- سنی آنلاین - https://sunnionline.us/farsi -

اسلام؛ آیین اعتدال و میانه‌روی

خداوند متعال می‌فرماید: «وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا» این آیه یکی از اساسی‌ترین ویژگی‌های امت اسلامی را بیان می‌کند؛ امتی که وظیفه دارد پیام الهی را به همه انسان‌ها برساند و با عدالت، اعتدال و انصاف، گواه حق بر جهانیان باشد. از همین رو «وسطیت» یا میانه‌روی، تنها یک فضیلت اخلاقی نیست، بلکه روح حاکم بر همه آموزه‌های اسلام است.
با نگاهی به عقاید، احکام، اخلاق، عبادات و نظام اجتماعی اسلام، به‌روشنی درمی‌یابیم که این دین در همه عرصه‌ها راه اعتدال را برگزیده و پیروان خود را از افراط و تفریط برحذر داشته است. قرآن کریم اسلام را «صراط مستقیم» معرفی کرده است؛ راهی راست که انسان را به مقصدی نیکو می‌رساند و سعادت دنیا و آخرت را برای رهروان خود به ارمغان می‌آورد.
در این نوشتار، برخی از جلوه‌های این اعتدال و میانه‌روی در عرصه‌های گوناگون زندگی را مرور می‌کنیم.

میانه‌روی اسلام در مسائل اعتقادی
نخستین و بنیادی‌ترین جلوه اعتدال اسلام در حوزه ایمان و اعتقاد آشکار می‌شود؛ زیرا هرگونه انحراف در اندیشه، منشأ انحراف در رفتار و سبک زندگی خواهد بود. اسلام پیش از هر چیز، انسان را به اعتقادی فرامی‌خواند که بر پایه‌ی حقیقت، عقل و وحی استوار است.
اساس ایمان در اسلام، باور به وجود پروردگاری یگانه، ازلی، بی‌نیاز و بی‌همتاست؛ خدایی‌که آفریننده آسمان‌ها و زمین و صاحب تمام صفات کمال است و هیچ شریک و همتایی ندارد.
اگر این حقیقت را قله هدایت بدانیم، در یک سوی آن اندیشه شرک قرار دارد؛ کسانی‌که برای خدا شریکانی قائل می‌شوند، بت‌ها و معبودهای گوناگون ساختند و مخلوق را در جایگاه خالق نشاندند. در سوی دیگر، اندیشه الحاد و مادی‌گرایی قرار گرفته است؛ نگرشی که وجود خداوند را انکار می‌کند و پیدایش جهان را تنها بر پایه ماده و قوانین طبیعت تفسیر می‌کند.
اسلام در میان این دو انحراف، راه حق را برگزیده است؛ راهی که نه به دام شرک می‌افتد و نه به ورطه انکار خدا می‌غلتد، بلکه با دلایل روشن و عقلانی، انسان را به ایمان به خدای یگانه، مالک آسمان‌ها و زمین و توانا بر هر چیز فرا می‌خواند.

میانه‌روی اسلام در اخلاق
اخلاق اسلامی بر مدار میانه‌روی شکل گرفته است؛ به گونه‌ای که هر فضیلت اخلاقی، حدّ اعتدال میان دو انحراف، یعنی افراط و تفریط به‌شمار می‌آید. ازاین‌رو، اسلام نه انسان را به سستی و انفعال فرا می‌خواند و نه خشونت، تندروی و بی‌رحمی را فضیلت می‌شمارد؛ بلکه او را به اخلاقی دعوت می‌کند که در آن، عدالت با رحمت، قاطعیت با مدارا و حق‌طلبی با احسان در کنار یکدیگر معنا می‌یابند.
با نگاهی به تاریخ اندیشه‌ها و تمدن‌های بشری، می‌توان دریافت که بسیاری از مکاتب اخلاقی، در یکی از دو سوی افراط یا تفریط قرار گرفته‌اند. گروهی تسلیم و انفعال را فضیلت دانسته‌ و انسان را به تحمل هرگونه ظلم و تجاوز فراخوانده‌اند؛ چنان‌که گاه شعارهایی از قبیل «اگر بر گونه راستت سیلی زدند، گونه چپ را نیز پیش آور» به‌عنوان نهایت فضیلت اخلاقی معرفی شده است و اسلام را به خشونت در برخورد با دیگران متهم می‌کنند. اما واقعیت عملکرد تاریخی آنان چیز دیگری را نشان می‌دهد؛ از دادگاه‌های تفتیش عقاید در اروپا گرفته تا استعمار غرب و شرق و جنگ‌های وحشیانه‌ای که با انگیزه‌های دینی و با هدف نابودی فیزیکی مسلمانان و دیگر ملت‌ها به راه افتاده‌اند، گواهی روشن بر حقیقت اخلاقی‌شان است.
در مقابل، گروه دیگری نیز وجود دارند که سیاست سلطه، اشغال و بهره‌کشی خود را بر اصل نابودی جمعی دشمنان، بنا نهاده‌اند و با این هدف که همه‌چیز را در انحصار خود درآورند، دیگران را به بندگی و استبداد می‌کشند.
اسلام در برابر این دو رویکرد، راهی بر پایه‌ی اعتدال، رحمت و عدالت ارائه می‌دهد. اسلام نه مسلمان را به ذلت، تسلیم و پذیرش ظلم فرا می‌خواند و نه به او اجازه می‌دهد که از مرز عدالت فراتر رود و به ظلم و تجاوز آلوده شود…

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی “احناف خواف”