امروز :سه‌شنبه, ۱۹ خرداد , ۱۴۰۵
  • مروری بر خطبه‌های نماز جمعه اهل‌سنت کشور

    منتشر شده در تاریخ : 27 01 1402 ه.ش

    سنی‌آنلاین| «توجه به مطالبات علمای اهل‌سنت»، «رسیدگی به جنایات جمعه‌های خونین زاهدان و خاش» «محکومیت جنایات اسرائیل در حق ملت فلسطین»، «تأکید بر نگاه فراقومی و فرامذهبی در استخدام‌ها»، «الحاق زمین‌های مردم به اراضی ملی»، »اجتناب از خیانت در امانت»، «رسیدگی به مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم»، «دلایل افزایش سرقت در جامعه»، «انتقاد از قبض‌های نجومی برق در بلوچستان»، «توجه به تربیت نسل جدید» و «استفاده از فرصت روزهای پایانی ماه مبارک رمضان» از مهم‌ترین موضوعاتی بودند که خطیبان اهل‌سنت کشور در مراسم نماز جمعه (25 فروردین 1402) به آن‌ها اشاره کردند.

    ادامه...

  • رمضان و قرآن از رحمت‌های ویژۀ پروردگار هستند

    منتشر شده در تاریخ : 26 01 1402 ه.ش

    شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید در مراسم نماز جمعه زاهدان (۲۵ فروردین ۱۴۰۲)، از ماه مبارک رمضان و قرآن مجید به‌عنوان «رحمت‌های ویژۀ پروردگار» یاد کردند و بر لزوم استفاده از این دو نعمت بزرگ برای رسیدن به سعادت و خوشبختی تاکید نمودند.

    ادامه...

  • اگر «اسلام اعتدالی» اجرا می‌شد همه به حقوق‌شان می‌رسیدند و رضایت ملت حاصل می‌شد

    منتشر شده در تاریخ : 25 01 1402 ه.ش

    شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (25 فروردین 1402) در مراسم نماز جمعه زاهدان، ضمن تشریح «اسلام اعتدالی»، از آن به‌عنوان بهترین قرائت و روش از دین اسلام یاد کردند که در این قرائت اقشار و طبقات مختلف مردم به خواسته‌ها و مطالبات خودشان به‌ویژه به «عدالت» و «آزادی» می‌رسند.

    ادامه...

  • معناشناسی نام نیکِ الله، «عَفُوّ»

    منتشر شده در تاریخ : 25 01 1402 ه.ش

    با فرارسیدن شب‌های قدر، جملهٔ دعاییِ «اللّٰهُمَّ إِنَّكَ عَفُوٌّ تُحِبُّ الْعَفْوَ فَاعْفُ عَنِّى»، به صورت گسترده دست‌به‌دست می‌شود و محافل واقعی و صفحات مجازی و خلوت‌کده‌های مؤمنانِ روزه‌دار با آن آراسته می‌گردد.

    ادامه...

  • مولانا سید محمدرابع ندوی، رئیس «هیأت احوال شخصیه مسلمانان هند» درگذشت

    منتشر شده در تاریخ : 25 01 1402 ه.ش

    مولانا سید رابع حسنی ندوی، یکی از علمای سرشناس هند و رئیس بزرگترین تشکل مذهبی و اجتماعی مسلمانان این کشور، پنجشنبه (24 فروردین 1402/ 22 رمضان‌المبارک 1444) در لکنو جان به جان‌آفرین تسلیم کرد.

    ادامه...

  • جنایت جمعه خونین زاهدان؛ مسأله‌ای که در نشست خبری سخنگوی قوه قضائیه مغفول ماند

    منتشر شده در تاریخ : 23 01 1402 ه.ش

    در اولین نشست خبری سخنگوی قوه قضائیه در سال 1402 که دیروز (22 فروردین) برگزار شد، موضوعات مختلف سیاسی و امنیتی داخلی و خارجی مورد بحث قرار گرفت و سخنگوی قوه قضائیه به سؤالات خبرنگاران پیرامون این مسائل پاسخ داد، ولی آنچه در این نشستِ منتسب به دستگاه قضایی مورد بی‌توجهی قرار گرفت حادثۀ هشتم مهرماه 1401 در زاهدان- که با عنوان «جمعه خونین» از آن یاد می‌شود- بود.

    ادامه...

  • ضیافتی عاشقانه در فضایی عارفانه؛ مجروحان و خانواده‌های شهدای جمعه‌های خونین زاهدان و خاش در ضیافت افطاری مسجد جامع مکی

    منتشر شده در تاریخ : 22 01 1402 ه.ش

    کم‌کم طبقۀ فوقانی مسجد جامع مکی زاهدان که مکان برگزاری مراسم است، از مصیبت‌زدگان و داغدیدگان پر می‌شود. به هر طرف که چشم می‌چرخانیم، مجروح و خانوادۀ شهدا هست. مجروحی یک پا ندارد…یگری روی ویلچر نشسته‌ است و تعدادی جوان او و صندلی ‌چرخ‌دارش را روی دست‌هایشان بلند کرده‌اند و از پله‌ها بالا می‌برند. کودکی قاب عکس پدر شهیدش را در آغوش گرفته ‌است و نگاهش پر از سؤال است که پدر مهربانش به چه جرمی کشته شد…

    ادامه...

  • ضیافت افطاری و دیدار مجروحان و خانواده‌های شهدای جمعه‌های خونین زاهدان و خاش با شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید

    منتشر شده در تاریخ : 22 01 1402 ه.ش

    «ضیافت افطاری و دیدار مجروحان و خانواده‌های شهدای جمعه‌های خونین زاهدان و خاش با شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید» عصر دوشنبه (21 فروردین 1402) در مسجد جامع مکی زاهدان برگزار شد.

    ادامه...

  • کتمان حقیقت یا انکار واقعیت؟!

    منتشر شده در تاریخ : 21 01 1402 ه.ش

    متاسفانه برخی گمان می‌کنند با تزویر و دروغ می‌توان واقعیت‌ها را وارونه جلوه داد، اما زهی خیال باطل. این مردمی که بیدار شده‌اند هیچ چیز فریب‌شان نخواهد داد.

    ادامه...

  • «یک ساعت و پنجاه دقیقه»

    منتشر شده در تاریخ : 21 01 1402 ه.ش

    با صدای گریه‌ به خودم آمدم. چه خبر بود؟! دهانم از تعجب باز ماند. دخترام، خواهرام و… همه بالای سرم نشسته بودند و بر سر و صورت می‌کوبیدند. مگر چه شده؟ نکنه برایم اتفاقی افتاده و خودم نمی‌دانم. دستم را روی بدنم کشیدم. همه‌جای بدنم سالم بود. خواهرم دستش را بر روی صورتم کشید و سپس مرا بوسید. دست خواهرم را بوسیدم و گفتم: خواهرجان! چرا گریه می‌کنی؟! به خدا من زنده‌ام، اما نشنید….

    ادامه...