در آن سود باشد اگرچه به‌عنوان كارمزد باشد، درست نیست. حاج آقای كفعمی دلایل و توجیهاتی آورد و چند درصد سود را به‌عنوان كارمزد جایز شمرد و گفت: گرفتن این وام درست است. حتی پیشنهاد شد صندوق قرض‌الحسنه‌ای تأسیس شود و با حمایت مردم، مبلغ سود آن، از آن محل پرداخت شود، اما باز هم تأیید نشد.
در نهایت با مخالفت مولانا، استاندار قبول كرد این چند درصد سود از اعتبارات استانداری پرداخت شود و مردم اصل وام را برگردانند و به این صورت این موضوع حل و فصل شد. استانداری به مدت دو سال درصد سود و كارمزد را پرداخت كرد.
تشویق به دفاع از مقدسات
در كنفرانسی كه علمای اهل‌سنّت و اهل‌تشیع و جمع زیادی از مردم حضور داشتند، یكی از سخنرانان، بدون رعایت احترام به مقدّسات فریقین، به اصحاب پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم توهین كرد. مولانا شهداد، یكی از روحانیون برجستة اهل‌سنت، كه در جلسه حضور داشت، نتوانست این اهانت را تحمّل كند و در مورد فضایل و منزلت یاران و اصحاب پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم آیات و احادیثی را قرائت كرد و خواستار احترام به مقدّسات و عقائد اهل‌سنت شد.
وقتی مولانا از این موضوع اطّلاع یافت، از اقدام مولانا شهداد بسیار خوشحال و شادمان گشت و فرمود: برای نجات و رستگاری مولوی شهداد همین یك سخنرانی و موضع‌گیری كافی است.

قناعت و بی نیازی
مولانا برای معالجة قلب عازم انگلستان بود، یكی از خیرین بلوچ نزد ایشان آمده پاكتی را تقدیم كرد و گفت: می‌خواهم در هزینة سفر شما من هم سهیم باشم و برای سلامتی شما كمكی بكنم تا با بهبودی برگردید. ایشان پاكت را باز كرد و دید مبلغ ده‌هزار دلار در آن وجود دارد. مولانا از قبول آن امتناع ورزید و پاكت را جلوی او گذاشت و گفت: من آمادگی لازم را برای سفر كرده‌ام و به اندازة كافی پول همراه دارم؛ زمینی در ایرانشهر داشتم كه برای هزینة این سفر فروختم. فعلاً نیازی به این پول ندارم و از همدردی شما متشكرم. آن مرد خیر اصرار كرد كه مولانا پولش را قبول كند؛ امّا باز هم مولانا نپذیرفت. در آخر اشک از چشمان وی جاری شد و از اینكه توفیق همكاری و همدردی با مولانا نصیبش نشده بود خیلی نگران شد. مولانا وقتی حالت او را دید، دو هزار دلار را به‌خاطر رضایت او برداشت و الباقی را با وجود اصرار وی بازگرداند.
محبت با منتقدین

مولانا یكی از افرادی را كه پشت سر مولانا بدگویی و غیبت كرده بود، دید و با خوشرویی و خنده از وی پرسید: فلانی! چطوری با بدگویی و فحش‌های به ما؟ وی گفت: نه مولانا من بدگویی نكردم، هر كسی طرز فكری دارد و هدف من تنها انتقاد بوده است. مولانا دست خود را بر شانة او گذاشت و فرمود: شما از طرف من معاف هستی. هر چه غیبت و بدگویی كردی و یا در آینده می‌خواهی بكنی، اجازه داری و معاف هستی.
مدتی بعد همین شخص بیمار شد و در بیمارستان بستری بود. مولانا  به عیادت وی رفت و به علّت تنگدستی او، هزینة بیمارستان را هم خود مولانا پرداخت كرد.
این تعامل و رفتار مولانا، چنان تأثیری در او گذاشت كه همواره انگشت حسرت به دهان داشت و می‌گفت: چرا من ایشان را پیش از این بهتر نشناختم و از بدگویی ایشان اجتناب نكردم.

مدیریت

Share
Published by
مدیریت

Recent Posts

اگر در سیاست‌ها و رویکردها تغییر ایجاد نشود، کشور با «فروپاشی اقتصادی» مواجه خواهد شد

شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (8 خرداد 1405) در مراسم نماز جمعه زاهدان، اوضاع اقتصادی و…

4 روز ago

امیدواریم تلاش‌ها برای توافق به نتیجه برسد و جلوی جنگ گرفته شود

شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (6 خرداد 1405) در مراسم عید سعید قربان زاهدان، با اشاره…

1 هفته ago

حج «عبادتی بزرگ» و «اجتماعی استثنایی» است

شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید در مراسم نماز جمعه زاهدان (1 خرداد 1405)، مراسم حج را «اجتماع…

2 هفته ago

«ایمان»، «عمل صالح»، «توصیه به حق» و «توصیه به صبر» چهار محور فلاح و رستگاری هستند

شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحميد در مراسم نماز جمعه زاهدان (25 اردیبهشت 1405)، با استناد به سورۀ…

3 هفته ago

سی‌وپنجمین همایش دانش‌آموختگی طلاب دارالعلوم زاهدان برگزار شد

سی‌وپنجمین همایش تجلیل از دانش‌آموختگان و حافظان قرآن دارالعلوم زاهدان پنج‌شنبه (24 اردیبهشت 1405) با…

3 هفته ago

«توافق عادلانه» به نفع کشور و ملت است

شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید، 18 اردیبهشت 1405 در مراسم نماز جمعه زاهدان، مشکلات معیشتی مردم را…

4 هفته ago