- سنی آنلاین - https://sunnionline.us/farsi -

معضل گروگانگیری و باج‌خواهی؛ وقتی کارد به استخوان می‌رسد

بخشی از سخنان دیروز (9 مرداد 1405) مولانا عبدالحمید در خطبه‌های جمعه از جنس هشدار و فریاد جامعه‌ای نگران از فروریختن احساس امنیت بود.

امنیت، نخستین حق هر شهروند و بنیادی‌ترین وظیفۀ هر حکومت است. هیچ جامعه‌ای بدون امنیت، نه فرصت توسعه می‌یابد، نه امید به آینده را حفظ می‌کند و نه اعتماد عمومی را در خود زنده نگه می‌دارد.

وقتی امام‌جمعۀ اهل‌سنت زاهدان با صراحت از گسترش گروگان‌گیری، باج‌خواهی و احساس رهاشدگی منطقه سخن می‌گوید، در واقع از بحرانی می‌گوید که فراتر از یک دغدغۀ محلی، به یکی از اساسی‌ترین وظایف دولت بازمی‌گردد.

پرسش‌های ایشان ساده اما سنگین است: چگونه ممکن است در روز روشن شهروندان ربوده شوند؟ چگونه ممکن است خانواده‌ها ماه‌ها از سرنوشت عزیزان خود بی‌خبر بمانند؟ و چرا با وجود امکانات گستردۀ امنیتی، عاملان این جرائم همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند؟ این پرسش‌ها، تنها پرسش ایشان نیست؛ پرسش بسیاری از مردمی است که امنیت را نه در آمارها، بلکه در زندگی روزمرۀ خود می‌سنجند.

تأکید مولانا عبدالحمید بر اینکه اگر اراده‌ای جدی وجود داشته باشد، شناسایی و دستگیری گروگان‌گیران دشوار نیست، بیش از آنکه یک ادعای امنیتی باشد، مطالبه‌ای برای پاسخگویی است. جامعه از مسئولان انتظار معجزه ندارد؛ انتظار دارد مسئولیت بپذیرند، پاسخگو باشند و برای بازگرداندن امنیت، اقدام مؤثر انجام دهند.

اما شاید مهم‌ترین بخش سخنان ایشان، آنجا بود که از سپردن نقش بیشتر به مردم در تأمین امنیت سخن گفت؛ پیشنهادی که با یادآوری تجربه‌های سال‌های نخست انقلاب همراه شد. فارغ از اینکه این پیشنهاد تا چه اندازه از منظر حقوقی، اجرایی یا امنیتی قابل تحقق باشد، نفْسِ طرح آن حامل پیامی روشن است: هنگامی که شهروندان احساس کنند امنیت‌شان به‌درستی تأمین نمی‌شود، طبیعی است که به فکر راه‌های جایگزین برای حفاظت از جان و مال خود بیفتند. این، زنگ خطری است که نباید از کنار آن به سادگی گذشت.

وقتی این بخش از سخنان مولانا عبدالحمید را می‌شنیدم، ناخودآگاه این ابیات ماندگار سعدی در ذهنم تداعی می‌‌شد؛ ابیاتی که پس از قرن‌ها همچنان خطاب به صاحبان قدرت، طنین هشدار دارند:
تو کی بشنوی نالۀ دادخواه / به کیوان برت کلۀ خوابگاه
چنان خسب کاید فغانت به گوش / اگر دادخواهی برآرد خروش
که نالد ز ظالم که در دور تست / که هر جور کو می‌کند جور تست

سعدی مسئولیت را تنها متوجه ظالم نمی‌داند؛ او حاکمی را نیز که امکان جلوگیری از ظلم را دارد اما اقدامی نمی‌کند، در برابر دادخواهی مردم مسئول می‌شمارد. این ابیات صرفاً یک استشهاد ادبی نیست؛ تفسیری است بر مسئولیت حکمرانی.

سخنان مولانا عبدالحمید را باید در همین چارچوب فهمید؛ نه دعوت به تقابل، بلکه مطالبه‌ای صریح برای ایفای مسئولیتی که فلسفۀ وجودی حکومت‌ها بر آن استوار است. این سخنان، این اصل مهم را به حکومت‌ها و دولت‌ها گوشزد می‌کند که «امنیت» نه امتیاز، بلکه حق مسلم مردم و شهروندان است.

تاریخ نشان داده که بسیاری از بحران‌ها، نه از لحظۀ وقوع، بلکه از زمانی آغاز می‌شوند که هشدارهای دلسوزانه شنیده نمی‌شوند. امید است که این سخنان صریح مولانا عبدالحمید نیز در میان هیاهوی سیاست گم نشود و پیش از آنکه ناامنی به عادت تبدیل شود، گوش‌های شنوا و اراده‌های مسئول، پاسخ شایسته‌ای به این مطالبۀ عمومی بدهند.