
سنیآنلاین| «توجه به مطالبات علمای اهلسنت»، «رسیدگی به جنایات جمعههای خونین زاهدان و خاش» «محکومیت جنایات اسرائیل در حق ملت فلسطین»، «تأکید بر نگاه فراقومی و فرامذهبی در استخدامها»، «الحاق زمینهای مردم به اراضی ملی»، »اجتناب از خیانت در امانت»، «رسیدگی به مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم»، «دلایل افزایش سرقت در جامعه»، «انتقاد از قبضهای نجومی برق در بلوچستان»، «توجه به تربیت نسل جدید» و «استفاده از فرصت روزهای پایانی ماه مبارک رمضان» از مهمترین موضوعاتی بودند که خطیبان اهلسنت کشور در مراسم نماز جمعه (25 فروردین 1402) به آنها اشاره کردند.

شیخالاسلام مولانا عبدالحمید در مراسم نماز جمعه زاهدان (۲۵ فروردین ۱۴۰۲)، از ماه مبارک رمضان و قرآن مجید بهعنوان «رحمتهای ویژۀ پروردگار» یاد کردند و بر لزوم استفاده از این دو نعمت بزرگ برای رسیدن به سعادت و خوشبختی تاکید نمودند.

شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (25 فروردین 1402) در مراسم نماز جمعه زاهدان، ضمن تشریح «اسلام اعتدالی»، از آن بهعنوان بهترین قرائت و روش از دین اسلام یاد کردند که در این قرائت اقشار و طبقات مختلف مردم به خواستهها و مطالبات خودشان بهویژه به «عدالت» و «آزادی» میرسند.

با فرارسیدن شبهای قدر، جملهٔ دعاییِ «اللّٰهُمَّ إِنَّكَ عَفُوٌّ تُحِبُّ الْعَفْوَ فَاعْفُ عَنِّى»، به صورت گسترده دستبهدست میشود و محافل واقعی و صفحات مجازی و خلوتکدههای مؤمنانِ روزهدار با آن آراسته میگردد.

مولانا سید رابع حسنی ندوی، یکی از علمای سرشناس هند و رئیس بزرگترین تشکل مذهبی و اجتماعی مسلمانان این کشور، پنجشنبه (24 فروردین 1402/ 22 رمضانالمبارک 1444) در لکنو جان به جانآفرین تسلیم کرد.

در اولین نشست خبری سخنگوی قوه قضائیه در سال 1402 که دیروز (22 فروردین) برگزار شد، موضوعات مختلف سیاسی و امنیتی داخلی و خارجی مورد بحث قرار گرفت و سخنگوی قوه قضائیه به سؤالات خبرنگاران پیرامون این مسائل پاسخ داد، ولی آنچه در این نشستِ منتسب به دستگاه قضایی مورد بیتوجهی قرار گرفت حادثۀ هشتم مهرماه 1401 در زاهدان- که با عنوان «جمعه خونین» از آن یاد میشود- بود.

کمکم طبقۀ فوقانی مسجد جامع مکی زاهدان که مکان برگزاری مراسم است، از مصیبتزدگان و داغدیدگان پر میشود. به هر طرف که چشم میچرخانیم، مجروح و خانوادۀ شهدا هست. مجروحی یک پا ندارد…یگری روی ویلچر نشسته است و تعدادی جوان او و صندلی چرخدارش را روی دستهایشان بلند کردهاند و از پلهها بالا میبرند. کودکی قاب عکس پدر شهیدش را در آغوش گرفته است و نگاهش پر از سؤال است که پدر مهربانش به چه جرمی کشته شد…

«ضیافت افطاری و دیدار مجروحان و خانوادههای شهدای جمعههای خونین زاهدان و خاش با شیخالاسلام مولانا عبدالحمید» عصر دوشنبه (21 فروردین 1402) در مسجد جامع مکی زاهدان برگزار شد.

متاسفانه برخی گمان میکنند با تزویر و دروغ میتوان واقعیتها را وارونه جلوه داد، اما زهی خیال باطل. این مردمی که بیدار شدهاند هیچ چیز فریبشان نخواهد داد.

با صدای گریه به خودم آمدم. چه خبر بود؟! دهانم از تعجب باز ماند. دخترام، خواهرام و… همه بالای سرم نشسته بودند و بر سر و صورت میکوبیدند. مگر چه شده؟ نکنه برایم اتفاقی افتاده و خودم نمیدانم. دستم را روی بدنم کشیدم. همهجای بدنم سالم بود. خواهرم دستش را بر روی صورتم کشید و سپس مرا بوسید. دست خواهرم را بوسیدم و گفتم: خواهرجان! چرا گریه میکنی؟! به خدا من زندهام، اما نشنید….