
در فرایند گذار و جابهجایی نسلها و انتقال خواستها، آرزوها، مطالبات و قدرت از نسلی به نسل دیگر، وجود سرمایههای اجتماعی و شخصیتهای برخاسته از متن مردم، آشنا با شرایط و دردها و آلام مردم، نکتهبین در شناخت چالشهای جامعه و البته شجاع و توانا در تحلیل و بیان خواستهای بهحق مردم، مورد احترام و مورد وثوق و مراجعه مردم که دلسوزی و دلبستگیشان به مردم و مصالح ایشان در طی زمان به اثبات رسیده باشد، امری انکارناپذیر است.

حکمرانی نو بر دو پایه باید قرار بگیرد. پایه نخست، مردمسالاری و دموکراسی است. این مردم و انتخاب مردم است که میتواند ضمن جلب رضایت عمومی، کشور را از بحرانهای پیچیده و در ظاهر بدون راهحل، عبور دهد. عمل به قانون و بازگشت به قانون اساسی، دیگر پایه “حکمرانی نو” است.

جامعه مدرسین دارالعلوم زاهدان، امروز یکشنبه (18 دیماه 1401) با صدور بیانیهای، ضمن محکومکردن اظهارات تفرقهانگیز و تحریکآمیز محمدجواد لاریجانی علیه مسجد جامع مکی زاهدان و شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، نسبت به تبعات دنیوی و اخروی اینگونه اظهارات هشدار داد.

«حمایت از مواضع شیخالاسلام مولانا عبدالحمید»، «لزوم شنیدن صدای اعتراض مردم»، «انتقاد از بازداشت فلهای جوانان در زاهدان»،«ممانعت از سفر مولان مطهری به زاهدان»، «انتصاب فردی نظامی بهعنوان استاندار سیستانوبلوچستان» و «نقش خیرخواهانۀ علما برای ملت و دولت» از مهمترین موضوعاتی هستند که خطیبان اهلسنت کشور در مراسم نماز جمعه (16 دی 1401) به آنها پرداختند.

علی اوسط هاشمی، استاندار سابق سیستانوبلوچستان در گفتوگو با رویداد۲۴، از اظهارات محمدجواد لاریجانی علیه شیخالاسلام مولانا عبدالحمید و تشبیه مسجد مکی به «مسجد ضرار» به شدت انتقاد کرد.

پروژه بردن آبروی مولوی عبدالحمید، حکایت آن ضربالمثل ایرانی است که میگوید: «تغاری بشکند، ماستی بریزد؛ جهان گردد به کام کاسهلیسان» و خب حالا که جهان به کام پروژهبگیران نظام گردیده است، حیف نیست که لاریجانیها از آن بیبهره بمانند؟ مخصوصا محمدجوادشان که رئیس ستاد حقوق بشر قوه قضائیه! بوده است. کسی که سالها ریاست چنین پارادوکسی را برعهده داشته، حالا چنان بیکار شده که به جمع پروژهبگیرهای دونپایه پیوسته و به مولوی عبدالحمید حمله کرده تا سهمی از این کاسه به او هم برسد.

نماینده مردم چابهار در مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه «فاجعه» جمعه خونین زاهدان «وجدان عمومی جامعه را جریحهدار کرده است»، از نحوه مواجهه دولت و دستگاههای مربوطه با این فاجعه انتقاد کرد.

هنوز که ستارۀ بخت لاریجانیها افول نکرده بود و کسی جرأت انتقاد از آنها را نداشت مدت مدیدی رئیس ستاد کذائی «حقوق بشر قوه قضاییه» بود و دربارۀ حقوق بشر ساکت. نمیدانم در این مسئولیت چه گلی به سر حقوق بشر زد که امروز اینگونه بیمحابا و ناپرهیزکارانه و بیملاحظه به محبوبترین رهبر اهلسنت ایران و به مقدسترین مکان علمی و مذهبی اهانت میکند.

شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، در خطبههای نماز جمعه ۱۶ دی ۱۴۰۱ با اشاره به تداوم اعتراضات در کشور پس از گذشت بیش از سه ماه، از حاکمیت خواستند به جای بازداشت و اعدام مخالفان، به تغییر سیاستها بپردازد.

آنچه مولانا عبدالحمید در مورد حقوق ایرانیان فارغ از افکار و باورها و اعتقاداتشان بیان داشتهاند، چیزی جز تأکید بر حقوق طبیعی هر انسان نیست. شایسته نیست عدهای به خاطر اختلافات سیاسی فرافکنی بکنند، حقایق را وارونه جلوه بدهند و عدالت را زیر پا بگذارند.