دین اسلام آخرین و برگزیدهترین دینی است كه خداوند آن را برای هدایت ابدی بشر انتخاب كرده است. این دین، نظام كلّی و قانون فراگیر شئون مختلف زندگی انسان است و مجموعة گستردهای از باورهای اعتقادی، عبادی، ارزشهای اخلاقی، امور اجتماعی، دادوستدها و قوانین مدنی و قضایی را كه احكام و چارچوبهای آن در قرآن كریم و سنّت سنیة پیامبر اسلام حضرت محمّد صلّّیاللهعلیهوسلّم بیان شده است، دربر میگیرد.(1)
در سراسر جهان، اسلام تنها آیین، مكتب و نظامی است كه سرچشمه و مصدر آن منحصراً قوانین و احكام الهی بوده، هیچگونه تحریفی در آن راه نیافته و با انگارهها و كجرویهای نوع بشر دگرگون نشده است.
بهجز دین اسلام، آیینها و نظامهای دیگری را كه امروزه در جهان وجود دارند، میتوان در سه دسته طبقهبندی كرد:
1ـ آیین، مكتب یا نظام مدنی و بشری محض با سرچشمة اندیشة عقلی و فلسفی یك فرد یا گروهی از افراد كه مبنای آن پیشرفت اقتصادی و مادّی است و اخلاق و مذهب در آن نقشی ندارد، همانند: ماتریالیسم، كمونیسم، ماركسیسم، لیبرالیسم و …؛
2ـ آیین یا نظام مذهبی بشری، همچون آیین بودایی، كنفوسیوس، هندوئیسم، زرتشتی و … كه فاقد زیربنا و ریشهای الهی و كتاب آسمانی بوده و بر پایة اندیشه و معیارهای اخلاقی و اجتماعی بشری شكل گرفتهاند؛
3ـ آیین یا مكتب و مذهب دینی تحریفشده؛ چنین آیینهایی اگر چه اصل الهی داشتهاند اما چنان دستخوش تحریف و دگرگونی شده و باورها و احكامی بدانها افزوده و یا از آنها كاسته شده كه اصالت الهی و ربّانی بودن سرچشمهشان زیر سؤال رفته است، مانند آیین یهودیت و مسیحیت كه با تحریف كتابهای تورات و انجیل و حقایق اعتقادی و دینی و شرحها و تأویلهای بشری، اهداف و مقاصد این ادیان توحیدی به پارهای از اعتقادات شركآمیز و مراسم مذهبی تشریفاتی تبدیل شده است.
در این میان، دین اسلام، یگانه نظام و آیین الهی است كه با گذشت قرنها، از تحریف و تغییر مصون مانده و همچنان با عقیدة صحیح توحیدی و یگانهپرستی پابرجاست.(2)
ویژگیهای دین اسلام
دین اسلام نسبت به تمام ادیان و شرایع دیگر از دو ویژگی مهم و بارز برخوردار است كه عبارتند از:
1ـ كمال و جامعیت؛
2ـ صیانت و محفوظ ماندن از هر نوع تحریف.
كمال و جامعیت؛ یعنی اینكه دین اسلام برنامة كلّی زندگی انسان است و محدود به شئون خاصی از زندگی نمیشود و در تمام زمینهها و نیازهای بشری اعم از مسائل اعتقادی، عبادی، اخلاقی، فردی و اجتماعی بحث مینماید و با حقیقت اصلی و سرزندگی و طراوت خویش تا ابد باقی است و هرگز آثار و غبار كهنگی بر آن نمینشیند.
خداوند درباره این مزیت دین اسلام میفرماید: «إنّ الدّین عند الله الإسلام» [آلعمران:19]؛ بیگمان دین (برگزیده) در پیشگاه الله، اسلام است.
همچنین روزی كه فرامین این دین به نقطة كمال رسید، فرمود: «الیوم أكملت لكم دینكم و أتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الإسلام دیناً »[مائده: 3]؛ امروز دین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (خداپسند) برای شما برگزیدم.
این آیه در «حجةالوداع» و در روز عرفه بر پیامبر اسلام و آخرین منجی عالم بشریت صلّیاللهعلیهوسلّم نازل شد، آنگاه پیامبر گرامی اسلام خطاب به تمام حاضران فرمودند: «ای مردم! شما دربارة من (در روز قیامت) سؤال خواهید شد، پس چه خواهید گفت؟» حاضران و یاران جاننثار پیامبر پاسخ دادند: «ما گواهی میدهیم كه شما پیام الهی را رساندید و امانت خداوند را ادا نمودید و نسبت به امّت اسلامی خیرخواهی كردید.» سپس رسول اكرم صلّیاللهعلیهوسلّم درحالیكه انگشت شهادتش را به سوی آسمان بلند كرده بودند، سه بار فرمودند: «اللهمّ اشهد»؛ بارالها! تو گواه باش.(3)
صیانت و محفوظ ماندن از تحریف، ویژگی دیگر دین اسلام است. قرآن با حفاظتی الهی تا ابد از دستبرد و تحریف نوع بشر سالم و مصون مانده است؛ خداوند دراینباره میفرماید: «إنّا نحن نزّلناالذّكروإنّاله لحافظون»حجر:9]؛ همانا ما قرآن را فروفرستادیم و خود نیز نگهبان آن خواهیم بود.
خداوند متعال در آیهای دیگر شكگرایان و مدعیان تحریف و بشری بودن قرآن را به مبارزه میطلبد و میفرماید: «و إن كنتم فی ریب ممّا نزّلنا علی عبدنا فأتوا بسورة من مثله و ادعوا شهداءكم من دون الله إن كنتم صادقین»[بقره: 23]؛ اگر از آنچه كه بر بندة خود نازل كردهایم(یعنی قرآن)، در شكّاید، اگر راست میگویید یك سوره مانند آن بیاورید و از یاوران و گواهانتان بهجز خدا یاری بطلبید.
گذشت روزگار و قرنهای متوالی حقانیت این خبر قرآنی را تصدیق نموده است و تا به امروز قرآن همچنان باقی است درست به همان صورتی كه خداوند آن را نازل كرده است؛ ازاینرو عقاید اسلامی، عقایدی هستند ربّانی و برگرفته از وحی الهی كه باطل از هیچ سویی بدان راه نمییابد. این عقاید ساخته و پرداختة انجمنی از انجمنهای بشری یا ناشی از الحاق تبصره و تصویب هیئت و پارلمان و یا پیام یكی از پاپها نیست. هیچ فرشتة مقرّب و یا پیامبر و یا پیشوا و اندیشمند بزرگی حق ندارد كه با اعمال سلیقه، عقاید اسلامی را تغییر دهد و برداشت و آرای شخصی خویش را به نام دین به خورد مردم دهد:
ـ «ما كان لرسول أن یأتی بآیة إلا بإذن الله» [غافر: 78]؛ هیچ پیامبری حق ندارد معجزهای نشان دهد، مگر به فرمان خدا.
ـ «اتّبعوا ما أنزل إلیكم من ربّكم و لاتتبعوا من دونه أولیاء» [اعراف: 3]؛ از آنچه از [جانب] پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است، پیروی كنید، و به جای او از اولیا و پیشوایان دیگر پیروی نكنید.
رسول اكرم صلّیاللهعلیهوسلّم نیز دربارة نوآوری و بدعتگذاری در اصول و احكام دینی میفرماید: «من أحدث فی أمرنا ما لیس منه فهو ردٌّ»(4)؛ هر كسی در دین ما (اسلام) چیزی را كه در آن نیست، پدید آورد، دستاوردش مردود و بیاعتبار است.
جهانشمولی اسلام
دین اسلام، دینی است همهگیر و جهانی كه تمامی گروهها، نژادها، ملّتها و طبقات بشر را مورد خطاب قرار میدهد و آیینی است برای تمام نسلها و دورانها. محمّد پیامبر اسلام، آخرین پیامآور خداوند است و پیامش پیامی جاودانی است كه خداوند ماندگاری آن را تا فرارسیدن رستاخیز، قطعی كرده است. بیگمان دین اسلام، همواره پویا خواهد بود و متناسب با نیازهای بشر پیش خواهد رفت. به همین دلیل پیامبر اسلام از سوی خداوند مأموریت مییابد تا رسالتش را رسالتی جهانی اعلام كند: «قل یا أیها النّاس إنّی رسولالله إلیكم جمیعاً»[اعراف: 158]؛ بگو ای مردم! من از سوی خداوند برای همة شما پیام آوردهام.
مفاهیم بنیادی اسلام
مفاهیم بنیادی اسلام تمام جوانب زندگی انسان اعم از مسائل اعتقادی، روحی، عاطفی، عبادی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را در برمیگیرد و برای آنها اصول و چارچوب مشخص میكند.
عقیده
در دین اسلام، عقیده مهمترین و بارزترین نقش را ایفا میكند و انسان منهای عقیده و عمل، مساوی با انسان بیهدف و زیانكار است: «إنّ الإنسان لفی خسر إلاّ الذین آمنوا و عملوا الصالحات»[عصر:1ـ3]؛ سوگند به زمان كه انسان در زیانكاری است، مگر كسانی كه ایمان آورده و كارهای شایسته انجام میدهند.
محور اساسیای كه همة آیات قرآن حول آن دور میزند، عقیدة توحید و یگانگی ذات خداوند است. اسلام باورهای شركآمیز و چندگانهپرستی را بهصراحت رد میكند و فقط ذات واحد خداوند را بهعنوان معبود بهرسمیت میشناسد. در جهانبینی توحیدی، خداوند متعال حقیقت یكتایی است كه وجود هر شخص و هر چیز دیگر قائم به او است. از دیدگاه امام شاهولیالله دهلوی (م 1176 ق.) توحید بر چهار محور استوار است:
1ـ توحید در وجوبالوجود: اعتقاد به اینكه فقط ذات خداوند واجبالوجود است، قبل از هر چیزی وجود داشته و وجودش برای همیشه و ابدی است و سایر موجودات جهان هستی، ممكنالوجوداند، با مشیت و ارادة خداوند به وجود آمدهاند و روزی فنا خواهند شد: «هو الأول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بكلّ شیء علیم»[حدید: 3]؛ خداوند «اوّل» و «آخر» و «ظاهر» و «باطن» است و او بر همه چیز آگاه است.
«كلّ من علیها فان و یبقی وجه ربّك ذوالجلال و الإكرام»[رحمن: 26ـ27]؛ همة چیزهایی كه روی زمین هستند دستخوش فنا میگردند و تنها ذات با عظمت و ارجمند پروردگار تو باقی میماند.
2ـ توحید در آفرینش: خداوند آفریدگار جهان هستی است و او به تنهایی تمام مخلوقات را آفریده است. طبیعت و جهان هستی، همه و همه آفریدة خداوند هستند كه آنها را بهصورتی هماهنگ و موزون در معرض دید ما قرار داده است و بهعنوان نشانهای از قدرت و توانایی خداوند تجلّی نمودهاند: «و خلق كلّ شیء فقدّره تقدیراً»[فرقان: 2]؛ خداوند همه چیز را آفریده است، آنگاه چنانكه میباید آنها را به اندازه مقرّر كرده است.
«خلق الله السموات و الأرض بالحقّ إنّ فی ذلك لآیة للمؤمنین»[عنكبوت: 44]؛ خداوند آسمانها و زمین را از روی حساب و برابر حكمت آفریده، قطعاً در این آفرینش نشانة بزرگی برای اهل ایمان است.
3ـ توحید در تصرّف و اراده: اعتقاد به اینكه همة جهان هستی تحت تصرّف و ارادة خداوند است و هیچ كس حتی در جزئیترین مسائل، در ارادة خداوند، دخل و تصرّفی ندارد. اوست كه همة جهان هستی را به گردش در میآورد بدون آنكه تصادمی در آنها صورت بگیرد: «و الشمس تجری لمستقرّ لها ذلك تقدیر العزیز العلیم و القمر قدّرناه منازل حتی عاد كالعرجون القدیم لا الشمس ینبغی لها أن تدرك القمر و لا اللیل سابق النهار و كلّ فی فلك یسبحون»[یس:38ـ40]؛ [نشانة دیگری از قدرت خداوند، این است كه] خورشید با قرار و قاعدة معینش جریان دارد، این محاسبه و تعیین خدای توانا و آگاه است. برای ماه نیز منزلهایی تعیین كردهایم تا [در سیر خود] چون [هیئت] شاخة خشكیدة دیرین باز گردد. نه خورشید را سزاوار است كه [در سیر خود] به ماه برسد، و نه شب بر روز سبقت جوید؛ و هر یك از اینها (خورشید و ماه و ستارهها) در سپهری شناورند (سیر میكنند).
اوست كه به عدهای از بندگان خویش مقام و پادشاهی میدهد و عدهای دیگر را ذلیل و زیردست میكند:
«قل اللهمّ مالك الملك تؤتی الملك من تشآء و تنزع الملك ممّن تشآء و تعزّ من تشآء و تذلّ من تشآء»[آلعمران: 26]؛ بگو: پروردگارا! ای همه چیز از آن تو! به هر كه بخواهی حكومت و دارایی میبخشی و از هر كه بخواهی حكومت و دارایی را بازپس میگیری و هر كس را بخواهی عزّت و قدرت میدهی و هر كسی را بخواهی خوار میداری.
اوست كه هر كه را بخواهد زنده میدارد و هر كس را كه بخواهد میمیراند: «إنّ الله له ملك السموات و الأرض یحیی و یمیت و ما لكم من دون الله من ولی و لا نصیر»[توبه: 116]؛ حكومت آسمانها و زمین تنها از آن خداوند است، اوست كه زندگی میبخشد و میمیراند؛ و جز خداوند برای شما یار و مددكاری وجود ندارد.
4ـ توحید در عبادت: اینكه معبود یگانه فقط خداوند است و همة عبادتهای عملی، زبانی، قلبی و مالی باید فقط و فقط بهخاطر خداوند و برای او انجام گیرد. هر سجده و كرنشی فقط برای خداوند انجام گیرد و هر دعا و تضرّعی فقط به نام او خوانده شود:
ـ «إیاك نعبد و إیاك نستعین»[فاتحه: 4]؛ بار الها! تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میطلبیم.
ـ «و اذا سألك عبادی عنّی فإنّی قریب اُجیب دعوة الداع إذا دعان فلیستجیبوا لی و لیؤمنوا بی لعلهم یرشدون»[بقره: 186]؛ و هنگامی كه بندگانم تو را دربارة من میپرسند (كه من نزدیكم یا دور، بگو:) من نزدیكم و دعای دعاكننده را هنگامی كه مرا بخواند، پاسخ میگویم؛ پس آنان نیز دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند تا راه یابند.
ـ «و إن یمسسك الله بضرّ فلا كاشف له إلا هو و إن یردك بخیر فلا رادّ لفضله یصیب به من یشآء من عباده و هو الغفور الرحیم»[یونس:107]؛ اگر خداوند رنج و زیانی به تو برساند، هیچكس جز او نمیتواند آن را برطرف گرداند، و اگر بخواهد خیری به تو برساند، هیچكس نمیتواند فضل و لطف او را از تو برگرداند. خداوند فضل و لطف خود را شامل هر كس از بندگانش كه بخواهد میكند و او دارای مغفرت و مهر فراوان است.
ـ «أمّن یجیب المضطرّ إذا دعاه و یكشف السّوء و یجعلكم خلفاء الأرض أءلهٌ مع الله»[نمل: 62]؛ [سؤال این است] چه كسی [دعای شخص] درمانده را، چون او را بخواند، میپذیرد و سختی را برمیدارد و شما را جانشینان زمین میسازد؟ آیا با خداوند معبود [دیگری] هست؟
ـ «قل إنّ صلاتی و نسكی و محیای و مماتی لله ربّ العالمین لاشریك له و بذلك اُمرت»[انعام: 162ـ163]؛ بگو: همانا نماز و حجّ و قربانی و زندگانی و موت من همه برای خداست كه پروردگار جهانیان است. خدا را هیچ شریكی نیست و به همین [راه و روش توحیدی] دستور داده شدهام.
عبادت و نیایش
منشور عبادت در اسلام، عبارت از اعمال و برنامههای معینی است كه برای تقرّبجستن به ذات خداوند متعال از سوی ایشان ترسیم شده است، و در قالب شعایر دینی توسط پیامبر اسلام صلّیاللهعلیهوسلّم به امّت اسلامی تعلیم داده شدهاند. نكتة اساسی در اصل عبادت این است كه همانا عبادات برای امتثال فرمان خدا و ادای حقّ بندگی و سپاسگزاری از نعمتهای بیشائبه و انكارناپذیر او انجام میگیرند. موضوع و مقصود اصلی در عبادت آزمایش بندگی انسان در برابر پروردگار و اصلاح و تهذیب روح و روان است كه هم تأثیرات مثبتی در زندگی مادّی انسان دارد و هم باعث اجر و پاداش اخروی میگردد.
عباداتی كه در دین اسلام معروفاند، آیینها و تكالیف قدیمی و كهنی میباشند كه در ادیان پیش از اسلام هر یك بهگونهای مورد توجّه قرار داشتهاند، اما در آن ادیان، متناسب با شرایط زمان و مكان بهشكل خاصی ادا میشدند و به تدریج دچار تغییر اساسی اساسی شدند تا آنجا كه مشركان مكّه كه خود را پیروان حضرت ابراهیم قلمداد میكردند، زن و مرد برهنه به طواف خانة كعبه میپرداختند و نماز را با سوت كشیدن و كف زدن ادا میكردند: «و ما كان صلاتهم عند البیت الا مكاء و تصدیة»[انفال: 35]. تا آنكه پیامبر مكرّم اسلام آخرین دین را از سوی خداوند برای بشر به ارمغان آورد و به فرمان خداوند عبادت و نیایش را در كاملترین شكل آن مقرّر نمود و آن را به كمال رسانید و از تمام آلودگیهای دوران جاهلیت قبل از اسلام پاك و پیراسته نمود. مهمترین عبادات در اسلام عبارتند از: نماز گزاردن، روزه گرفتن، پرداخت زكات اموال و ادای مناسك حجّ.
1ـ نماز: این عبادت در هر شبانهروز پنجبار تكرار میگردد. تأثیر این عبادت بر تن و جسم، تفاوت چندانی با تأثیر آن بر روح و جان ندارد. همینكه انسان در ژرفای زندگی روزانه و كارهای سرگرمكنندة آن غوطهور میشود، مؤذن برخاسته و بانگ بر میآورد: «اللهاكبر، الله اكبر، …، حی علی الصلاة، حی علی الفلاح»؛ مسلمان با شنیدن این ندا، خود را از كارهای دنیوی و مادّی فارغ میكند تا دقایقی در پیشگاه پروردگارش بایستد و خویشتن را بر وی عرضه كند و به دعا و نیایش بپردازد و از گرداب مادّیت به سوی افق روحانیت و از خودخواهی به سوی خیرخواهی و از پرستش نفس و هوا به سوی خداپرستی و یكتاپرستی اوج گیرد.
2ـ روزه: از طریق روزه كه مدّت آن یك ماه است و هر سال تكرار میشود، انسان مسلمان بهمنظور پرورش اراده، تمرین تقوا و پارسایی، و تمرین نهایت فرمانبری و كمال محبّت و اشتیاق نسبت به خداوند، از طلوع فجر تا غروب خورشید، خود را از هرگونه خوراك و نوشیدنی و كامجویی جنسی، محروم میسازد؛ چنانكه خداوند متعال میفرماید: «الصیام لی و أنا أجزی به، یدع طعامه من أجلی و یدع شرابه من أجلی و یدع زوجته من أجلی و یدع لذّته من أجلی»(5)؛ روزه برای من است و پاداش آن با خودم است، چرا كه بندهام خوراك و نوشیدنی و همسرش را به خاطر رضای من فرو میگذارد و بهخاطر من از لذایذ چشم میپوشد.
3ـ زكات: با ادای زكات مسلمان بر تنگچشمی و بخل نفس، پیروز میگردد و ثروت و روانش را پاكیزه و پیراسته میگرداند؛ همچنین شكر نعمتهایی را كه پروردگارش به او بخشیده است، بهجای میآورد، و حسّ ایمانی و همدردی خویش را نسبت به افراد كمدرآمد و فقیر جامعه ابراز میدارد. خداوند به پیامبر دستور میدهد: «خذ من أموالهم صدقة تطهّرهم و تزكّیهم بها»[توبه: 103]؛ از اموالشان زكات بگیر تا بدینوسیله آنان را (از رذایل اخلاقی و گناهان و تنگچشمی) پاك داری و (در آنان نیروی خیرات و حسنات را رشد دهی و درجات) ایشان را بالا بری.
4ـ حجّ: مسلمان برای بهجای آوردن حجّ، هجرتكنان به سوی پروردگار، جان و مال بر كف، و بار ناگواریها و مشقّتها بر دوش، از میهن و زادگاهش دور گشته و خانواده و خویشانش را ترك میكند تا به سرزمینی مقدّس برسد، آنجا كه نخستین خانة خداپرستی بر روی كرة زمین بنیان نهاده شده است، سرزمین خاطرات ابراهیم خلیل، اسماعیل ذبیح و هاجر صبور ـ علیهمالسلام ـ و یادگار محمّد مصطفی صلّیاللهعلیهوسلّم و دعوت او. در آنجا مسلمان لباسهای عادی خویش را بیرون میآورد و با تمام مظاهر طبقاتی و نژادی و میهنی خداحافظی میكند و پیراهنی بر تن میكند شبیه كفن مردگان تا فراتر از مادّیت و مظاهر آن قرار گیرد، سپس با قلب و زبان روی به سوی خداوند مینماید درحالیكه شعار و فریادش این است: «لبیك، اللهّم لبیك، لبیك لاشریك لك لبیك، إنّ الحمد و النعمة لك و الملك، لاشریك لك».(6)
اخلاق و معاشرت
یكی از ویژگیهای دین اسلام كه در طول تاریخ زینتبخش نام آن بوده و پیروان ادیان و ملل مختلف جهان را تحت تأثیر قرار داده و آنان را به اعتراف واداشته است، اخلاق و رفتار اسلامی است. اخلاق در اسلام به تك تك جوانب زندگی انسان، اعم از روحی یا جسمی، دینی یا دنیوی، عقلی یا عاطفی، فردی یا اجتماعی، اهتمام جدّی ورزیده و پیشروترین شیوة رفتار درست و برخورد مناسب و والا را برای هر كدام از آنها ترسیم كرده است. اخلاق به این معنا، روح و محتوای همة بخشهای دیگر اركان اسلام است. عقاید و تعالیم اسلام منهای اخلاق، به درختی بدون سایه و ثمر میماند، بههمینخاطر اسلام اهتمام خاصی برای اخلاق قائل شده است تا آنجا كه پیامبر اسلام صلّیاللهعلیهوسلّم رسالت خویش را كوشش برای تحقّق مكارم اخلاقی دانسته است: «من به این خاطر برانگیخته شدهام تا فضایل اخلاقی را به حدّ كمال برسانم».(7)
نگرشی هر چند سطحی به تاریخ جاهلیت عرب، این مطلب را به اثبات میرساند كه اسلام تحوّل اخلاقی شگرفی را در میان قوم عرب پدید آورد و آنان را در دین، فرهنگ، آداب و اخلاق انسانی، سرآمد جهانیان ساخت. همچنین تاریخ گواه است كه رفتار انسانی و اخلاقی مسلمانان چنان والا بوده كه بسیاری از ملتها نه به زور شمشیر و سرنیزه، بلكه با تأثر از اخلاق مسلمانان به دین اسلام گرویدهاند. دكتر عبدالله ناصح علوان ـ محقّق و نویسندة برجستة معاصر ـ در اینباره مینویسد: «در تاریخ با خطّی اعجابآمیز و تحسینبرانگیز ثبت شده است كه اسلام به جنوب هند، سیلان، جزایر لاكادیو و مالدیو در اقیانوس هند، تبت و ساحل چین، فلیپین، اندونزی، شبهجزیرة ملایو در وسط قارة آفریقا، سنگال، نیجریه، سومالی، تانزانیا، زنگبار، ماداگاسكار و دیگر كشورها با اخلاق اسلامی منتشر شد. در بین تمامی این ملّتها، اسلام توسط تاجران مسلمان و دعوتكنندگان راستین رسوخ كرد. آنان با رفتار درست، امانتداری، راستگویی و تعهدشان تصوّر حقیقی اخلاق اسلامی را به نمایش گذاشتند و اگر این تاجران دعوتگر، در اخلاق و رفتارشان برتری نداشتند و با صداقت و امانتداری الگوی دیگران قرار نمیگرفتند و سایرین از خوشرفتاری و مهربانی آنان متأثر نمیشدند، هرگز میلیونها انسان آزاده، مشرّف به اسلام نمیشدند و از هدایت و لطف آن بهرهمند نمیگشتند».(8)
اخلاق در قرآن
با آنكه قرآن بیانگر عبادات، احكام و فرامین الهی است، در بسیاری از آیات به مسائل و جزئیات اخلاقی پرداخته است كه این امر خود دلالت بر گستردگی فرامین اسلامی دارد؛ به تعبیری دیگر، قرآن مظهر و جلوگاه صفات الهی است تا بندگان مؤمن و راستین، خویشتن را به آن صفات والا مزین كنند. پیامبر گرامی اسلام خود به تمام معنا نمونة بارز و عملی قرآن بودند. از حضرت عایشه رضیاللهعنها پرسیدند: اخلاق رسول خدا ـ صلّیاللهعلیهوسلّم ـ چگونه بود؟ ایشان فرمودند: «اخلاق آنحضرت نمونة عملی قرآن بود».(9)
ـ قرآن با ذكر پاداش اخروی مسلمانان را به اخلاق پسندیده و رفتار شایسته فرامیخواند تا آنجا كه توصیه میكند با دشمنانتان با اخلاقی برخورد كنید كه به دوستانی صمیمی برای شما تبدیل شوند: «و لا تستوی الحسنة و لا السیئة إدفع بالّتی هی أحسن فإذا الذی بینك و بینه عداوة كأنّه ولی حمیم»[فصّلت: 34]؛ هرگز نیكی و بدی یكسان نیستند، بدی را با نیكی دفع كن تا كسی كه بین تو و او دشمنی بوده، گویی دوستی مهربان و صمیمی است.
خداوند درباره صفات بارز پرهیزگاران میفرماید: «الذین ینفقون فی السّرآء و الضّرّآء و الكاظمین الغیظ و العافین عن النّاس و الله یحبّ المحسنین»[آلعمران: 134]؛ [پرهیزگاران] آنان [هستند] كه در توانگری و تنگدستی انفاق میكنند و خشم خویش را فرومیخورند و از خطای مردم درمیگذرند، و خداوند نیكوكاران را دوست میدارد.
ـ با همة طبقات مردم خوشرفتار و با اخلاق باشید: «و اعبدوا الله و لاتشركوا به شیئاً و بالوالدین إحساناً و بذیالقربی و الیتامی و المساكین و الجار ذیالقربی و الجار الجنب و الصاحب بالجنب و ابنالسّبیل و ما ملكت أیمانكم إنّ الله لایحبّ من كان مختالاً فخوراً»[نساء: 36]؛ تنها خدا را عبادت كنید و هیچ چیزی را شریك او قرار ندهید و نیكی كنید به پدر و مادر، خویشاوندان، یتیمان، درماندگان، همسایگان خویشاوند، همسایگان بیگانه و همراهان و همكاران، مسافران و بندگان و كنیزان؛ بیگمان خداوند كسی را دوست نمیدارد كه خودخواه و خودستا باشد.
ـ قرآن دربارة انفاق، سخاوت و اجتناب از بخل و اسراف میفرماید: «الذین ینفقون أموالهم باللّیل و النّهار سّراً و علانیة فلهم أجرهم عند ربّهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون»[بقره: 274]؛ كسانی كه دارایی خود را شب و روز (همه وقت) بهگونهای پنهان و آشكار انفاق میكنند، اجرشان نزد پروردگارشان محفوظ است و نه ترسی بر آنان است و نه ایشان اندوهگین خواهند شد.
«و آت ذاالقربی حقّه و المسكین و ابنالسّبیل و لا تبذّر تبذیراً إنّ المبذّرین كانوا إخوان الشیاطین و كان الشیطان لربّه كفوراً»[اسراء: 26ـ27]؛ حق خویشاوند و حق مستمند و وامانده در راه را بپرداز و به هیچوجه اسراف مكن، بیگمان اسرافكاران دوستان شیاطیناند و شیطان ناسپاس از نعمتهای پروردگار است.
ـ دربارة رفتار با خانواده و همسر میفرماید: «و عاشروهنّ بالمعروف فإن كرهتموهنّ فعسی أن تكرهوا شیئاً و یجعل الله فیه خیراً كثیراً»[نساء: 19]؛ و با زنان خود به طور شایسته [در گفتار و كردار] معاشرت كنید، و اگر هم از آنان (به جهاتی) كراهت داشتید (شتاب نكنید و زود تصمیم به جدایی نگیرید؛ زیرا كه) چه بسا از چیزی بدتان بیاید و خداوند در آن خیر و خوبی فراوانی قرار بدهد.
مبانی اخلاقی در قرآن كریم بهقدری جالب و ایدهآل هستند كه تحسین و اعجاب مستشرقین را نیز برانگیختهاند؛ گوستاولوبون ـ جامعهشناس مشهور فرانسوی ـ دربارة اصول اخلاقی در قرآن كریم میگوید:
«اصول اخلاقی در قرآن بسیار عالی است؛ قرآن دستور میدهد به خیرات و نیكی، میهماننوازی، میانهروی در خواهشهای نفسانی، وفای به عهد، محبت به خویشان، اكرام و احترام به پدر و مادر، سرپرستی از بیوهزنان و یتیمان، و در جاهای زیادی دستور داده است كه بدی را به نیكی مكافات كنید».(10)
اقتصاد و سرمایه
بدون تردید بنیان رشد و ترقی و رفاه مادّی انسان در عرصههای مختلف اعم از علم و تكنولوژی، تمدّن و پیشرفت، و قدرت و حكومت، بر اقتصادی سالم و پویا و بر گردش درست پول و سرمایه استوار است. بر همین اساس نگاه قرآن به موضوع اقتصاد نگاهی واقعبینانه و جدّی است تا آنجا كه از مال و ثروت با تعبیر زیبایی و شادابی زندگی یاد میكند. همچنین اموال و فرزندان را در یك مرتبه قرار داده و آنها را مایة قوام و استواری و پیشرفت ملتها برشمرده و سروسامان یافتن و تحقق مصالح زندگی عمومی و خصوصی جوامع بشری را در گرو وجود آنها دانسته است.
از آنجا كه دین اسلام، دینی عملی است و با واقعیتهای زندگی سروكار دارد، احكام خود را بر اساس همان واقعیتها تنظیم نموده و نیازهای زندگی را مورد توجّه قرار میدهد تا در میان نیازهای مادّی و معنوی انسان توازن و هماهنگی برقرار شود؛ بر همین اساس شریعت اسلامی برای سعادت و رفاه مادّی و اقتصادی رهنمودهای لازم را ارائه میكند و مردم را به كسب درآمد از راههای جایز و مفید دستور میدهد. اهتمام اسلام به كار و فعالیتهای اقتصادی تا آنجاست كه قرآن مردم را حتی بلافاصله پس از پایان عبادت مهم و هفتگی نماز جمعه به كسب و كار ترغیب نموده و میفرماید: «فإذا قضیت الصلوة فانتشروا فی الأرض و ابتغوا من فضل الله و اذكروا الله كثیراً لعلكم تفلحون»[جمعه: 10]؛ آنگاه چون نماز [جمعه] گزارده شود در زمین پراكنده شوید و [روزی خود را با كسب و تجارت] از فضل خدا بجویید و خداوند را بسیار یاد كنید تا شما رستگار شوید.
قرآن هم كه از مردم خواسته در جهت كسب دارایی تلاش كنند و هم خواستار اعتدال در خرج و هزینه شده است؛ همچنین از كسب درآمد از راههای نامشروع كه سودی به حال مردم ندارند و زمینههای ارتكاب گناه و فساد را فراهم میكنند و یا باعث اشرافیگری میشوند، برحذر داشته است.
قرآن بهصراحت معاملات حرام و زیانده، كسب درآمد از راه قاچاق، دزدی، قماربازی، احتكار، كلاهبرداری، و همة كارهایی را كه به امنیت اقتصادی و سلامت روحی و روانی جامعه و حیات فردی و اجتماعی افراد صدمه میزند و كرامت و منزلت انسانها را به مخاطره میاندازد، حرام و ناجایز قرار داده است:
ـ «و لا تأكلوا أموالكم بینكم بالباطل و تدلوا بها إلی الحكام لتأكلوا فریقاً من أموال النّاس بالإثم و أنتم تعلمون»[بقره: 188]؛ اموال یكدیگر را از راه باطل (ربا، كلاهبرداری، غصب و …) نخورید و آن را به حكام و قضات (بهعنوان رشوه) ندهید تا از طریق گناه و آگاهانه، مقداری از اموال مردم را بهدست آورید.
ـ «یا أیها الذین آمنوا لا تأكلوا الرّبا أضعافاً مضاعفة و اتقوا الله لعلكم تفلحون»[آلعمران: 130]؛ ای كسانی كه ایمان آوردهاید ربا نخورید (معامله ربوی انجام ندهید) به افزودنها[و سودها]ی پیدرپی و از خدا بترسید باشد كه رستگار شوید.
ـ «یا أیها الذین آمنوا إنّما الخمر و المیسر و الأنصاب و الأزلام رجسٌ من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلّكم تفلحون»[مائده: 90]؛ای مؤمنان! شراب، قمار و نشانههای معبودان باطل و تیرهای فال (بختآزمایی) پلید و از كارهای شیطاناند، از این كارهای پلید دوری كنید تا رستگار شوید.
ـ «ویل للمطفّفین الذین إذا اكتالوا علی النّاس یستوفون و إذا كالوهم أو وزنوهم یخسرون ألا یظنّ أولئك أنّهم مبعوثون»[مطفّفین: 1ـ3]؛ وای به حال كمفروشان، آنانی كه وقتی در معامله برای خود میپیمایند به تمام و كمال و افزون بر اندازة لازم دریافت میدارند و هنگامی كه (در معامله) برای دیگر میپیمایند از اندازة معین میكاهند. آیا اینان گمان نمیبرند كه دوباره زنده میگردند (و باید حساب پس بدهند!؟).
حكومت و سیاست
امور سیاسی و تشكیل حكومت، بخشی از نیازهای اجتماعی بشر است و ازاینرو دین اسلام به این مهم توجّه لازم را داشته و چارچوب، اصول و شاخصهایی را برای آن تعیین و مشخّص كرده است. شكلگیری و استقرار حكومت بر پایة دستورات الهی و فراگیر شدن عدالت، رفاه، آسایش، آزادیهای فردی و رعایت حقوق شهروندان مسلمان و غیرمسلمان از اهداف مهم دین اسلام است.
شاخصهای حكومت اسلامی، گسترش اندیشة خدامحوری، تحقّق اهداف الهی شریعت اسلامی در راستای حفظ دین، جان، مال، عقل و نسل انسانی، تحقّق عدالت اجتماعی، توسعة آبادانی و عمران، صیانت از آداب و شعایر اسلامی، حمایت از حقوق شهروندان و اقلیتهای دینی و مذهبی، دفاع از قلمرو اسلامی، همكاری در راستای حفظ صلح جهانی، تقویت دعوت اسلامی در راستای امر به معروف و نهی از منكر و مبارزه با اسلامستیزی است.
قوانین قضایی
قوانین قضایی اسلام عبارت از اجرای حدود الله و پاسداشت حقوق انسانها در چارچوب شرع و قانون است. هر كس باید مطابق و متناسب با جرم و جنایت خویش، سزای عملش را ببیند تا جرئت ظلم و تعدّی بر حدود الله و حقوق دیگران را نكند. در راستای اجرای عدالت هیچ نوع تبعیض و اغماضی نباید صورت گیرد، چنانكه قرآن میفرماید: «یا أیها الذین آمنوا كونوا قوّامین لله شهدآء بالقسط و لا یجرمنّكم شنآن قوم علی ألّا تعدلوا إعدلوا هو أقرب للتّقوی و اتّقوا الله إنّ الله خبیر بما تعملون»[مائده: 8]؛ ای كسانی كه ایمان آوردهاید، همواره برای خدا قیام كنید و از روی عدالت گواهی دهید؛ بغض و عداوت با گروهی شما را به بیعدالتی وادار نكند، عدالت پیشه كنید كه به پرهیزگاری نزدیكتر است، و از خداوند بترسید، همانا خداوند بر آنچه انجام میدهید آگاه است.
اجرای احكام الهی و حدود شرعی و قانونی در راستای ایجاد جامعه سالم و اسلامی است تا بیبندوباری و ارتكاب جرم و جنایت به حداقل ممكن برسد؛ ازاینرو بهمنظور پاكسازی جامعه از ابزارها و زمینههای بزهكاری، تنبیهات مؤثر و مجازاتهای بازدارندهای تعیین شده است تا فرد خطاكار به تناسب جرم خویش مجازات و تنبیه شود. قوانین فراگیر و گستردة قضایی و تعیین مجازات و حدّ برای جرمهای متفاوت در فقه اسلامی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است؛ بارزترین مواردی كه در شریعت اسلامی، حدّ به آنها تعلق میگیرد عبارتند از: حدّ قصاص (قتل عمد)، حدّ سرقت، حدّ زنا، حدّ شرب خمر، حدّ تهمت و حدّ ارتداد از دین اسلام؛ در سایر موارد كه نصّ صریحی دربارة آنها وجود ندارد بنابر رأی قاضی و حاكم شرع تعزیر و تنبیه تعیین میشود.
در پایان، امیدواریم خداوند همة مسلمانان را پیروان راستین و سربلند دین مبین اسلام قرار دهد و همة جهانیان را بهسوی این دین رهاییبخش و رحمتگستر رهنمون سازد.
پینوشتها:……………………………………………………………………………………………………………
1ـ زیدان، عبدالكریم؛ اصول الدعوة؛ ص 13، تهران: نشر احسان، 1422هـ.
2ـ قرضاوی، یوسف؛ ویژگیهای كلّی اسلام؛ ترجمة جلیل بهرامینیا؛ ص 63، تهران: نشر احسان، 1379.
3ـ سجستانی، ابوداود؛ سنن ابیداود (كتاب المناسك)؛ ج2،ص50،حدیث 1905، بیروت: دارالكتبالعلمیه.
4ـ بخاری، محمد بن اسماعیل؛ الجامع الصحیح؛ ج 3، ص 229، حدیث 2697، بیروت: دارالكتب العلمیه، 1412هـ.
5ـ المنذری، عبدالعظیم؛ الترغیب و الترهیب؛ ج 2، ص 6، بیروت: دارالفكر، 1415هـ.
6ـ ویژگیهای كلّی اسلام؛ ص 48.
7ـ مالكبنانس؛ مؤطا؛ ج 2، ص 904، بیروت: داراحیاءالتراثالعربی، 1406هـ.
8ـ ناصح علوان، عبدالله؛ تربیة الأولاد فی الإسلام؛ ج 1، ص180، بیروت: دارالسلام للنشر و التوزیع، .
9ـ شیبانی، احمد بن حنبل؛ مسند احمد؛ ج 7، ص 234، حدیث 24774، بیروت: داراحیاءالتراثالعربی، 1414هـ.
10ـ گوستاولوبون؛ تمدّن اسلام و عرب؛ ترجمة سیدهاشم حسینی؛ ص 535، تهران: انتشارات كتابفروشی اسلامیه، .
11ـ زحیلی، وهبة، الفقهالاسلامی و أدلته، ج 8، ص 3660، بیروت: دارالفكر المعاصر، 1418هـ.
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (8 خرداد 1405) در مراسم نماز جمعه زاهدان، اوضاع اقتصادی و…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (6 خرداد 1405) در مراسم عید سعید قربان زاهدان، با اشاره…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید در مراسم نماز جمعه زاهدان (1 خرداد 1405)، مراسم حج را «اجتماع…
شیخالاسلام مولانا عبدالحميد در مراسم نماز جمعه زاهدان (25 اردیبهشت 1405)، با استناد به سورۀ…
سیوپنجمین همایش تجلیل از دانشآموختگان و حافظان قرآن دارالعلوم زاهدان پنجشنبه (24 اردیبهشت 1405) با…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، 18 اردیبهشت 1405 در مراسم نماز جمعه زاهدان، مشکلات معیشتی مردم را…