عهد جدید و نکات سوال برانگیز
رشد در محیط کاتولیک و شرکت در درس ها و جلسات تبلیغی مسیحی در دانشگاه های کاتولیک برایم زمینه ای ساخته بود که به تمام آموزه های بایبل به عنوان کلام خداوند روحیۀ تقدس و غیر انتقادی داشته باشم. اما در دوران مطالعات تخصصی ام در مورد تاریخچۀ گردآوری و تدوین کتاب مقدس به تعارضات بنیادین و سوال برانگیزی که پولس و پیروانش در عهد جدید بوجود آورده اند پی بردم. به عنوان مثال کتاب اعمال رسولان از بخش 16 به بعد با ماموریت پولس ادامه می یابد، که هیچ هماهنگی با برنابا که یک حواری مشهور عیسی(ع) بوده است، ندارد. برنابا به عنوان اساس گذار کلیسای مسیحی در قبرس و از نویسندگان اناجیل محسوب شده و مورد تایید عهد عتیق می باشد. اما انجیل برنابا سه قرن بعد از مسیح، به دستور امپراطور بت پرست روم به طور دلخواه در زمان گرد آوری اناجیل و تدوین عهد جدید از اناجیل چهارگانه جدا گردیده است. برنابا در اورشلیم زمانی که دیگر حواریون مسیحی در قبال پولس آرام گرفتند به تعارضات خویش ادامه داد اما بعداً در پی بحث های طولانی با پولس یکجا شد. (اعمال رسولان 15: 36-40)
بدین ترتیب امروز اناجیل چهارگانه به عنوان آدرس شرعی مورد تایید جامعه مسحیت می باشد. این منابع سالها بعد از مسیح (325 بعداز میلاد مسیح) تدوین گردیده که دسته سوم و یا چهارم محسوب می شود. پس چگونه می توان به آنها به عنوان منابع دسته اول و معتبر اطمینان داشت. تاریخ تدوین اناجیل چهارگانه قرار ذیل اند:
1. انجیل مرقس:65-75 بعد از میلاد.
2. انجیل لوقا: 80-85 بعداز میلاد.
3. انجیل متی: 85-90 بعد از میلاد.
4. انجیل یوحنا: 95-140 بعد از میلاد.
چگونه کلام خدا می تواند از مسیح به طور واضح دو دیدگاه نسَبی ارائه دهد. (انجیل متی 17-1:1 و لوقا 37-3:23 ) و چرا به مسیح جنبه انسانی داده شده است اگر واقعاً او فرزند و همتای خداست پس لازم نیست که در عین حال هم جنبه انسانی داشته باشد و هم خدایی. این دو انجیل دیدگاه های متفاوتی از مسیح ارائه می دهند در حالیکه هر دو از تعالیم معتبر عیسی(ع) محسوب می شوند. وجود این چنین تفاوت های بنیادین بین منابع معتبر مسیحی، این نکتۀ مهم و روشن را برای انسان واضح می سازد که این منابع نمی تواند مراجع قابل اعتبار زندگی و آموزه های اصلی حضرت عیسی(ع) باشد و به عنوان اساس و پایه های دین مسیح مورد قبول و اطمینان قرار گیرد.
علاوه برآن نمی توان چند مسئله اساسی را مدنظر نگرفت:
اولا:ً این که منابع عهد جدید بدون در نظر داشت منابع عهد عتیق تدوین شده است.
ثانیاً: این که اناجیل بیشتر از این که جنبۀ تشریعی داشته باشد در جوّی نوشته شده است که هر کدام از مدووین می کوشیده اند تا عقاید مسیحی را با عقاید روم آن زمان بیشتر نزدیک سازند تا مورد پسند امپراطور بت پرست قسطنطین قرار گیرد و در بین مردم گسترش یابد. ازین رو می توان گفت که شریک ساختن به ذات واحد خداوند که در منابع عهد عتیق نبوده است درین جریان وارد باورهای مسیحیت شده است.
ثالثاً: انجیل معتبر برنابا توسط پولس از اناجیل رسمی بایبل جدا ساخته شد. و از قرن چهارم میلادی به بعد کلیسا رسماً عقاید پولس را پذیرفت و انتشار داد.
رابعاً: حضرت عیسی(ع)، رسولان و حواریون مسیحی تماماً از قوم یهود بوده اند و آثار شان (کتب عهد قدیم) به زبان عبرانی؛ در حالیکه منابع عهد جدید به زبان یونانی نوشته شده است. در ضمیمه ای که در یک نسخۀ از بایبل از سوی کلیسای کاتولیک نوشته شده است به مواردی اشاره دارد که در ترجمه و تشریح منابع عهد عتیق از نسخه های ترجمه شدۀ آن به زبان یونانی (Septuagint version نسخه ترجمه شده تورات به زبان یونانی توسط 70 تن که در زمان بلطیموس، 200 سال قبل از میلاد در مصر ترجمه شده است.) استفاده شده است نه از نسخه های اصلی آن که به زبان عبرانی است. درین ضمیمه آمده است:
«در بسیاری از موارد در نسخه های ترجمه یونانی تفاوت های قابل توجه در معنی از نسخه های اصلی کتب عهد عتیق به زبان عبرانی دارد».
این موارد سوالات بزرگی را در مورد اعتبار منابع عهد جدید بوجود می آورد. زیرا چگونه ممکن است حقایق تعالیم مسیح از روی یک زبان خارجی که تفاوت های زیادی با اصل عبری و آثار عهد عتیق دارد، به صورت درست انتقال داده شده باشد.
قرآن کتابی کامل و محافظت شده از تغیر و تحریف
با همه تعارضاتی که قبلاً تذکر دادم که در جریان تحقیقاتم در کتب عهد جدید و خصوصاً اناجیل چهارگانه (مرقس، متی، لوقا و یوحنا) برخوردم، قرآن را کتابی متفاوت از نظر اعتبار یافتم. زیرا قرآن با تدوین علمی و معتبری که دارد ثابت می سازد که دست ناخورده و بدور از تحریف باقی مانده است. زیرا این کتاب کلام خداوند می باشد تا این که داستان زندگی محمد صلی الله علیه وسلم پیامبر مسلمانان. آیات قرآن توسط بسیاری از مسلمانان در جریان 23 سال دعوت پیامبر صلی الله علیه وسلم حفظ می شده است و این آیات قرآن در زمان حیات خود پیامبر صلی الله علیه وسلم نوشته شده است. فقط دو دهه بعد از حیات پیامبر صلی الله علیه وسلم قرآن به گونه فعلی از روی نسخه های متفرقه جمع آوری شده است و توسط نزدیک ترین اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم صحت آن تایید گردیده است، بنابراین قرآن با معیار علمی تدوین شده و کوچک ترین موردی وجود ندارد تا در اعتبار قرآن شک و شبهه نمود. از چهار نسخه اصلی قرآن آن زمان، دو نسخۀ آن هم اکنون نیز موجود است. یکی در استانبول ترکیه و دیگری در تاشکند ازبکستان- در آسیای میانه – نگهداری می شود. قرآن امروزی بعداز چهارده قرن حرف حرف آن با نسخه های قرآن قدیمی یکسان بوده و هیچ تفاوتی ندارد.
در قرن نوزدهم میلادی دانشگاه مونیخ (Munich University) در آلمان 42000 نسخه شامل دستخط ها و نوشته های چاپی مختلف را از قرآن کریم که گفته می شد در ادوار مختلف 1300 ساله در کشور های اسلامی نوشته شده است، جمع آوری نمود. روی این تحقیق و جمع آوری حدود نیم قرن کار شد. بعد از مقایسه بین نسخه ها معلوم شد که هیچ تفاوتی در متن بین 42000 نسخه موجود نیست در حالیکه هر کدام در زمان های متعددی از قرن اول تا سیزده و در مکان های مختلفی از جهان اسلام به چاپ رسیده بوده اند. متاسفانه این دانشگاه و نتیجۀ تحقیقات ارزشمندش در جریان جنگ جهانی دوم در اثر بمباران متفقین از بین رفت اما پیام این تحقیقات که همانا عدم تحریف قرآن است، برای همیشه زنده و جاوید است.
خلاصه کلام اینکه قرآن کتابی کامل و جامع است. متن قرآن از هر تحریف و جابجایی مبراست. تدوین درست مُدووین قرآن چنان شفاف و با امانت داری صورت گرفته که جای کوچک ترین تردید و سوالی را نیز باقی نگذاشته است. اکنون برای پذیرش و یا عدم پذیرش آن به عنوان کلام خدا تنها دو راه می ماند اینکه با صداقت دل را به حقیقت سپرده و به آن ایمان آوریم و یا اینکه چشم روی حقیقت بسته و منکر نور خورشید باشیم.
احادیث و سخنان پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه وسلم نیز به عنوان دومین منبع اسلامی با دقت فراوان و با شیوه های معتبر علمی بعد از پیامبر در قرن دوم هجری توسط دانشمندان مسلمان جمع آوری گردید. نحوۀ جمع آوری احادیث صحیح پیامبر بدین گونه بوده است که تنها احادیثی معتبر دانسته می شد که توسط گروه راویان موثق، راستگو و درستکار به یک یا چند نفر از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم برسد. در جع آوری احادیث تلاش فوق العاده صورت می گرفت تا احادیث غیر صحیح وارد منابع اسلامی نشود، بدین ترتیب هزاران حدیث که معیار علمی فوق را نداشت یعنی راوی های آن قابل اعتبار نبودند رد گردیده و غیر صحیح شناخته شده اند.
شبهاتی در مورد الوهیت مسیح حتی در کتاب های مقدس
حتی در خود اناجیل مقدسه موارد کثیری موجود است که الوهیت عیسی و نظریۀ تثلیث را زیر سوال می برد. در کتب مقدس حداقل در 20 مورد به آیاتی بر می خوریم که حضرت عیسی(ع) نماز می خواند و دعا می کند. به منظور اختصار تنها مرجع آن را ذکر می کنم:
– متی: 14:23, 19:13, 26:39, 27:46, 26:42-44
– مرقس: 1:35, 6:46, 14:35-36
– لوقا: 3:21, 5:16, 6:12, 9:18, 9:28, 11:1-4, 22:41
– یوحنا: 14:16, 17:1, 17:9, 17:11, 17:15
با مراجعه به آیات فوق خواهید دید که مسیح نماز می خواند. سوال این جاست که اگر مسیح خودش مرتبه خدایی داشته است پس برای چه کسی نماز می خوانده است و چرا؟ مگر کسی که خودش قادر و بی نیاز است پس چگونه ممکن است اظهار عجز و بنده گی به درگاه دیگری بکند؟
موارد زیر نیز قابل تامل است:
مسیح و خداوند خواسته های متفاوت دارند.(متی 26:39)
مسیح به خاطرتقاوت خود با خدا، الوهیت خویش را رد می کرد. (متی: 19:16-17، مرقس: 10:17-18 ، لوقا: 18:18-19)
در زمان حیات مسیح، حواریون و دیگر یاران او، وی را پیامبری از سوی خدا می دانستند. و آنها ادعا نکردند که مسیح روح تجسد یافتۀ خداوند در پسرش است. (لوقا 7:16, 13:33, 24:19، مرقس 4:19)
با این حال آنانی که قایل به تثلیث و تجسد خداوند در مسیح و فرزند قرار دادن او با خدا هستند با این موارد در کتب مقدس خود چگونه دلخوش کرده و با چشم بسته حقایق را انکار می کنند و در راه نادرست خویش روانند.
سفرم از کاتولیک مسیحی به توحید اسلامی
بر اساس یافته هایم بعد از تحقیقات متمادی در مورد تاریخچۀ مسیحیت، تصمیم گرفتم تا خودم را از بدعت ها و خرافه های که پولس در تعالیم مسیحیت بوجود آورده بود، رها سازم؛ خرافه ای چون تثلیث، عقیدۀ موهومی که در تعالیم مسیح و حواریونش جای نداشت بلکه 381 سال پس از مسیح توسط کلیسا پدید آورده شد.
مسئله الوهیت مسیح نزد هر فرد مسیحی نیز یک معمای پیچیده و مغلق است. که پذیرش مسیح را هم به عنوان یک انسان و درعین حال پسر خدا و هم ریف او، بسیار مشکل و دور از منطق باور عاقلانه می سازد. من نیز تا این که به نتایج قطعی تحقیقاتم در مورد الوهیت مسیح برسم ازین معماها عبور نمودم.
به باور من، در طول حیات بشر، هرگاه انسان ها از ساحل تعالیم الهی فاصله گرفته اند و در امواج جهالت و شرک فرورفته اند خداوند پیامبرانش را برای نجات آنها فرستاده است. در زمانی که میبایست خداوند آخرین حجت خویش و خاتم انبیاء را برای رهنمایی بشر بفرستد می بینیم که تماماً شبه جزیرۀ عرب را شرک و بت پرستی فرا گرفته است و در عالم مسیحیت نیز خرافه های بدتر از شرک عرب چون فرزند قراردادن برای خدا و شریک آوردن به ذات او نیز بیداد می کرده است، پس لازم بوده است تا خداوند طبق سنت الهی اش پیامبرش را برای اصلاح نسل بشر و سوق دادن آنها بسوی عبادت درست و بنده گی درست برای خداوند نازل نماید.
در قرآن 25 پیامبر با ذکر نام آمده است که همۀ آنها به جز سه پیامبر در منابع یهود و مسیحی نیز آمده است:
1. حضرت آدم(ع)
2. حضرت ادریس(ع)
3. حضرت نوح(ع)
4. حضرت هود(ع)
5. حضرت صالح(ع)
6. حضرت ابراهیم(ع)
7. حضرت اسماعیل(ع)
8. حضرت اسحاق(ع)
9. حضرت لوط(ع)
10. حضرت یعقوب(ع)
11. حضرت یوسف(ع)
12. حضرت شعیب(ع)
13. حضرت ایوب(ع)
14. حضرت موسی(ع)
15. حضرت هارون(ع)
16. حضرت ذی الکفل(ع)
17. حضرت داود(ع)
18. حضرت سلیمان(ع)
19. حضرت الیاس(ع)
20. حضرت الیسع(ع)
21. حضرت یونس(ع)
22. حضرت زکریا(ع)
23. حضرت یحیی(ع)
24. حضرت عیسی(ع)
25. حضرت محمد صلی الله علیه وسلم
حال زمان آن رسیده بود که من با صدق دل و قناعت فکری به دین مقدس اسلام وارد شوم. گرچه چنانچه در اول ذکر کردم مطالعه ام در مورد اسلام به منظور ازدواج با آن زن مسلمان شروع شده بود، اما حالا برایم مهم نبود که با مسلمان شدنم این ازدواج صورت پذیرد یا نه. زیرا من اکنون به آنچه گمشده ام بود دست یافته بودم که بسیار با ارزش تر از هدف اولیۀ من بود.
دور شدن من از مسحیت و تشرف به اسلام به این منظور نبوده است که مسیحیت را زیر سوال برده ام بلکه من مسیحیتی را رد می کنم که پولس و پیروانش اساس و بنای آنرا با خرافات و هواهای نفسانی خویش برای جلب توجه امپراطور روم و جذب رومیان به مسیحیت، گذاشتند و به اصل دین مسیح خیانت نابخشودنی را مرتکب شدند. متاسفانه اکثریت مسیحیت مدرن امروزه کاتولیک رومی، ارتودوکس شرقی و پروتستان ها بر اساس تعالیم پولس استوار است.
در دایرة المعارف کاتولیک آمده است که آریانیزم Arianism (نفی الوهیت عیسی، اعتقاد به این که عیسی(ع) با وجود همه پاکی و قداست، پسر خدا نیست) هرگز در طول تاریخ مسیحیت رواج نداشته است در حالیکه در جاهای دیگر اعتراف می کند که چهره های برجسته ای چون اسحاق نیوتن و ملتون به آریانیزم اعتقاد داشته اند. چرا در مورد آریایی ها در مسیحیت، درحالیکه فرقه ای از مسیحیت است، پنهان کاری صورت می گیرد. به این جهت که اسلام از 1400 سال بدین سو علمدار نفی الوهیت مسیح بوده است. هیچ فرقه ای از مسیحیت کاتولیک، پروتستان و ارتودوکس هیچگاه کوچک ترین قدمی برای سازش با آریایی ها بر نداشته اند. چرا مسیحیت به سرعت سیر نزولی خویش را از نظر جمعیت و جغرافیای مرزی در جنوب مدیترانه طی می کرد. علت آن این بود که مردمان جنوبی مدیترانه قبلاً پیرو آریایی ها بوده و اکنون پیرو دین اسلام هستند.
با آشنا شدن به آموزه های اسلام حقیقت را در مورد حضرت عیسی(ع) یافتم. زیرا اسلام آخرین پیام خدا برای بشر بوده و حقیقت دین موسی و عیسی را – بعداز آن که توسط مغرضین به انحراف کشیده شده است – برای مردم بیان کرده است. اکنون می توانم با جرأت بگویم که حضرت عیسی(ع) یکی از پیامبران بزرگ الهی برای بنی اسرائیل بوده است که اسلام ایشان را به عنوان پیامبری الوالعزم، مقام خاص و بلندی بخشیده است. و ایشان از افتراءاتی که به او نسبت داده اند پاک و مبراست. او نه تجسد الهی در نسل بشرست و نه هم فرزند خدا.
اوایل فکر می کردم اگر مسلمان شوم به مسیح خیانت کرده ام. اکنون عقیده دارم که من قبل از مسلمان شدنم به مسیح خیانت می کرده ام زیرا در مورد او دروغ های را باور کرده بودم که او از آن بیزار است و اکنون با اسلام آوردنم و اصلاح عقیده ام در مورد او می دانم که او از من خشنود است.
در حقیقت پیامی را که پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم آورده است از همان چشمۀ زلال پیام ابراهیم، موسی و عیسی است. همچنان که مسیحیت ادامۀ وحی شریعت موسی بود، اسلام آخرین پیام الهی برای نسل بشر و تکمیل کنندۀ دو شریعت قبلی بود. در حقیقت امروز هرکس مسلمان است، هم یهودی واقعی است و هم مسیحی واقعی.
گام برداشتن برای یافتن حقیقت فضل بزرگی است از سوی خداوند که به هرکس که بخواهد می دهد. و این فضل بزرگ نصیب هرکس که می شود باید خداوند را سپاس گذار باشد. این فضل توسط یک زن مسلمان نصیبم شد. من فقط از روی تمایل به ازدواج با آن زن به اسلام روی نیاوردم، بلکه با قرار گرفتن آن زن بر سر راهم جرقه ای در فکرم بوجود آمد. جرقه ای که مرا به سوی تحقیق در مورد اسلام کشانید و حقیقت را برایم روشن ساخت، و تحفۀ اسلام را برایم به ارمغان آورد.
با این تحقیقات مسیحیت را با عقاید امروزی اش رد کردم، زیرا دیگر نمی توانستم به تثلیث ایمان داشته باشم و مسیح را خدا بدانم. پس از صمیم دل به خدای یکتا ایمان آوردم و از شریک قرار دادن کسی با او مبرا شدم. و در اسلام این آیین مقدس با خدایم پیمان بستم که:
لا اله الا الله محمد رسول الله.
هیچ معبودی جز الله متعال نیست و حضرت محمد پیامبر خداست.
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ )1( اللَّهُ الصَّمَدُ )2( لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ )3( وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ )4( ﴿سورۀ اخلاص آیات 4-1﴾
بگو اوست خداى یگانه، خداى صمد (ثابت متعالى)، (کسى را) نزاده و زاده نشده است، و هیچ کس او را همتا نیست.
مطالعۀ این مقالۀ تحقیقی را برای مسلمانانی که در غرب به اسلام گرویده و آنانی که در جریان تحقیق در مورد اسلام هستند، توصیه می کنم و امیدوارم که با مطالعه این مقاله حقیقت مسیحیت را دریابند و ارتباط اسلام با مسیحیت را که هر دو از ادیان بزرگ الهی هستند را بدانند و از انحرافاتی که مسیحیت در تاریخ کلیسا توسط پولس و پیروانش به آن مواجه شد، را درک نموده و به حقیقت اسلام پی ببرند.
وظیفۀ مهم ما اینست که با درک حقیقت مسیح و تحقیق در مورد دیدگاه اسلام، حقایق مسیحیت را به دیگران برسانیم و نگذاریم که گروه های تبشیری افکار مسلمانان را در مورد اسلام منحرف سازند. خصوصاً در مناطقی که اکنون گروه های تبشیری با بی نهایت بی رحمی در حال فریب دادن افکار جوانان مسلمان هستند و با هزینه های هنگفت می خواهند مسلمانان را از دین و آیین اسلام به مسیحیت منحرفۀ امروزی بکشانند و سرمایه ایمان آنها را بربایند. طبق ارشاد قرآن:
ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ ﴿سورۀ نحل125﴾
با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به (شیوهاى) که نیکوتر است مجادله نما، در حقیقت پروردگار تو به (حال) کسى که از راه او منحرف شده داناتر و او به (حال) راهیافتگان [نیز] داناتر است.
با اهل کتاب به احسن ترین شیوه به مجادله بپردازیم و افکار مسیحیان را در مورد حقیقت مسیح روشن سازیم که تثلیث عقیدۀ انحرافی پولس و پیروان اوست، نه عقیدۀ اصلی مسیحیت. و آنان را با اندرز نیکو به توحید اسلامی دعوت نماییم. زیرا این رسالت ماست.
——————————————————————————————-
تمام مراجع ذکر شده از کتب مقدس از «Good News Bible» چاپ دوم 1994 مربوط به کاتولیک روم (Nihil obstat) اخذ شده است که از سوی منابع مسیحی کتاب دور از اشتباه تلقی می گردد.
منابع انگلیسی برای تحقیق بیشتر:
1. Arius – biography from Encyclopaedia Britannica
2. Arianism – Encarta entry
3. The Arian Controversy
4. A Chronology of the Arian Controversy
5. Arianism – unsympathetic entry from the Catholic Encyclopaedia
6. The Foundation of an Imperial Church – ORB Online Encyclopedia entry
7. Explanation of the concept of Trinity – Encarta entry
8. Unitarianism – Encarta entry
منبع: اندیشه سبز (احمد فرید فرزاد هروی)
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (8 خرداد 1405) در مراسم نماز جمعه زاهدان، اوضاع اقتصادی و…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (6 خرداد 1405) در مراسم عید سعید قربان زاهدان، با اشاره…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید در مراسم نماز جمعه زاهدان (1 خرداد 1405)، مراسم حج را «اجتماع…
شیخالاسلام مولانا عبدالحميد در مراسم نماز جمعه زاهدان (25 اردیبهشت 1405)، با استناد به سورۀ…
سیوپنجمین همایش تجلیل از دانشآموختگان و حافظان قرآن دارالعلوم زاهدان پنجشنبه (24 اردیبهشت 1405) با…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، 18 اردیبهشت 1405 در مراسم نماز جمعه زاهدان، مشکلات معیشتی مردم را…