یکی از حقایق بدیهی و مسلم جهان آفرینش این است که زندگی همواره در حال حرکت و دگرگونی و رویش و پویایی است، از یک وضع به وضع دیگر و از یک شکل و رنگ به شکل و رنگ دیگر تغییر میکند، هیچگاه از حرکت و رشد باز نمیایستد و میانهای با فرسودگی و از کار افتادگی ندارد. لذا تنها چیزی که میتواند با کاروان زندگی همگام و همرکاب شود، دین و آیینی است که سرشار از حرکت و پویایی باشد، از کاروان زندگی عقب نماند و از همگامی و همرکابی با آن عاجز و درمانده نگردد و سرزندگی و نشاطش را از دست ندهد.
به طور قطع دین اسلام واجد چنین ویژگیهایی است؛ زیرا این دین، هر چند بنیاد آن بر عقاید ثابت و حقایق جاودان استوار است، اما لبریز از شادابی و نشاط و تحرک و پویایی است. چشمه جوشانی است که هرگز نمیخشکد و از معدنی سرشار و پایانناپذیر از مواد خام برخوردار است و برای هر زمان و مکان صلاحیت و کارایی دارد و در همه ادوار گذشته و آینده تاریخ و در همه مراحل زندگی، یاریگر جوامع بشری و نسلهای جدید انسانی و پاسخگوی مقتضیات زمان بوده و خواهد بود.
اسلام، بر خلاف باور بسیاری از مسلمانان و بعکس تصویری که خاورشناسان و تاریخنگاران غربی از آن ترسیم کرده و میکنند، تمدن یک دوره خاص و یا فن و اثر یک بازه زمانی و تاریخی مشخص نیست که فقط بتوان آن را در آثار باستانی همان دوره و یا در کتیبهها و آثار به جای مانده از آن مرحله تاریخی جستجو و پیدا کرد، نه در متن زندگی جاری بشر؛ در حالی که رسالتش پایان یافته و صلاحیت و پویاییش را از دست داده است، چنانکه از تمدن یونان و روم باستان و یا فن و هنر دوره ترکی و مغولی سخن به میان میآید. بلکه اسلام دینی زنده و پیامی جاودانه و همیشگی است؛ زنده بودنش همچون جریان خود زندگی در جهان آفرینش است، و جاودانگیش همچون جاودانگی حقایق و قوانین طبیعی عالم هستی است؛ زیرا که بهترین نمونه صنعت آفریدگاری مقتدر و دانا، و ساخت خدایی است که هر چیز را به بهترین و استوارترین شکل ساخته است: «ذالک تقدیرالعزیزالعلیم» [انعام: 96]. «صنع الله الذی أتقن کل شیء»[نمل: 88].
و به صورت کامل و نهایی تجلی یافته و تقدیم جهانیان شده است، چنانکه در روز عرفه [در گردهمایی باشکوه مؤمنترین مؤمنان عالم، مهر تأیید نهایی و کمالش از جانب پروردگار عالمیان بر خاتم پیامبران حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم نازل گردید و] اعلام شد: «الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الإسلام دیناً»[مائده: 3]؛ امروز دین شما را به حد کمال رساندم و نعمت خویش را بر شما تمام نمودم و بهترین آیین را که اسلام است، برایتان برگزیدم.
پس دین اسلام جامع است بین کمالی که پس از آن انسانها برای دین دیگری انتظار نخواهند کشید و با وجود آن نیازی به نزول رسالت جدیدی نیست، و بین پویایی و نشاطی که پایانناپذیر و بیهمانند است. و این گونه است که میتواند با زندگی همگام و در عین حال مراقب آن باشد؛ در مسیر درست و استوار همراهیش کند و در انحرافات و کجرویها در مقابلش بایستد و به او تذکر دهد. نه همگامیش همگامیای منفعلانه همچون بسیاری از ادیان تحریفشده است، و نه مراقبتش مراقبتی سخت و انعطافناپذیر همچون بسیاری از فلسفههای تئوریک و خشک است. و این مثال دین کامل و زنده برای انسان زنده است؛ احساساتش را درک میکند، به نیازهایش باور دارد و معترف است، در مشکلات و سختیها یاریگر اوست، و در رویکردهای نادرست و مفسدهآمیز در مقابلش میایستد و انذارش میکند.
دوران امت اسلامی بیش از هر دوره دیگری با دگرگونیها و مشکلات همراه است
از آنجا که دین اسلام، آخرین آیین الهی و دین جهانی است، و امت اسلامی نیز آخرین امتی است که برای ابلاغ این رسالت آسمانی به مردم روی زمین انتخاب شده، و حیات آن مقرون با جاودانگی و انتشار در همه آفاق و کره زمین است، طبیعی است که این دین و این امت در این سیر طولانی و فراگیرشان با مراحل پیچیده و دشواری برخورد کنند و با قرنها، نسلها و جوامع متفاوت، و با نبردها و چالشهایی در میادین عقل، علم، تمدن، اجتماع و قانونگذاری مواجه شوند که در تاریخ ملل دیگر سابقه نداشته است. از این رو زمان تعیین شده برای این امت، جهت توجیه امتهای دیگر و وصایت بر جهانیان، بیش از هر زمان دیگری در معرض انقلاب و دگرگونی و تنوع و اختلاف است. با چنان انقلابها، دگرگونیها و چالشهایی مواجه میشود که از خاطر هیچ یک از امتها و نسلهای پیشین نگذشته است؛ انقلابها، دگرگونیها و چالشهایی که این امت را در هوشمندی، توانمندی در تشریع و قانونگذاری، ثبات و پایمردی بر اصل و مبدأ و محافظت از روح و حقیقت دین و صلاحیت پاسخگویی به نیازهای زندگی، دچار امتحانها و آزمونهای جدی میکند. پس امتی که با این انقلابها، دگرگونیها و چالشها بدرستی مواجهه کند و پیروزمندانه آنها را پشت سر بگذارد، امتی است شایسته حیات جاودانه و مناسب برای رهبری، و مسلماً هیچ قدرت سیاسی و هیچ تهاجم و یورش ویرانگر خارجی، هستی و کیان آن را نابود و از صفحه روزگار محو نخواهد کرد.
چگونه امت اسلامی توانست در مقابل دگرگونیها بایستد
شما میتوانید سؤال کنید: چگونه امت اسلامی توانسته است در برابر عوامل خارجی ویرانگر و دگرگونهای پایانناپذیر و تفاوت زمانها و مکانها مقاومت کند، در حالی که وجود بعضی از آن عوامل برای نابودی و در هم شکستن دین و آیینی قوی و قدیمی، و یا حداقل برای تحریف آن کافی بوده است؟
و اما پاسخ: خداوند متعال به این امت دو نیرو برای کسب چنین موفقیتی داده است:
نیروی اول: سرزندگی، دینامیسم و صلاحیت نهفته در نهاد این دین است؛ زیرا خداوند متعال به حضرت محمد صلیاللهعلیه وآله وسلم رسالت و دین کاملی را اختصاص داده است که برای هر زمان و مکانی مناسب است و صلاحیت دارد، و میتواند با هر تغییر و دگرگونیای مواجه شود و برای هر مشکل و معضلی راهحل و راهکار ارائه کند.
با پژوهشی عمیق و گسترده در قرآن کریم، حدیث نبوی صحیح و مصادر و منابع اسلامی، که موضوعات مورد بحث و کنکاش فقه و قانونگذاری اسلامی هستند، میتوان به شواهد بسیاری برای این مدعا دست یافت.
نیروی دوم: اینکه خداوند خودش این مسؤلیت را بر عهده گرفته است که به این دین جاودان و این امت، در هر عصر و زمانی، افراد نیرومند و زندهای عنایت کند که تعالیم اسلامی را در زندگی مردم جاری کنند و در امت اسلامی روح و نشاط تازه بدمند و آنان را به اندیشه و عمل وادارند. در ذات دین اسلام توانایی شگفتانگیزی برای پرورش افراد شایسته و خداجو در هر عصر و هر سرزمینی وجود دارد که نظیر آن در تاریخ ملل دیگر یافت نمیشود.
بر همین اساس این امت در هیچ عصر و زمانی از مجددان و احیاگران دینی، پیشوایان علمی، اندیشمندان، مجاهدان و مصلحان بزرگ خالی نبوده است، و این یک اتفاق تصادفی نیست (بنده در عمل کردگار و گردش روزگار، به اتفاق و تصادف معتقد نیستم)، بلکه این خاصیت طبیعی این دین و توانمندی آن در نوآوری و پرورش مردان برجسته، و همانا لطف الهی نسبت به این امت است؛ زیرا اگر این امت نابود شود، این امانت آسمانی نیز از بین خواهد رفت. پس باید گفت که این نتیجه حراست و حفاظتی الهی است تا این دین تا آخرین مراحل با زندگی و حیات همگام باشد: «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون»؛ ما قرآن را فروفرستادیم و خود ما محافظ آن هستیم.
اسلام از همان ابتدای پیدایش، مورد تهاجم بوده است و دل، جگر و اعصاب آن هدف حملههای بیرحمانهای قرار گرفته است که ادیان دیگر قدرت تحمل آنها را نداشتهاند. دینهای معروف جهان که در عصر خود دنیا را زیر سلطه قدرت و تمدن خود قرار دادند، در برابر ضربههای کوچکتری نابود شدند و اصالت خود را از دست دادند. اما دین اسلام همه این حملهها را ناکام کرده و حریفان خود را در کارزار اندیشه شکست داده است و هنوز هم دینامیسم و اصالت خود را حفظ کرده است.
جریانها و فرقههای گوناگون باطنیگرایی [در چند سده اول اسلامی]، خطر بزرگی در برابر روح بیآلایش اسلام و باورهای ناب آن بودند. سپس حملههای صلیبیان و پس از آن یورش مغولان و تاتارهای وحشی ـ با آن هجوم ملخوار و فراگیرشان ـ همچون صاعقهای بر پیکر اسلام فرود آمدند، که اگر این یورشها بر آیین دیگری صورت میگرفت، لاجرم از صفحه هستی محو میگشت و یاد آن افسانهای تاریخی تلقی میگشت؛ اما اسلام همه حملههای داخلی و خارجی را تحمل کرد و نه تنها کیان خود را حفظ کرد، بلکه با تجدید و احیایی دوباره، حرکتش را از سر گرفت و در میدانهای علم، اندیشه و سیاست به موفقیتهای تازهای دست یافت.
اسلام در طول تاریخ بلندش در بوته آزمایشها و تجربههای تلخ قرار گرفته و با تأثیرات، انقلابها و مقاومتهای داخلی و خارجی مواجه بوده است. بارها هدف تحریفهای افراطیان، تأویلهای بیمورد جاهلان و ادعاهای باطلپرستان قرار گرفته است. بدعتها و اندیشههای بیگانه، رسمهای شرکآمیز و جاهلی از طریق اقوام تازهمسلمان، و تقلید کورکورانه و جهل به آن راه یافته و شایع گردیده است.
از عهد اموی [با گسترش قلمرو جهان اسلام از هر طرف] به مادیگرایی و راحتطلبی و خوشگذرانی گرفتار شد. سپس از عهد عباسی با الحاد و بددینی و فلسفههای عجمی [شرقی و غربی] دچار گردید و عقلگرایی به آن راه یافت، چنانکه بسیاری گمان میکردند اسلام در برابر آنها سر فرود خواهد آورد، اما اسلام هرگز تسلیم نشد و روح اسلامی شکست نخورد و وجدان امت اسلامی تن به سازش نداد، بلکه در هر عصر و در هر سرزمینی افرادی به پا خاستند که نقاب از چهره فریبنده توطئهگران برداشتند، غبارهای جهل و گمراهی را زدودند، حقیقت اسلام و دین خالص را آشکار نمودند، در برابر بدعتها و خرافات و اندیشههای بیگانه و دخیل، ایستادگی کردند، از حریم سنت نبوی دفاع نمودند، به رد عقاید باطل و رسوم شرکی پرداختند، بر پیکر مادیگرایی و خودخواهی، ضربه کشندهای وارد کردند، حرف حق را در برابر حکام و دولتمردان ستمگر و مستبد، ابراز داشتند، سلطه عقلگرایی را از بین بردند، در اسلام نیرو و روح تازهای دمیدند و در بین مسلمانان ایمان و یقین تازهای به وجود آوردند.
این افراد از نظر اندیشه، دانش، اخلاص و معنویت، نابغه و دارای شخصیتهای نیرومند و جذاب بودند که با دست توانای خود، تاریکیها و جهل و گمراهی را میزدودند و حق و حقیقت را آشکار میکردند. وجود این مصلحان آن هم به صورت مستمر و پیوسته، ثابت میکند که دین اسلام آیینی است که خداوند آن را برای ارشاد و راهنمایی بشر برگزیده و حفاظت از آن را خود بر عهده گرفته است و رهبری جهان و جانشینی پیامبران را بر عهده این امت نهاده است.
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (8 خرداد 1405) در مراسم نماز جمعه زاهدان، اوضاع اقتصادی و…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (6 خرداد 1405) در مراسم عید سعید قربان زاهدان، با اشاره…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید در مراسم نماز جمعه زاهدان (1 خرداد 1405)، مراسم حج را «اجتماع…
شیخالاسلام مولانا عبدالحميد در مراسم نماز جمعه زاهدان (25 اردیبهشت 1405)، با استناد به سورۀ…
سیوپنجمین همایش تجلیل از دانشآموختگان و حافظان قرآن دارالعلوم زاهدان پنجشنبه (24 اردیبهشت 1405) با…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، 18 اردیبهشت 1405 در مراسم نماز جمعه زاهدان، مشکلات معیشتی مردم را…