رییسجمهور پزشکیان (به درستی) اعتقاد دارد نمیشود با روند فعلی مملکت را اداره کرد و برای رسیدن به توسعه واقعی میبایست «تصمیمات سخت» گرفته شود. او در عین حال نگران است عدهای به خاطر این تصمیمات سخت، زیر دست و پا له شوند.
مسعود پزشکیان این سخن را به تازگی در جلسه شورای عالی استانها گفته است: «همه باید با یکدیگر کمک کنیم چراکه نمیشود با روند فعلی مملکت را اداره کرد؛ باید تصمیم سخت بگیریم و در این تصمیم نیز اجازه ندهیم کسانی که محروم و فقیر هستند زیر دست و پای ما له شوند. باید مواظب باشیم تا آنها صدمه نبینند. این اصلی است که من به عنوان کسی که باید مسئولیت کشور را بر عهده بگیرم میتوانم بپذیرم که تصمیم من موجب له شدن آدمها زیر دست و پای توسعه نشود.»
اما تصمیمات سخت رئیسجمهور چه میتواند باشد. وجه اشتراک آن تصمیمات با واقعیتها و آنچه در جامعه ایران میگذرد چیست؟
آیا رئیس جمهور در مورد تصمیمات سخت، به همان چیزی میاندیشد که جامعه به آن فکر میکند؛ یا اینکه تصمیمات سخت از نگاه ایشان با آنچه در لایههای جامعه در جریان است متفاوت است؟
کشورهای جهان برای رسیدن به توسعه چه تصمیمات سختی را توانستهاند بگیرند و آیا نظام حکمرانی در ایران آمادگی و اراده پذیرش تصمیمات سخت مشابه را دارد؟
یک: تجربه داخلی
جناب رئیسجمهور؛ اگر واقعا مرد اتخاذ تصمیمات سخت هستید، تجربههای جهانی دیگر کشورها را یک بار مرور کنید. شما هرگز بدون همراهی جامعه نمیتوانید در تصمیمات سخت موفق باشید. ابتدا باید جمعیت ۶۰ درصدی و ناراضی از وضعیت کنونی را دریابید. مگر میشود بدون ۵۰ یا ۶۰ درصد جامعه که ناامید از زمین و زمان هستند، یکطرفه تصمیم سخت گرفت؟
بخش بزرگی از جامعه کنونی ایران به دلیل پارادوکسها و تناقضهای شدیدی که در پیرامون خود میبیند، نمیتواند با تصمیمات سخت شما همراهی کند.
طی سالهای گذشته تزویر و تظاهر، آنچنان جای تخصص و کارآمدی نشست که چندشخصیتی در جامعه عادی شده و بخش بزرگی از مردم برای رسیدن به هدف خود شفافیت فکری و رفتاری ندارند و نسبت به هر پدیدهای در جامعه بسیار پیچیده عمل میکنند.
جناب رئیسجمهور؛ اگر مرد تصمیمات سخت هستید ابتدا باید جامعه را همراه خود سازید. اصطکاک در جامعه ایران به شدت بالاست و شما در حالی رئیسجمهور شدهاید که جامعه با بحران بیاعتمادی روبرو است. همینطور که شما باور دارید و مدام تکرار میکنید که «نمیتوان با روند فعلی مملکت را اداره کرد…» بخش بزرگی از جامعه نیز اعتقاد دارند این وضعیت، این اقتصاد، این اخلاق و این کشور، دیگر درستبشو نیست. شما ابتدا باید طرحی نو دراندازید تا جامعهٔ بزرگ ناراضی بپذیرند مملکت را میتوان از نو ساخت.
دو: تجربههای جهانی
جناب رئیسجمهور؛ اگر واقعا مرد گرفتن تصمیمات سخت هستید، تجربههای جهانی دیگر کشورها را نیز یک بار مرور کنید. کشورهای جهان برای رسیدن به توسعه نه دوست ابدی دارند و نه دشمن ابدی. آنها هر کجا منافعشان در میان هست وارد مذاکره می شوند و تصمیمات سخت میگیرند. برای شما یک مثال در تجربه جهانی میآورم؛
به گفته دکتر سریعالقلم در سال گذشته و در مجمع جهانی اقتصاد World Economic Forum) ) معروف به داووس در میان رهبران جهان، سخنان عمومی و خصوصی نخستوزیر ویتنام بسیاری را تحت تاثیر قرار داد. او گفت که کشورش تاریخ سختی را با آمریکا و چین تجربه کرده؛ ولی در دهۀ ۱۹۹۰ هیئت حاکمه آن کشور وضعیت زندگی، منافع ملی و ثروتمندشدن ویتنام را بر تسویهحساب تاریخی با قدرتهای بزرگ ترجیح داد.
جناب رئیسجمهور؛ اگر مرد گرفتن تصمیمات سخت هستید این گوی و این میدان. آیا حاضر هستید تسویهحسابهای تاریخی با قدرت های بزرگ را کنار بگذارید و مانند ویتنام که توسط آمریکا شخم زده شد، شما نیز بر اساس منافع کشور با “کدخدا” وارد مذاکره رودررو شوید؟
سه: آزادی رسانهها و از میان برداشتن فیلترها
جناب رئیسجمهور؛ اگر مرد تصمیمات سخت هستید رسانهها را چونان نورافکنی بر تاریکیها و سایهها؛ روشن نگه دارید و فضایی آماده کنید تا شاهد نظارت مستمر رسانهها بر لایههای قدرت باشند؛ هم در دولت شما و هم بیرون از دولت شما. راستی میدانید امروز که رئیسجمهور هستید، رسانهها در ایران چه وضعیتی دارند؟
سازمان گزارشگران بدون مرز در جدیدترین گزارش خود در مورد میزان آزادی رسانهها در دنیا آمار نگرانکنندهای ارائه داده است. در ردهبندی منتشره این سازمان، نروژ جایگاه اول خود را حفظ کرد. در میان ۱۸۰ کشور، جایگاه ایران ۱۷۶ اعلام شده است. افغانستان نیز با ۲۶ پله سقوط در رتبه ۱۷۸ جای گرفته است. کشورهای اریتره، سوریه، افغانستان، کره شمالی و ایران ۵ کشور پایینی این جدول هستند.
چهار: شفافیت در بودجه و مبارزه با سهمخواهی افراطگرایان
جناب رئیسجمهور؛ اگر مرد تصمیمات سخت هستید، افراطگرایان تندرو و کسانی که در سایه هستند را روشن و اگر روشن نمیشوند، آنها را بهصورت واقعی خاموش کنید. برای این کار باید فرایند سهمخواهی گروهها و نهادها از بودجه کشور شفاف شود و مردم بدانند چه دستگاههایی بودجههای کلان دریافت میکنند و از سویی کمترین اثربخشی و پاسخگویی را دارند.
در گزارشی که ابتدای سال جاری در روزنامه شرق به نقل از کارشناسان مالی منتشر شد «فقط ۲۴ درصد از بودجه کشور شفاف است و ۷۶ درصد دیگر همچنان غیرشفاف باقی مانده است.»
به نظر میرسد بخش بزرگی از بودجه کشور به دست افراطگرایانی است که در برابر قانون نافرمانی میکنند و نکته کانونی ذهن آنها نیز قفلنمودن ساختارها و عدم شفافیت است. این گروه فضای تحول را بسیار محدود میکنند و بودجهها را تنها در راستای منافع خود میخواهند. حفظ وضع موجود مبنای سیاستورزی آنهاست و اجازه نمیدهند نوری بر تاریکخانههای آنها تابانده شود.
پنج: نهادینهکردن عقلانیت
جناب رئیسجمهور؛ اگر میخواهید تصمیمات سخت بگیرید و کشور به توسعه برسد، بطوری که «آدمها هم کمتر زیر دست و پای توسعه له شوند…» میبایست «عقلانیت» موتور محرک برنامههای شما باشد. برای این کار میبایست شهامت داشته باشید و از انسانهای بیعقل فاصله بگیرید.
کسانی که ارتباط با جهان بیرون را به معنای خدشهدار شدن استقلال کشور میدانند و قدرت درونزا را تنها عامل خوشبختی و پیشرفت جامعه قلمداد می کنند. آنها نمیدانند که کارآمدی و قدرت درونزا هم بدون ارتباط با جهان بیرونی یک امری بیهوده و آدرسی اشتباه است.
وقتی عقلانیت بر دولت حاکم میشود دیگر وزیر دولت نمی گوید «با یک میلیون هم میتوان شغل ایجاد کرد…» وقتی اپیدمی کرونا، جان میلیونها انسان را تهدید میکند؛ تصمیمات اشتباه و خلقالساعه گرفته نمیشود و انسانها را به کام مرگ نمیدهد.
جناب رئیسجمهور؛ شما اگر مرد تصمیمات سخت هستید عقلانیت را در کابینه حاکم کنید. وزیری را بگمارید که اگر اشتباه کرد، شهامت داشته باشد و بگوید من اشتباه کردم. نیازش به تایید و تمجید اصحاب قدرت نباشد و در برابر انتقادها رفتاری مدنی داشته باشد.
شش: اجرای بخشهای مغفولمانده قانون اساسی
جناب رئیسجمهور؛ اگر مرد تصمیمات سخت هستید از همه ظرفیتهای قانون اساسی استفاده کنید. برگزاری رفراندوم در موضوعات مهم جامعه یکی از همین ظرفیتهاست. این اصل مهم قانون اساسی میتواند اختیارات شما را نیز تقویت کند. بارها روسای جمهور به خاطر رسیدن به بنبستهای سیاسی اقتصادی و حتی تغییر بخشهایی از قانون اساسی، در سودای برگزاری رفراندوم و نظرخواهی از جامعه بودند اما برای اجرای این اصل از قانون نتوانستند تصمیم سخت بگیرند.
مرد تصمیمات سخت باشید. اصل ۵۹ قانون اساسی را زنده کنید و حدود اختیارات رییسجمهور را بالاتر ببرید. به گفته برخی کارشناسان «نمیشود رئیسجمهور مدیر جامعه ۸۸ میلیونی و مجری قانون اساسی و نفر دوم کشور باشد و همه مسئولیتها متوجه او باشد، اما کمتر از ۵۰ درصد از اقتصاد ملی کشور در اختیارش باشد. تا اصلاحات اساسی شکل نگیرد هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.»
هفت: استفاده از ظرفیت زنان واقلیتها
جناب رئیسجمهور؛ مرد تصمیمات سخت باش و از زنان و اقلیتهای مذهبی که ظرفیت بزرگ جامعه ما هستند در دولت و سطوح مختلف تصمیمگیری استفاده کنید. حالا دیگر مقاومت مدنی زنان جامعه ایران، یک نقطه عطفی در مطالبهگری آنها شده است.
حق زنان و اقلیتها برای حضور موثر در تصمیمسازیها و ساختار قدرت، بسیار بیش از آنی است که تا کنون شاهد بودهایم. تصمیمات سخت یعنی اینکه علیرغم فشار تحجرگرایان، توان و ظرفیت و شایستگیهای ۵۰ درصد از جمعیت کشور را نادیده نگیریم.
زنان ما به قدر انگشتان دست و بهصورت نمایشی در سطوح فرمانداری و بخشداریها بودهاند، اما هنوز نتوانستهاند استاندار شوند. آنها پس از ۴ دهه از عمر انقلاب تنها یک بار توانستند در سطح وزارت حضور پیدا کنند و در هیچ رقابت انتخابات ریاستجمهوری نیز اجازه حضور نداشتند.
نکته نگرانکننده
اما نکته نگرانکننده این داستان در جای دیگری میتواند باشد. برخی کارشناسان سیاسی نگران هستند که رئیسجمهور بدون در نظر گرفتن مولفههای مهم آمدهشده در یادداشت، تصمیمات سختی که بدان تاکید دارد را در جایی دیگر جستجو کند؛ در جایی مانند افزایش مالیات بر اقشار جامعه، چندبرابر کردن قیمت بنزین و مشتقات آن، با جبهه شرق متحدتر شدن و با غرب سر ستیز داشتن و… مواردی از این دست. اگر نظر رئیسجمهور بر «تصمیمات سخت»، چنین گزارههایی باشد، نهتنها توسعه پایدار رخ نخواهد داد، بلکه طبقه متوسط و پایین جامعه فقیرتر و زیر دست و پای توسعه له خواهند شد.
به نقل از: عصر ایران