قطعاً اتحاد امت اسلامی زمانی مستحکم‌تر خواهد گردید که همکاری‌های صادقانه و فعالانه کشورهای اسلامی را با یکدیگر به دنبال داشته باشد و همچنین دولتمردان کشورهای اسلامی، اقلیت‌های مذهبی‌شان را بدون اعمال هرگونه تبعیض و فقط بر اساس معیارهای شایستگی و توانمندی در ارکان حکومت‌هایشان مشارکت دهند.

 

 

ملت بزرگ، فهیم و هوشمند ایران که برای استقبال از بیست و نهمین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و گرامیداشت سی‌امین بهار آزادی، خود را آماده می‌کند، پس از گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب انتظار دارد که همانند ایران باستان نسبت به تقویت عرق ملی و اتحاد و هویت ملی از هیچگونه کوششی دریغ نگردد و بلکه از کوچکترین فرصت‌ها نهایت بهره‌برداری در خصوص اتحاد عملی ملت بزرگ ایران صورت پذیرد. خصلت تکثرگرایی امپراتوری ایران باستان به گونه‌ای بود که کشور ایران در 2500 سال پیش بر پایه احترام به حقوق اقلیت‌های قومی، زبانی و مذهبی اداره می‌شد. استوانه‌های بر جا مانده از آن زمان، بهترین مصداق عینی آن راه و روش مدبرانه کشورداری در ایران باستان است که هنوز زبانزده همه ملل دنیا می‌باشد. پژوهشگر و تاریخ‌نگار قرن بیستم، آرنولد توین‌بی، شیوه حکومت‌داری هخامنشی‌ها را نخستین سازمان ملل در جهان نامیده است. کوروش در آخرین لحظات عمرش به فرزندانش این چنین وصیت کرد: «پیش از من وطنم ایالت گمنامی در آسیا بود و اکنون که می‌روم ملکه آسیا است. اگر اعمال شما پاک و موافق عدالت باشد، نفوذ و اقتدار شما قوت خواهد یافت، ولی اگر در این خیال باشید که به یکدیگر زیان برسانید اعتماد مردم را کاملاً از دست خواهید داد. واقعاً چه کسی است که به بهترین حسن نیت بتواند به شما اطمینان بدارد در صورتی که ببیند که شما بی‌عدالتید؟!».(1)
حال سؤال اینجاست که چرا اینک که تمام آموزه‌های قرآنی و دینی، مواد صریح قانون اساسی به عنوان میثاق ملی ایرانیان، فرامین رهبر فقید انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی، رهنمودهای مقام معظم رهبری و شعارهای عدالت‌محوری و مهرورزی رئیس‌جمهور، به وحدت و اتحاد ملی و انسجام اسلامی تأکید می‌ورزند، اتحاد ملی شکننده شده است؟
قرآن می‌گوید: «و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا»؛ همگی به ریسمان خدا چنگ بزنید و متفرق نشوید. حضرت علی رضی‌الله‌عنه می‌فرماید: «ای مردم! امواج کوه‌پیکر فتنه‌ها را توسط کشتی‌های نجات (علم، ایمان و اتحاد) درهم شکنید و از اختلاف و پراکندگی بپرهیزید، تا تاج تفاخر و برتری‌جویی بر سر نهید».(2)
بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی فرموده است: «جمهوری اسلامی می‌خواهد مطلبی را که قرآن و رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرموده است در همه کشورها پیاده کند و ایران مقدمه آن است می‌خواهد به همه کشورها بفهماند که اسلام بنایش برابری، برادری و وحدت است و همه مسلمین ید واحده هستند در مقابل دیگران، ما می‌خواهیم به همه دنیا بفهمانیم که اسلام دین وحدت است. آنهایی که می‌خواهند ایجاد تفرقه کنند نه اهل‌سنت هستند و نه اهل‌تشیع، آنها کسانی هستند که کارگردانان دولت‌های ابرقدرت هستند و در خدمت آنها هستند».
مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان و سفرای کشورهای اسلامی با تأکید به تدوین منشور وحدت اسلامی یکی از الزامات بسیار مهم برای ادامه حرکت عمیق امت اسلامی به سمت پیروزی را، اتحاد و انسجام اسلامی برشمردند و فرمودند: «سیاست جبهه استکبار، ایجاد اختلاف و نزاع قومی و مذهبی میان مسلمانان است که برای مقابله با آن باید وحدت و انسجام میان امت اسلامی تقویت شود و بر همین اساس، امسال، سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نام‌گذاری شده است». ایشان کج فهمی، توهمات غلط، سوء‌تفاهم و بی‌‌اطلاعی از مبانی صحیح تفکرات یکدیگر را از موانع اصلی اتحاد دانستند و با اشاره به نقش دولت‌های اسلامی و علمای اسلام و زمینه‌سازی برای وحدت و انسجام اسلامی فرمودند: «تدوین منشور وحدت اسلامی به همت علمای اسلام، ضرورت و مطالبه‌ای تاریخی است که اگر امروز به این وظیفه عمل نشود، نسل‌های بعدی ما را مؤاخذه خواهند کرد. در شرایطی که دنیای استکبار سعی در تخریب چهره مسلمانان دارد و بیداری اسلامی در میان شیعه و سنی را برای خود خطر می‌داند و آن را چه با نام حماس و چه به نام حزب‌الله لبنان آماج حمله قرار می‌دهد، آیا عاقلانه است که مسلمانان درگیر نزاع قومی و مذهبی شوند و دشمن مشترک خود را فراموش کنند؟».(3)
همچنین مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز عیدفطر و در دیدار اخیر با دانشجویان بر ضرورت تسامح، مدارا و سعه‌صدر تاکید کردند و نیز بیانات مهمی در خصوص اقوام و مذاهب ایراد فرمودند که بدون تردید رسانه ملی و برخی تریبونها مخاطبان اصلی آن بیانات ارزنده می‌باشند.
اما با این وجود رسانه‌ ملی هر از گاهی با پخش برنامه‌های مختلف اعم از فیلم، سریال و مصاحبه‌های حساسیت‌برانگیز و اختلاف‌انگیز احساسات اقوام و مذاهب مختلف ایرانی را تحریک می‌نماید.
عزیزی می‌گفت: موج رادیو را که رسانه‌ای ملی است باز کردم. برنامه رهیافتگان را پخش می‌کرد و با افرادی که به عنوان تحصیل به قم می‌آیند و ادعا می‌کنند که سنی بوده و شیعه شده‌اند، مصاحبه و گفت‌وگو داشت. یا اینکه برنامه‌هایی در ماه مبارک طی چند شب متوالی از شبکه 3 سیمای جمهوری اسلامی ایران به صورت مصاحبه و گفت‌وگو با برخی از کسانی که ادعا می‌کردند قبلاً سنی بوده‌ و اینک به اصطلاح نور هدایت را دریافته و مذهب تشیع را برگزیده‌اند، پخش شد.
آیا پخش چنین برنامه‌هایی اتحاد ملی و انسجام اسلامی را تقویت می‌کند یا اینکه موجبات ناپایداری و شکننده بودن اتحاد ملی و انسجام اسلامی را فراهم می‌کند؟ و آیا پخش اینگونه برنامه‌های حساسیت‌برانگیز دربردارنده و تأمین کننده منافع جمهوری اسلامی است یا اینکه آب در آسیاب دشمن ریختن است و شکاف‌های قومی ـ مذهبی را دامن می‌زند و آنها را تشدید می‌کند؟
اینک این پرسش مطرح می‌گردد که چرا صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران با پخش چنین برنامه‌های حساسیت‌برانگیزی آب در آسیاب دشمن می‌ریزد؟ این در حالی است که برخی از تحلیلگران عمق تغییر مسیر و یا تغییر استراتژی امریکا از طرح خاورمیانه جدید به «استراتژی شکاف بین امت اسلامی را قابل مقایسه با جابجایی یک دریا می‌دانند»، و مارتین اندیک، مقام ارشد وزارت‌خارجه دولت کلینتون و سفیر پیشین امریکا در اسرائیل، گفته است: «خاورمیانه در حال نزدیک شدن به جنگ سرد جدی میان شیعیان و سنی‌ها است».(4)
قطعاً اتحاد امت اسلامی زمانی مستحکم‌تر خواهد گردید که همکاری‌های صادقانه و فعالانه کشورهای اسلامی را با یکدیگر به دنبال داشته باشد و همچنین حکومت‌های اسلامی و دولتمردان کشورهای اسلامی، اقلیت‌های مذهبی‌شان را بدون اعمال هرگونه تبعیض و فقط بر اساس معیارهای شایستگی و توانمندی در ارکان حکومت‌هایشان مشارکت دهند و به اعتقادات و باورهای مذهبی اقلیت‌های مذهبی‌شان با دیده احترام بنگرند.
نظرات یک کارگزار دلسوز دولت گذشته در سیستان و بلوچستان تصویری از منحنی رو به نزول و رو به تضعیف پایه‌های اتحاد ملی و انسجام اسلامی را برای خوانندگان گرامی این‌گونه ترسیم می‌کند: «علی‌رغم دیدگاه اصولی مراجع شیعه همچون مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی در تقریب بین مذاهب و تداوم این دیدگاه در دوران انقلاب اسلامی بویژه ترویج وحدت مسلمین توسط رهبر کبیر انقلاب اسلامی و اختصاص هفته‌ای به نام «هفته وحدت» در آغاز جمهوری اسلامی که می‌رفت تضادهای گذشته را فراموش و وحدت مذاهب را نهادینه کند اما به تدریج این نگرش کم رنگ‌تر و نوعی تفکر افراطی که وحدت شیعه و سنی را برنمی‌تافت در سطح تعدادی از حوزه‌ها و در لایه‌هایی از مراکز تصمیم‌گیری کشور غالب شد. این تفکر تندروی ضد وحدت پس از پایان جنگ عراق علیه ایران تشدید شد و به تدریج شکل رسمی و علنی پیدا کرد و تعمداً در مناطق سنی‌نشین ترویج شد. چاپ و نشر کتابهایی که متعرض مقدسات برادران سنی بود، گسترش پیدا کرد. نمونه آن پخش چنین کتابهایی در نمایشگاه کتاب زاهدان و برخورد نامناسب با معترضان به آن بود. اعزام مبلغان جوان و کم اطلاع به استان سیستان و بلوچستان و دامن زدن به اختلافات به صورت موج گسترده‌ای در سالهای پس از جنگ در آمده است. سوء‌استفاده قدرت‌طلبان و متعصبان قومی از مذهب تشیع، مزید بر علت می‌باشد. عده‌ای با تهیه و پخش گزارش‌های دروغ یا غلط، بر نگرانی مسئولان کشوری و علمای دینی بسیار بیشتر از آنچه که هست می‌افزایند و این گونه وانمود می‌کنند که اگر سیادت این عده حفظ نشود، استان و تشیع از بین می‌روند».(5)
 متاسفانه تندروان قومی مذهبی در سیستان و بلوچستان در خصوص ارسال و پخش گزارش‌های دروغ وکذب و انعکاس تصویری نادرست از استان به مراجع دینی شیعه در قم و مسئولان کشوری، ایجاد ذهنیت می‌نمایند که در این ارتباط بخشی از سخنان آیت‌الله مکارم شیرازی که حکایت از این ایجاد ذهنیت دارد، از این قرار است: «پاره‌ای سوء‌تفاهم‌ها و شایعات کمی فضای مناسبات را تاریک ساخته از جمله اینکه معروف است که برادران اهل‌سنت نه تنها مسئله کنترل جمعیت را رعایت نمی‌کنند، بلکه عکس آن را انجام می‌دهند تا بافت جمعیت تغییر کند و اینکه زمین‌ها و مغازه‌هایی را در شهرها و بازارهای سیستان و بلوچستان از شیعیان خریداری می‌کنند تا آنها را به ضعف بکشانند و یا اینکه کمک‌های هنگفتی از وهابیون حجاز و خلیج فارس برای تبلیغات ضد شیعه به مناطق اهل‌سنت فرستاده می‌شود که نشریاتی از آنجا تاکنون به دست ما رسیده است. اینجانب نمی‌گویم این مطالب عین واقعیت است بلکه عرض می‌کنم فضا را کمی تاریک و مشوب به سوء‌ظن کرده و مانع تفاهم لازم می‌شود. به این امید که در آینده این موانع برطرف گردد و اعتماد کامل حاصل شود و خواسته برادران (اهل‌سنت) صورت پذیرد».(6)
پرسش این است که این گزارش‌نویسان که حتی توانسته‌اند در مراجع دینی شیعه ایجاد ذهنیت بکنند، توسط چه لایه‌هایی از نظام تقویت و پشتیبانی می‌گردند؟! آیا اینگونه موارد از مصادیق تضعیف و سیر نزولی اتحاد ملی و انسجام اسلامی ارزیابی نمی‌گردد؟ و در نهایت خسارات جبران ناپذیری را به دنبال نخواهند داشت و به اتحاد ملی و اتحاد امت اسلامی آسیب‌های جدی وارد نمی‌کنند؟!
متأسفانه اینگونه اقدامات غیرکارشناسانه موجب گشته‌اند که برخی از کشورهای مسلمان منطقه، سیاستگزاریها و سرمایه‌گذاری‌های جمهوری اسلامی ایران برای ایجاد اتحاد و انسجام اسلامی نگاهی تردید‌آمیز داشته باشند، چنانکه یک دیپلمات برجسته عرب گفته است: «شاید اکنون زمان آن فرا رسیده که به ایرانی‌ها بگوییم کمتر درباره اتحاد اسلامی و مسلمانان سخن بگویند و بیشتر عمل کنند. در این صورت ما می‌توانیم اقدامات بیشتری برای اتحاد مسلمانان انجام دهیم، کمتر صحبت کنیم، کنفرانس‌های کمتری و سخنرانی‌‌های کمتری نیز ترتیب دهیم».(7)
در حالی که سیاستگزاریهای کلان نظام، دغدغه‌ها و بیانات مقام معظم رهبری حکایت از تقویت اتحاد امت اسلامی دارد، چرا باید برخی اقدامات نسنجیده و فرقه‌گرایانه به آن خدشه وارد کند.
مقام معظم رهبری در پاسخ به گلایه‌مندی فراکسیون نمایندگان اهل‌سنت مجلس ششم سخنان حکیمانه‌ای به این شرح داشته است: «گلایه‌های امضاکنندگان محترم این نامه باید مورد توجه جدی قرار گیرد. این همه سرمایه‌گذاری جمهوری اسلامی ایران برای اتحاد میان برادران مسلمان و هزینه هنگفتی که در حمایت از مسلمانان فلسطین و افغانستان و دیگر مناطق متحمل شده است، نباید با اقدام نسنجیده برخی رسانه‌ها و دیگران ضایع شود. امروز مسلمانان چه سنی و شیعه در برابر یک جبهه شر بر ضد اسلام قرارگرفته‌اند و منطق عقل و شرع حکم می‌کند که باید شیعه و سنی به یکدیگر هرچه نزدیکتر شوند».
امروز استکبار بیش از هر زمانی دیگر به دنبال ضربه زدن به کشورهای اسلامی می‌باشد خصوصاً جهت تضعیف قدرت ایران در منطقه از هیچ کوششی دریغ نمی‌ورزد. آقای سیمورام هرش یک تحلیلگر غربی در مقاله‌ای که چند ماه قبل به نگارش در آورده است، می‌گوید: «در طول چند ماه گذشته پس از آنکه اوضاع در عراق به شدت بحرانی شد، دولت بوش تغییرات بسیاری در استراتژی خاورمیانه‌ای کاخ سفید صورت داد. این تغییرات چه در سطح دیپلماتیک و چه در برنامه اعمال مخفیانه ایالات متحده دیده می‌شود. برخی از مقامات کاخ سفید استراتژی جدید دولت در خاورمیانه را «تغییر مسیر» نامیدند. این استراتژی ایالت متحده را به تقابل گسترده با ایران و برخی کشورهای منطقه ما نزدیک‌تر کرده و سبب گسترده‌تر شدن منازعات فرقه‌ای میان شیعیان و سنیان شده است. دولت آمریکا جهت تضعیف قدرت ایران که کشوری شیعه محسوب می‌شود، تصمیم گرفته تا الویت‌های استراتژیک خود در خاورمیانه را مورد بازبینی و تغییر قرار دهد».(8)
وقتی دشمن تا به این حد و با چنین اراده و انگیزه‌ای قوی به دنبال تضعیف قدرت ایران و تشدید شکاف‌های مذهبی بین فرق اسلامی می‌باشد، چرا از تمامی مؤلفه‌ها و ظرفیت‌های وحدت‌بخش اقوام ایرانی به منظور تقویت عرق و هویت ملی استفاده نمی‌شود.
سخنان مولانا عبدالحمید، امام‌جمعه اهل‌سنت زاهدان، در خطبه‌های نماز عیدفطر در حضور بیش از صد هزار نفری نمازگزاران اهل‌سنت، از این منظر قابل تأمل است. وی می‌گوید: «ما خشونت را رد می‌کنیم. راه ما راه قانون است. ما فراتر از قانون چیزی نمی‌خواهیم، چون فعلاً حقوق قانونی ما نرسیده است. حق قانونی ما رفع تبعیض است که به هر حال تبعیض بین ملت ایران، بین اقوام ایرانی و بین فرق اسلامی شیعه و سنی نباشد. بین شیعه و سنی نباید دیوار کشیده شود. نگوییم این شیعه است و آن سنی است و لذا سنی فراموش شود و حقش داده نشود. نگاه قومی و نگاه مذهبی خطرناک است. ما به مسئولین محترم هشدار می‌دهیم که مواظب باشند نگاهها قومی نشود و مسئولین نگاه ملی داشته باشند. این روش نادرست است که مسئولیت و مدیریت و تصمیم‌گیری را در استان [سیستان و بلوچستان] به یک قوم بسپارند و قوم دیگر تحقیر شود و مورد اجحاف قرار گیرد. این مسئله برای دولت مرکزی و نظام جمهوری اسلامی که نظامی مردمی است، صلاح نیست».(9)
همچنین سخنان یک روزنامه‌نگار بلوچ و اهل‌سنت در این مراسم، که دغدغدهای جامعه اهل‌سنت را با استناد به برخی اصول قانون اساسی بیان کرده است، قابل توجه است. وی می‌گوید: «بند نهم اصل سوم قانون اساسی، دولت جمهوری اسلامی ایران را موظف کرده تا نسبت به رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینه‌های مادی و معنوی بکوشد. اما آنچه در عمل اتفاق افتاده است، گسترش این تبعیضات و ایجاد و توزیع ناعادلانه امکانات در مناطق سنی‌نشین در همه ابعاد است، تا آنجایی که 29 سال پس از پیروزی انقلاب، استانهای سیستان و بلوچستان، کردستان، هرمزگان و دیگر مناطق سنی‌نشین کشور در آمارهای رسمی جزو فقیرترین و محرومترین استانهای ایران قرار دارند و نرخ رشد بیکاری در این استانها همچنان سیر صعودی دارد. از نظر شاخص سواد این استانها در گزارش‌های رسمی بی‌سوادترین و کم‌سوادترین استانها معرفی شده‌اند».
وی در ادامه می‌افزاید: «در اصل 12 قانون اساسی علی‌رغم تصریح بر رسمی بودن مذهب جعفری اثنی‌عشری، مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل هستند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاق، ارشاد و وصیت) و دعاوی مربوط به آن در دادگاه‌ها رسمیت دارند و در هر منطقه‌ای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند، مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق آن مذاهب خواهد بود، با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب. پرسش اینجاست که آیا پخش و انتشار دهها فیلم و صدها کتاب و مقاله و … در صدا و سیما و مطبوعات مورد حمایت و زیر نظر دولت علیه باورهای و مقدسات اهل‌سنت، برگزاری میزگردهای اختلاف برانگیز علیه اهل‌سنت و حضور امثال تیجانی‌ها در این برنامه‌ها حتی در ماه مبارک رمضان، احترام به اهل‌سنت است؟ آیا این حرکت و اقدامات در تریبون‌های رسمی و عمومی نظام، همان چیزی نیست که مسئولان عالی نظام و رهبری از آن به عنوان خط تفرقه آمریکا و اسرائیل یاد می‌کنند؟ چگونه این خط تفرقه تا عمق رسانه ملی نفوذ کرده و چرا هیچ برخوردی با آن صورت نمی‌گیرد و چرا رسانه به اصطلاح ملی ضمن انتقاد از نفاق‌افکنی‌های دشمنان، خود مجری ایده‌های اختلاف‌افکنانه آنان شده است؟ در کدام منطقه سنی‌نشین  ایران رسمیت دادگاه‌ها در دست اهل‌سنت است؟ و کدام مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق مذاهب اهل‌سنت در مناطق آنان تدوین شده است؟ اینک جامعه اهل‌سنت پس از 29 سال حضور فعال و یکطرفه در صحنه‌های مختلف نظام انتظار دارد که موانع وحدت اسلامی و همبستگی ملی در قانون اساسی و دیگر قوانین کشور برطرف گردد و صدا و سیما رسماً به خاطر پخش فیلم‌ها و برنامه‌های اهانت‌ ‌‌آمیز علیه اهل‌سنت از مردم ایران و جهان اسلام عذر خواهی کند».(10)
چرا بعد از گذشت 29 سال از وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی ملت هوشمند و مسلمان ایران، وضعیت بگونه‌ای باشد که برخی نخبگان قومیت‌های ایرانی و مذاهب اسلامی شکواییه‌هایی این چنینی داشته باشند که با تأیید و تکبیر مکرر انبوه نمازگزاران حاضر در مصلای بزرگ اهل‌سنت زاهدان مواجه گردد؟
در خاتمه به عنوان جمع‌بندی و راهکار عملی و جلوگیری از وارد شدن آسیب‌های جدی به اتحاد بزرگ امت اسلامی و عدم فروپاشی‌اش، مناسب دیدم این مقاله را با سخنان آغازین آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و سخنان پایانی دکتر یوسف قرضاوی که در مناظره تاریخی‌شان در شبکه الجزیره ایراد کردند، به پایان ببرم.
جناب آقای هاشمی رفسنجانی در آغاز سخنانش می‌گوید: «همه ما می‌دانیم که یکی از بنیان‌ها و مبانی عمومی جهت گسترش اسلام، پاسداری از وحدت است، و چنانچه این وحدت تحقق پیدا کند، خیر و برکت فراگیر شامل حال تمامی مسلمانان خواهد گردید و همه در آن سهیم خواهند بود.
پس از پیروزی انقلاب ما تمامی تلاش‌های خویش را در جهت توانمندی صفوف و نزدیکتر شدن مذاهب به کار گرفتیم. البته این راهی بود که قبلاً مرحوم آیت‌الله بروجردی و علامه شیخ محمد عبده آن را پیش گرفتند و دارالتقریب را پایه‌گذاری کردند. ما نیز بعد از پیروزی انقلاب موضوع هفته وحدت اسلامی را مطرح کردیم، و این راه را ادامه دادیم.
ما میوه آن تلاش ها را چیدیم و به یکدیگر نزدیک شدیم و از خداوند می خواهم که ما را در تقویت و پاسداری از این دستاوردها یاری دهد. طبعاً در روزهای اخیر با امواجی از فتنه‌گری روبه‌رو بودیم، که شاید از پاره‌ای از رویدادهای عراق ناشی شده باشند، و شاید با رویدادهای دیگری مانند آنچه در افغانستان و لبنان پیش آمده بی‌ارتباط نباشند.
تمامی آن فتنه‌ها ناشی از تلاش‌های دشمن است که امواجی تازه از فتنه‌انگیزی را به راه انداخته و پاره‌ای از نگرانی‌ها را سبب شده است، و چیزی نمانده تمامی تلاش‌هایی را که علما در گذشته در جهت وحدت به عمل آورده‌اند، ناکام و بی‌حاصل کند. به امید خداوند ما می‌خواهیم در این برنامه در برابر آن امواج فتنه‌برانگیز ایجاد مانع کنیم.
فتنه‌انگیزی‌ها و تفرقه‌افکنی‌ها و تحریک احساسات میان شیعیان و سنّی ها در واقع جزو نغمه‌های شیطانی است و برماست که در برابر وسوسه‌های شیطان فریب نخوریم. علما و همچنین مردم ایران از اعماق قلب به وحدت اسلامی دل بسته‌اند و صمیمانه چشم به راه تحقق آن هستند. من می‌دانم که علمای اهل‌سنّت نیز با علمای ما هم دل‌اند، آنان به دنبال ایجاد تفرق در میان مسلمانان نیستند، اما پاره ای از آدم‌های نادان وجود دارند که اینجا و آنجا اقداماتی را صورت می‌دهند و سخنانی را مطرح می کنند. اما وظیفه خردمندان و دانشمندان مسلمان است که فراتر از عملکردها و سخنان افراطی‌ها و تندروها عمل کنند. آنانی که به مصالح کلّی اسلام توجه نمی‌کنند، نباید مورد اهتمام قرار بگیرند».(11)
همچنین جناب دکتر قرضاوی در سخنان پایانی‌اش می‌گوید: «همه ما موظفیم در مورد پاسداری از وحدت این امت بسیار بسیار جدی عمل کنیم و در برابر هرگونه تلاش‌ تفرقه‌انگیز ایستادگی نماییم؛ از تلاش‌هایی که از مسائلی مانند: نژاد و ملیت که آنان مردم فارس و اینان عرب و دیگران تورانی‌اند، سوءاستفاده می‌کنند، جلوگیری کنیم. برماست که همه بر حول محور وحدت‌بخش اسلام جمع شویم و اسلام را برتر از مذهب و فرقه به شمار بیاوریم و میهن اسلامی را بر فرقه‌گرایی برتری بدهیم و امت را بالاتر از نژاد و ملیت به شمار آوریم، و مصالح مهمتر را بر مصالح کم اهمیت ترجیح بدهیم و فراتر از این امور عمل کنیم. زمانی که از گفتمان اسلام و مسیحیت استقبال می‌کنیم و با آنها به گفتگو می‌پردازیم و سعی می‌کنیم با آنها به تفاهم برسیم‌، چرا نباید برای نزدیک شدن هر چه بیشتر به یکدیگر تلاش نماییم؟ چرا از گفتگو میان خود مسلمانان استقبال نکنیم؟ این امت باید وحدت خود را به دست آورد، امتی بزرگ، امت یک میلیارد و نیم مسلمان می‌تواند جایگاه شایسته خویش را بازیابد به شرطی که در راه وحدت و تفاهم و همیاری گام بردارد و از توانایی‌های انسانی و امکانات اقتصادی و میراث تاریخی و تمدن سترگ و رسالت معنویش به درستی استفاده کند. در این صورت می‌تواند از زندان عقب‌ماندگی رهایی یابد و به عرصه باز پیشرفت و ترقی هم‌جانبه وارد شود و از دایره جهان سوم به عرصه جهان اول وارد گردد. مطلب دیگری که می‌خواهم به وسیله آن این دیدار را به پایان ببرم این است که مسلمانان در شرق و غرب جهان انتظار دارند که این دیدار و گفتگو به نتیجه عملی و ملموسی بیانجامد و تنها در دایره یک گفت‌وگوی نظری و حرف زدن محدود نماند، زیرا از این قبیل سخنان کم گفته نشده است. انتظار این است که این گفت‌وگو در عمل و واقعیت تبلور پیدا کند و مردم آن را با چشمان و تمام وجودشان ببینند و احساس کنند. مسلمانان جهان تمنا دارند که وضع عراق چیزی غیر از آنچه هست بشود و از قتل و خونریزی روزانه جلوگیری شود و اقدامات میلیشیاها و جوخه‌های مرگ متوقف شود، حقوق به صاحبان حق برگردانده شود، رانده‌شدگان به خانه و کاشانه خود بازگردند، مساجد غصب شده به صاحبان آنها بازگردانده شود، جلو امواج تلاش برای شیعه کردن گرفته شود و بسیاری از امور دیگر که همه از آن رنج می برند.
‌اگر قصد داریم مشکل را حل و فصل کنیم باید گفتار را به کردار تبدیل کنیم، در غیر این صورت جز نشستن و حرف زدن و متفرق شدن کار دیگری را پیش نبرده‌ایم. ‌این چیزی است که انتظارش می رود.
در کنفرانس دوحه نیز گفتم که اندیشه تقریب بین مذاهب در برابر آزمون حساس و سختی قرار دارد، امیدوارم که از آن سربلند بیرون بیاید و به شکست و بن‌بست نیانجامد و در این آزمون مردود نشود. ‌این چیزی است که در اسرع وقت انتظارش را داریم. از پس امروز فردایی است و آمدن فردا برای کسی که در انتظار آن است چندان دور نیست، ان‌شاء‌الله! من به آینده امیدوارم و انتظار خیر و نیکی را دارم».(12)

قادربخش جمالزهی

————————————————————

پی‌نوشت‌ها
1ـ تاریخ ایران باستان، حسن، پیرنیا، 1382، جلد اول، ص 438.
2ـ نهج‌البلاغه، خطبه پنجم.
3ـ فرازهایی از سخنان مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان و سفرای کشورهای اسلامی.
4ـ تغییر مسیر، سیمورام هرش، ترجمه سینا مالکی، دوماهنامه چشم‌انداز ایران، اردیبهشت و خرداد، 1386.
5ـ سیستان و بلوچستان، ناامنی‌ها، ریشه‌ها، سیدمحمود حسینی (استاندار اسبق سیستان و بلوچستان در دوران ریاست‌جمهوری آقای خاتمی)، چشم‌انداز ایران، تیر و مرداد، 1358.
6ـ در تشدید ناامنی‌ها و شکافهای قومی اولیم یا اجرای مصوبات؟!، قادربخش جمالزهی، هفته‌نامه صبح‌زاهدان، شماره 238، سه‌شنبه 3 مهرماه 1386.
7ـ روزنامه جمهوری اسلامی، شماره 8196، یکشنبه 20 آبان 1386.
8 ـ سیمورام، هرش، تغییر مسیر، مترجم، سینا مالکی، دو ماهنامه چشم‌انداز ایران. اردیبهشت و خرداد، 1386.
9 ـ هفته نامه مرزپرگهر، شماره 176 ـ 175.
10ـ همان، سخنان آقای محمود براهویی‌نژاد (روزنامه‌نگار).
11ـ فصلنامه ندای اسلام، شماره 28، مناظره تلویزیونی دکتر یوسف قرضاوی و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی.
12ـ همان.

 

مدیریت

Share
Published by
مدیریت

Recent Posts

اگر در سیاست‌ها و رویکردها تغییر ایجاد نشود، کشور با «فروپاشی اقتصادی» مواجه خواهد شد

شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (8 خرداد 1405) در مراسم نماز جمعه زاهدان، اوضاع اقتصادی و…

5 روز ago

امیدواریم تلاش‌ها برای توافق به نتیجه برسد و جلوی جنگ گرفته شود

شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (6 خرداد 1405) در مراسم عید سعید قربان زاهدان، با اشاره…

1 هفته ago

حج «عبادتی بزرگ» و «اجتماعی استثنایی» است

شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید در مراسم نماز جمعه زاهدان (1 خرداد 1405)، مراسم حج را «اجتماع…

2 هفته ago

«ایمان»، «عمل صالح»، «توصیه به حق» و «توصیه به صبر» چهار محور فلاح و رستگاری هستند

شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحميد در مراسم نماز جمعه زاهدان (25 اردیبهشت 1405)، با استناد به سورۀ…

3 هفته ago

سی‌وپنجمین همایش دانش‌آموختگی طلاب دارالعلوم زاهدان برگزار شد

سی‌وپنجمین همایش تجلیل از دانش‌آموختگان و حافظان قرآن دارالعلوم زاهدان پنج‌شنبه (24 اردیبهشت 1405) با…

3 هفته ago

«توافق عادلانه» به نفع کشور و ملت است

شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید، 18 اردیبهشت 1405 در مراسم نماز جمعه زاهدان، مشکلات معیشتی مردم را…

4 هفته ago